خبرآنلاین - زهره نوروزپور: تروئیکای اروپا بالاخره ضربالاجلی را که برای ایران صادر کرده بود اجرایی کرد و در تاریخ مقرر نامه فعال شدن مکانیسم ماشه را به شورای امنیت سازمان ملل ارسال کرد که شامل یک باز زمانی یک ماهه است که به گفته آن ها می تواند همچنان دیپلماسی را با طرف ایرانی پیش ببرد و اگر در این یک ماه ایران و اروپا به توافقی نرسند کلیه قطعنامه های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ سازمان ملل که در توافق برجام رفع شده بود فعال خواهند شد که کارشناسان هشدار داده اند که شرایط اقتصادی و امنیتی ایران وخیم تر از حالا خواهد شد.
در همین زمینه علیرضا سلطانی، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد بین المللی، به خبرآنلاین گفت: «به نظر می رسد پیامدهای سیاسی و امنیتی فعال شدن مکانیسم ماشه مهمتر از پیامدهای اقتصادی آن برای ایران باشد. با بازگشت تحریم های شورای امنیت، ایران خودبخود بار دیگر ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و ماده ۴۱ آن قرار می گیرد و به طور طبیعی این شرایط ممکن است منجر به فعال شدن ماده ۴۲ منشور علیه ایران نیز شود. در واقع شرایط جدید زمینه ساز ایجاد یک اجماع سیاسی و امنیتی بین المللی علیه ایران می شود و به احتمال زیاد امکان سواستفاده آمریکا و به ویژه اسرائیل را برای اقدام نظامی علیه ایران افزایش میدهد.» مشروح مصاحبه را میخوانیم:
سرگردانی،بلاتکلیفی و بی اعتمادی فضای اقتصاد ایران را در بر میگیرد
*** فعال شدن مکانیسم ماشه چه پیامدهای اقتصادی برای ایران در بر خواهد داشت؟
فعال شدن مکانیسم ماشه، شمارش معکوس برای بازگشت تحریم های شورای امنیت است. این تحریمها شامل تحریمهای هستهای، تحریمهای نظامی-تسلیحاتی، ٰهمچنین تحریمهای اقتصادی -تجاری و مالی و تحریمهای حمل و نقل بین المللی میشود.
در عین حال بازگشت این تحریم ها زمینه ساز رسمیت بخشیدن به تحریم های یکجانبه آمریکا و اروپا می شود و در عین حال همه کشورهای دنیا را مکلف می کند که تحریم های شورای امنیت را رعایت کنند این وضعیت کار را برای دورزدن تحریمهای آمریکا سخت میکند و در عین حال هزینههای تجارت و مناسبات اقتصادی ایران را به شدت بالا میبرد و به طور مشخص در کاهش فروش نفت ایران تاثیر خواهد داشت.
واقعیت این است که تحریم های یکجانبه آمریکا شدیدترین تحریم ها علیه یک کشور است که تا کنون اعمال شده و حتی از تحریم های هوشمند دولت اوباما هم شدیدتر است . شاید اگر تحریم های سازمان ملل با مکانیسم ماشه دوباره فعال شود، به لحاظ دامنه و گستره تحریم ها، از تحریم های یکجانبه فعلی آمریکا بیشتر نباشد اما مساله اصلی بار و اثرات روانی آن بر اقتصاد ایران است که می تواند دوباره مشکلات زیادی را ایجاد کند.
در عین حال دورهای از سرگردانی ، بلاتکلیفی و بی اعتمادی کل فضای اقتصاد ایران را در بر می گیرد و اقتصاد ایران و فعالان اقتصادی آن را از اقتصاد جهانی دور و دورتر کرده و هزینههای تعاملات اقتصادی را بیش از پیش سختتر و پرهزینهتر میکند.
این شرایط به معنای پایان دیپلماسی نیست
*** پیامدهای سیاسی و امنیتی فعال شدن مکانیسم ماشه را چگونه ارزیابی می کنید؟
به نظر می رسد پیامدهای سیاسی و امنیتی فعال شدن مکانیسم ماشه مهمتر از پیامدهای اقتصادی آن برای ایران باشد.
با بازگشت تحریمهای شورای امنیت، ایران خود به خود بار دیگر ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و ماده ۴۱ آن قرار می گیرد و به طور طبیعی این شرایط ممکن است منجر به فعال شدن ماده ۴۲ منشور علیه ایران نیز شود.
در واقع شرایط جدید زمینه ساز ایجاد یک اجماع سیاسی و امنیتی بین المللی علیه ایران می شود و به احتمال زیاد امکان سواستفاده آمریکا و به ویژه اسرائیل را برای اقدام نظامی علیه ایران افزایش میدهد. این شرایط البته به معنای پایان دیپلماسی نیست.
تهران بیمیل نیست که برجام کنونی تمام شود و توافقی جدید با حضور آمریکای ترامپ داشته باشد
*** چگونه فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم ها به معنای پایان دیپلماسی نیست در حالی که غرب و آمریکا منتظر این شرایط جدید هستند؟
به طور طبیعی کار ایران را برای آغاز دوباره مذاکرات با غرب به خصوص آمریکا و رسیدن به توافقی دیگر سخت خواهد کرد.توافقی که به احتمال زیاد بسیار سختگیرانه تر نسبت به برجام کنونی است. هرچند ایران به عبارتی بی میل نیست که برجام کنونی تمام شود و توافقی جدید با حضور آمریکای ترامپ داشته باشد که از اثربخشی بیشتری در رفع تحریمها برخوردار باشد
بله این شرایط به طور کامل به معنای بی اثر شدن دیپلماسی نیست بلکه همچنان دیپلماسی می تواند فعال باشد اما به طور طبیعی کار ایران را برای آغاز دوباره مذاکرات با غرب به خصوص آمریکا و رسیدن به توافقی دیگر سخت خواهد کرد. توافقی که به احتمال زیاد بسیار سختگیرانه تر نسبت به برجام کنونی است.
هر چند ایران هم بیمیل نیست که برجام کنونی تمام شود و توافقی جدید با حضور آمریکای ترامپ داشته باشد که از اثربخشی بیشتری در رفع تحریمها برخوردار باشد. برجام کنونی با خروج آمریکا تاثیری در رفع تحریمها نداشت. این البته دیدگاهی خوشبینانه به نظر میآید اما غیر محتمل نیست. تنها دستاورد مثبت فعال شدن مکانیسم ماشه میتواند یک توافق جدید باشد که البته تحقق آن بسیار سخت خواهد بود اما واقعیت این است که در دنیای سیاست، هیچ چیز بعید نیست.
*** به لحاظ اجرایی چگونه میتوان به دیپلماسی در فرایند فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت خودکار تحریم ها امیدوار بود؟
البته فعال شدن مکانیسم ماشه به معنای بازگشت سریع تحریمها نیست بلکه این آغاز یک فرایند تقریبا یکماهه برای بازگشت تحریم ها است . طبق ماده ۳۷ برجام، شورای امنیت سازمان ملل با ارجاع پرونده می تواند حداکثر ظرف مدت یک ماه قطعنامهای مبنی بر تداوم لغو تحریمهای شورای امنیت در موضوع هستهای صادر کند.
در صورت صادر نشدن چنین قطعنامهای به هر دلیل ازجمله وتوی یکی از اعضای دایم مانند امریکا یا سکوت شورای امنیت؛ شش قطعنامهای که بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ لغو شده، به صورت اتوماتیک فعال می شود.
البته در ماده ۳۷ برجام ، قیدی وجود دارد مبنی بر اینکه شورای امنیت می تواند در قالب قطعنامه، تصمیم دیگری غیر از مورد تعیینشده نیز بگیرد که این نیازمند اجماع اعضای دائم شورای امنیت است. بنابراین بازگشت تحریمهای شورای امنیت به فرض عدم صدور قطعنامه تداوم لغو تحریمها، قطعی نیست و می توان در پایینترین سطح انتظار داشت از درون مکانیسم ماشه، اتفاق دیگری مبنی بر دادن شانس دوباره به دیپلماسی و مذاکره برای حل تنش میان ایران و آمریکا داد.
ایران ودستگاه دیپلماسی باید تلاش مجدانه ای برای رقم خوردن این اتفاق داشته باشند. یکی از ظرفیتها چین و روسیه است که در این نقطه می توانند تعهد واقعی خود را نسبت به ایران ثابت کنند. البته در این فرایند نباید از نقش آژانس بینالمللی انرژی هستهای غافل بود که نقش راستیآزمایی را برای طرف غربی برعهده دارد. تعامل ایران با آژانس در روزهای اینده میتواند تعیینکننده باشد.
*** به نظر می رسد ایران چندان و به طور جدی اقدامی در جهت جلوگیری از مکانیسم ماشه برنداشت. این برداشت درست است؟
من معتقدم ایران چندان بی میل به اینکه مکانیسم ماشه فعال شود نبود. دلیل آن هم این است که فکر می کند برجام کنونی بدون امریکا و تعهد آمریکا بی معنا و بیفایده است. تجربه ۸ سال اخیر هم این موضوع را ثابت می کند. اگرچه کاستیهای فروانی برای بازگشت آمریکا به برجام حداقل در دوره بایدن وجود داشت. ایران البته علاقهای هم به داشتن یک توافق دوجانبه با امریکا ندارد که این یک اشتباه استراتژیک است. با این حال شاید فعال شدن مکانیسم ماشه و دادن فرصت صدور قطعنامه ای دیگر از سوی شورای امنیت، این فرصت را ایجاد کند که توافق نامه بین المللی جدیدی به پشتوانه شورای امنیت و با حضور امریکا ایجاد شود که البته شانس این توافق نامه به نظر پایین است.
با این حال شاید فعال شدن مکانیسم ماشه و دادن فرصت صدور قطعنامه ای دیگر از سوی شورای امنیت ، این فرصت را ایجاد کند که توافق نامه بین المللی جدیدی به پشتوانه شورای امنیت و با حضور امریکا ایجاد شود که البته شانس این توافق نامه به نظر پایین است.
ایران از زمان خروج آمریکا از برجام،دچار خطاهای محاسباتی بزرگی شده است
*** به نظر شما چرا شرایط در ۲ سال اخیر به این صورت رقم خورده است و موجب تشدید چالش ها و بحران در سیاست خارجی ایران گردید؟
واقعیت این است که چنانکه قبلا نیز بیان کردهام، ایران از فرصت های خود به خوبی در سالهای گذشته استفاده نکرد. هزینه بالایی برای امضای برجام پرداخت اما از ان حفاظت و حراست نکرد و در داخل جریانهای سیاسی به دلیل رقابت های سیاسی داخلی آن را به شدت تضعیف و تحقیر کردند.
ایران با همه نقاط ضعف برجام باید ان را در داخل و در سطح بین المللی حراست می کرد. برجام یا نباید امضا میشد و یا اگر امضا شد باید ایران تلاش میکرد با دقت و مراقبت سیاسی در داخل وخارج از ایران از ان حفاظت و حراست میکرد. حتی اگر سودی برای ایران نداشت ولی وقتی امضا شد باید تلاش میشد برای دور شدن از آسیبها و نقاط منفی که به هر نحو در متن علیه ایران آمده از جمله اسنپبک، آن را به پایان میبرد و بهانهای برای استفاده از اسنپبک آن هم درماههای اخیر نمیداد.
در طول سالهای اخیر خصوصا از زمان خروج آمریکا از برجام ایران دچار خطاهای محاسباتی بزرگی شده است. محاسباتی مانند اینکه امریکا از برجام خارج نمی شود، عدم مذاکره با دولت اول ترامپ ، عدم استفاده از فرصت دولت بایدن برای بازگشت آمریکا به برجام، گرفتار شدن در دام جنگ اکراین و طرح زمستان سخت اروپا و مذاکره اخیر ایران و آمریکا و عدم پیش بینی امکان بروز جنگ . علاوه بر این باید تاکید کرد ایران در طول ۲ سال اخیر در حوزه سیاست خارجی چه منطقه ای و چه بین المللی ، ابتکار عمل لازم برای برونرفت از شرایط بحرانی در مناسبات خارجی و تغییر ریل سیاسیت خارجی نداشته است.
درعین حال باید اذعان کرد که در طول سالهای اخیر خصوصا از زمان خروج آمریکا از برجام ایران دچار خطاهای محاسباتی بزرگی شدهاست. محاسباتی مانند اینکه امریکا از برجام خارج نمیشود، خودداری از مذاکره با دولت نخست ترامپ، استفاده نکردن از فرصت دولت بایدن برای بازگشت آمریکا به برجام، گرفتار شدن در دام جنگ اوکراین و طرح زمستان سخت اروپا و مذاکره اخیر ایران و آمریکا و عدم پیش بینی امکان بروز جنگ.
علاوه بر این باید تاکید کرد ایران در طول ۲ سال اخیر در حوزه سیاست خارجی چه منطقه ای و چه بین المللی ، ابتکار عمل لازم برای برونرفت از شرایط بحرانی در مناسبات خارجی و تغییر ریل سیاسیت خارجی نداشتهاست. این شرایط در دولت چهاردهم بیشتر به چشم می خورد.
بخشی از این ضعف به خالی بودن دست ایران از ابزارهای قدرت لازم برای تحت فشار قراردادن طرفهای مقابل بوده است و این موضوع به خصوص در آستانه جنگ ۱۲ روزه و در جریان مذاکرات ایران و آمریکا و همچنین بعد از جنگ ۱۲ روزه بیشتر خود را نشان می دهد . قراردادن تخم مرغ های سیاست خارجی در یک یا دو سبد (روسیه و چین) هم قدرت مانور ایران را محدود کرده است.
سبدهایی که نتوانستند در مواقع ضروری ، موقعیت ایران را در برابر دشمنان سنتی ان تقویت کند. دلیل آن هم این است که قدرتهایی مانند چین و روسیه نیز حداقل در شرایط حاضر و به اجبار یا در زمین آمریکا بازی می کنند یا اینکه در شرایط تعاملی و تقابلی با امریکا در موضوعاتی مانند جنگ اوکراین و جنگ تجاری قرار دارند که امکان پرداختن به ایران را در برابر غرب و اسرائیل ندارند. وزارت امور خارجه در ماه های اخیر و در شرایطی که همه ایرانیان از فعالان اقتصادی و سیاسی گرفته تا مردم عادی منتظر ارائه یک طرح یا برنامه امیدوارکننده برای متوقف ساختن جریان بحران و ارائه یک طرح خلاقانه برای تغییر شرایط بودند ، عملا هیچ ابتکار عملی را ارائه نکرد و در مواردی در نقش یک جریان سیاسی تقلیل پیدا کرد که این واقعا ناامیدکننده بود.
وزارت امور خارجه در ماه های اخیر و در شرایطی که همه ایرانیان از فعالان اقتصادی و سیاسی گرفته تا مردم عادی منتظر ارائه یک طرح یا برنامه امیدوارکننده برای متوقف ساختن جریان بحران و ارائه یک طرح خلاقانه برای تغییر شرایط بودند، عملا هیچ ابتکار عملی را ارائه نکرد و در مواردی در نقش یک جریان سیاسی تقلیل پیدا کرد که این واقعا ناامیدکننده بود.
به جای سخره گرفتن مقامات کشورمان از نبوغ آنها برای پیشبرد دیپلماسی استفاده کنیم
***در این شرایط ایران باید چه رویکرد یا طرحهای خلاقانه ای را برای مدیریت بحران سیاست خارجی اتخاذ کند تا بتواند هزینه های بحران را به حداقل برساند و یا اینکه حتی جریان را عوض کند؟
به نظرم در شرایط حاضر بهرهگیری از همه ظرفیت های سیاسی کشور برای مواجهه با این شرایط سخت لازم است . حضور علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی یکی از این ظرفیتها بود که می تواند در کنار وزارت خارجه ، قدرت تصمیمسازی در عرصه سیاست خارجی را تقویت و ابتکار عملها را برنامهریزی کند. استفاده از تجربه و مشورت دیگر شخصیت های سیاسی مانند روسای جمهور و وزرای قبل نیز می تواند مورد توجه قرار گیرد. به جای نکوهش و به سخره گرفتن این شخصیت ها باید از تجربه آنها استفاده شود و یک عقل جمعی در کشور برای برونرفت از بنبست شکل گیرد.
در عین حال نباید کاملا از دیپلماسی حتی با فعال شدن مکانیسم ماشه ناامید بود. هنر سیاستمدار و دیپلمات نجات کشور از شرایط سخت و تنگناها حتی با پرداخت هزینه و قربانی شدن است. از حداقل فرصتها برای جلوگیری از جنگ یا تشدید بحران باید استفاده کرد. استفاده از ظرفیت چین و روسیه هم مهم است . انتظار می رود در یک ماه آینده چین و روسیه مشترکا قطعنامه یا قطعنامه هایی برای جلوگیری از بازگشت تحریمها، تمدید ۶ ماهه برجام و یا ارائه یک راه حل جدید برای توافق ایران با قدرتهای اروپایی ارائه نمایند.
۳۱۵/۴۲