علی خورسندی، شب گذشته در وبیناری با موضوع فلسفه انتقادی دانشگاه، اظهار کرد: مشکل دانشگاه در ایران تنها این نیست که یک دانشگاه تراز جهانی نیست بلکه بسیار مسئله عمیقتر است. نکتهای که اهمیت دارد این است که دانشگاه در ایران فهم نشده است و به دلیل همین کج فهمی از دانشگاه با چالشهای بسیاری روبرو هستیم.
وی افزود: دانشگاه در ایران در دوره ناصری و با تاسیس دارالفنون شروع شد. این دانشگاهها با درسهایی عالی در دوره مظفری ادامه یافت و در دوره پهلوی با تاسیس دانشگاه تهران پیش رفتیم. در دوره انقلابی نیز با دانشگاههای بومی و با شعار بازگشت به خویشتن تا به امروز ادامه دادهایم. دانشگاه دشمنانی جدی در حوزه آکادمیک و غیرآکادمیک دارد. دشمنان آموزش عالی بسیار نافرهیخته و غیر متمدن هستند. مهمترین ایده در خصوص دانشگاه وارداتی بودن آن است. کسانی که معتقدند دانشگاه در ایران وارداتی است با فلسفه و ریشه دانشگاه آشنا نیستند. حتی غربیها نیز دانشگاه را متعلق به غرب نمیدانند و مبداء آن را کشورهای شرق جهان مانند چین، هند و ایران میدانند. جهانیان معتقدند که بسیاری از ارزشهای آکادمیک امروزی مانند استقلال آکادمیک از شرق دنیا زاده شده است.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص گونهشناسی دانشگاه، ادامه داد: دانشگاهها به پنج گونه اصلی تقسیم میشوند. اولین گونه که در هشت قرن گذشته مشاهده شده دانشگاه با عنوان نگهبانی فرهنگی است. به این معنی که دانشگاه یک مدرسه برای کسب دانش و انتقال فرهنگ است. برای مثال در ۶ قرن پیش در اروپا وظیفه دانشگاه ترویج فرهنگ مسیحی بوده است. یکی از وظایف این دانشگاهها نیز تربیت مبلغانی بود که به سراسر جهان میرفتند. گونه دوم دانشگاه در ۸۰۰ سال اخیر عنوان اجتماع نخبگانی را به خود تعلق میدهد. به این معنی که دانشگاه مکانی برای اجتماع اساتید و نخبگان برتر هر جامعه است. رسالت این دانشگاهها نیز با اجتماع اساتید و تربیت انسانهای فرهیخته نشان داده میشود. این گونه ریشه در دیدگاههای مناطقی مانند آلمان و فرانسه دارد.
خورسندی تشریح کرد: سومین گونه آموزش عالی، مبنای انقلاب اول آموزش عالی است که حقیقت جویی نامیده میشود. تفاوت این مرحله با مرحله اول در نوع پرداختن به حقیقت است. در اینجا دانشگاه وظیفه نگهبانی از حقیقت را ندارد بلکه جستوجوی حقیقت را وظیفه خود میداند. با این انقلاب دانشگاه خود را از کلیسا جدا کرد. دانشگاه در حقیقت محلی برای تولید محصولات دانشی است. در جنگ جهانی دوم یک ایده جدید از آموزش عالی منتشر شد که به توده گرایی معروف است. در این گونه دانشگاه را سازمانی برای پاسخگویی به نیاز تمام مردم میدانند. پس از جنگ جهانی دوم متوجه شدند که یکی از ویژگیهای کشورهای برتر داشتن دانشگاه و تکنولوژی بالا بود. این امر باعث شد انقلاب توده برای دسترسی همگانی به آموزش عالی جهانی شود. اصل ۳ و ۳۳ قانون اساسی ایران دقیقا متاثر از همین رویکرد است که دولت را موظف میکند آموزش عالی را برای تمام اقوام و افراد به صورت برابر فراهم کند. این رویکرد اندیشهای جهانی بود که پس از جنگ جهانی اول متولد شد. گونه دیگری که در عصر جدید وجود دارد جامعه گرایی است که از آن با عنوان نهضت دیجیتال نیز نام برده میشود. در این گونه که در ۲۰ سال اخیر رشد کرده، دانشگاه را یک نهاد مسئولیت پذیر میشناسد که کارکرد آن حضور و تاثیرگذاری در ابعاد مختلف است.
وی در خصوص هستی شناسی انتقادی دانشگاه و نوع زیست آن، بیان کرد: اولین هستی دانشگاه زیست سازمانی دانشگاه و حضور سازمانها و مؤسساتی است که آموزش عالی را ارائه میدهند. این موسسات به صدور طیف گستردهای از مدارک و مدارج تحصیلی میپردازد. در ایران و در زمینه ساختار هستی سازمانی دانشگاه مقام دوم در دنیا را داریم. دانشگاههای ایران از نظر سازمانی به اندازهای رشد کردهاند که ۲ هزار و ۶۸۲ دانشگاه مصوب در ایران داریم. البته واقعیت قضیه این است که طبق تجربه ۱۷۰ساله،اکثر دانشگاههای ایران در این زمینه دانشگاه نیستند و مکانی برای کسب درآمد است. از تمام این دانشگاهها فقط ۲۰۰ دانشگاه میتواند به آموزش عالی بپردازد. دومین هستی دانشگاه، هستی نهادی دانشگاه است. به این معنی که دانشگاه مکانی آگاهی بخش و واجد ارزشهایی ویژه است. چالش اصلی دانشگاه در ایران همینجا است و به هستی نهادی خود ورود پیدا نکرده است..
دانشگاه تنها در ۱۲ درصد از محصولات دانشی مشارکت دارد
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: بر اساس ارزشهای آکادمیک نام برده شده،دانشگاه از خود و جامعه دفاع میکند و خرد آزاد و عقلانی یک جامعه است. دانشگاه دوستدار عدالت اجتماعی در جامعه و مخالف ظلمی است که ممکن است نهادهای مختلف اعمال کنند. مهمترین هستی دانشگاه، هستی ارتباطی است که در چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. دانشگاه میان نهادهای اجتماعی و گفتمان دانش و نیز میان عناصر مختلف گفتمان معرفت، ارتباط برقرار میکند مانند برخی از فعالیتها، ارتباطات میان دانشگاه و صنعت و دیگر گفتوگوها که گاهی به دلیل ایجاد یک شکل سازمانی برای یک گفتوگو مکانی به آن در دانشگاه اختصاص میدهند.
وی افزود: در سطح وسیعتر، دانشگاه وظیفه ایجاد پیوند ارتباطی میان بوم، محل و جهان مانند گفتوگوهای میان فرضیههای مختلف دارد. از نظر هستی شناسی دانشگاه را نباید مرجع اول و نهایی تولید دانش بدانیم زیرا دانشگاه اساسا فقط مرجع اول و نهایی محل تولید دانش و محصولات دانشی نیست. بلکه دانشگاه مرجع اول انباشت و آموزش چگونگی تولید دانش است. درحال حاضر تولید محصولات دانشی تقریبا ۱۲ درصد به دانشگاه و ۸۸ درصد به خارج از دانشگاه مرتبط است که هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارند.
خورسندی گفت: دو وظیفه هرگز بر عهده دانشگاه نبوده است. یکی از این وظایف مسئولیت تولید محصولات دانشی به عنوان مرجع اول بوده است و دیگری اینکه دانشگاه هیچگاه مسئولیت رفع نیاز شغلی دانشآموختگان خود را بر عهده ندارد. اگر چه برخی از دانشگاههای امروزی تلاش میکنند دانشجویان را از دو طریق برای بازار کار ارتقا دهند که شامل برگزاری دورههای فنی و کمک آموزشی در زمینه ارائه اطلاعات لازم است. برای مثال ارائه کارگاههایی به صورت هفتگی با هدف اطلاع رسانی شغلهای مورد نیاز هر شهر میتواند از جمله کمکهایی باشد که دانشگاهها میتوانند ارائه دهند. برخی دانشگاهها اگرچه مسئولیت ذاتی ندارند اما مسئولیت حرفهای خود میدانند که دانش آموخته خود را در جامعه رها نکنند. رهاشدگی علمی دانش آموختگان مشکلی است که دقیقا در ایران قابل لمس است زیرا دانشگاهها بعد از پرورش علمی دانش آموختگان خود آنها را رها میکنند.
نباید از دانشگاه انتظار تولید محصولات دانشی داشته باشیم
وی افزود: باوجود اینکه درحال حاضر تمام نقدها به سمت دانشگاه و فعالیتهای آن رفته است، باتوجه به مطالعات و تحقیقهایی که انجام دادم معتقدم ما نباید از دانشگاه انتظار تولید محصولات علمی داشته باشیم زیرا وظیفه دانشگاه این نیست. دانشگاه مظلومترین نهاد اجتماعی در جامعه است. دانشگاههای ایران در ابعاد مختلفی مانند افزایش فزاینده دانشجویان دانشگاهی از بعد انقلاب به خوبی عمل کردهاند. گسترش آموزش عالی بسیار ارزشمند است و قابل چشم پوشی نیست. تمام تلاشهایی که در راستای برابری آموزش عالی خصوصا برای بانوان انجام شد اتفاقات بسیار خوبی به همراه داشت. تنوع در ارائه رشتههای آکادمیک نیز یکی از مزیتهای خوب آموزش عالی کشور است. افزایش جذب هیات علمی از میان بانوان نیز یکی از اتفاقات خوب چند دهه اخیر بوده است.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: درحال حاضر دارای بازاری در حوزه آموزش عالی هستیم و آموزش عالی جزو ۱۰ کالای صادراتی کشور محسوب میشود. اگر بنا باشد در حوزه آموزش عالی در جهان موقعیتی را به خود اختصاص دهیم بایستی باتوجه به ویژگیهای دانشگاههای برتر جهانی عمل کنیم. چهار ابر چالش در حوزه آموزش عالی در ایران با آن مواجه هستیم. اولین چالش معرفتی است که ریشهایترین چالش دانشگاه امروزی به شمار میرود. در غیبت روح دانشگاه، دانشگاه منحطط میشود. روح دانشگاه بنیادی است که ریشه در ماهیت دانشگاه، اصالت آموزش و حقیقتجویی دارد. دانشگاهها از فرهنگها، اجتماعات و شرایط بومی خود متاثر هستند اما از یک روح حقیقتجویی و ارزشهای دانشی مشترک برخوردار هستند. فقدان ارزشهای معرفتی و عدم رفع چالشهای معرفتی باعث میشود که با یک نوع فقدان در آموزش عالی پیش رو باشیم.
مغز هدایتگر آموزش عالی ایران نخبگان سیاسی هستند
خورسندی خاطرنشان کرد: دومین ابر چالش مرتبط با حکمرانی در دانشگاهها است. پارادایم حاکم بر دانشگاه در ۱۰۰سال گذشته تغییری نداشته است و یک پارادایم دولتی بوده است. ویژگی مهم پارادایم دولتی کنترل چند لایه است. برای مثال درحال حاضر نیز مشاهده میشود که حدود ۱۰ نهاد که اکثرا مرتبط با خارج از دانشگاه است در دانشگاه حضور دارند و آن را کنترل میکنند. مغز هدایتگر آموزش عالی در ایران نخبگان سیاسی هستند. این نخبگان نیز عمدتا همشکل فکر میکنند. پژوهشهای میدانی تجربی و عقل عمومی ذینفعان در ساختار آموزش عالی اهمیت بسیار اندکی دارد. حلقه مفقوده سیاست گذاری در آموزش عالی ایران فقدان عقل عمومی ذینفعان است.
دانشگاه مرجع قدرت است؛ دولتها مرجع قدرت را رها نخواهند کرد
وی تشریح کرد: آموزش عالی ایران ۷۰ سال متمرکز بر دولت سالار است و تمام مشکلات آن ناشی از دولت سالار بودن آن است. درحال حاضر کمتر از ۱۵ درصد دانش آموختگان دانشگاهی ما تحصیل کرده با هزینههای دولت هستند. ۸۵ درصد این دانش آموختگان توسط نهادهای مختلف و مردم تامین میشود. با این وجود کنترل آموزش عالی در ایران ۱۰۰ درصد دولتی است. تمام ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان از حکمرانی اکادمیک برخوردار هستند و زیر نظر دولت نیستند. دانشگاه مرجع قدرت است و دولتها مراجع قدرت را رها نمیکنند.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه دانشگاه ایرانی با دانشگاه جهانی بیگانه است، گفت: برای فهم دانشگاه و مسائل آن هیچ برنامه و افق دیدی نداریم که به دلیل نداشتن استراتژی و نظم آکادمیک است که استراتژی نداریم. اگر نظم آکادمیک داشتیم میتوانستیم از خروجیهای خود نتیجه گرفته و به طراحی یک استراتژی بپردازیم. دلیل نداشتن نظم آکادمیک نیز نداشتن نظریه در حوزه آموزش عالی است. دانشگاه ایرانی نحوه برقراری ارتباط آکادمیک با دیگر دانشگاهها را نیاموخته است. سیاست گذاری آموزش عالی ایران جهان دانشگاه را نمیشناسد.
دانشگاه را بلاتکیلف گذاشتهاند
خورسندی اظهار کرد: سومین ابر چالش فرایندی است. با استناد به تمام گزارشهای جهانی ما نتوانستیم آموزش عالی خود را در قامت فراملیتی ارزیابی کنیم. کمیتگرایی در جذب دانشجو دانشگاه را دچار چالش کرده است. نسبت جذب دانشجو به استاد در دانشگاه ایران با استاندارد جهانی بسیار متفاوت است. در دانشگاههای بینالملل استاندارد پذیرش دانشجو به ازای هر استاد ۱۸ نفر است درحالی که این نسبت در ایران ۴۴ نفر است. تاسیس دانشگاههای متعدد برای تولید مقالهپروری باعث شده بین سه کشوری باشیم که در زمینه سرقت ادبی بالاترین آمارها را داشته است. دانشگاه را بلاتکلیف گذاشتهاند زیرا به عقل عمومیای که باید برای حل مشکلات دانشگاه راهکار ارائه دهد نفسی نگذاشتهاند.
دانشگاه باید مرجع برابری اجتماعی باشد نه شکاف دهنده طبقات
وی افزود: ابر چالشهای پیامدی که با آن مواجهیم متعدد هستند. در تربیت انسان دانشگاهی، مشکلاتی داریم و خروجی دانشگاههای ما به معنای واقعی یک شهروند دانشگاهی نیست. در این زمینه باید توجه کنیم که دانشجویان ما تا چه اندازه میتوانند موجب افزایش فرهنگ جامعه شوند. تجاری شدن اموزش عالی موجب عدم برقراری برابری در دانشگاهها شده است. در واقع کسانی جذب دانشگاههای عالی میشوند که بتوانند در مدارس خصوصی تحصیل کرده و امکانات فوق العادهای در اختیار داشته باشند. در تهران ۴۰ نوع مدرسه وجود دارد که درآمد برخی از آنها بالغ بر ۸۰۰ میلیارد تومان است. این نوع آموزش عالی درحال افزایش شکاف طبقاتی است. دانشگاه باید مرجع تولید برابری اجتماعی باشد نه مرکز کسب درآمد برای برخی از کاسبان آموزش عالی.
۴۶ درصد از کنکوریهای واجد شرایط در سال جاری انتخاب رشته نکردند
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: برنامهریزی توسعه آموزش عالی در آموزش عالی ایران موثر نیست. در سال جاری ۴۶ درصد از شرکت کنندگان آزمون سراسری واجد شرایط برای انتخاب رشته بودند اما به دلایل متعدد انتخاب رشته نکردند. این موضوع منجر به مواجه شدن با یک میلیون و ۵۰۰ هزار صندلی خالی در سراسر کشور شده است. بیکاران دانش آموخته دانشگاهی ۳برابر غیر دانشگاهیان هستند که این موضوع نیز نشاندهنده عدم کارامدی برنامهریزی است.
خورسندی بیان کرد: تجربه کشورهای جهان نشان میدهد که سرنوشت آموزش عالی در نظامهای متمرکز موفقیت آمیز نبوده است. در میان ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان نیز دانشگاهی از دل یک کشور متمرکز برنیامده است. سیستم متمرکز دولتی یکی از دلایل عدم موفقیت آموزش عالی است. مشکل اصلی دانشگاه نهادی و بنیانهایی است که به دانشگاه ورود پیدا نکردند. یادگیری در دانشگاه امروزی یک فضیلت نیست بلکه یک بازی است. اگر به مسائل بنیادی توجه نکنیم فضیلت یادگیری از دانشگاهها رخت برمیبندد.
وی در خصوص توصیف یک دانشگاه ایرانی، تشریح کرد: باتوجه به شاخصها و استانداردهای بینالمللی، دانشگاه یک زیست نباتی دارد. زیست نباتی به وضعیتی گفته میشود که بیمار تمام علائم حیاتی را دارد اما توانمند و هوشیار نیست. یک سازمان که زیست نباتی دارد سالها میتواند به فرآیند خود ادامه دهد اما زیست و حیات درونی به معنای اثربخشی را نخواهد داشت. دانشگاه وظایف اصلی خود را پرورش نمیدهد. دانشگاه ایرانی مزیتهای خوبی دارد اما این مباحث را برای تلنگری به کنترل کنندگان این آموزش میزنیم.
انتهای پیام