به گزارش ورزش سه، اگر این امکان وجود داشت که تاریخچه باشگاه پرسپولیس را در قالب یک کتاب منتشر کنیم، احتمالاً صفحات مربوط به سال ۸۸ تا ۹۳ و ۹۴ به رنگ سیاه، در دست چاپ قرار میگرفت. دورانی که اگرچه پرسپولیس حتی دو جام حذفی را به کلکسیون افتخارات خود اضافه کرد، اما آنقدر تیمی ضعیف، ناکارآمد و کمستاره بود که حتی به ندرت در نیمفصل دوم جایی در بین مدعیان قهرمانی داشت و اغلب در فصل پاییز و زمستان، تکلیف فصل مذکور برای آنها مشخص میشد. اسکواد کمستاره، به دور از جذابیت و ضعیف پرسپولیس با تغییرات متوالی روی نیمکت و البته حواشی وحشتناک و غیر قابل توصیف. بازیکنان متوسطی که میآمدند و میرفتند و حتی کسری از توجهات و علاقه هواداران پرسپولیس را به خود جلب نمیکردند. استادیوم آزادی معمولا در بهترین حالت با حضور ۱۰ الی ۲۰ هزار هوادار همراه بود، دربیهای کم حادثه و روزهایی که حالا به شوخی عنوان میشود که تماشای فوتبال اروپا در اولویت هواداران پرسپولیس قرار گرفته بود.
اما در تابستان سال ۹۲ و در شرایطی که چند ستاره پرسپولیس از جمله کریم انصاریفر، محمد قاضی، مهدوی مهدوی کیا و چند نفر دیگر از این تیم جدا شدند، اخبار کم اهمیتی در آن مقطع مانند جذب امید عالیشاه از نفت تهران توسط علی دایی منتشر شد. بازیکنی با استایل ترکهای و یک صورت یخزده و کم احساس که در بدو ورود، توجه کمتر کسی را به خود جلب کرد. عصر یک روز مردادی اما وقتی کار پرسپولیس تحت هدایت علی دایی در تهران مقابل ملوان گره خورده بود، نوبت تعویضهای سرمربی وقت پرسپولیس فرارسید و در نیمه دوم امید عالیشاه به میدان آمد. در شرایطی که حوصله حاضران در استادیوم از سبک بازی پرسپولیس سر رفته بود و همه در انتظار یک تساوی بدون گل دیگر بودند، امید عالیشاه در پشت محوطه جریمه صاحب توپ شده و در نهایت با یک ضربه زمینی به گوشه دروازه، گل برتری تیمش را به ثمر رساند.
در ادامه آن فصل کمتر شاهد حضور امید عالیشاه در ترکیب پرسپولیس بودیم و در نهایت آنها در یک فصل جنجالی، پایینتر از فولاد در رتبه دوم قرار گرفتند. اما چند ماه بعد علی دایی جای خود را به حمید درخشان داد و سریال غمانگیز تغییرات پیاپی روی نیمکت پرسپولیس استمرار یافت. اما وقتی در دربی دوم آذر ۹۳ امید عالیشاه در لحظات پایانی با یک ضربه سر موفق به گلزنی شد، کابوس عدم کسب پیروزی برابر استقلال تحت تحت هدایت امیر قلعهنویی بالاخره به پایان رسید. اما این برتری نیز دردی از پرسپولیس دوا نکرد و آن فصل نیز آنها همچنان با خاطرات رقتانگیز و وحشتناک، روزگار خود را سر کردند.

حضور برانکو اما در فوتبال ایران و روی نیمکت پرسپولیس، احتمالاً دومین تاریخ تولد در صفحه شناسنامه امید عالیشاه لقب خواهد گرفت. فصل اول حضور برانکو با زدن ۱۵ گل و ارسال شش پاس گل برای امید عالیشاه به پایان رسید؛ یک نمایش خیره کننده از بازیکنی که تبدیل به یکی از رهبران ارکستر چشمنواز و بینقص سرمربی کروات شده بود. اما یک سال بعد پرسپولیس برای قهرمان شدن و پایان طلسم ناکامی، یکی دو جین ستاره به ترکیب خود تزریق کرد و اینجا فرصت حضور امید عالیشاه در ترکیب ثابت به پایان رسید. پس او تصمیم گرفت در نیم فصل سال ۹۵ برای خدمت سربازی راهی تراکتور شده و در ترکیب جدیترین رقیب پرسپولیس برای کسب عنوان قهرمانی به میدان برود. دوران حضور کوتاه حضور امید عالیشاه در تراکتور با خاطراتی تلخ و البته یک تهمت غیر واقعی مبنی بر عدم تمایل به بازی در مقابل پرسپولیس همراه شد.

در نهایت امید عالیشاه خیلی زود به تیم محبوب خود بازگشته و فصولی تاریخی و درخشان را در ترکیب این تیم سپری کرد؛ دوبار راهیابی فینال لیگ قهرمانان آسیا، ارائه نمایش چشم نواز در ترکیب برانکو و در ادامه یحیی گلمحمدی و فتح همه عناوین و افتخارات ممکن در فوتبال ایران. اما دو بار گلزنی برابر استقلال در فصول اخیر، خامه روی کیک کارنامه امید عالیشاه برای هواداران پرسپولیس شد؛ وقتی او با یک ضربه ایستگاهی تماشایی از دشوارترین زاویه ممکن، قهرمانی در جام حذفی را برای این تیم مسجل کرده و البته چند ماه بعد با یک ضربه تماشایی از پشت محوطه، نام خود را در بین هواداران پرسپولیس محبوبتر از گذشته کرد. البته امید عالیشاه روزهای دشواری را هم در این بیش از یک دهه تجربه نکرد؛ نیمکتنشینیهای متوالی در ترکیب پرستاره برانکو، روزهایی که کمتر مورد توجه یحیی قرار داشت و البته مصدومیت های تلخ و مزمن در فصول اخیر؛ جایی که او حدود ۷۰ درصد مسابقات پرسپولیس را در سه فصل گذشته از دست داد و البته هرگاه در میدان حضور داشت، نمایشی چشمنواز و خیرهکننده از خود ارائه داد.

در حالیکه یک سال قبل اخبار حاکی از جدایی قطعی امید عالیشاه بود، او باز هم قرارداد خود را با این باشگاه تمدید و البته یک فصل متوسط را در پرسپولیس سپری کرد. جایی که حالا او قربانی انقلاب جوانگرایی مهدی تارتار شده و بعد از ۱۳ سال از تیم محبوب خود جدا خواهد شد. از اولین روزی که خبر جذب امید عالیشاه منتشر شد تا امروز، پرسپولیس بهترین دوران تاریخ خود را سپری کرده و بیتردید این ستاره ریزنقش، نقشی انکارناپذیر در رقم خوردن این دوران ایفا کرده است. بازیکنی محبوب که به ندرت رفتاری توام با حاشیه یا تندی داشت، اغلب یک بازیکن موثر و در خدمت تیم بود و البته هرگز در مورد مسائل مالی یا مواردی از این دست، با پرسپولیس به مشکل نخورد. حتی یک بار که خبر قطعی انتقال امید عالیشاه به لیگ ترکیه منتشر شد نیز خیلی زود شاهد حضور دوباره او در تمرینات بودیم و این شایعه نیز به سرعت به دست فراموشی سپرده شد.

اما یک نکته مهم: نباید فراموش کرد ورای این نریشنهای احساسی و ویدیوهای بعضاً گریهآور در فضای مجازی، این ذات و خاصیت فوتبال است که بالاخره نوبت بازی وداع با بازیکنان بزرگ و محبوب فرا میرسد. پس بیتردید باید به تصمیم کادر فنی و مهدی تارتار احترام گذاشت و هیچ ایرادی از بابت اعلام عدم نیاز به امید عالیشاه به او وارد نیست. چه بسا که دهها ستاره بزرگ دیگر نیز در تاریخ پرسپولیس با این تیم خداحافظی کردند و گریزی از این واقعه تلخ وجود نخواهد داشت.

ذات فوتبال همین قدر تلخ و بیرحم است؛ گرچه وداع با امید عالیشاه برای هواداران پرسپولیس دشوار خواهد بود، اما آنقدر خاطرات درخشان و فراموشنشدنی از او در تاریخ این باشگاه به ثبت رسیده که کمتر کسی نام امید عالیشاه را فراموش خواهد کرد. فتح شش عنوان قهرمانی در لیگ برتر، دو جام حذفی، پنج سوپرجام، دو نایب قهرمانی در آسیا و تبدیل شدن به بهترین پاسور و باسابقه ترین بازیکن تاریخ پرسپولیس، 299 بازی، 26 گل و 56 پاس گل، یک کارنامه حیرتانگیز و قابل ستایشی برای امید عالیشاه رقم زده که نام او را دوشادوش بزرگانی همانند علی پروین در تاریخ پرسپولیس قرار خواهد داد.
۱۳ سال حتی پیادهروی مستمر در پیست دومیدانی ورزشگاه آزادی نیز دشوار است، چه برسد که به عنوان یک بازیکن تحت این همه فشار و حاشیه در تیمی بزرگ و پرستاره مانند پرسپولیس، دوام بیاوری. پس احتمالاً در ساعات اخیر هواداران پرسپولیس به تمجید از امید عالیشاه پرداخته و به احترام این کریر بینظیر، ایستاده او را مورد ستایش قرار خواهند داد. بازیکنی که اگرچه نامش با القابی توام با کریخوانی با رقیب در سالهای اخیر عجین شده، اما با ما، با یک عبارت ساده و متین، دست خداحافظی خواهد داد؛ چیزی شبیه به شخصیت آرام و محجوب خودش، بدرود امید عالیشاه عزیز.

آریا فاطمیمقدم