به گزارش همشهریآنلاین، تارنمای تحلیلی «ام.اس.ناو» در گزارشی به قلم «نیکولاس گراسمن»، استاد علوم سیاسی دانشگاه ایلینوی، با تحلیل از تجاوزات آمریکا علیه ایران، سناریوی تجاوزگری کاخ سفید را یک شکست تمامعیار توصیف کرده و نوشت: دونالد ترامپ جنگی را که خود آغاز کرده بود، باخت و اکنون در تلهای خودساخته گرفتار آمده است.
ادعای پیروزی در برابر واقعیت میدان
این رسانه آمریکایی با اشاره به تجاوزات اخیر که پس از امضای تفاهمنامه میان دو طرف در ماه ژوئن رخ داده است، مینویسد: «نقطه کانونی مناقشه، تنگه هرمز است؛ شاهراهی حیاتی برای تجارت بینالملل که ایران در واکنش به حمله اولیه آمریکا و اسرائیل در فوریه، آن را مسدود کرد. تفاهمنامه مذکور که ثمره استیصال واشنگتن برای بازگشایی این آبراه بود، در ازای وعده ایران برای "اتخاذ تمهیدات لازم جهت عبور امن کشتیهای تجاری" منافع اقتصادی در اختیار تهران قرار داد، اما ایران همواره بر کنترل حاکمیتی خود بر تنگه هرمز و دریافت عوارض عبور و مرور تأکید داشته است.»
نگارنده این مطلب تصریح میکند در حالی که ترامپ طوری رفتار کرد که گویی تنگه کاملا بازگشایی شده و همه چیز به سرعت به وضعیت پیش از جنگ بازگشته، اما واقعیت چیز دیگری است. حتی در اوج تردد پس از تفاهمنامه، میزان عبور و مرور به کمتر از نیمی از میانگین روزانه قبل از جنگ رسید. ایران به کشتیها اعلام کرده بود از آبهای ساحلی آن عبور کنند و در «سازمان تنگه خلیج فارس» ثبتنام کنند، در حالی که آمریکا کشتیها را به عبور از ساحل عمان ترغیب میکرد.
به نوشته «ام.اس ناو» اما در ادامه، عهدشکنی آمریکا منجر به رویارویی نظامی مستقیم شد؛ جایی که ایران برای تثبیت حاکمیت خود شلیک هشدار انجام داد و آمریکا اقدام به تجاوز نظامی کرد و چرخه پاسخ تلافیجویانه ایران را موجب شد.
شکافی عمیق میان توهم و واقعیت؛ صلح غیرممکن شد
ام.اس.ناو با تأکید بر اینکه مشکل اصلی، شکاف عمیق میان واقعیتهای میدانی، متن تفاهمنامه و خیالپردازیهای ترامپ است، هشدار میدهد: «ساختار دولت آمریکا به دلیل تلاش برای جا زدن این توهم بهعنوان حقیقت، به کلی دچار انحراف شده و این امر صلح را غیرممکن ساخته است.»
نگارنده این تحلیل اعتراف میکند: «آمریکا در جنگی که ترامپ شروع کرد شکست خورد. واشنگتن نه به هدف اعلامشده خود یعنی تغییر نظام و تسلیم بیقیدوشرط ایران دست یافت، نه توانست ایران را به پذیرش محدودیتهای هستهای سختگیرانه وادار کند و نه به لحاظ نظامی توانست از بستن تنگه هرمز توسط ایران جلوگیری کند. تفاهمنامه امضا شده، چیزی جز سند تسلیم آمریکا نیست، چرا که عملاً شامل به رسمیت شناختن حاکمیت ایران، هیچگونه امتیاز هستهای مشخص (صرفاً وعده مذاکره در آینده) و اعطای امتیازات اقتصادی زودهنگام به تهران برای گشودن تنگهای است که اساساً پیش از جنگ نیز باز بود. با این وجود، رئیسجمهور آمریکا بیوقفه ادعای موفقیت و پیروزی میکند.»
نویسنده در نقد صریح رفتار ترامپ مینویسد: «دروغگویی، خودفریبی و بیاعتنایی به حقیقت، هر دلیلی که باشد، اصرار او بر اینکه یک شکست آشکار را پیروزی جلوه دهد، خود سبب تداوم نبرد و تعمیق آسیبهای اقتصادی آن شده است.»
چرا مسیر صلح با ترامپ مسدود است؟
این استاد دانشگاه آمریکایی دستیابی به توافق واقعی با واشنگتن تحت ریاستجمهوری دوم ترامپ را تقریباً غیرممکن توصیف کرده و دلیل آن را سابقه پیمانشکنیهای او میداند؛ این مسئله در مورد ایران دوچندان است، چرا که ترامپ بدون هیچ دلیل موجهی از برجام خارج شد و جنگی تجاوزکارانه به راه انداخت که به شهادت مقامات ارشد ایرانی، از جمله رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای انجامید.
ام.اس.ناو با اشاره به اظهارات ضدونقیض و خیالی ترامپ، از جمله ادعای بیاساس «نداشتن نیروی هوایی، دریایی و پدافند» در ایران، مینویسد: «این دروغی شاخدار و به معنای واقعی کلمه باورناپذیر است. (اگر ایران توان نظامی ندارد، پس آمریکا به چه کسی شلیک میکند؟) این نوع دروغها که شبیه به یک آزمون وفاداری استبدادی برای کادر دولتش است، شاید برای مصرف داخلی و سرپوش گذاشتن بر نوسانات بازار خوب باشد، اما کمکی به موفقیت آمریکا در برابر ایران نمیکند.»
این رسانه آمریکایی سپس به ادعای ترامپ مبنی بر کاهش قیمت نفت به دلیل آنکه ایران را «مجبور به تسلیم» ساخته اشاره کرده و افشا میکند: «این کاهش قیمت صرفا واکنش بازار به امضای تفاهمنامه و با این پیشفرض بود که آمریکا به آن پایبند میماند. اما در توهم ترامپ، او خودش را کسی معرفی میکند که با به زانو درآوردن ایران قیمتها را پایین آورد و به این ترتیب حالا فشاری برای عمل به تعهدات احساس نمیکند. نتیجه آن است که در پی درگیریهای جدید، قیمت نفت دوباره در حال افزایش است.»
تهران در موضع قدرت؛ واشنگتن بدون ایده
این گزارش تحلیلی با پیشبینی فضای آینده مناقشه مینویسد: «رئیسجمهور آمریکا به نظر میرسد ایدههای خود را تمام کرده و صرفاً در حال تکرار راهکارهایی است که قبلاً نیز شکست خوردهاند. آمریکا بار دیگر ایران را بمباران میکند، اما از آنجا که کارزار هوایی گسترده اولیه نیز نتوانست در حکومت ایران اثری گذاشته یا از بستن تنگه هرمز جلوگیری کند، هیچ دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم یک عملیات بمباران کوچکتر نیز موفق شود.»
به نوشته این تحلیلگر، در ذهنیت خیالی ترامپ این «قدرت» او بود که ایران را به پای میز مذاکره کشاند؛ قدرتی که عمدتاً در حد لفاظیهای پوشالی در تلویزیون یا شبکههای اجتماعی فهم میشود. از همین رو، او بار دیگر به توهین و تهدید روی آورده است. اما واقعیت میدانی این است که اوضاع در خلیج فارس برای آمریکا وخیم است و ایران در موضع بسیار قویتری قرار دارد. پاسخ رئیسجمهور آمریکا این است که وانمود کند خلاف این واقعیت صادق است. تا زمانی که این روند پابرجاست، این مناقشه لاینحل باقی خواهد ماند.










