خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
خبرگزاری رویترز از دبی گزارش داد که جمهوری اسلامی ایران پس از هفتمین شب متوالی حملات آمریکا، حملات خود را علیه متحدان واشنگتن در خلیج فارس تجدید کرد. بر اساس این گزارش، کویت هدف حملات پایدار قرار گرفت و یک تأسیسات نمکزدایی (آبشیرینکن) در این کشور آسیب دید و پروازهای فرودگاه بینالمللی کویت به دلیل تهدیدات مکرر موشکی و پهپادی به حالت تعلیق درآمد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که یک مرکز پشتیبانی نظامی آمریکا در کمپ عریفجان را هدف قرار داده و یک تأسیسات راداری در پایگاه هوایی علی السالم کویت را منهدم کرده است.
همچنین سپاه پایگاه هوایی شیخ عیسی در بحرین و یک مرکز دادههای اطلاعاتی را هدف حمله قرار داد و مدعی شد که دستکم دو فروند جنگنده آمریکایی و سه فروند هواپیمای دیگر را در پایگاه الازرق اردن منهدم کرده است. سپاه با استناد به فرمان قرآنی «هرکس به شما حمله کرد، به همان شیوه به او حمله کنید»، به متحدان آمریکا هشدار داد که منتظر حملات بیشتری باشند.
رویترز میافزاید که زیرساختهای غیرنظامی به طور فزایندهای هدف قرار گرفتهاند. چندین موشک به تأسیسات برق و پمپهای آبشیرینکن در جاسک ایران اصابت کرد و ۱۰ هزار نفر در ۲۰ روستا بیآب شدند. یک نیروگاه تولید برق و آبشیرینکن در کویت نیز هدف حمله ایران قرار گرفت. در استان هرمزگان، سه نفر شهید و هشت نفر مجروح شدند و دو پل و یک تونل جادهای آسیب دید. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، نسبت به حملات به زیرساختهای غیرنظامی در ایران و سراسر منطقه ابراز نگرانی کرد. ترامپ نیز تهدید به حملات هوایی گسترده علیه زیرساختهای ایران کرده و گزینه حمله زمینی به سواحل یا جزایر ایران را رد نکرده است. قیمت نفت نیز به بالاترین سطح خود در بیش از یک ماه گذشته رسید.
پایگاه خبری هیل در گزارشی به نقل از شبکه سیبیاس فاش کرد که حملات ایران به دو پایگاه نظامی در اردن در هفته جاری، منجر به مجروح شدن چندین نیروی آمریکایی شده است. بر اساس این گزارش، در حالی که آمار رسمی تلفات ارتش آمریکا به ۱۴ کشته (با احتساب سقوط یک خلبان نیروی دریایی در دریای عرب) و بیش از ۴۰۰ زخمی رسیده، پنتاگون از اظهار نظر درباره جزئیات این حادثه خودداری کرده است.
این گزارش میافزاید که ارتش ایران در هفته جاری حملات پهپادی و موشکی خود را علیه کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس تشدید کرده است. این اقدامات در پاسخ به حملات موجوار و چندروزه واشنگتن به اهداف ایرانی صورت میگیرد. آتشبس شکننده ماه گذشته عملاً فروپاشیده و آمریکا روز جمعه برای هفتمین روز متوالی به ایران حمله کرد. در مقابل، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور رهبر انقلاب اسلامی، به واشنگتن درباره «حمله تمامعیار» در صورت تداوم باران موشکی آمریکا هشدار داد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنین مدعی حمله به یک پایگاه آمریکایی در سوریه شد.
هیل تصریح میکند که ایران با حملات خود به قطر، اردن، بحرین و کویت، به این کشورها ضربه زده و ارتش کویت نیز از مجروح شدن «تعدادی» از نیروهایش خبر داده است. دونالد ترامپ اما با نادیده گرفتن این نگرانیها، مدعی شده که آمریکا «بزرگ» در حال پیروزی است و مردم به زودی «ثمرات این تلاش» را خواهند دید. این گزارش تصویری از یک جنگ فرسایشی و پرهزینه فزاینده را ترسیم میکند که در آن تهدیدات و تلفات متقابل رو به افزایش است.
روزنامه گاردین در تحلیلی به قلم رابرت تیت نوشت که دونالد ترامپ با از سرگیری جنگی که پیشتر خود آن را فاجعهبار خوانده بود، بزرگترین قمار دوران ریاستجمهوریاش را انجام داده است. ترامپ کمتر از یک ماه پس از امضای آتشبس در کاخ ورسای، حملات به اهداف نظامی و زیرساختی ایران را از سر گرفته است؛ اقدامی که به باور کارشناسان، فاقد هرگونه منطق انتخاباتی برای حفظ اکثریت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر است و میتواند به یک «فاجعه تمامعیار» بدل شود.
به نوشته گاردین، تحلیلگران هشدار میدهند که تشدید تنشها میتواند به اشغال نظامی بخشهایی از خاک ایران از جمله جزیره خارک منجر شود و ترامپ را دقیقاً در همان «جنگهای ابدی» گرفتار کند که خود همواره محکومشان میکرد. کارشناسان عدم حضور متخصصان واقعی ایران در تیم ترامپ را عامل اصلی سوءمحاسبه مرگبار او میدانند. الکس واتانکا از مؤسسه خاورمیانه تصریح میکند که ترامپ نفهمید رهبران ایران «تاجران نیویورکی نیستند، بلکه از جنسی متفاوت ساخته شدهاند» و حاضرند رنج بسیار بیشتری را تحمل کنند. ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز، نیز تأکید میکند که فروپاشی یادداشت تفاهم نه ناشی از سوءتفاهم، بلکه نتیجه مستقیم «محاسبه غلط» هر دو طرف بود.
این تحلیل میافزاید که در قلب این مناقشه، کنترل بر تنگه هرمز قرار دارد. تهران با مسدود کردن این آبراه راهبردی، بزرگترین برگ چانهزنی خود را فعال کرده و ترامپ نیز به جای تکیه بر دیپلماسی، به دنبال سلب این اهرم از ایران از طریق زور نظامی است. ژنرال بازنشسته جوزف ووتل، فرمانده پیشین سنتکام، نیز هرگونه راهبرد مؤثر را مستلزم ترکیبی از دیپلماسی و کاهش نقاط اتکای ایران میداند و هشدار میدهد که این چرخه فرسایشی «هفتهها تا ماهها» طول خواهد کشید.
رسانه های عربی
الجزیره در گزارشی به تشدید رویارویی میان آمریکا و ایران پرداخته و میپرسد آیا دو طرف به سمت جنگی فراگیر حرکت میکنند یا نه.
الجزیره نوشت: در هفتمین شب حملات آمریکا، واشنگتن اعلام کرد زیرساختهای نظامی، انبارهای تسلیحات و تأسیسات دریایی ایران را هدف قرار داده است، در حالی که تهران این حملات را متوجه زیرساختهای غیرنظامی مانند فرودگاه، پل، بندر و ایستگاه راهآهن میداند. همزمان، ایران دامنه پاسخ خود را گسترش داده و تهدید به بستن تنگه هرمز کرده و حملاتی را علیه اهدافی در کشورهای منطقه انجام داده است.
گزارش الجزیره به حملات ایران در کویت و ادعای رهگیری موشکهای ایرانی در بحرین و اردن پرداخته و اشاره می کند که منابع آمریکایی و اسرائیلی از اعزام دهها هواپیمای سوخترسان اضافی و بررسی گزینه حمله گستردهتر به ایران توسط دولت ترامپ سخن گفتهاند.
این گزارش می افزاید: کارشناسان نظامی معتقدند آمریکا با هدف قطع خطوط پشتیبانی و تضعیف توان دریایی سپاه، الگوی جدیدی از عملیات ترکیبی دریایی و هوایی را دنبال میکند، در حالی که ایران همچنان بر حملات موشکی و پهپادی تکیه دارد.
المیادین در مقاله ای نوشت که پس از جنگ گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تهران با بستن تنگه هرمز از این گذرگاه بهعنوان مهمترین اهرم راهبردی خود استفاده کرد. به باور نویسنده، مقاومت نظامی ایران و کنترل عملی بر تنگه، آمریکا را وادار به امضای «یادداشت تفاهمی» کرد که بخش زیادی از خواستههای ایران را تأمین میکرد.
این مقاله تأکید میکند این تفاهم به معنای پایان اختلافات نیست، بلکه چارچوبی موقت برای مدیریت بحران است؛ زیرا بیاعتمادی میان دو طرف همچنان پابرجاست. نویسنده با استناد به بند پنجم یادداشت تفاهم، تاکید میکند که مسئولیت اداره تنگه در دوره مذاکرات بر عهده ایران است و تلاش آمریکا برای ایجاد مسیر دریایی جدید در نزدیکی سواحل عمان اقدامی برای تضعیف نفوذ ایران بودهاست. نویسنده همچنین به عدم پایبندی واشنگتن به تعهدات خود، از جمله اجرای کامل آتشبس و رفع محدودیتهای مالی ایران، اشاره می کند. نویسنده در پایان هشدار می دهد که رقابت بر سر کنترل تنگه هرمز میتواند دوباره به درگیریهای نظامی و حتی جنگی فراگیر در منطقه منجر شود.
رأی الیوم در مقاله ای به این پرسش میپردازد که آیا دونالد ترامپ آخرین رئیسجمهور آمریکا خواهد بود که بالاترین سطح حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل را نمایندگی میکند.
نویسنده با اشاره به تصمیمهایی مانند انتقال سفارت آمریکا به قدس، به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر جولان، «معامله قرن»، قطع بودجه آنروا و حمایت از شهرکسازی، این سیاستها را نتیجه ائتلاف جمهوریخواهان، جریان انجیلی و لابیهای حامی اسرائیل میداند، نه صرفاً شخصیت ترامپ. در مقابل، به افزایش انتقادها از اسرائیل در جامعه آمریکا، بهویژه میان جوانان، دانشجویان و بخشی از دموکراتها پس از جنگ غزه اشاره میشود.
نویسنده معتقد است که اگرچه حمایت نهادهای آمریکایی از اسرائیل همچنان پابرجاست، اما اجماع گذشته تضعیف شده و احتمال دارد در آینده این رابطه بیش از گذشته در معرض نقد و بازنگری قرار گیرد. از نظر او، پاسخ نهایی را نه ترامپ، بلکه تحولات اجتماعی، جمعیتی و فرهنگی آمریکا و تغییر اولویتهای نسلهای جدید تعیین خواهد کرد.










