به گزارش چهارشنبه ایرنا، تکیه گفت: یادداشت تفاهم ممکن است فعلاً از بین رفته باشد، اما میتواند به شکلی احیا شود. هم ایران و هم آمریکا در احیای کشتیرانی در خلیج فارس ذینفع هستند. ایران از فروش نفت خود سود میبرد و آمریکا نیز منافع مشابهی در تضمین ثبات بازارهای جهانی و اقتصاد خود دارد. طرفین در حال حاضر درگیر جنگ ارادهها بوده، اما همچنان پذیرای میانجیگری طرف ثالث هستند. ممکن است راهی برای خروج از درگیری پیدا شده و سپس جنبههایی از یادداشت تفاهم دوباره مطرح شوند.
در ادامه این مطلب آمده است: به عنوان مثال، تفاهمنامه نشان میدهد که ایران در مورد دریافت عوارض تردد از تنگه هرمز جدی است. بند پنجم مورد مناقشه این یادداشت ظاهراً این حق را به ایران داده است. ایران اصرار دارد که تمام تردد در خلیج فارس تابع اختیاراتش باشد و از اینکه آمریکا شروع به اسکورت تعدادی از کشتیها از طریق مسیر جنوبی نزدیک مرز عمان کرد، ناراضی بود. این موضوع ممکن است مستعد برخی توافق ها بوده و در نتیجه از یک بحران بزرگتر جلوگیری کند.
به زعم این پژوهشگر، «دولت ترامپ اهداف خود را تقلیل داده و مساله تغییر حکومت ایران کنار گذاشته شده است. مساله هستهای هنوز پابرجاست، اما با توجه به اینکه خلیج فارس در اولویت ایران قرار دارد، این مساله قابل حل است.
ری تکیه در ادامه افزود: اکنون، بیش از هر زمان دیگری، کاخ سفید به یک برنامه نیاز دارد. جنگ ایران در بین مردم آمریکا، حزب دموکرات و بسیاری از رسانهها منفور است. دولت ترامپ در توضیح انگیزهها و اهداف خود عملکرد ضعیفی داشته و تغییر دلایل آغاز جنگ و لفاظیهای اغراقآمیز، به اعتبار آمریکا آسیب رسانده است. ادعاهای رئیس جمهوری آمریکا نیز از پایان دادن به تمدن ایرانی تا عادیسازی روابط با جمهوری اسلامی در نوسان بوده است.
وی با اشاره به اینکه «کنگره با وجود اختیارات قابل توجه خود، تا حد زیادی از نقش جنگی خود کنارهگیری کرده و نباید این فرصت مهم را از دست بدهد»، افزود: کنگره میتواند با برگزاری جلسات استماع و بررسی دقیق اهداف راهبردی دولت، جنگی را که هزینههایش بر مزایایش فزونی گرفته، شفاف تر سازد. کاخ سفید حتی ممکن است برای هرگونه مصالحه برای خاتمه جنگ نوعی حمایت سیاسی به دست آورد. شاید از طریق مشارکت بیشتر کنگره، آمریکا راهی برای خروج از این جنگ بیابد.











