نتیجه یک پژوهش/ اعتیاد، واکنش زنجیره‌ای به بحران خانواده و جامعه است

ایرنا شنبه 27 تیر 1405 - 17:59
یزد- ایرنا- برخلاف تصور رایج که اعتیاد را نقطه‌ پایانی یک سیر انحطاط فردی می‌داند، واقعیت میدانی کمپ‌های ترک اعتیاد و پارک‌های محلات یزد، داستان دیگری را روایت می‌کند؛ جوانانی که در این پژوهش با آن‌ها گفت‌وگو شده، نه‌تنها بیمارانی برای درمان، که نشانه‌هایی از یک جامعه‌ بیمارند؛ هشدارهایی که از عمق شکاف نسلی، بحران معنا و فروپاشی نهاد خانواده فریاد می‌زنند.

در این پژوهش که با همکاری دفتر تحقیقات ستاد مبارزه با مواد مخدر انجام شده با ۵۶ نوجوان و جوان یزدی مصاحبه‌ای عمیق و بی‌پرده انجام شده که نتیجه‌ کدگذاری این مصاحبه‌ها، تصویری نگران کننده اما شفاف از یک اکوسیستم اعتیادزا ارائه می‌دهد؛ سیستمی که در آن، یک نوجوان درمانده از یک سو با ناامیدی اقتصادی، از سوی دیگر با خشونت خانوادگی و از جهتی دیگر با عادی‌سازی مصرف در جامعه، بمباران می‌شود و نهایتاً مواد مخدر را به‌مثابه تنها راه نفس‌کشیدن برمی‌گزیند.

نکته‌ کلیدی و تازه‌ این پژوهش آن است که جوانان مصرف‌کننده، قربانیان منفعل شرایط نیستند؛ آن‌ها عاملیت انحرافی خود را با یک منطق درونی تکان‌دهنده توجیه می‌کنند «من با این همه سختی، چیزی برای از دست دادن ندارم»، «سیگار و قلیان که همه می‌کشند، اشکالی ندارد»، و تلخ‌تر از همه، «بابام خودش تریاک می‌کشید، پس مصرف چه عیبی دارد؟». این یعنی پیشگیری سنتی ترساندن و منع کردن، در برابر این منطق درونی قدرتمند، کاملاً بی‌اثر است.

این گزارش، تلاش دارد با نگاهی فراتر از آمارهای کلیشه‌ای، به سه سؤال اساسی پاسخ دهد: چه عواملی در لایه‌های پنهان فردی، این نسل را به سمت مصرف سوق می‌دهد؟ کدام الگوهای خانوادگی، تبدیل به «کارخانه‌های تولید معتاد» شده‌اند؟ و چرا جامعه‌ امروز، به جای مهار بحران، خود به‌عنوان یک «محرک پنهان» عمل می‌کند؟

فرد؛ جایی که احساس ناکامی تبدیل به طلب سرخوشی می‌شود

نخستین یافته‌ چشم‌گیر پژوهش، نقش پررنگ احساس درماندگی آموخته‌شده در شروع مصرف است. جوانان امروز که درگیر تورم، بیکاری و شکاف عمیق نسل‌ها هستند، خود را در برابر هزینه‌های زندگی ناتوان می‌بینند. یک جوان ۲۹ ساله با صراحت می‌گوید «با کلی درس و تلاش، هیچی ندارم. اهدافم هر روز داره از من دورتر می‌شه». در چنین فضایی، مواد مخدر نه یک رفتار انحرافی، بلکه یک مسکن فوری برای فرار از واقعیت ناامیدکننده تلقی می‌شود.

اما ناامیدی، تنها عامل نیست. باور درمانی نسبت به مواد یکی دیگر از حلقه‌های مفقوده در آموزش‌های پیشگیرانه است. در میان مصاحبه‌شوندگان، این باور رواج دارد که گل نیروی جنسی را زیاد می‌کند یا شیشه تمرکز را بالا می‌برد. این تصورات نادرست که غالباً از طریق شبکه‌های دوستی و فضای مجازی منتقل می‌شوند، پایه‌های احتیاط را در ذهن نوجوان فرو می‌ریزند. جالب‌تر اینکه، بسیاری از این افراد مصرف را با سیگار و قلیان آغاز کرده‌اند؛ موادی که در جامعه نه‌تنها قبحی ندارند، بلکه به‌عنوان یک عادت روزمره پذیرفته شده‌اند و این دروازه‌ ورود به‌تدریج به مصرف شیشه و هروئین ختم می‌شود. خود یکی از مصرف‌کنندگان اعتراف می‌کند «فکر نمی‌کردم سیگار یه روز تبدیل به هروئین شود".

علاوه بر این، میل به دیده شدن و تیپ شخصیتی هیجانی نشان می‌دهد که مصرف مواد برای برخی، حکم یک مناسک اجتماعی و نمایش قدرت را دارد. در روایت‌ها، رقابت بر سر نوع فندک، کیفیت سیگار یا کلاس‌گذاشتن در مهمانی‌ها، مصرف را به یک فضیلت کاذب در جمع دوستان تبدیل کرده است.

خانواده؛ سه الگوی پرخطر و یک پناهگاه امن

دومین و شاید هشداردهنده‌ترین بخش این پژوهش، به نقش خانواده اختصاص دارد. تحلیل مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که سه گونه خانواده، بیشترین درگیری را با اعتیاد فرزندان دارند و متأسفانه الگوی غالب در گروه مصرف‌کنندگان، همین گونه‌هاست:

الف) خانواده‌های ناایمن آزارگر: در این خانواده‌ها، کتک، تحقیر و سرکوفت، جای گفت‌وگو و همدلی را گرفته است. یک جوان ۲۵ ساله با بغض می‌گوید «بارها بابام منو کتک زد؛ غرور آدم رو می‌شکنه. توی خونه انگار من احمقم. این خشونت‌های مکرر، بنیان عزت‌نفس نوجوان را تخریب کرده و او را به سمت جمع‌هایی سوق می‌دهد که حداقل برایش احساس قدرت یا به رسمیت شناخته شدن به ارمغان می‌آورند.

ب) خانواده‌های نابسامان متلاشی: طلاق، غیبت یکی از والدین (به‌ویژه پدر)، فقر شدید و مشاجرات همیشگی، فضای خانه را به یک میدان جنگ تبدیل کرده است. در این فضا، نوجوان برای جبران خلأ عاطفی و مالی خود، به بیرون پناه می‌برد. نمونه‌ی بارز آن، دختری ۲۰ ساله است که می‌گوی: «مامان بابام جدا شدن، بابام راننده‌ست و کم میاد خونه، من پیش مادربزرگم موندم. نبود نظارت و حضور فیزیکی والدین، بهترین بستر را برای آزمون و خطا با مواد فراهم می‌کند.

ج) خانواده‌های دارای سابقه‌ی مصرف: این الگو نشان می‌دهد که اعتیاد، یک چرخه‌ بین‌نسلی است. وقتی پدر، برادر یا حتی دایی الگوی مصرف باشند، مواد برای فرزند عادی و غیرخطرناک جلوه می‌کند. روایت تکان‌دهنده‌ی یک جوان با ۹ بار حضور در کمپ این است «بابام تریاک می‌کشه، مادرم هم منو حامله بوده می‌کشیده». این یعنی گاهی پیشگیری، با خود والدین آغاز می‌شود.

در مقابل، خانواده‌ به‌مثابه دوست یک سپر دفاعی قدرتمند است. در میان جوانانی که هرگز مصرف نکرده‌اند، روابط گرم، محترمانه و توأم با اعتماد با والدین، مهم‌ترین عامل بازدارنده بوده است.

جامعه؛ زیستن در بحران و عادی‌سازی مصرف

وسعت دامنه‌ تأثیرگذاری عوامل اجتماعی در این پژوهش به‌قدری زیاد است که می‌توان گفت مصرف مواد، بیش از هر چیز، یک آسیب ساختاری است.

نخستین مؤلفه‌ این لایه، ناامیدی اجتماعی است. داده‌ها نشان می‌دهد که جوانان ایرانی در یک شرایط زیستی بحرانی به سر می‌برند. تورم افسارگسیخته، غیرقابل‌پیش‌بینی بودن آینده و احساس بی‌نتیجه بودن تلاش‌ها، آن‌ها را به یک انفعال اکتسابی رسانده است.

دومین مؤلفه، مصرف توسط گروه مرجع و سهولت دسترسی است. نوجوانان به‌وضوح از این تناقض می‌گویند که پزشکان و معلمان خود مصرف‌کننده‌اند و فیلم‌ها و سریال‌ها، مصرف را جذاب و هیجان‌انگیز نمایش می‌دهند. این عادی‌سازی، کار پیشگیری را سخت‌تر کرده است. همچنین دسترسی به مواد آن‌قدر آسان شده که به قول یکی از جوانان «الان هر جور موادی بخوای توی پارک و مغازه پیدا می‌شود."

سومین مؤلفه، مناسک جمعی و فشار همسالان است. در بسیاری از مهمانی‌ها و دورهمی‌ها، مصرف به بخشی از آیین پذیرش و تعلق تبدیل شده است. طرد شدن از جمع به‌خاطر نخوردن مواد، برای یک نوجوان، ترس‌ناک‌تر از خود مصرف است.

تحلیل نهایی و راه‌کارهای سیاستی (از زبان خود جوانان)

این پژوهش با تکیه بر نظریه‌های جامعه‌شناسی همچون نظریه فشار مرتون (شکاف میان اهداف و ابزارها) و نظریه پیوند اجتماعی هیرشی (ضعف تعلق به خانواده و جامعه)، به این جمع‌بندی می‌رسد که درمان اعتیاد، بدون اصلاح بستر تولیدکننده‌ میل به مصرف، یک اقدام موقت و سترون خواهد بود.

مشارکت‌کنندگان در این تحقیق، راهکارهای عملی و مشخصی را پیشنهاد داده‌اند که می‌تواند چرخش اساسی در سیاست‌های مبارزه با مواد مخدر ایجاد کند:

۱. در سطح فردی: حرکت از آموزش‌های کلیشه‌ای به سمت توانمندسازی عاطفی. آموزش مهارت «نه گفتن»، مدیریت شکست عاطفی، و ارائه مشاوره‌های رایگان و بدون انگ در مدارس.

۲. در سطح خانوادگی: طراحی برنامه‌های «والدگری ایمن» برای کاهش خشونت خانگی و تبدیل محیط خانه به یک پناهگاه امن و گفت‌وگومحور.

۳. در سطح اجتماعی: ارزان‌سازی تفریحات سالم و هیجان‌انگیز؛ چون به قول یک جوان «استخر گرونه ولی یه سیگار با یه پول ناچیز حالمو خوب می‌کنه.

- بازنگری جدی در نقش رسانه‌ها؛ جلوگیری از عادی‌سازی مصرف در فیلم‌ها و شبکه‌های اجتماعی که به‌عنوان «سم خالص» از آن یاد شده است.

- ایجاد امید واقعی؛ سیاست‌های اقتصادی و اشتغال‌زایی که چشم‌انداز روشنی پیش‌روی نسل جوان قرار دهد.

خلاصه‌ نهایی

گزارش میدانی از یزد ثابت می‌کند که اعتیاد، یک بیماری ارادی نیست؛ یک واکنش اجباری به شبکه‌ای از علل است. تا زمانی که خشونت خانگی جای محبت را بگیرد، ناامیدی جای امید را و دسترسی آسان جای نظارت هوشمندانه را، هر کمپ ترک اعتیاد، فقط یک ایستگاه موقت در مسیر بازگشت دوباره خواهد بود.

این پژوهش، یک زنگ خطر جدی برای سیاست‌گذاران است که وقت آن رسیده به‌جای هزینه‌ی گزاف برای درمان انتهای خط، برای پیشگیری از مبدأ سرمایه‌گذاری کنند؛ پیشگیری‌ای که از خانواده و مدرسه آغاز می‌شود و تا بازسازی امید اجتماعی ادامه می یابد.

"کارشناس شورای هماهنگی مبارزه بامواد مخدر استان یزد"

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.