همشهری آنلاین، فاطمه عباسی: این واکنشها بیش از هرچیز نشان داد که جایگاه فردوسی در ذهن و جان ایرانیان، فراتر از یک شاعر و حماسهسراست؛ او نگهبان زبان فارسی و ستون اصلی هویت فرهنگی ماست؛ هویتی که قرنهاست در برابر تندباد حوادث ایستادگی کرده است.
این احترام عمیق و دیرینه به فردوسی و شاهکار بیبدیلش، شاهنامه، تنها به ادبیات و گفتار محدود نمیشود، بلکه در تار و پود هنرهای گوناگون ایرانی ریشه دوانده است. یکی از نمونههای باشکوه این پیوند، فرش نفیس و تاریخی «قصه رستم» است که تصویر آن را مشاهده میکنید. این شاهکار هنری که در سال ۱۸۰۵ میلادی (حدود ۱۱۸۴ خورشیدی) در تبریز -پایتخت هنر قالیبافی ایران- بافته شده، روایتگری تصویری از داستانهای اسطورهای رستمدستان است.
این قالی که به فرش «شاهنامه» نیز شهرت دارد، در قابهای متعدد صحنههایی از نبردهای حماسی، رشادتها و ماجراهای پهلوان بزرگ ایران را به تصویر میکشد. هر قاب همچون یک پرده نقاشی با جزئیات دقیق و رنگهای زنده، بخشی از داستان را بازگو میکند؛ از نبرد رستم با دیو سپید تا رخش و دیگر وقایع کلیدی. هنرمندان چیرهدست تبریزی با گره زدن هر نخ، نهتنها یک اثر هنری، بلکه سندی از ارادت خود به میراث ملی و هویت ایرانی را خلق کردهاند.
این فرش، گواهی است بر این حقیقت که شاهنامه تنها یک کتاب نیست، بلکه روحی است که در کالبد هنر این سرزمین، از نگارگری و نقاشیقهوهخانهای گرفته تا قالیبافی، جاری و زنده است و با هیچ سخن سخیفی خدشهدار نمیشود.