سرویس جهان مشرق - مرگ «لینزی گراهام» سناتور جنگطلب آمریکایی، تنها دو روز بعد از تولد ۷۱ سالگیاش، به بیش از سه دهه حضور یکی از شناختهشدهترین چهرههای حزب جمهوریخواه در سیاست آمریکا پایان داد[۱]. گراهام که از سال ۲۰۰۳ نمایندهی ایالت کارولینای جنوبی در سنای آمریکا بود و پیش از آن نیز چهار دوره در مجلس نمایندگان خدمت کرده بود، بیش از هر چیز با مواضع تند خود در سیاست خارجی، حمایت از مداخلات نظامی آمریکا در نقاط مختلف جهان و دفاع از افزایش قدرت نظامی آمریکا شناخته میشد. دفتر او اعلام کرد که وی پس از یک «بیماری کوتاه و ناگهانی» درگذشت[۲]؛ خبری که با واکنش گستردهی سیاستمداران آمریکایی و متحدان خارجی واشینگتن همراه شد[۳].
«لینزی گراهام» سناتور وقت جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی، ۲۷ آوریل ۲۰۲۶، طی یک نشست خبری در ساختمان کنگرهی آمریکا سخنرانی میکند. گراهام یکی از جنگطلبترین سیاستمداران آمریکایی بود که همیشه استفاده از نیروی نظامی آمریکا را نسبت به راهحلهای دیپلماتیک و صلحآمیز در اولویت قرار میداد. (+)
گراهام در طول دوران فعالیت سیاسی خود تنها یک قانونگذار معمولی نبود؛ او یکی از تأثیرگذارترین افراد جریان موسوم به «بازها» در سیاست آمریکا محسوب میشد[۴]. در ادبیات سیاسی آمریکا، «باز» به سیاستمداری گفته میشود که در مواجهه با بحرانهای بینالمللی، استفاده از قدرت نظامی، تحریمهای شدید و فشار حداکثری را بر راهحلهای دیپلماتیک ترجیح میدهد. این توصیف تقریباً در تمام طول زندگی سیاسی گراهام دربارهی او صدق میکرد[۵]. اگرچه او در حوزههایی مانند اصلاحات قضایی، مهاجرت و بودجه نیز فعالیت داشت، اما میراث سیاسیاش[۶] بیش از هر چیز با حمایت از جنگها، فشار بر کشورهای رقیب آمریکا، دفاع بیقیدوشرط از اسرائیل و تلاش برای تشدید سیاستهای واشینگتن علیه ایران گره خورده است.
حامیان گراهام[۷] او را سیاستمداری میدانستند که معتقد بود امنیت آمریکا تنها از طریق نمایش قدرت و حضور فعال نظامی در جهان حفظ میشود. در مقابل، منتقدان او را یکی از نمادهای سیاست خارجی مداخلهگرای آمریکا پس از جنگ سرد قلمداد میکردند؛ سیاستمداری که بارها از گزینهی نظامی، تغییر رژیم در کشورهای رقیب و افزایش تنشهای بینالمللی حمایت کرد و در شکلگیری فضای تقابلی در سیاست خارجی واشینگتن نقش مؤثری داشت. از این منظر، مرگ گراهام تنها پایان زندگی یک سناتور نبود، بلکه پایان دوران یکی از سرسختترین مدافعان استفاده از قدرت سخت در سیاست خارجی آمریکا به شمار میرود. در گزارش پیش رو بیشتر با این سیاستمدار سابق آمریکایی آشنا خواهید شد.
زندگی خانوادگی و آغاز فعالیتهای سیاسی گراهام
«لینزی اولین گراهام[۸]» (که نام کوچکش را «لیندسی» هم مینویسند)، ۹ جولای ۱۹۵۵، در شهر «سنترال» واقع در ایالت کارولینای جنوبی متولد شد. دوران کودکی او با مشکلات خانوادگی همراه بود. پدر و مادرش وقتی جوان بود در فاصلهی کوتاهی از یکدیگر درگذشتند و همین مسئله باعث شد سرپرستی خواهر کوچکترش را به عهده بگیرد؛ تجربهای که بعدها بارها از آن به عنوان یکی از دشوارترین دورههای زندگی خود یاد کرد و گفت در شکلدهی به رویکردهای سیاسیاش نقش داشته. گراهام که تا آخر عمر هرگز ازدواج نکرد، پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، وارد نیروی هوایی آمریکا شد و به عنوان وکیل نظامی خدمت کرد[۹]. او سالها در نیروی ذخیرهی نیروی هوایی نیز باقی ماند و تا درجهی سرهنگی ارتقا یافت. سابقهی نظامی او تأثیر عمیقی بر نگاهش به سیاست خارجی گذاشت و بعدها به یکی از مهمترین عناصر هویت سیاسیاش تبدیل شد.
سپهبد «جک رایوز» دادستان کل وقت نیروی هوایی آمریکا، ۲۸ آوریل ۲۰۰۹، نشان «خدمت شایسته» را به سرهنگ «لینزی گراهام» تقدیم میکند. (+)
ورود گراهام به سیاست از مجلس قانونگذاری ایالت کارولینای جنوبی آغاز شد. در سال ۱۹۹۴ به مجلس نمایندگان آمریکا راه یافت و از سال ۲۰۰۳ نیز به عنوان سناتور ایالت زادگاهش فعالیت خود را در مجلس سنا آغاز کرد[۱۰]؛ سمتی که تا زمان مرگش آن را حفظ کرد. در طول این سالها او در کمیتههای مهمی از جمله کمیتهی قضایی، کمیتهی بودجه و کمیتهی نیروهای مسلح حضور داشت و بهتدریج به یکی از بانفوذترین جمهوریخواهان سنا تبدیل شد. بر خلاف بسیاری از جمهوریخواهان که بیشتر بر مسائل اقتصادی یا اجتماعی تمرکز داشتند، گراهام از همان ابتدای فعالیت خود علاقهی ویژهای به سیاست خارجی نشان داد. او بهویژه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، از سرسختترین حامیان افزایش نقش نظامی آمریکا در خاورمیانه شد و تقریباً در تمام بحرانهای بینالمللی، از عراق و افغانستان گرفته تا لیبی، سوریه، اوکراین[۱۱] و ایران، خواهان واکنش سختتر واشینگتن بود[۱۲].
این رویکرد سبب شد نام او بهتدریج در کنار سناتور جان مککین قرار گیرد[۱۳]. دوستی نزدیک این دو سیاستمدار باعث شد رسانههای آمریکایی بارها از آنان به عنوان رهبران جناح مداخلهگر جمهوریخواهان یاد کنند[۱۴]. هر دو معتقد بودند که عقبنشینی آمریکا از عرصه جهانی نهتنها امنیت متحدان این کشور را تضعیف میکند، بلکه دشمنان واشینگتن را نیز جسورتر خواهد ساخت. اگرچه پس از جنگهای طولانی عراق و افغانستان[۱۵]، بخشی از افکار عمومی آمریکا نسبت به مداخلات نظامی بدبین شده بود، گراهام تقریباً هیچگاه از مواضع خود عقبنشینی نکرد[۱۶]. برعکس، او بارها استدلال میکرد که مشکل اصلی این جنگها نه اصل مداخله، بلکه ناکافی بودن تعهد و اراده آمریکا برای دستیابی به پیروزی کامل بوده است.
«لینزی گراهام» (راست) سناتور وقت جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی، و «جان مککین» سناتور وقت جمهوریخواه ایالت آریزونا. این دو از جنگطلبترین سیاستمداران آمریکایی و عامل بروز بسیاری از جنگهای ویرانگر واشینگتن در سراسر جهان بودند. نقطهی اشتراک دیگر این دو نفر، خصومت آنها با جمهوری اسلامی ایران بود. (+)
در همینباره بخوانید:
جنگطلبی به عنوان یک جهانبینی
در میان سناتورهای جمهوریخواه، کمتر کسی به اندازهی لینزی گراهام با سیاست خارجی تهاجمی و حمایت از استفاده از نیروی نظامی شناخته میشد[۱۷]. اگرچه فضای سیاسی آمریکا در دو دههی گذشته بارها دستخوش تغییر شد و بسیاری از سیاستمداران مواضع خود را با افکار عمومی یا تحولات بینالمللی تطبیق دادند، اما گراهام در یک موضوع تقریباً هیچگاه تغییر محسوسی نشان نداد: اعتقاد راسخ به اینکه آمریکا باید برای حفظ نظم جهانی، از قدرت نظامی خود به شکلی فعال و گاه پیشدستانه استفاده کند. این دیدگاه، که ریشه در تفکر نومحافظهکارانه و سنت مداخلهگرایی آمریکا داشت، تقریباً تمام مواضع او را در قبال بحرانهای بینالمللی شکل میداد. گراهام از جنگ عراق حمایت کرد[۱۸]، ادامهی حضور نظامی آمریکا در افغانستان را ضروری میدانست[۱۹]، از مداخله در لیبی دفاع کرد، خواستار اقدام قاطعتر علیه دولت سوریه شد[۲۰] و بارها تأکید کرد که عقبنشینی آمریکا از مناطق بحرانی، خلأیی ایجاد میکند که توسط قدرتهایی مانند روسیه[۲۱]، چین و ایران پر خواهد شد.
«لینزی گراهام» (جلوی تصویر، سمت چپ با تیشرت آبی تیره)، ۱۹ ژوئن ۲۰۰۴، در جریان جنگ عراق، موسوم به «عملیات آزادی عراق»، در منطقهی سبز بغداد، در حضور «ایاد علاوی» نخستوزیر موقت عراق، به سخنرانی «جو بایدن» سناتور وقت ایالت دلاور، گوش میدهد. گراهام همواره یکی از حامیان جنگهای خاورمیانهای آمریکا، از جمله عراق و افغانستان، بود و از اعزام نیروهای بیشتر و تداوم این جنگها دفاع میکرد. (+)
او همواره استدلال میکرد که بازدارندگی تنها زمانی مؤثر است که دشمنان آمریکا باور داشته باشند واشینگتن آمادهی استفاده از نیروی نظامی است. از نگاه گراهام، دیپلماسی زمانی معنا داشت که در پشت آن تهدید معتبر به استفاده از زور وجود داشته باشد. به همین دلیل، او تقریباً در تمامی دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، سیاستهایی را که به نظرش بیشازحد محتاطانه بودند مورد انتقاد قرار میداد. این مواضع باعث شد گراهام در میان معدود جمهوریخواهانی قرار گیرد که حتی با گسترش گرایشهای انزواطلبانه در حزب جمهوریخواه نیز همچنان از حضور گستردهی نظامی آمریکا در خارج از کشور دفاع میکرد.
در حالی که بخشی از پایگاه اجتماعی این حزب پس از جنگهای عراق و افغانستان نسبت به مداخلات خارجی بدبین شده بود، گراهام همچنان معتقد بود هزینهی عدم مداخله، در نهایت بسیار بیشتر از هزینهی اقدام نظامی خواهد بود. منتقدان، این نگاه را نمونهای از همان سیاست خارجی مداخلهگرایانهای میدانستند که پس از پایان جنگ سرد بر واشینگتن حاکم شد و به جنگهای پرهزینه و طولانی در عراق و افغانستان انجامید. از دید آنان، گراهام بیشازحد به ابزار نظامی تکیه میکرد و نقش دیپلماسی، سازوکارهای بینالمللی و پیامدهای انسانی جنگ را دستکم میگرفت.
«لیندزی گراهام» (چپ، کاپشن قرمز) سناتور وقت ایالت کارولینای جنوبی، و «جان مککین» (راست) سناتور وقت ایالت آریزونا، به همراه سرلشکر «ریچارد پی. میلز» (دوم از چپ) فرماندهی مقر فرماندهی منطقهای جنوبغرب و فرماندهی کل نیروی اعزامی اول تفنگداران دریایی آمریکا، ۱۱ نوامبر ۲۰۱۰، در جریان بازدید از منطقهی «ناوه» در افغانستان، پس از فرود در منطقهی فرود پایگاه عملیاتی «جاکر» در حال ترک محل فرود هستند. گراهام و مککین از جنگطلبترین سیاستمداران آمریکایی بودند و بسیاری از جنگهای ایالات متحده، از جمله در خاورمیانه، نتیجهی فشارهای سیاسی این دو نفر بود. (+)
از منتقد سرسخت تا متحد نزدیک ترامپ
یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین فصلهای زندگی سیاسی لینزی گراهام، چرخش کامل در روابط او با دونالد ترامپ بود[۲۲]. در جریان انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان در سال ۲۰۱۶، گراهام از جمله تندترین منتقدان ترامپ بود. او بارها شخصیت، تجربه و صلاحیت ترامپ برای ریاستجمهوری را زیر سؤال برد[۲۳] و هشدار داد که نامزدی او میتواند به حزب جمهوریخواه[۲۴] و حتی جایگاه آمریکا در جهان آسیب بزند. گراهام در آن زمان ترامپ را فردی غیرقابل پیشبینی، فاقد شناخت کافی از سیاست خارجی و دارای خلقوخویی نامناسب برای فرماندهی کل نیروهای مسلح توصیف میکرد. این انتقادها صرفاً اختلافنظرهای معمول انتخاباتی نبود. گراهام در مصاحبهها و سخنرانیهای خود بهصراحت اعلام کرده بود که ترامپ برای ریاستجمهوری مناسب نیست و از جمهوریخواهان میخواست از نامزدی او حمایت نکنند.
«لینزی گراهام» (راست) سناتور وقت ایالت کارولینای جنوبی، ۲۸ ژانویهی ۲۰۲۳، در یکی از مراسمهای تبلیغاتی «دونالد ترامپ» (چپ) نامزد وقت انتخابات ریاستجمهوری، در شهر «کلمبیا» در کارولینای جنوبی سخنرانی میکند. گراهام که زمانی میگفت ترامپ صلاحیت ریاستجمهوری را ندارد، بعدها در چرخی ۱۸۰ درجهای به یکی از حامیان و مشاوران نزدیک او تبدیل شد. (+)
با این وجود، پس از پیروزی ترامپ در انتخابات، روندی کاملاً متفاوت آغاز شد[۲۵]. در فاصلهای نسبتاً کوتاه، گراهام به یکی از نزدیکترین متحدان رئیسجمهور جدید تبدیل شد[۲۶]. او نهتنها از بسیاری از سیاستهای دولت ترامپ دفاع کرد[۲۷]، بلکه به یکی از مشاوران غیررسمی او در حوزهی سیاست خارجی نیز بدل شد. دوستی شخصی میان این دو، که گاه با دیدارهای خصوصی و بازی گلف همراه بود، بهتدریج جایگزین اختلافات شدید سال ۲۰۱۶ شد[۲۸]. گراهام در دوران ریاستجمهوری ترامپ، نقش مهمی در حمایت از انتصاب قضات محافظهکار، تصویب لوایح مورد نظر دولت و دفاع از ترامپ در برابر انتقادهای دموکراتها ایفا کرد. او همچنین در جریان هر دو استیضاح ترامپ، از برجستهترین مدافعان وی در مجلس سنا بود[۲۹]. تحول روابط گراهام و ترامپ به یکی از شناختهشدهترین نمونههای تغییر ائتلافهای سیاسی در دههی اخیر آمریکا تبدیل شد؛ تغییری که تفاوت آشکاری با ثبات کمنظیر گراهام در سیاست خارجی داشت. گراهام در حالی در قبال ترامپ مواضع خود را به طور قابلتوجهی تغییر داد، که در حوزهی سیاست خارجی و مسائل امنیتی تقریباً همان سیاستمدار جنگطلب و مداخلهگری باقی ماند که سالها پیش وارد کنگره شده بود[۳۰].
«لینزی گراهام» (چپ) سناتور سابق جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی، آنچنان در «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، ذوب شده بود که ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، دربارهی اهمیت حمایت ترامپ برای موفقیت نامزدهای جمهوریخواه در انتخاباتهای مختلف آمریکا گفت: «آقای رئیسجمهور، شما خیلی از خداوند عقبتر [و پایینتر] نیستید.» (+)
حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل؛ سیاست خارجی ثابت گراهام
در میان تمام موضوعات سیاست خارجی که لینزی گراهام طی دوران فعالیت سیاسی خود دنبال کرد، حمایت از اسرائیل شاید ثابتترین و بدون تغییرترین موضع او بود[۳۱]. گراهام در طول بیش از دو دهه حضور در مجلس سنا، خود را یکی از سرسختترین حامیان اسرائیل[۳۲] در واشینگتن معرفی کرد و بارها تأکید داشت که امنیت اسرائیل نهتنها یک تعهد اخلاقی، بلکه بخشی جداییناپذیر از منافع راهبردی آمریکا در خاورمیانه است. او روابط آمریکا و اسرائیل را یکی از مهمترین اتحادهای ژئوپلتیک جهان میدانست و تقریباً در تمامی بحرانهای خاورمیانهای، موضعی نزدیک به دولتهای مختلف اسرائیل اتخاذ میکرد. گراهام از کمکهای نظامی گستردهی آمریکا به اسرائیل حمایت میکرد، خواهان تقویت همکاریهای امنیتی میان دو کشور بود و بارها در کنگره برای ادامه و افزایش حمایتهای مالی و تسلیحاتی واشینگتن از تلآویو تلاش کرد. از نگاه گراهام، اسرائیل خط مقدم مقابله با تهدیدهایی بود که او آنها را علیه منافع آمریکا در خاورمیانه[۳۳] میدانست؛ از جمله گروههای مسلح فلسطینی، حزبالله لبنان و جمهوری اسلامی ایران.
«لیندزی گراهام» (چپ) سناتور وقت جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی، ۳۱ می ۲۰۲۱، در دفتر نخستوزیری رژیم صهیونیستی با «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر این رژیم، دیدار میکند. نتانیاهو در این دیدار گفت: «سناتور لینزی گراهام، هیچکس به اندازهی شما به اسرائیل خدمت نکرده. شما همواره مدافعی استوار از اتحاد میان دو کشور ما بودهاید و ما دوست و حامی بهتری از شما نداریم. میخواهم از شما بابت همهی کارهایی که طی سالهای گذشته برای تقویت توان دفاعی، امنیت [اسرائیل] و همچنین در موضوع ایران انجام دادهاید، تشکر کنم.» (+)
پس از حملهی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، مواضع گراهام حتی تندتر هم شد[۳۴]. او از عملیات نظامی اسرائیل در غزه حمایت کرد و استدلال نمود که اسرائیل باید آزادی عمل کامل[۳۵] برای نابودی توان نظامی حماس داشته باشد[۳۶]. در سخنرانیها و مصاحبههای خود، گراهام بارها بر ضرورت پیروزی نظامی اسرائیل تأکید کرد و با درخواستهای بینالمللی برای محدود کردن عملیات نظامی یا اعمال فشار بیشتر بر دولت اسرائیل مخالفت نمود[۳۷]. او همچنین تلاش کرد جنگ غزه را در چارچوب گستردهتری از رقابت منطقهای با ایران تحلیل کند. از نظر گراهام، حماس، حزبالله و دیگر گروههای متحد ایران، بخشهایی از یک تهدید بزرگتر بودند که هدف آن کاهش نفوذ آمریکا و متحدانش در خاورمیانه است. همین نگاه باعث شد که او در بسیاری از موارد، راهحلهای دیپلماتیک را ناکافی بداند و بر افزایش فشار سیاسی و نظامی تأکید کند.
در نهایت، رابطه سیاسی گراهام با اسرائیل بخش مهمی از میراث او را تشکیل میدهد. منتقدان گراهام معتقد بودند که حمایت او از اسرائیل اغلب بدون انتقاد جدی از اقدامات دولتهای اسرائیلی همراه بود و در حالی که مدام از امنیت اسرائیل سخن میگفت، توجهی به پیامدهای انسانی عملیاتهای نظامی اسرائیل، وضعیت غیرنظامیان فلسطینی و بحرانهای انسانی در غزه نشان نمیداد. در جریان جنگ غزه، این انتقادها شدت بیشتری گرفت. در حالی که سازمانهای حقوق بشری و برخی سیاستمداران آمریکایی خواستار آن شدند که واشینگتن کمکهای نظامی خود به اسرائیل را مشروط به رعایت بیشتر قوانین بینالمللی و حفاظت از غیرنظامیان کند، گراهام با چنین رویکردهایی و حتی تلاشهای بینالمللی برای افزایش فشار دیپلماتیک بر اسرائیل مخالفت کرد.
«لینزی گراهام» (دوم از چپ) سناتور جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی، «بنیامین نتانیاهو» (دوم از راست) نخستوزیر رژیم صهیونیستی، و «دیوید فریدمن» (راست) سفیر وقت آمریکا در فلسطین اشغالی، ۱۱ مارس ۲۰۱۹، از خط مرزی میان فلسطین اشغالی و سوریه در منطقهی اشغالی بلندیهای جولان بازدید میکنند. گراهام، ۱۰ اکتبر ۲۰۲۳، سه روز پس از عملیات طوفانالاقصی، در شبکهی اجتماعی «ایکس» نوشت «بیهیچ عذرخواهیای [با افتخار کامل]، در کنار اسرائیل میایستم» و از موضع اسرائیل در جنگ غزه حمایت کرد. او این درگیری را «یک جنگ مذهبی» توصیف کرد و گفت غزه باید «با خاک یکسان شود.» وی سه هفته بعد، تأکید کرد که هیچ میزانی از تلفات غیرنظامیان در غزه باعث نخواهد شد که او هدف اسرائیل برای نابودی حماس را زیر سؤال ببرد. (+)
دل جنایتکاران جنگی برای گراهام تنگ میشود
مواضع گراهام باعث شد او در میان بسیاری از سیاستمداران اسرائیلی، بهویژه جناح راست افراطی این کشور، چهرهای بسیار محبوب باشد. رهبران اسرائیلی بارها از حمایت بیدریغ او در کنگرهی آمریکا تقدیر کردند و او را یکی از دوستان مهم اسرائیل در واشینگتن میدانستند[۳۸]. پس از مرگ گراهام، شماری از مقامات اسرائیلی با انتشار پیامهایی از نقش او در حمایت از اسرائیل تمجید کردند. در میان رهبران اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، با انتشار پیامی، از درگذشت لینزی گراهام ابراز تأسف کرد و او را «دوستی بزرگ برای اسرائیل» توصیف نمود[۳۹]. نخستوزیر اسرائیل در پیام خود تأکید کرد که گراهام در طول سالها همواره در کنار اسرائیل ایستاد و از حق این کشور برای دفاع از خود حمایت کرد. نتانیاهو همچنین از نقش گراهام در تقویت روابط راهبردی میان آمریکا و اسرائیل قدردانی کرد و درگذشت او را «ضایعهای بزرگ» برای هر دو کشور دانست[۴۰].
«لینزی گراهام» (چپ) سناتور وقت ایالت کارولینای جنوبی، در دیدار با «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در دفتر نخستوزیری این رژیم در بیتالمقدس، پلاکاردی در دست گرفته که روی آن نوشته «[حمایت] بیشتر برای اسرائیل.» یکی از سیاستهای همیشگی گراهام حمایت بیقیدوشرط از رژیم صهیونیستی بود و هیچ واقعیتی، چه جنایت جنگی و چه نسلکشی آشکار، هرگز موجب تجدیدنظر او در این حمایت نشد. (+)
علاوه بر نتانیاهو، ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل و یکی از چهرههای راستگرای افراطی کابینهی نتانیاهو، از گراهام به عنوان دوستی وفادار برای اسرائیل یاد کرد و از حمایتهای طولانیمدت او قدردانی نمود[۴۱]. تحسین بنگویر از گراهام اهمیت نمادین ویژهای داشت، زیرا بنگویر یکی از شناختهشدهترین چهرههای جناح راست افراطی اسرائیل است؛ جریانی که به اتخاذ مواضع سختگیرانه در قبال فلسطینیها و مخالفت با بسیاری از طرحهای سازش سیاسی مشهور است. اینکه یکی از چهرههای برجسته این جریان، گراهام را به عنوان متحدی مهم ستود، نشاندهندهی نزدیکی دیدگاههای آنان در زمینهی امنیت، مبارزه با گروههای مسلح فلسطینی و رویکرد سختگیرانه در قبال دشمنان اسرائیل بود. با این حال، همین رابطهی نزدیک میان گراهام و سیاستمداران راستگرای اسرائیلی، یکی از مهمترین محورهای انتقاد از او نیز بود.
در همینباره بخوانید:
›› ایتامار بنگویر کیست؟ / تروریستی که نتانیاهو را به قدرت برگرداند
مواضع لینزی گراهام دربارهی ایران؛ فشار حداکثری و جنگ نظامی
در میان تمام موضوعات سیاست خارجی که لینزی گراهام در طول دوران فعالیت سیاسی خود دنبال کرد، شاید هیچ موضوعی به اندازهی ایران بازتابدهندهی جهانبینی جنگطلبانهی او نبود. گراهام جمهوری اسلامی ایران را یکی از بزرگترین تهدیدهای امنیتی علیه آمریکا و متحدانش در خاورمیانه میدانست[۴۲] و تقریباً در تمامی دورههای فعالیت خود در مجلس سنا، از اتخاذ رویکردی سختگیرانهتر در قبال تهران حمایت کرد[۴۳]. از نگاه گراهام، مشکل ایران صرفاً به برنامهی هستهای این کشور محدود نمیشد[۴۴]، بلکه او جمهوری اسلامی را یک بازیگر منطقهای میدانست که از گروههای مسلح متحد خود در لبنان، عراق، سوریه و یمن حمایت میکند و تلاش دارد نفوذ آمریکا در خاورمیانه را کاهش دهد. به همین دلیل، او بارها تأکید میکرد که سیاست واشینگتن نباید تنها بر مهار برنامهی هستهای ایران متمرکز باشد، بلکه باید با «رفتار منطقهای» تهران نیز مقابله کند[۴۵].
گراهام یکی از منتقدان اصلی توافق هستهای[۴۶] سال ۲۰۱۵ میان ایران و قدرتهای جهانی[۴۷]، موسوم به «برنامهی جامع اقدام مشترک» (برجام)، بود[۴۸]. او استدلال میکرد که این توافق تنها برنامهی هستهای ایران[۴۹] را برای مدتی محدود میکند و نمیتواند مانع از افزایش نفوذ منطقهای تهران شود. به همین دلیل، از خروج دولت دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگشت سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران حمایت کرد[۵۰]. در سالهای بعد، گراهام بارها خواستار تشدید تحریمهای اقتصادی، افزایش فشار دیپلماتیک و انتخاب گزینهی نظامی علیه ایران شد. او معتقد بود که رهبران ایران تنها زمانی رفتار خود را تغییر خواهند داد که با هزینههای سنگین اقتصادی و نظامی مواجه شوند. این رویکرد در اظهارات او درباره برنامهی هستهای ایران نیز بهوضوح دیده میشد. گراهام بارها هشدار داد که در صورت شکست دیپلماسی، اقدام نظامی باید روی میز باقی بماند[۵۱]. یکی از نمونههای برجستهی رویکرد تهاجمی گراهام در قبال ایران، حمایت صریح او[۵۲] از عملیات آمریکا برای ترور شهید قاسم سلیمانی[۵۳]، فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران، در ژانویهی ۲۰۲۰ بود[۵۴]. گراهام این عملیات را اقدامی دفاعی توصیف کرد و گفت سلیمانی مسئول حملات علیه نیروهای آمریکایی و ایجاد بیثباتی در منطقه بوده است[۵۵].
حمایت از جنگ علیه ایران
یکی از جنبههای بحثبرانگیز سیاست گراهام[۵۶]، آمادگی دائمی او برای اتخاذ گزینهی نظامی علیه ایران بود. اگرچه برخی سیاستمداران آمریکایی معتقد بودند جنگ با ایران میتواند پیامدهای غیرقابلپیشبینیای برای خاورمیانه و اقتصاد جهانی داشته باشد، اما گراهام استدلال میکرد که عدم اقدام، خطر بزرگتری ایجاد خواهد کرد. او بارها خواستار حمله به زیرساختهای نظامی ایران در واکنش به اقدامات نیروهای وابسته به تهران شد. پس از حملات گروههای مورد حمایت ایران علیه نیروهای آمریکایی در منطقه، گراهام از دولتهای مختلف آمریکا خواست پاسخ شدیدتری ارائه دهند و معتقد بود که پاسخهای محدود، تنها دشمنان آمریکا را تشویق به تکرار اقداماتشان میکند.
پس از حملهی حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، مواضع ضدایرانی گراهام شدیدتر هم شد. او جنگ غزه را بخشی از یک رویارویی گستردهتر میان آمریکا و متحدانش با شبکهی منطقهای ایران توصیف میکرد[۵۷] و هشدار میداد که واشینگتن نباید تنها با گروههای نیابتی تهران مقابله کند، بلکه باید منبع اصلی حمایت از این گروهها را نیز هدف قرار دهد. در همین چارچوب، گراهام بارها از احتمال رویارویی مستقیم با ایران سخن گفت. منتقدان این مواضع معتقد بودند که چنین رویکردی خطر کشاندن آمریکا به یک جنگ گسترده در خاورمیانه را افزایش میدهد، در حالی که تجربهی جنگ عراق نشان داده بود استفاده از نیروی نظامی لزوماً به ثبات منطقهای منجر نمیشود.
لینزی گراهام همواره یکی از سرسختترین طرفداران حملهی نظامی[۵۸] به ایران[۵۹] و «تغییر رژیم» در این کشور بود[۶۰]. وی طی هفتههای منتهی به جنگ اخیر، هم به صورت علنی و هم در دیدارهای خصوصی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، را به حمله به ایران ترغیب کرده بود[۶۱]. گراهام، ۱۶ فوریهی ۲۰۲۶، کمتر از دو هفته پیش از آنکه آمریکا و اسرائیل حملات خود را آغاز کنند، در گفتوگو با خبرنگاران در تلآویو ادعا کرد: «ما در آستانهی از بین بردن بزرگترین حامی دولتی تروریسم در منطقه هستیم. اقتصاد [ایران] در وضعیت فروپاشی قرار دارد، توان نظامی آن تضعیف شده است، و مردم ایران در خیابانها خواستار پایان یافتن سرکوب هستند.» این سناتور همچنین گفت: «اطمینان دارم آمریکا و اسرائیل توانایی وارد کردن ضربهای تعیینکننده به حکومت ایران را دارند.»
پس از آنکه جنگ به طور گسترده آغاز شد، گراهام در پیامی در شبکههای اجتماعی آن را «ضروری» و «از مدتها قبل موجه» توصیف کرد[۶۲] و نوشت: «خداوند رئیسجمهورْ ترامپ، ارتش ما و متحدانمان در اسرائیل را حفظ کند. آزادی برای مردمِ مدتها رنجکشیدهی ایران [در راه است] [۶۳].» حمایت قاطع گراهام از اقدام علیه ایران[۶۴] از چشم حکومت ایران هم دور نمانده بود. خود گراهام با نوعی طنز تلخ به برخی تمسخرها و واکنشهای منفی از سوی تهران واکنش نشان داده بود. همین چند روز قبل، وقتی عزاداران در مراسم تشییع رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله سید علی خامنهای، پلاکاردهایی با تصویر گراهام درست کرده بودند که به نشانهی آرزوی مرگ، رویش نشانهی هدفگیری داشت، این سناتور آمریکایی در واکنش گفت: «حداقل عکس خوبی از من را استفاده کردهاند. مرا از [زبان] دشمنانم قضاوت کنید[۶۵].»
«لینزی گراهام» سناتور سابق ایالت کارولینای جنوبی، در تمسخر پلاکاردهایی که همزمان با مراسم بدرقهی رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، خواهان انتقامجویی از عاملان شهادت ایشان شده بودند، تصویر بالا را در حساب کاربری خود در شبکهی اجتماعی «ایکس» منتشر کرد و بالایش نوشت: «حداقل عکس خوبی از من را استفاده کردهاند. مرا از [زبان] دشمنانم قضاوت کنید.» در این تصویر، عکس بالا» تعلق به گراهام است و روی پلاگارد نوشته: «دیر یا زود تاوان خواهید داد. هدف: لینزی گراهام. ببینیم چه میشود.» «ببینیم چه میشود» اشاره به یکی از اصطلاحات رایج در ادبیات «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، در شبکههای اجتماعی دارد. (+)
ارتباط با رضا پهلوی و حمایت از جریانهای مخالف جمهوری اسلامی
گراهام تا سالهای پایانی عمر خود نیز همچنان بر فشار حداکثری، تحریمهای گسترده، گزینهی نظامی و تغییر حکومت به عنوان راهکارهای آمریکا برای تقابل با ایران تأکید داشت و معتقد بود جمهوری اسلامی در نهایت با بحرانهای داخلی و خارجی جدی مواجه خواهد شد[۶۶]. این دیدگاهها باعث شد گراهام در میان معارضان جمهوری اسلامی، از جمله رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، نیز محبوبیت زیادی داشته باشد. وی ارتباط آشکاری با رضا پهلوی برقرار کرد که بخشی از رویکرد گستردهتر در جهت تشویق به تغییر حکومت در تهران بود[۶۷]. گراهام در دیدارها و اظهارنظرهای خود، رضا پهلوی را به عنوان یکی از چهرههایی که میتواند در بحثهای مربوط به آیندهی سیاسی ایران نقش داشته باشد مورد توجه قرار داد، تا جایی که گفته بود میخواهد جلسهای با اعضای سنا برای رضا پهلوی ترتیب دهد تا او بتواند از این تریبون «برنامه» هایش را در مجلس سنای آمریکا مطرح کند[۶۸].
گراهام در یکی از دیدارهای علنیاش با رضا پهلوی گفت که آمریکا در کنار مردم ایران و علیه حکومت جمهوری اسلامی قرار دارد. این دیدار بازتاب گستردهای در میان مخالفان جمهوری اسلامی و همچنین منتقدان گراهام داشت که معتقد بودند دخالت سیاستمداران آمریکایی در تعیین مسیر سیاسی ایران میتواند باعث افزایش تنش و پیچیدهتر شدن بحران شود. گراهام، ۱۴ فوریهی سال جاری میلادی، در جریان نشست امنیتی مونیخ[۶۹]، در حضور رضا پهلوی و هواداران او سخنانی علیه جمهوری اسلامی بیان کرد[۷۰] و ادعا کرد: «مردم ایران را بر آیتالله قاتل ترجیح میدهم. وقتش رسیده که او برود[۷۱].» تصویر گراهام با پرچم شیر و خورشید سلطنتطلبان و سخنرانی آن روز او بلافاصله به یکی از نمادهای همکاری سیاستمداران آمریکایی با معارضان علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد.
«لینزی گراهام» سناتور ایالت کارولینای جنوبی، ۱۴ فوریهی ۲۰۲۶، دو هفته پیش از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران (جنگ رمضان)، در حاشیهی برگزاری «نشست امنیتی مونیخ» در آلمان، در تجمع مخالفان جمهوری اسلامی شرکت و سخنرانی میکند. گراهام در حالی که در یک دستش کلاهی گرفته که رویش نوشته «ایران را دوباره عالی کنید» (اشاره به شعار «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، «آمریکا را دوباره عالی کنید»)، با دست دیگرش پرچم شیر و خورشید را «به اهتزاز درمیآورد.» این تصویر به یکی از تصاویر نمادین معارضان ضدایرانی تبدیل شد و بعد از مرگ گراهام، بارها آن را در فضای مجازی منتشر کردند. (+)
در همینباره بخوانید:
›› مرگ «جورج بوش پدر»؛ پیرترین رئیسجمهور آمریکا هم آرزوی تغییر حکومت ایران را به گور برد
جمعبندی؛ میراث یک سیاستمدار جنگطلب
لینزی گراهام در طول بیش از سه دهه فعالیت سیاسی[۷۲]، تصویری جنگطلب و افراطی از خود بر جای گذاشت[۷۳]: نمونهی برجستهی یک سیاستمدار جنگطلب در واشینگتن بود؛ سیاستمداری که تقریباً در هر بحران بینالمللی، گزینهی فشار و قدرت نظامی را بر دیپلماسی ترجیح میداد. از جنگ عراق گرفته تا ایران، اسرائیل و دیگر پروندههای خاورمیانه، او همواره در جناحی قرار داشت که خواهان نقش تهاجمیتر و سختگیرانهتر آمریکا در جهان بود[۷۴]. رویکرد او دربارهی سیاست خارجی، عملاً در تمام دوران فعالیت سیاسیاش بدون تغییر باقی ماند: حمایت از حضور قدرتمند آمریکا در جهان، دفاع از اسرائیل، مقابلهی شدید با ایران و استفاده از تهدید نظامی به عنوان ابزار اصلی سیاست خارجی. به همین دلیل، مرگ لینزی گراهام پایان زندگی سیاستمداری بود که بیش از هر چیز با مفهوم «قدرت سخت» در سیاست آمریکا شناخته میشد[۷۵]؛ یکی از چهرههای اصلی جریان مداخلهگرایی آمریکایی که شخصاً موجب بروز جنگهای بسیاری در سراسر جهان شد.
[۳] Sen. Lindsey Graham, a close Trump ally, dies after a brief and unexpected illness, his office says Link
[۴] The United States should eliminate the President’s authority to deploy military forces abroad without Congressional approval (April PF) Link
[۲۳] From staunch critic to fierce ally: Graham’s long, strange and consequential friendship with Trump Link
[۲۵] From staunch critic to fierce ally: Graham's long, strange and consequential friendship with Trump Link
[۳۰] Sen. Lindsey Graham, a close Trump ally and foreign policy hawk, dies after a brief illness Link
[۳۵] Sen. Graham says Israel should do ‘whatever’ it needs to do to survive; compares war in Gaza to WWII Link
[۳۶] Lindsey Graham Says Israel Must Do ‘as Much Damage as Possible’ to Ensure End to Hamas Capabilities Link
[۳۷] Jewish Voice for Peace Calls for Restraint After Sen. Lindsey Graham Urges Israel to “Level” Gaza Link
[۵۲] Lindsey Graham: Republicans who slammed Trump administration's Soleimani briefing are 'empowering the enemy' Link
[۵۶] WATCH: 'Kill The Ones Who Killed The People' | Lindsey Graham's Most Controversial Iran Speech Link






















