مقابله آمریکا با نفوذ اقتصادی چین | اصرارها نتیجه معکوس دارد، کسی چین را معادلات حذف نمی کند

اقتصادنیوز جمعه 07 شهریور 1404 - 12:36
اقتصادنیوز: وجه تمایز چین با سیاست‌های غرب، رویکرد عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها است. با این‌حال، چنین رویکردی هنوز در مناطق استراتژیک مانند جنوب و شرق آسیا آزمایش نشده است.

به گزارش اقتصادنیوز، امروزه چارچوب اصلی سیاست بین‌الملل را رقابت قدرت‌های بزرگ شکل می‌دهد.غرب، به خصوص آمریکا، نگران افزایش نفوذ چین در سراسر جهان است و پکن را رقیب نظامی و راهبردی خود تلقی‌ میکند؛ رقیبی که باید خیلی زود مهار شود. وضعیت حاکم کنونی شباهت زیادی به نگرانی‌های غرب در دوران جنگ سرد، درقبال گسترش نفوذ شوروی دارد.

گالیپ دالای در گزارشی که در فارن‌پالیسی منتشر شد نوشت: غرب در تلاش است تا با سیاست ها و استراتژی‌های خود،‌ روند رو‌به‌رشد چین و نفوذ آن در جهان را محدود یا متعادل کند. بخشی از این سیاست‌ها شامل «فشار آوردن به کشورهای جنوب جهانی» برای انتخاب بین غرب و چین است؛ یعنی آن‌ها مجبور به تغییر موضع سیاسی یا اقتصادی خود، به نفع یکی از این دو قدرت بزرگ می‌شوند.

به گزارش اقتصادنیوز، «کشورهای جنوب جهانی» اصطلاحی است که در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل برای اشاره به کشورهایی به‌کار می‌رود که عمدتاً در مناطق آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و اقیانوسیه قرار دارند. اغلب این کشورها در مقایسه با کشورهای صنعتی و توسعه‌یافته‌ی غرب،که گاهی «شمال جهانی» نامیده می‌شوند، دارای درآمد کمتر، توسعه اقتصادی محدودتر و نفوذ کمتر در نظام جهانی هستند.

کسی چین را از معادلات کنار نمی‌گذارد

به گزارش فارن پالیسی، برخلاف تلاش‌های غرب، این کشورها حاضر به کنار گذاشتن چین یا اتخاذ انتخاب‌های دوقطبی نیستند. تهدیدات دونالد ترامپ در شبکه‌های اجتماعی که اعلام کرد هر کشوری که خود را با «سیاست‌های ضدآمریکایی گروه بریکس» همسو کند، مشمول تعرفه‌های بیشتر خواهد شد، از نمونه سیاست‌های غرب برای مقابله با نفوذ چین بود. در واکنش به این اظهارات ترامپ، سلزو آموریم مشاور ارشد رئیس‌جمهور برزیل گفت: «چنین تهدیداتی روابط ما با بریکس را تقویت می‌کنند، چرا که ما خواهان روابط متنوع هستیم و نمی‌خواهیم وابسته به یک کشور باشیم.»

اصرار نتیجه معکوس دارد

با نبود دیدگاه‌های رقابتی درباره سیاست و سازمان‌دهی اقتصادی جهانی که در دوران جنگ سرد وجود داشت، اصرار آمریکا برای محدود کردن نفوذ چین در جهان غیرغربی، به احتمال زیاد نتیجه معکوس خواهد داشت. برعکس، رفتار غیرقابل پیش‌بینی ترامپ و بی‌توجهی او به قواعد و هنجارها، همراه با کاهش قدرت نرم غرب، نفوذ چین را افزایش داده و تلاش‌های آمریکا برای تعریف دوباره جنوب جهانی به‌عنوان بلوکی غیرغربی یا حتی ضدغربی را تسهیل می‌کند.

آمریکا و چین

جذابیت اقتصادی چین برای جنوب جهانی

کشورهای جنوب جهانی اغلب قیمت‌ها را می‌پذیرند و در دنیای معاملات ، این چین است که بیش از هر قدرت بزرگ دیگری، قیمت را تعیین می‌کند. این موضوع به‌ویژه در مورد کشورهای جنوب شرق آسیا که هنوز زیرساخت‌های درحال توسعه دارند، صدق می‌کند؛ چراکه چین به‌عنوان ابرقدرتی با زیرساخت‌های فراوان، به طور مستقیم پاسخگوی یکی از نیازهای کلیدی کشورهای جنوب جهانی است. در دهه گذشته، بیش از ۱.۳ تریلیون دلار در پروژه‌ نوآورانه کمربند (BRI) سرمایه‌گذاری کرده است؛ رقمی که بسیار فراتر از سرمایه‌گذاری همتایانش مانند پروژه گذرگاه جهانی اروپا، چارچوب اقتصادی هند-پاسفیک آمریکا (IPEF) و اتحادیه اقتصادی اوراسیا روسیه است.

با این حال، همه پروژه‌های چین بدون مشکل پیش نمی‌روند. کشورهایی مانند سریلانکا، پاکستان، میانمار، مالزی، کنیا و زامبیا با مسائل مختلفی از جمله بدهی، هزینه‌های بالاتر، وابستگی به نیروی کار چینی، مشکلات حکمرانی، نگرانی‌های امنیتی و مخالفت‌های داخلی مواجه شده‌اند. با این وجود، چین توانایی خود را در تطبیق برنامه‌ها با شرایط کشور میزبان، نشان داده است و اکنون در تلاش است تا کمربند BRI را با «دستورکار ۲۰۶۳ اتحادیه آفریقا» هماهنگ کند، چارچوبی استراتژیک که موجب تحول این قاره طی ۵۰ سال آینده خواهد بود.

بهره‌برداری پکن از ضعف غرب

چین از ضعف آمریکا در پایبندی تعهدات جهانی، و قدرت نرم بهره‌برداری می‌کند. در زمانی که دفاتر آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا در سراسر جهان در حال بسته شدن بودند، قراردادها و سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با پروژه کمربند عظیم چین، به ۱۲۵ میلیارد دلار رسید. گرچه سرمایه‌گذاری‌های چین در قالب کمربند عظیم هدفمندتر و محدودتر شده‌اند، اما نیمه نخست سال ۲۰۲۵ بالاترین میزان فعالیت این طرح در یک بازه شش‌ماهه، به‌ویژه در آفریقا و آسیای مرکزی بود.در همین زمان، کشورهای غربی مانند بریتانیا، آلمان و فرانسه بودجه خود برای توسعه را کاهش داده و منابع را به سمت هزینه‌های دفاعی منتقل کردند.

قدرت نرم چین چندان گسترده نیست، درواقع علیرغم علاقه مردم به کالاهای چینی، اما سبک زندگی و محصولات فرهنگی این کشور جذابیت چندانی برای آن‌ها ندارد. با این حال، یکی از مهم‌ترین منابع قدرت نرم امروز چین، کاهش جذابیت و استثناگرایی آمریکاست.

رویکرد چین بر منافع مشترک با کشورهاست

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که بسیاری از مردم جنوب شرق آسیا، در حال گره زدن آینده اقتصادی منطقه خود به چین هستند، نه آمریکا یا اروپا. در عرصه دیپلماسی، سیاست‌های «اول آمریکا» و حمله به نهادها و توافقات چندجانبه توسط ترامپ، باعث شده روایت‌های چین درباره «آینده مشترک» و «احترام متقابل» جذاب‌تر باشد. چین با ایجاد مجامع همکاری با جنوب شرق آسیا، آمریکای لاتین، کارائیب، آفریقا و خاورمیانه توانسته خود را شریکی قابل اعتماد نشان داده و هویت ژئوپلیتیکی جنوب جهانی را به‌عنوان بخشی غیرغربی، بازتعریف کند.

وزیر امور خارجه چین، وانگ یی، در مارس ۲۰۲۵ گفت: «چین به‌طور طبیعی عضو جنوب جهانی است، زیرا ما در تاریخ همواره علیه استعمار و هژمونی مبارزه کرده‌ایم و متعهد به هدف مشترک توسعه و احیای مشترک هستیم.» چین همچنین تعرفه‌ها را برای ۵۳ کشور آفریقایی که با آن‌ها روابط دیپلماتیک دارد، حذف کرده و این اقدام را تحت عنوان «اعلامیه چانگشا چین-آفریقا برای حمایت از همبستگی و همکاری جنوب جهانی» منتشر کرده است.

منبع الهام سایر کشورها

برای بسیاری از کشورهای جنوب جهانی، چین یک کشور در حال توسعه همتای خود محسوب می‌شود. برخلاف آمریکا که رشد چین را تهدید می‌بیند، کشورهای در حال توسعه از موفقیت چین الهام می‌گیرند و می‌خواهند از آن الگوبرداری کنند. با این حال، علایق چین و جنوب جهانی همیشه در یک راستا نیست. برای مثال، چین در چارچوب بدهی کشورهای کم‌درآمد G-20 موضع سخت‌گیرانه‌ای اتخاذ کرد و فقط در صورتی در بازسازی بدهی چندجانبه مشارکت کرد که بانک جهانی و بانک‌های توسعه منطقه‌ای تسهیلات بدهی خود را کاهش دهند.

چین و جنوب جهانی با هدف چندقطبی‌سازی جهان، به دنبال حفظ استقلال استراتژیک خود از قدرت‌های بزرگ هستند. بسیاری از کشورها، حتی آن‌هایی که با غرب پیمان نظامی دارند، به دنبال خودمختاری راهبردی‌اند. تنها نگرانی اصلی کشورهای جنوب جهانی این است که انتخاب‌های استراتژیک قطعی آن‌ها را وارد سیاست بلوکی کرده و منجر به تکه‌تکه شدن منطقه‌ای شود.

سیاست‌های تعادلی و نگاه به چندقطبی

کشورهایی مانند آن دسته که عضو آسه‌آن هستند هر دو طرف، آمریکا و چین، را در چارچوب شراکت استراتژیک جامع ‍پذیرفته‌اند. در خاورمیانه نیز، علیرغم تنش‌های منطقه‌ای، کشورها دیدگاه مشابهی دارند و روابط با چین را مانعی برای همکاری با آمریکا نمی‌دانند. پروژه‌های اقتصادی چندمنطقه‌ای، مانند پروژه اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا، با BRI در تضاد نیست و مشارکت در هر دو پروژه انعطاف و کاهش وابستگی را به همراه دارد.

آمریکا و چین

آینده نظام بین‌الملل در سایه چین

وجه تمایز چین با سیاست‌های غرب، رویکرد عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها است. با این‌حال، چنین رویکردی هنوز در مناطق استراتژیک مانند جنوب و شرق آسیا آزمایش نشده است. درواقع این احتمال وجود دارد که چین در حالی که در سطوح جهانی تاکید به سیاست‌های چند قطبی می‌کند، با افزایش قدرت به ایجاد نظمی یک‌قطبی در منطقه‌ای چین‌محور، تمایل پیدا کند.

ترکیب اقتصاد باز سرمایه‌داری و نظام سیاسی بسته و اقتدارگرای چین، الگویی جذاب را به رژیم‌های اقتدارگرا در جهان ارائه می کند؛ که جایگزینی مناسب برای دیدگاه‌های لیبرال غرب درباره مشروعیت سیاسی است. چین برخلاف آمریکا و دیگر ابرقدرت‌های سابق، از استثناگرایی و جهان‌شمول‌گرایی سیاسی و ارزشی فاصله می‌گیرد، که این امر راه را برای چندقطبی‌سازی و چندنظامی‌سازی در سیاست جهانی باز می‌کند.

جذابیت چین در مقابل فشار آمریکا

چین تلاش کرده تا خود را به‌عنوان انتخابی قابل اعتماد و جذاب برای کشورهای جنوب جهانی معرفی کند، بدون آنکه آن‌ها را به انتخاب بین خود و آمریکا مجبور کند. در مقابل، آمریکا با فشار برای انتخاب دوقطبی، بدون سرمایه‌گذاری واقعی برای بهبود جایگاه خود، این فرصت را از دست می‌دهد. برای کشورهای جنوب جهانی، روایت چین جذاب‌تر است، زیرا آن‌ها منافع خود را در سیستمی می‌بینند که گزینه‌های متعدد ارائه می‌دهد، نه سیستمی که آن‌ها را به یک طرف سوق دهد.

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.