دلواژه‌هایی در رثای سربازان شهید میهن 

ایرنا شنبه 27 تیر 1405 - 13:33
اصفهان - ایرنا - اینک در ایام سوگناک و تیره‌گون براه افتادن دوباره جنگ و جنایت علیه کشورمان و مغموم از عُروج غمگنانه دسته‌ای از سربازان رشید میهن در ایرانشهر، حالِ و هوای قلبهایمان و قیل و قالِ قلم‌هایمان، خوب نیست.

انگار همه ابنای وجودمان بوی حُزن و اندوه و هجر و فراق می‌دهد و کاسه خونرنگ چشمهایمان از غُلغل جوشاب اشکهایمان لبریز می‌شود و خیمه سیاهپوش دلهایمان از گُر گرفتن دوباره آتشفشان نامیرای سوگ هایمان خاموشی ندارد.
در این بزنگاه سرنوشت ساز و پرمشقت و تجربه اندوزی از حدوث روزهای تار و زار کشورمان، تا می‌آید تابه دلِ غُصه‌گُسارمان با زَجرِ هِجرِ جمعی از هموطنان بیگناهمان بدست اجانب خونریز خو کند، بازهم خیلِ دیگری از فرزندان عزیز این آب و خاک اسطوره‌ای، قربانی اغراض گردنکشان نظام جهانی می‌شود و با کوبش سنج عزای شماری دیگر از مردمانش، روحِ مانوس و همخواه ملی مان که ریشه در پیوندهای تاریخی و ناگسستنی ملتمان دارد، عزادار و دلِ غمگسارمان داغدار می‌شود.
ای دریغا که در زمانه جولاندهی و جنایت پیشگی افساربریده "جُرثومه‌ اشنع الفسوق" عالم، لمیده در سیاهترین کاخ گیتی، در حق مردم سرزمین شریف اهورایی پارس، دلمان از سوت تردد قطار روزهای نحسِی پُر است که پایان ندارد و دریچه تنگ امیدمان به دیدن روزهای خوبی خوش است که آغاز ندارد.
ای وای که چه دوره و زمانه غریبی است، زمانه پَر پَر شدن نوبه‌نو شونده گُل‌های نورس بُستان ایران و اکران مدام "شهر فرنگ" جانیان "چشم آبی" از ایفای رل مُهوع سفاکشان در برخاستن غریوِ ضجه ها، نوای مویه‌ها و دلناله‌ مادرانِ جگرسوخته میهن دلخسته ما.

دلواژه هایی در رثای سربازان شهید میهن 


آه و واویلا از گردش چرخِ مرگرنگ سرزمینی جورکش و دلخون که انگار روزهای لاله گون زندگیش هی می‌آید و می‌رود و هی دسته دسته لاشخوران خون آشام بازآمده از دورگاه وادی جهانخوران داعیه دار لافِ گزافِ بشردوستی، خیکِ زهری و جوی خونی تازه در بندابند دیارِ کهنِ اهورایی مان برمی‌انگیزند و هی ظالمانه، خشت خشت خانه‌ی امید اخلاق مدار و مدنی خواه اهالی نجیبمان را برمی‌اندازند.
ای دریغا که انگار زوزه وزش توفان سیاه عزا در لابلای دیوار خانه‌ها، درازنای محله‌ها، بلندای کوچه‌ها و جابه‌جای شهرهای مردم نجیب پارس، در لحظه‌ جولانِ آتشِ جنگ و خون و در اثنای بسامد نشر خبرهای غم افزا از سرنوشت خونفام هموطنان بلاکشمان، چرخه نوار مصیبتهایشان تمامی ندارد و هر روز با مثله کردن پیکر جمعی دیگر از اهالی بیگناهمان بدست جانیان آزمند جهانی، داغِ دلِ هم میهنانمان را تازه‌تر می‌کند.
در این میان و در ادامه تکرر نزول شرارت‌های باند حرامیان جهانخواه، چندی پیش در تاریکنای شبی نحس، شماری از سربازان بیگناهمان در اوج خواب نازشان، با شبیخون ناجوانمردانه "مستر"(های) ناخوانده یورشگر از ماورای عالم، به سرای اعلا پر کشیدند و با وارد کردن شوک عروج ناباورانه اشان، دوباره داغی نوتر بر حجم حجیم قلوبِ جریح گُدازانمان گذاشتند و آخرین و غم انگیزترین قصه از حدیث زندگی‌شان را بر دفتر کوتاه عمر ناتمامشان نگاشتند و رفتند.
شوربختا که در گذر روزهای عمر ملتی سُترگ و شریف، به جای بهجت گفت و شنیدهای امیدبخش روزانه، ترنُم جملات و پیوندهای مُشفقانه و شادمانه و هلهله قوام و همبستگی روح هم میهنانه، هر آینه باید میل به تراوش اشک‌ها، خواهش ضجه ها، نوای شروه‌ها، ناله مویه‌ها و هق هق تک ماندگی غریبه ها بنشیند و با گره بُغض وداع با نگاه‌های امیدآسای جوانانی باصفا، غمگنانه در رثایشان فقط باید نوشت: "ای وای، که چه حیف شدند"!
این روزها، بازگفت حدیث سرشک تابه گُدازان وجودمان، زبانِ حالِ زارِ دل‌هایمان است و بلورِ قلبهای غمبارمان از مواجهه هر روزه امان با حدوث فجایع نونوار تحمیل شده به ملتی بلندآوازه، هزاران بار شکسته تر از آن است که به صرفِ شنیدن سلسله مرهم حرف‌ها و تراوش آبشار داغ اشک‌ها، بتوان چینی قلبهای بی‌قرار و تَرک خورده‌امان را بند بزنیم.
امروزه باید سیل اشکهایمان را برای رقم خوردن تقدیر حزین جوانانی بریزیم که در اوج ایام شادِ عهدِ شبابشان، بدست جرار جلادان جفاپیشه دیار هفت رنگ و نسناسان فرآمده از ناکجاآباد دوردست فرنگ، نتوانستند در کنارمان بمانند، یاد نیکشان چرا!

دلواژه هایی در رثای سربازان شهید میهن 


این روزها، در لحظه‌های تراژیک تاریخ ایران، انگار دیگر هیچ چیز حالِ زارمان را خوب نمی‌کند جز خاطرات دلاورانه هموطنان فدایی و پاکبازی که بدست کرکسان خون آشام پر کشیده از دیار حرامیان، اکنون دیگر در کنارمان نیستند و مظلومانه در گورهای سردشان آرمیده‌اند اما یاد و نام نیکشان، همیشه در اذهانمان باقیست.

دلتنگی چقدر سخت است بخصوص برای کسانی که عطیه صفا و صمیمیت و صله متانت و وزانت اخلاقی شان، هرگز از یادها نمی‌رود و ما امروز فاخرانه دلتنگ کسانی هستیم که با طلیعه روح بلند غیرتشان و سخاوت مهرِ بیکرانشان به فرگاه مام میهنشان، برای تحمل این روزهای سخت جانسوزمان، بغایت کیمیاست.
در گورزارِ تیک تاک لحظه‌های جانفرسای دلتنگیهایمان، در ضربآهنگ قلبهای چاک چاک شده بی قراریهایمان و در صحنه نوحه گُساری هایمان در رثای رفتگان بیگناهمان، کاش تُندآب قطرات چشمه مُذاب اشکهایمان یک دم قطع نشود تا لااقل کمی از داغی این روزهای دل‌های عزادارمان بکاهد و در عین حال، فروتنانه و همگنانه از درگاه دادار لایزال ایران بخواهیم، بزودی زود، دفتر پُر ورق تیره روزیها و سوگنامه‌های مبتلابه کشورمان بسته شود.
نمی‌دانم چه حس غریبی است حسِ نزدیکی به کسی در فاصله‌ای دور و حسُ دوری از کسی در فاصله‌ای نزدیک، اما هرچه هست، حکمِ همیشگی در قاموسِ ازلی مردمان سرزمین ما این است که عزیزان عرشیایی اشان همواره در بهترین بخش وجودشان، مقامی عزتمندانه و جاودانه بیابند، در ژرفای قلب‌های حقشناسانه اشان.
الامان از روزی که نسیم خاطره عزیزی یا شمیم نگاه یاری یا روح شفیق رفیقی، سویه ناوک برکه دل‌هایمان را بِبَرد، تاوانش شاید نوستالوژی اشکهای بقیه روزهای عمرمان باشد.
بهر روی، قطار این روزهای غمبار سرزمین بلاکشمان مانند همه اعصار فاجعه‌بار تاریخ دور و درازش با سربلندی نیز می‌گذرد و بازهم چمدان پُر و پیمان خاطرات خوب زندگی‌مان برای عبرت آموزی نسل‌های آینده این کهن دیار تمدنساز باز می‌ماند و دوباره روزی و رستاخیزی خواهد رسید تا رویاهای خوبمان برای درخشش نام تابناک ایرانمان بر تارک گیتی بدرخشد بخصوص اینکه به گفته زیبای محمدعلی فروغی(ذکاءالملک):" ایران، شعریست که خداوند آن را سروده است"

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.