در فوتبال سن، فقط یک عدد است. همین حالا میبینیم در دنیا، چه فراوان ستاره های درخشانی هستند که در سن بالا، در سطح ملی و باشگاهی می درخشند. در همین تیم ملی خودمان یکی مثل رامین رضاییان بی جانشین است و دلایلش را همه میدانیم؛ زندگی حرفهای، تمرین، تغذیه درست، استراحت کافی، داشتن انگیزه و هدف، روحیه همکاری و میل به پیشرفت، همه و همه به اندازه استعداد ذاتی در بالا رفتن سطح یک فوتبالیست و ماندن در اوج تاثیر دارند.
اما در همین فوتبال، ما بازیکنانی داشتیم که قبل از ۲۷ سالگی فوتبالشان به پایان رسید. تا ۳۰ سالگی به اعتبار کارنامه درخشان و سابقه ملی یا حضور در اروپا قرارداد بستند اما پس از آن، دیگر حتی تیمهای محلی هم ایشان را نمیخواستند! نمونههای دیگر داریم که به دلیل حواشی بیشتر، قبل از ۲۵ سالگی به پایان راه رسیدند و متاسفیم که حالا در نسل فعلی، هستند بازیکنانی که با همان سرعت درخشش و مطرح شدن، محو میشوند.
خروج رضا شکاری یا یاسین سلمانی از پرسپولیس، برای هیچ کارشناسی تعجب آور نبود. در حقیقت بستن قرارداد پرسپولیس با آنها جای تعجب داشت که به کرات به آن اشاره کردهاند. هر چقدر بخواهی با هزینه در فضای مجازی برای ماندن در سطح اول تلاش کنی، باز آفتاب پشت ابر نمیماند و این خود بازیکن است که باید تصمیم بگیرد فوتبالیست بماند یا نه!
دیگران تا لب خط میتوانند به شما کمک کنند. داخل زمین، خودتان هستید و کیفیت و آمادگی که ان هم فقط با داشتن استعداد، کفایت نمی کند. در همین پرسپولیس از پیام صادقیان و محسن مسلمان تا یونس دلفی و حالا رضا شکاری یا یاسین سلمانی، بازیکنانی بودند که با اتکا به اسم بزرگ و سابقه درخشان در تیمهای پایه جذب شدند و قرار بود امید آینده باشند. یکی مثل مسلمان یا صادقیان یکی دو فصل خوب هم داشت اما چون تمرکز آنها روی فوتبال نبود، خیلی زود به پایان خط رسیدند. آنها در سایر تیمها سعی در استارت دوباره کردند اما چون فقط به استعداد اتکا داشتند و سایر ویژگی ها نبود، دیدیم که نشد.
همان روزی که سپاهان حاضر به تمدید قرارداد یاسین سلمانی ۲۳ ساله نشد، همان روزی که رضا شکاری با وجود داشتن پیشنهادات خوب و مسیر واضح پیشرفت، با یک انتخاب غلط راهی اروپا شد و آنجا نیز اسیر زرق و برق و حواشی زندگی ستاره وار، مشخص بود که فوتبال این استعدادها به پایان رسیده و دیدیم که حتی بزرگی اسم پرسپولیس هم به احیای آنها کمک نکرد.
متعصبترین هوادار پرسپولیس نمیتواند آخرین بازی خوبی که از رضا شکاری به یاد دارد را اسم ببرد. یونس دلفی پدیده دیگری بود که در ۱۷ سالگی در لیگ برتر مطرح و با همان سرعت محو شد! استعدادهای جوانی که به اسم فوتبالیست قرارداد میبندند اما در طول شبانه روز، کمترین زمان زندگی آنها به فوتبال تعلق دارد!
آنها که با پول فوتبال سراغ بیزینسهایی چون کافه داری میروند و برای رونق آن بیزینسها، تمام الزامات فضای مجازی را رعایت میکنند اما الزامات فوتبال برایشان ریالی اهمیت ندارد. سر تمرین حواسشان به بدیهیات نیست و روز مسابقه، روی نیمکت خمیازه میکشند! آنها که زندگی شبانه و زرق و برق زندگی ستاره وار تبدیل به عادتشان شده و دیگر تعلقی به فوتبال ندارند.
یک کلام ختم کلام، فوتبال خود یک تخصص و حرفه ۲۴ ساعته و کامل است که داشتن استعداد برای موفقیت در آن، کافی نیست. باید هر روز بیشتر از دیروز زحمت بکشی و در تمام لحظات تلخ و شیرین، تمرکز خود را از دست ندهی، بازیکنانی که از پول فوتبال سراغ کارهای دیگر میروند و سپس در برنامه زندگی خود، دیگر فوتبال اولویت آنها نیست، با هر میزان اسم و رسمی که دارند و در هر سنی که باشند، به پایان راه رسیدهاند و باید جای خود را به باانگیزه ها -در هر سن و ترجیحا جوان- بدهند.
بیشتر بخوانید: آقای پدیده در پرسپولیس؛ این یک سال تاخیر چه سودی برای بازیکن و فوتبال ایران داشت؟











