جنگ به کدام سو می‌رود؟ / سه سناریوی پیش‌روی ایران و آمریکا

فرارو شنبه 27 تیر 1405 - 14:19
سه استاد علوم سیاسی در ایران، قطر و آمریکا به بررسی سه سناریوی خوب، میانه و بد در مسیر پیش روی بحران سیاسی - نظامی میان تهران و واشنگتن پرداختند.

فرارو- محسن صالحی‌خواه؛ تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا قبل از رسیدن به یک‌ماهگی، جای خود را به مرحله سوم درگیری نظامی داد. مقامات بلندپایه تهران و واشنگتن در روزهای گذشته بر این موضوع تأکید کردند که عملاً دیگر آتش‌بسی وجود ندارد. تحولات میدانی هم نشان می‌دهد که دیپلماسی فعلاً به حاشیه رفته و جای خود را به تقابل نظامی داده است.

به گزارش فرارو، آمریکا در چند روز گذشته به‌صورت پلکانی شدت حملات خود را افزایش داده و ایران هم پایگاه‌ها و تأسیسات آمریکایی در کشورهای منطقه - شامل عمان - را هدف می‌گیرد. در چنین فضایی که تفاهم‌نامه از کار افتاده، آمریکا تحریم‌ها، محاصره دریایی و حملات هوایی را از سر گرفته و حملات ایران هم ادامه دارد، پرسش اصلی که مطرح می‌شود این است: «چه خواهد شد؟»

پروفسور مهران کامروا، استاد دانشگاه جرج‌تاون در قطر، می‌گوید وضعیت فعلی ایران، وضعیت گذار و تحول در سیاست داخلی و خارجی است. او در این باره به فرارو گفت: «در حوزه داخلی، ترکیب نیروهای سیاسی در حال تغییر است و در حوزه سیاست خارجی، هم تمام ابعاد این حوزه و موقعیت ایران در منطقه روی میز است. هنوز نمی‌دانیم این تحولات به کدام سمت می‌رود و به کدام نقطه می‌رسد. اما باید به این نکته توجه داشت که این دست تحولات معمولاً با بحران‌هایی همراه می‌شود.»

سناریوی ایده‌آل: پایان جنگ و توافق نهایی

بهترین سناریویی که روی کاغذ می‌تواند اتفاق بیفتد، پایان این جنگ و برقرار شدن صلح پایدار است. مسیری که نقشه‌راه آن با تفاهم‌نامه اسلام‌آباد ترسیم شد. پروفسور شیرین هانتر، استاد بازنشسته دانشگاه جرج‌تاون و دیپلمات ایرانی پیش از انقلاب، می‌گوید به رخ دادن این سناریو خیلی خوش‌بین نیست.

او به فرارو گفت: «برای رسیدن به این سناریو باید برخی اولویت‌ها تغییر کند و تصمیماتی گرفته شود که فعلاً نشانه‌ای از آن دیده نمی‌شود.» به عقیده هانتر، «منافع ملی ایران باید در اولویت قرار بگیرد و ایران و منابع آن صرفاً در خدمت اولویت‌ها و اهداف دیگر قرار نگیرد.» این دیپلمات پیشین ایرانی تأکید کرد که ایران در این شرایط باید بداند چه ابزارهایی در نظام بین‌الملل در اختیار دارد.

زاویه نگاه دیگری که به موضوع پایان جنگ وجود دارد، دو سناریوی احتمالی را برای این گزینه مطرح می‌کند. سناریوهایی که می‌توان گفت با نگاهی به تجربیات پیشین دیپلماسی میان تهران و واشنگتن طراحی می‌شود. سیدحمزه صفوی، استاد دانشگاه تهران، می‌گوید دو سناریوی موفقیت برای پایان جنگ وجود دارد: سناریوی اول، توافق حداقلی (کمتر در برابر کمتر) که شامل تبادل امتیازهای بسیار اندک، مدیریت تنازع و گشودن پنجره‌ای کوچک برای نفس کشیدن و در نهایت بدون دستاورد راهبردی است. سناریوی دوم، توافق جامع (تغییر در برابر تغییر) است که جراحی بزرگ، تبادل امتیازهای مهم، گشودن برگی تازه در دیپلماسی و مسیر نوسازی و توسعه را شامل می‌شود.

آنچه تحلیلگران داخل و خارج ایران بر آن تأکید دارند، ویژگی‌های شخصی دونالد ترامپ، وضعیت فعلی ایران، خسارت‌های جنگ و مسیری است که پیش از این دو کشور طی کردند. مهران کامروا در توضیح این‌که سناریوی ایده‌آل پایان جنگ چگونه می‌تواند عملی شود، گفت: «ایران نباید فرصت طلایی که امروز وجود دارد را از دست بدهد. در حال حاضر، به نظر می‌رسد که در حال فرصت‌سوزی هستیم. من معتقدم ترامپ و تیمی که در حال حاضر در کاخ سفید هستند، خودشان را از بدنه نظام سیاسی آمریکا جدا کرده‌اند. ترامپ در حال حاضر به چهره‌ای تبدیل شده که بر نظام سیاسی غلبه کرده و کنگره هم مطیع اوست. حتی جمهوری‌خواهان سنا و مجلس نمایندگان از ترامپ می‌ترسند که علیه آن‌ها شود و محبوبیت‌شان کاهش پیدا کند.»

کامروا ادامه داد: «در چنین شرایطی، ایران در موقعیتی تاریخی است که اگر بتواند معامله‌ای را انجام دهد. به این موضوع توجه کنیم که تیم ایرانی، تیمی بسیار خبره است و طرف مقابل آن‌ها، سیاستمدار نیستند. تعدادی تاجر هستند. ایران می‌تواند از آن‌ها آوانس‌های خوبی بگیرد. اما متأسفانه به خاطر برخی کوته‌بینی‌ها و غرور کاذب، آن مذاکره‌ای که باید شکل نمی‌گیرد. مثلاً در ایران این بحث وجود دارد که مذاکره مستقیم کنیم یا نکنیم چون اگر مذاکره مستقیم کنیم، انگار به آمریکایی‌ها امتیازی داده‌ایم. بیش از یک سال است که درگیر چنین مسائلی هستیم.»

سناریوی میانه: درگیری‌های فرسایشی

هرچند که روند درگیری‌های نظامی میان ایران و آمریکا در شرایط فعلی تصاعدی ارزیابی می‌شود، اما هنوز شرایط به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل نشده است. ایالات متحده چند ساعت در روز - معمولاً از ساعات ابتدایی عصر تا نیمه‌شب - حملاتی سنگین به اهداف نظامی، غیرنظامی و زیرساختی انجام می‌دهد و ایران هم پایگاه‌های آمریکا در منطقه و بعضی زیرساخت‌های کشورهای میزبان تأسیسات آمریکایی‌ها را هدف می‌گیرد. نگاهی به تحلیل‌های نظامی و تخصصی در منابع خارجی نشان می‌دهد که دو نگاه عمده به سبک فعلی عملیات آمریکا علیه ایران وجود دارد. یک نگاه آن را مقدمه‌ای برای فراهم کردن شرایط لازم جهت انجام عملیات محدود زمینی می‌داند و نگاه دیگر معتقد است حداقل در شرایط فعلی آمریکایی‌ها به دنبال فرسایشی کردن درگیری برای ایران و از بین بردن تدریجی زیرساخت‌های کشور، به‌خصوص در نوار جنوبی، هستند.

سیدحمزه صفوی معتقد است باید سناریوی میانه را سناریویی فرسایشی و با پایان باز بدانیم. سناریویی که در آن بازگشت به جنگ تمام‌عیار رخ نمی‌دهد اما منازعه در حالتی رهاشده، فرسایشی و بی‌سرانجام باقی می‌ماند.

پروفسور کامروا اما این موضوع را از زاویه‌ای دیگر، یعنی عادی شدن موضوع جنگ با ایران از طریق رسانه‌های جریان اصلی و نشنیده شدن صدای ایران، نگاه می‌کند. او در این باره به فرارو گفت: «آمریکا رسانه‌های قدرتمندی دارد و در این میان بعضی شبکه‌ها و رسانه‌ها شاید به خاطر منافعی که برای خود متصور هستند و ملاحظات و رقابت‌های سیاسی، پیام ایران را هم منتقل کنند. اما این یک استثنا است و به‌طور جامع و قدرتمند، پیام ایران در فضای جهانی شنیده نمی‌شود.»

او با تاکید بر این که در جنگ رمضان تا حدی دیپلماسی عمومی ایران قدرتمند ظاهر شده و پیام ایران را منتقل کرده بود، تاکید کرد: «اما در حال حاضر چنین چیزی، چه به صورت فردی و چه به صورت نهادی، دیده نمی‌شود که نشان دهد آمریکایی‌ها چه جنایت‌هایی مانند میناب را انجام داده‌اند و ایران چرا این حملات را به پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه انجام می‌دهد. در مقابل، رسانه‌های خارج از کشور و اپوزیسیون هم تلاش می‌کنند پیام این جنگ، جنایات آمریکا، شکستن تفاهم‌نامه از سوی واشنگتن و حمایت کشورهای خلیج فارس را کمرنگ کنند.»

کامروا می‌گوید در شرایط فعلی، شاید آمریکا حملاتش را محدود نگه دارد و مشخص نیست این مسیر به کدام سمت حرکت می‌کند.

یکی از مواردی که در موضوع شکست تفاهم‌نامه در مرحله فعلی و از سرگیری درگیری نظامی مورد توجه قرار می‌گیرد، رفتار آمریکایی‌ها در قبال ایران و روند مذاکرات است. هانتر در این باره به فرارو گفت: «هرچند به سیاست‌های ایران منتقد هستم، نباید فراموش کنیم آمریکایی‌ها، به‌خصوص رژیم آقای ترامپ، حاضر نیستند هیچ‌گونه امتیازی به ایران بدهند. من فکر می‌کنم هدف آن‌ها می‌تواند این باشد که با ادامه همین شرایط و حملات، با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی که وجود دارد، ایران به وضعیت فروپاشی از درون برسد. فقط هم آمریکایی‌ها این را نمی‌خواهند. با توجه به تجربیات کار کردن با کشورها به عنوان دیپلمات و بعد استاد دانشگاه، با اطمینان می‌گویم هیچ‌کدام از کشورهای همسایه ایران ناراضی نیستند که این اتفاق رخ دهد. موضوعی که هرچند به سادگی آن‌چه آن‌ها فکر می‌کنند نیست. ایران مختصات خاص خود را دارد.»

سناریوی بد: شکست کامل دیپلماسی و جنگ تمام عیار

در صورتی که مسیر دیپلماسی با فشارهای داخلی و خارجی به بن‌بستی تمام‌عیار برسد و از کار بیفتد، سناریوی بد روی میز قرار می‌گیرد. در حال حاضر، شاخص‌ترین نماد دیپلماسی در بحران جاری میان ایران و آمریکا، یادداشت تفاهمی است که روز ۲۸ خرداد به امضا رسید. تحلیلگران عوامل مختلفی را برای از کار افتادن این تفاهم‌نامه مطرح می‌کنند. هانتر معتقد است یکی از اصلی‌ترین عوامل به چالش خوردن این یادداشت تفاهم، گره زدن موضوع پایان جنگ در ایران به موضوع لبنان و حزب‌الله بود؛ موضوعی که متغیر اسرائیل را پررنگ‌تر کرد.

شیرین هانتر، بدترین سناریو را جنگ کامل، حملات هوایی ممتد و سنگین آمریکا به ایران می‌داند: «یعنی به جای این‌که حملات موردی، شدید و محدود به نقاط مختلف انجام شود، زنجیره حملات قطع نشود و نقاط مختلف را ویران کنند. با توجه به ابعاد این عملیات و آثار آن، بعید می‌دانم تا نوامبر و انتخابات میان‌دوره‌ای کار به این نقطه برسد. حمله زمینی و عملیات مشابه اشغال عراق را هم با توجه به تجربه‌های پیشین، در حال حاضر بعید می‌دانم.»

به نظر این استاد بازنشسته دانشگاه جرج‌تاون، حمله هسته‌ای آمریکا به ایران در حال حاضر دور از ذهن است: «فکر می‌کنم احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای راهبردی علیه ایران در این مقطع، خطراتی بیش از منافع برای آمریکا دارد. مثلاً اگر این اتفاق برای ایران بیفتد، ممکن است روس‌ها علیه اوکراین دست به اقدام مشابه بزنند که اروپا را وارد بحران می‌کند. ضمن این‌که آمریکای امروز، آمریکای سابق نیست. مشکلات داخلی شدیدی دارد. اما احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای تاکتیکی وجود دارد.»

سیدحمزه صفوی هم درباره سناریوهای شکست دیپلماسی، دو مسیر را پیش روی ایران می‌بیند. او می‌گوید: «در نخستین حالت شکست، آمریکا از ابتدا قصد توافق ندارد و مذاکره صرفاً برای گرفتن وقت، به‌صورت تاکتیکی، برای آماده شدن جهت دور جدیدی از حمله است. در این نگاه، آمریکا ایران را بازی می‌دهد تا چند هدف مشخص را محقق کند. هدف اول، گذشتن جام جهانی است تا تنش‌های جنگ در خاورمیانه آن را متأثر نکند. هدف دوم، کنترل قیمت نفت است که آمریکا آن را یک دستاورد می‌بیند و ممکن است این فرصت را تا انتخابات داخلی خود (نوامبر) کش بدهد. هدف سوم، پر کردن مخازن نفت جهان و شارژ دوباره ذخایر راهبردی است. این هدف به بسته شدن تنگه هرمز در راند پیشین بازمی‌گردد؛ اقدامی که آمریکا انتظارش را نداشت و ایران انجامش داد.»

او سناریوی دوم را برهم خوردن توافق به دلیل عوامل داخلی و نقش‌آفرینی متغیرهای خارجی می‌داند؛ عواملی مانند رقابت‌های داخلی بر سر مسائل خارجی، نگاه آخرالزمانی و دن‌کیشوت‌وار، ضعف هوش محاسباتی و زمان‌سنجی اشتباه، نبود طبقه‌بندی درست اهداف و تشخیص اولویت‌ها، مداخله اسرائیل با استفاده از ابزارهای مختلف رسانه‌ای، لابی‌گری و شعله‌ور نگه داشتن جنگ در لبنان.

منبع خبر "فرارو" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.