آیا ناتو وارد جنگ اجباری آمریکا در هرمز می شود؟ این سوژه گزارش جدید الجزیره است.
به گزارش عصرایران، سایت الجزیره در گزارشی به قلم "احمد حافظ" و با تیتر " سرگردانی ناتو در هرمز؛ میان جنگی که انتخابش نکرده و متحد آمریکایی که خواهان مشارکت کامل است" نوشت: در شرایطی که تحلیلگران اتفاقنظر دارند اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) درباره تهدیدهای اصلی نظر یکسانی ندارند و اختلافها حتی به این پرسش کشیده شده که چه کسی هزینه تسلیح این ائتلاف را پرداخت کند اکنون نسبت به خطرناک بودن وضعیت کنونی در تنگه هرمز هشدار میدهند. نگرانیها زمانی بیشتر میشود که راهبردهای اعضای ناتو درباره نحوه تأمین امنیت کشتیرانی در هرمز و چگونگی برخورد با واکنشهای ایران نیز با یکدیگر تفاوت دارد.
تحلیلگران در گفتوگو با وب سایت خبری شبکه الجزیره گفتند این اختلافها در حساسترین زمان ممکن آشکار شده است؛ در حالی که اجلاس ناتو در آنکارا تلاش میکرد تصویر وحدت این ائتلاف را به نمایش بگذارد، ارتش آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد در واکنش به حملات علیه سه کشتی در تنگه هرمز، به بیش از ۸۰ هدف در ایران حمله کرده است. در مقابل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اعلام کرد در پاسخ به این حملات، دهها تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داده است.

در حاشیه همین اجلاس نیز دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، روز چهارشنبه احتمال انجام حملهای تازه به ایران در همان شب را رد نکرد و گفت: «حمله ما به ایران ممکن است بسیار بزرگ باشد.» او همچنین تهدید کرد ممکن است جزیره خارک ایران را تصرف کند، تأسیسات برق و آب را نابود سازد و محاصره دریایی را دوباره برقرار کند.
در میانه این تنش، دو پرسش اساسی نیز مطرح شد که از خود جنگ کماهمیتتر نیستند:
چه کسی هزینه ناتو را خواهد پرداخت؟ آن هم در شرایطی که ترامپ همچنان برای رساندن بودجه دفاعی اعضا به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی اعمال فشار می کند.
پس از هر دور تشدید تنش میان آمریکا و ایران و با توقف انتقال ۲۰ درصد نفت جهان از تنگه هرمز، کدام کشورها ناوهای خود را به آبهای پرتنش هرمز اعزام خواهند کرد؟
مارک روته، دبیرکل ناتو، بخشی از این بحث و جدل را با اعلام حمایت از پاسخ نظامی آمریکا به ایران پایان داد و تأکید کرد کشورهای عضو ناتو آماده اعزام ناوهای مینروب به تنگه هرمز هستند.
اما این موضعگیری واقعیت دیگری را پنهان نکرد؛ اینکه ناتو اکنون با آزمونی روبهرو شده که برای آن آماده نبود: چگونه میان جنگی که خود مایل به ورود به آن نیست و متحد آمریکایی که چیزی کمتر از مشارکت کامل را نمیپذیرد، تعادل برقرار کند؟
چهار تحلیلگر با دیدگاههای متفاوت، دیوید دی روش، مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)، اسکات لوکاس، استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه بیرمنگام، سرتیپ محمد عبدالواحد، کارشناس امور راهبردی و امنیت دریایی، و رضا غبیشاوی، پژوهشگر مسائل ایران و خلیج فارس، اتفاقنظر دارند که ناتو امروز برای مقابله با مجموعهای از تهدیدهای مختلف آماده میشود، اما درباره اولویت این تهدیدها میان اعضای آن اجماع وجود ندارد.
"دیوید دی روش" مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) گفت که از نگاه او روسیه همچنان تهدید اصلی است که ناتو برای مقابله با آن بسیج شده و سایر تهدیدها در مقایسه با آن در درجه دوم اهمیت قرار دارند.
در مقابل، سرتیپ محمد عبدالواحد، کارشناس امور راهبردی و امنیت دریایی تحلیل متفاوتی ارائه میدهد. به گفته او، در نگاه ترامپ، چین و منطقه اقیانوس آرام در صدر اولویتها قرار دارند، پس از آن دفاع از خاک آمریکا و سپس تقسیم هزینهها مطرح است، زیرا ترامپ نمیخواهد هزینه جنگها را به تنهایی بپردازد. از دید او، روسیه تنها «تهدیدی قابل مدیریت و مهار» به شمار میرود.

به گفته عبدالواحد، این در حالی است که اروپا، جنگ اوکراین را مهمترین اولویت امنیتی و حیاتی خود میداند و حمایت از جناح شرقی ناتو در برابر روسیه را موضوعی میبیند که امکان تأخیر در آن وجود ندارد.
اسکات لوکاس، استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه بیرمنگام نیز معتقد است اختلاف واقعی نه میان اروپا و آمریکا، بلکه میان اروپا و «اردوی ترامپ» است؛ جریانی که دیگر به معنای واقعی کلمه متحد محسوب نمیشود، زیرا ترامپ «به اصل اتحاد با هیچ طرفی باور ندارد».
به همین دلیل، این استاد علوم سیاسی به کشورهای اروپایی توصیه میکند توان دفاعی مستقل خود را توسعه دهند و در عین حال ارتباط با ارتش و دستگاه اطلاعاتی آمریکا را حفظ کنند، نه اینکه به طور کامل به دولتی تکیه کنند که به گفته او «نمیتوان روی آن حساب باز کرد.»
بیانیه پایانی اجلاس ناتو در آنکارا تلاش کرد این اختلافها را آشکار نکند و بر ادامه توسعه توانمندیهای نظامی ناتو، سامانههای دفاع هوایی و موشکی و نیز ادامه حمایت از اوکراین از طریق اختصاص ۷۰ میلیارد یورو کمک نظامی در سال ۲۰۲۶ تأکید کرد.
اما عبدالواحد معتقد است این اجماع ظاهری، اختلافات واقعی را پنهان نمیکند، هرچند این اختلافها هنوز به مرحله شکاف کامل نرسیدهاند، زیرا دو طرف تلاش میکنند از طریق سازگاری متقابل، نه تعیین قطعی اولویتها، با آنها کنار بیایند.
آمارهای ناتو نشان میدهد میان اعضا درباره میزان مشارکت در هزینههای دفاعی شکاف بزرگی وجود دارد. پیشبینی میشود تنها پنج عضو در سال ۲۰۲۶ به هدف اختصاص ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی به بودجه دفاعی رسیده اند، در حالی که برخی کشورهای عضو همچنان در سطح حدود دو درصد باقی خواهند ماند و حتی انتظار میرود بودجه دفاعی سه کشور از همین سطح نیز کمتر شود.
پیش از آغاز اجلاس ناتو در پایتخت ترکیه، "مارک روته" نموداری با عنوان «تریلیون ترامپ» ارائه کرد تا نشان دهد افزایش هزینههای دفاعی اروپا از سال ۲۰۱۷ تاکنون به حدود یک تریلیون دلار نزدیک شده است. اما ترامپ به این ارقام بسنده نکرد و از متحدان خواست هزینههای دفاعی خود را به پنج درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهند تا وابستگی اروپا به نیروهای آمریکایی کاهش یابد.
دیوید دی روش تحقق این هدف را بسیار دشوار میداند؛ نه فقط به دلیل کمبود اراده سیاسی، بلکه به این علت که اروپا طی چندین دهه سرمایهگذاری کافی در بخش دفاع نداشته و در عین حال دارای نظامهای گسترده رفاه اجتماعی است که کاهش بودجه آنها هزینه سیاسی و انتخاباتی سنگینی خواهد داشت.

عبدالواحد نیز معتقد است رویکرد ناتو نسبت به ترامپ، رویکردی عملگرایانه و مبتنی بر سازگاری است. به گفته او، این ائتلاف میکوشد منافع آمریکا را حفظ کند، اما در عین حال کاملاً در مسیر خواستههای ترامپ قرار نگیرد و دبیرکل ناتو نیز نقش «پل ارتباطی» را ایفا میکند؛ از یک سو علناً از ترامپ تمجید میکند و از سوی دیگر، بیسروصدا اعضا را به افزایش بودجه دفاعی تشویق میکند.
لوکاس نیز معتقد است اعضای ناتو در این پرونده سیاستی دوگانه در پیش خواهند گرفت؛ روته و رجب طیب اردوغان علناً از ترامپ تمجید میکنند، در حالی که برخی کشورهای دیگر با وعده افزایش بودجه دفاعی، خود را مسئولیتپذیر نشان میدهند، اما حاضر نیستند به طور کامل به هدف پنج درصدی تن دهند؛ هدفی که از نظر بسیاری در کوتاهمدت از نظر سیاسی و اقتصادی دستنیافتنی است.
چهار تحلیلگر درباره اهمیت تنگه هرمز اختلافی ندارند، اما اختلاف آنها درباره نحوه برخورد با این آبراه است. تا قبل از بحران اخیر، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می کرد؛ موضوعی که توضیح میدهد چرا ۱۳۵ کشور از قطعنامه سازمان ملل برای بازگشایی تنگه و محکوم کردن اقدامات ایران حمایت کردهاند. اما این اجماع درباره اهمیت هرمز، هنگام تصمیمگیری درباره اقدام عملی به اختلافی آشکار تبدیل میشود.
مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا معتقد است اروپا وابستگی حیاتی به هرمز در زمینه انرژی و تجارت دارد، اما این موضوع را مسئلهای نمیداند که بتواند به تنهایی آن را حل کند، زیرا جنگ بدون مشورت با اروپا آغاز شده و این قاره نیز نمیخواهد بخشی از ائتلافی ضدایرانی باشد.
در مقابل، رضا غبیشاوی معتقد است تحولات میدانی از هماکنون آغاز شده و فرانسه و بریتانیا «آرام و بدون هیاهوی رسانهای» در حال تشکیل ائتلافی نظامی برای باز نگه داشتن تنگه هرمز هستند؛ اقدامی که از نظر عملی به معنای «ورود به رویارویی نظامی با ایران» است زیرا تهران مدیریت تنگه را موضوعی کاملاً حاکمیتی میداند و هرگونه دخالت خارجی را رد میکند.
همین موضوع نیز به سرعت آشکار شد؛ زمانی که ماکسیم پروو، وزیر خارجه بلژیک، به الجزیره گفت کشورش در حال آمادهسازی برای اعزام ناوهای مینروب به هرمز در چارچوب مأموریتی به رهبری بریتانیا و فرانسه است. این اظهارات همزمان با اعلام حمله ارتش آمریکا به بیش از ۸۰ هدف ایرانی و پاسخ سپاه پاسداران با هدف قرار دادن تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین و کویت مطرح شد.

غبیشاوی همچنین هشدار میدهد که تناقض اروپا میان مخالفت با ورود به جنگ و اصرار آن بر باز نگه داشتن تنگه هرمز، ممکن است شرایطی از بیثباتی ایجاد کند که در نهایت به رویارویی ناخواسته منجر شود.
اسکات لوکاس نیز با این هشدار موافق است، اما شرط مهمی را مطرح میکند: تا زمانی که آتشبسی دائمی برقرار نشود و خطر ازسرگیری درگیریها از میان نرود، اعزام نیروهای اروپایی به هرمز امکانپذیر نیست؛ شرایطی که پس از حملات روز گذشته هنوز فراهم نشده است.
در مقابل، کارشناس مسائل راهبردی و امنیت دریایی پیشبینی میکند سقف مشارکت اروپا در این مرحله، ارائه حمایتهای لجستیکی و اطلاعاتی باشد و نه ورود مستقیم به جنگ؛ زیرا بیشتر کشورهای اروپایی این جنگ را متعلق به خود نمیدانند و همچنان راهحل دیپلماتیک را ترجیح میدهند.
در حالی که اروپا با احتیاط به سمت هرمز حرکت میکند، تهران هشدار داده است که به هرگونه مشارکت خارجی پاسخ خواهد داد. علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران، روز سهشنبه اعلام کرد: «تحرکات آمریکا منطقه را به سوی آتش خواهد کشاند» و تأکید کرد: «محور مقاومت در برابر این ماجراجوییها ساکت نخواهد ماند و دستش روی ماشه است.»
رضا غبیشاوی این تهدید را جدی ارزیابی میکند و هشدار میدهد ایران ممکن است مستقیم شناورهای اروپایی را هدف قرار دهد یا عملیات خود علیه نیروهای اروپایی در منطقه را از طریق گروههای همپیمان گسترش دهد. حتی ممکن است منافع اقتصادی بزرگ اروپا در کشورهای حوزه خلیج فارس از انرژی گرفته تا هوانوردی، فناوری و سایر بخشها را نیز در صورت احساس تهدید علیه امنیت خود، «اهداف مشروع» تلقی کند.
او همچنین معتقد است این گسترش احتمالی درگیری میتواند با سناریویی بزرگتر همراه باشد؛ اینکه ترامپ بهتدریج حضور مستقیم آمریکا در بحران هرمز را کاهش دهد و در مقابل، نقش اروپا را پررنگتر کند؛ رویکردی که با اظهارات او مبنی بر اینکه واشنگتن به اندازه اروپا به تنگه هرمز نیاز ندارد، همخوانی دارد.

عبدالواحد نیز تا حد زیادی با این ارزیابی همسو است. او حملات اخیر را «قابل پیشبینی» میداند و معتقد است این حملات برای فرسایش توان نظامی ایران ادامه خواهد یافت، اما تأکید میکند همزمانی آنها با برگزاری اجلاس ناتو، پرونده هرمز را به موضوعی بسیار حساس تبدیل کرد؛ گویی ترامپ میخواست درست در لحظهای که اروپا تلاش میکرد وحدت ناتو را به نمایش بگذارد، بار دیگر دستور کار واقعی خود را به متحدانش یادآوری کند.
در نتیجه این پرسش مطرح میشود که آیا ترامپ موفق شده است ناتو را به سمت رویاروییای بکشاند که این ائتلاف تمایلی به آن نداشت؟
غبیشاوی با احتیاط پاسخ میدهد: «تا حد زیادی بله»، و این ارزیابی را بر پایه حمایت علنی مارک روته از حملات آمریکا و آمادگی ناتو برای اعزام ناوهای مینروب به هرمز مطرح میکند.
اما عبدالواحد نگاه متفاوتی دارد. به باور او، این موفقیت صرفاً تاکتیکی است، نه راهبردی؛ زیرا ناتو از همان ابتدا با ورود به عملیات نظامی علیه ایران مخالفت کرده و هرگونه مشارکت احتمالی آینده نیز به حمایتهای لجستیکی و اطلاعاتی، دور از میدان نبرد مستقیم، محدود خواهد ماند.
میان این دو ارزیابی، تنها یک واقعیت قطعی به چشم میخورد: ناتو وارد مرحلهای از آزمون بیسابقه شده است؛ مرحلهای که با تهدیدهایی دارای اولویتهای متفاوت، بحران حلنشده تأمین مالی و تنگهای همراه است که هر روز بیش از گذشته به صحنهای ملتهب تبدیل میشود.
در حالی که ترامپ از حملهای «بزرگ» در همان شب سخن میگوید و تهران هشدار میدهد هرگونه حمایت از واشنگتن «هدفی مشروع» خواهد بود، ناتو بر آستانه مشارکتی ایستاده که هنوز هیچکس نمیداند چگونه آغاز خواهد شد و چگونه به پایان خواهد رسید.