درس آموخته‌های راهبردی چین از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران

خبرگزاری تسنیم شنبه 27 تیر 1405 - 21:12
در روایت چینیها، جنگ ایران ضرورت اجماع و انسجام داخلی در کنار یک مجموعه صنعتی و نظامی قدرتمند را ضروری می سازد

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه  ایران، آسیب‌پذیری‌های نظامی و راهبردی ایالات متحده را آشکار و در عین حال درس‌های مهمی برای چین، بزرگ‌ترین رقیب کنونی آمریکا در سطح بین‌الملل فراهم کرد. همان‌طور که حمله روسیه به اوکراین برای چین به نحوی یک آزمایشگاه مفید از جنگ مدرن بود، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز به پکن بینش‌های واقعی درباره نحوه اعمال قدرت آمریکا ارائه می‌دهد؛ از جمله عملکرد نظامی، کارکرد اتحادهای آمریکا تحت فشار، و نقش محیط اطلاعاتی در شکل‌دهی به ادراک از جنگ.

برای شی جین‌پینگ، که بارها از «ناتمام بودن مسئله تایوان» سخن گفته است، این درس‌ها اهمیت حیاتی دارند. اگرچه جنگ ایران می‌تواند برخی درس‌های امیدوارکننده برای شی داشته باشد، با این حال برخی دیگر از جنبه‌ها برای چین نگران‌کننده خواهد بود. درک اینکه رئیس جمهور چین چه چیزهایی از جنگ ایران می‌آموزد، امری بسیار مهم است.

موضوع اشباع‌شدگی

استفاده گسترده از پهپادهای ارزان قیمت شبیه پهپاد «شاهد» نشان داده است که سامانه‌های کم هزینه می‌توانند سامانه‌های دفاع هوایی گران‌قیمت مانند تاد و پاتریوت را فرسوده کنند. این موضوع این باور پکن را تقویت می‌کند که «حجم انبوه» می‌تواند برتری فناورانه را خنثی کند و پهپادها می‌توانند به‌عنوان نوعی مهمات به‌کار گرفته شوند. حتی سامانه‌های دفاع چندلایه مانند «گنبد آهنین» رژیم صهیونیستی نیز محدودیت اشباع دارند و در برابر حملات موشکی و پهپادی گسترده بارها آسیب‌پذیری خود را نمایان ساخته‌اند.

کشور چین , کشور آمریکا , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , تایوان ,

استفاده از مهمات خوشه‌ای در کلاهک موشک‌ها این چالش را تشدید می‌کند؛ زیرا مدافعان مجبور می‌شوند برای رهگیری تهدیدهای ارزان چندمیلیون دلار هزینه کنند. این امر موجب کاهش کارایی دفاع هوایی می‌شود. با توجه به این‌که ایران با ظرفیت تولید محدود خود توانسته ذخایر رهگیر آمریکا را تحت فشار قرار دهد، چین با ظرفیت صنعتی بسیار بزرگ‌تر و توان تولید انبوه، در صورت به‌کارگیری تاکتیک اشباع می‌تواند فشار بسیار بیشتری ایجاد کند.

این جنگ شکافی را نشان داد که بار نخست در اوکراین آشکار شد: استفاده از موشک‌های چند میلیون دلاری آمریکا برای مقابله با پهپادهایی با هزینه حدود 20هزار دلار. این عدم توازن اقتصادی باعث شده ذخایر مهمات گران‌قیمت آمریکا به‌سرعت کاهش یابد، در حالی که سامانه‌ها، کشتی‌ها و هواپیماهای بسیار گران‌قیمت بیش از پیش آسیب‌پذیر شده‌اند.

آسیب‌پذیری گلوگاه‌های دریایی

در گفتمان نظامی چین، این موضوع «خفه‌سازی راهبردی» نام دارد؛ یعنی اختلال در انرژی، تجارت و مسیرهای دریایی که می‌تواند اقتصاد وابسته به واردات چین را بی‌ثبات کند. تنگه مالاکا و تنگه هرمز دو گلوگاه کلیدی برای چین به شمار می‌روند. اگرچه چین می‌تواند منابع انرژی و مسیرهای وارداتی خود را متنوع کند و وابستگی زمینی به روسیه و آسیای مرکزی را افزایش دهد، اما آسیب‌پذیری دریایی همچنان پابرجاست. این امر نیازمند تغییر دکترین نیروی دریایی چین از تمرکز بیش از حد بر «دفاع در آب‌های نزدیک» به سمت «حفاظت در آب‌های دور» است. انتقال ناوها، سامانه‌های دفاع هوایی و نیروها از هندوپاسفیک به خاورمیانه نیز نشان می‌دهد که زرادخانه آمریکا نامحدود نیست.

کشور چین , کشور آمریکا , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , تایوان ,

توانایی ایران برای استفاده از یک گلوگاه همچون تنگه هرمز و وارد کردن ریسک به زنجیره تأمین جهانی نشان می‌دهد که چگونه یک درگیری محلی می‌تواند به سرعت بین‌المللی شود. کنترل یا تهدید یک گلوگاه دریایی نیازی به شلیک ندارد؛ فقط کافی است توان ایجاد هزینه سنگین برای عبور وجود داشته باشد. این موضوع همچنین نشان می‌دهد چنین تاکتیک‌هایی می‌تواند در تنگه مالاکا، تنگه تایوان و دریای چین جنوبی نیز قابل استفاده باشد.

اطلاعات و جاسوسی

نقش حیاتی اطلاعات دقیق در هدف‌گیری دارایی‌های ارزشمند، یکی از درس‌های کلیدی جنگ است. رسانه‌های چینی با هشدار نسبت به تهدیدات و مخاطرات داخلی، ترور و خرابکاری آمریکا علیه پکن  این امر را موجب تقویت کمپین‌های «ضدفساد» و «وفاداری مطلق سیاسی» در ارتش چین برشمرده‌اند.

از سوی دیگر، جنگ رمضان نشان داد که  اطلاعات فضایی نیز در نبردها و طراحی عملیات‌های نظامی اهمیت ویژه‌ای دارد. سامانه‌هایی مانند «جیلین-1» و «بیدو-3» توانایی تصویربرداری پیوسته، ارتباط امن و انتقال داده لحظه‌ای را فراهم می‌کنند. این موضوع به شکل‌گیری میدان نبرد شفاف یا «میدان شیشه‌ای» ختم شده است. گزارش‌ها حاکی است چین از داده‌های عملیاتی این جنگ برای ارتقای توان سیستم «بیدو-3» در شناسایی هواگردهایی مانند اف-35 و بمب‌افکن‌های راهبردی استفاده کرده است.

اهمیت انسجام و خودکفایی ملی

برخی از مفسران چینی ضمن حمایت از حقوق بین‌الملل، این جنگ را نمونه‌ای از سیاست قدرت عریان می‌دانند و استدلال می‌کنند که برای مقابله با یک آمریکای «یاغی»، باید از قدرت ملی استفاده کرد. تحلیلگران معتقدند ظرفیت اقتصادی و صنعتی، فناوری برتر و توان نظامی برای کسب برتری در نظم جهانیِ در حال تغییر ضروری است. این دیدگاه بازتابی از رویکرد امنیت ملی جامع شی جین‌پینگ است که شامل تأمین امنیت تجارت و زنجیره‌های تأمین، بهبود حکمرانی اجتماعی و ثبات داخلی، پیگیری خودکفایی فناورانه و ادغام فناوری نظامی-غیرنظامی می‌شود.

کشور چین , کشور آمریکا , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , تایوان ,

روایت‌های رسانه‌ای چین جنگ اخیر در خاورمیانه را به‌عنوان شاهدی بر این ادعا ارائه می‌کنند که انسجام اجتماعی و خودکفایی، یک کشور را در برابر تغییرات نظم جهانی، مخالفت‌های داخلی و نوسانات سیاستی مقاوم‌تر می‌سازد. تحلیلگران چینی مقاومت ایران را ناشی از انسجام اجتماعی، همراه با قدرت نظامی و نهادی می‌دانند و مخالفان داخلی را افرادی «شست‌وشوی مغزی‌شده» توصیف می‌کنند. آن‌ها به‌ندرت به ناآرامی‌های داخلی در ایران اشاره می‌کنند و مخالفت داخلی در آمریکا با ترامپ را نشانه ضعف ساختاری می‌دانند. رسانه‌های دولتی چین این وضعیت را با نظام حکمرانی قوی چین مقایسه می‌کنند که اجماع داخلی ایجاد می‌کند و موجب استمرار سیاست‌ها می‍‌‌شود.

پیروزی در روایت جنگ: نقطه ضعف آمریکا

جنگ ایران ضعف جدی آمریکا در حوزه اطلاعات و روایت‌سازی را آشکار کرده است. در مقابل، چین سال‌ها بر ایجاد روایت‌های جایگزین در جهان سرمایه‌گذاری کرده است. دولت ترامپ با ارائه روایت‌های اغراق‌آمیز از موفقیت‌های نظامی و حمایت ائتلاف‌ها، و حتی استفاده از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی، اعتبار پیام‌های رسمی آمریکا را تضعیف کرده است. نتیجه این وضعیت آن است که مخاطبان جهانی به‌تدریج به روایت‌های آمریکا بی‌اعتماد می‌شوند.

این یک فرصت بزرگ برای چین در بحران تایوان ایجاد می‌کند: اگر پکن بتواند محاصره تایوان را به‌عنوان اقدامی دفاعی جا بزند، بخش قابل توجهی از کشورهای جنوب جهانی ممکن است آن را بپذیرند. چین نیز در همین راستا، سال‌هاست شبکه رسانه‌ای و دیپلماتیک خود را در جهان گسترش داده است و تلاش می‌کند اقدامات غرب را به‌عنوان  «امپریالیسم» معرفی کند.

مطالعه شیوه رزم آمریکایی

چین پس از بحران مالی جهانی 2008 اقدام به ساخت ناوهای هواپیمابر کرد و به‌طور گسترده در موشک‌های دوربرد سرمایه‌گذاری کرد تا ارتش آمریکا را دور نگاه دارد. پکن می‌داند آمریکا چگونه اعمال قدرت می‌کند و البته وابستگی آمریکا به تانکرها، پایگاه‌ها، نحوه انجام حملات هوایی، حملات غیرشناختی، جنگ الکترونیک و جنگ سایبری را نیز می‌شناسد و همه این موارد را به‌دقت مطالعه می‌کند. جنگ ایران فرصتی برای چینی‌هاست تا شیوه رزم آمریکا را از نزدیک یاد بگیرند.

کشور چین , کشور آمریکا , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران , تایوان ,

اندیشکده‌ها و نهادهای اطلاعاتی، نظامی، دفاعی و امنیتی در پکن در تلاش‌ هستند عملکرد سلاح‌های اسرائیلی، غربی و آمریکایی را در سایر درگیری‌ها مانند اوکراین نیز مطالعه کنند تا سامانه‌های دفاعی خود را توسعه دهند و هوش مصنوعی را در آن‌ها ادغام کنند. هدف از این کار، دفاع از حاکمیت و امنیت ملی چین در تایوان، دریای چین جنوبی و حوزه‌های نفوذ مستقیم آن است.

این دیدگاه نشان‌دهنده یک تغییر بنیادین در ماهیت همکاری نظامی و فناورانه میان پکن و تهران است؛ جایی که همکاری دیگر محدود به قراردادهای تجاری نیست، بلکه به یک «آزمون میدانی جامع» در میدان واقعی جنگ تبدیل شده است. جنگ ایران آزمایشگاهی برای ارتش  چین و نهادهای اطلاعاتی و نظامی این کشور در نظر گرفته می‌شود تا بتوانند تمامی سلاح‌های آمریکایی، غربی و اسرائیلی به‌کاررفته علیه ایران را بررسی و تحلیل کنند.

استفاده از شکاف‌ها

چین همچنین از تنش‌هایی که جنگ ایران در روابط آمریکا با متحدانش، به‌ویژه در اروپا و خاورمیانه ایجاد کرده، استفاده می‌کند. اختلافات آشکار میان واشنگتن و شرکایش درباره مشروعیت، نحوه اجرا و پیامدهای جنگ، شکاف‌هایی را آشکار کرده است که ممکن است به سایر حوزه‌ها نیز سرایت کند. برای چین، این شکاف‌ها فرصتی مهم هستند. پکن مدت‌هاست شبکه اتحادهای آمریکا را یکی از نقاط آسیب‌پذیر رقیب خود می‌داند. تضعیف انسجام این اتحادها، احتمال واکنش هماهنگ علیه اقدامات چین را در حوزه‌هایی مانند آسیا، رقابت فناوری و حکمرانی جهانی کاهش می‌دهد.

چین همچنین از این موضوع بهره‌برداری می‌کند که آمریکا در دستیابی به اهداف راهبردی خود در ایران با مشکل مواجه شده است. مقام‌های چینی این موضوع را از کشورهای آسیایی به‌ویژه تایوان می‌پرسند که اگر آمریکا نتواند با یک قدرت منطقه‌ای مانند ایران کنار بیاید، آیا واقعاً برای دفاع از شما وارد جنگ با چین خواهد شد؟ هم‌زمان، چین تلاش می‌کند تصویری از خود به‌عنوان حافظ قابل اعتماد نظم بین‌المللی در برابر آمریکا به‌عنوان بازیگری تهاجمی ارائه دهد.

نتیجه گیری:

جنگ‌های آمریکا در خلیج فارس همواره در شکل‌دهی به ادراک ارتش چین از جنگ مدرن و اصلاحات دکترین نظامی آن نقش داشته‌اند. جنگ خلیج فارس در سال‌های 1991-1990 چین را با «انقلاب در امور نظامی» آشنا کرد و نشان داد که زرادخانه مبتنی بر تجهیزات کپی‌شده از شوروی در جنگ‌های فناورانه مدرن کارایی ندارد. یک دهه بعد، جنگ عراق موجب شد ارتش چین به سمت جنگ مشترک و فرماندهی‌های عملیاتی مشترک حرکت کند؛ اصلاحاتی که در سال‌های 2016-2015 ساختار فرماندهی چین را بازطراحی کرد. در این بین جنگ کنونی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نیز از سوی پکن به‌دقت در حال رصد است و درس‌های مهمی را برای اصلاح تدریجی ساختار نیروها، مفاهیم عملیاتی و نگاه کلی نظامی چین فراهم می‌کند.

 

تحلیلگران چینی نسبت به توان اقتصادی و نظامی این کشور برای تحمل پیامدهای جنگ و بهره‌برداری از تضعیف موقعیت آمریکا در سطح منطقه‌ای و جهانی اطمینان دارند. آن‌ها چین را یک قدرت مسئول و عامل ثبات برای «جنوب جهانی» در نظم جهانیِ دچار آشفتگی ناشی از «یکجانبه‌گرایی آمریکا» معرفی می‌کنند. پیام کلی این است که خودکفایی برای بقا در شرایط فروپاشی نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد ضروری است. در این روایت، جنگ ایران به‌عنوان «درسی از منطق سردِ قدرت برتر آتش» تصویر می‌شود و بر ضرورت ایجاد اجماع داخلی، انسجام اجتماعی و یک مجموعه صنعتی-نظامی قدرتمند و مستقل برای بقا در جهانی بدون قواعد تأکید می‌شود.

نویسنده: علیرضا ثمودی، کارشناس مسائل بین الملل

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.