اتحاد استراتژیک میان ایالات متحده و اسرائیل در هفتاد سال گذشته یکی از ثابتترین ستونهای سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه بوده است. از زمان تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، واشنگتن در تمامی عرصهها – نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و رسانهای – حامی اصلی این رژیم بوده است. کمکهای میلیاردی آمریکا، حمایتهای همهجانبه در سازمان ملل، و حتی نادیده گرفتن جنایات آشکار اسرائیل علیه فلسطینیها، همگی بیانگر این پیوند ویژه بودهاند.
اما آنچه امروز رخ میدهد، نقطه عطفی در تاریخ این اتحاد محسوب میشود. بر اساس تازهترین نظرسنجی دانشگاه کویینیپیاک، حمایت آمریکاییها از کمکهای نظامی به اسرائیل در جنگ غزه به پایینترین سطح از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون رسیده است. ۶۰ درصد مخالف ادامه ارسال سلاح به تلآویو هستند، در حالی که تنها ۳۲ درصد حامی افزایش کمکها باقی ماندهاند. این تغییر به ظاهر عددی، در واقع انعکاس تحولات عمیقتری در ذهنیت افکار عمومی آمریکاست؛ تحولی که ریشههای آن به دهههای قبل بازمیگردد.
ریشههای تاریخی اتحاد آمریکا و اسرائیل
برای درک اهمیت این تغییر، باید ابتدا به تاریخچه رابطه آمریکا و اسرائیل نگاه کنیم. از زمان ریاستجمهوری هری ترومن که اولین رئیسجمهور آمریکا بود که استقلال اسرائیل را به رسمیت شناخت، پیوند میان دو طرف شکل گرفت. در طول جنگ سرد، اسرائیل به ابزاری حیاتی برای آمریکا در مقابله با نفوذ شوروی در خاورمیانه تبدیل شد.
در دهههای بعد، کمکهای نظامی واشنگتن به اسرائیل هر ساله افزایش یافت. طبق گزارش کنگره آمریکا، تنها از سال ۱۹۴۸ تا ۲۰۲۰ بیش از ۱۴۶ میلیارد دلار کمک مستقیم به اسرائیل اختصاص داده شد. همین حمایتها باعث شد اسرائیل مجهزترین ارتش منطقه را در اختیار داشته باشد. در مقابل، لابیهای قدرتمند یهودی مانند آیپک نیز در واشنگتن تضمین میکردند که هیچ رئیسجمهور یا نماینده کنگرهای نتواند به آسانی در برابر این جریان بایستد.
اما این رابطه همیشه در سطح افکار عمومی با اجماع کامل همراه نبود. اعتراضها در دهه ۱۹۸۰ به جنگ لبنان، یا مخالفتهای دانشجویان آمریکایی در دهه ۲۰۰۰ با حملات به غزه، نشانههایی بود که نشان میداد بخشی از جامعه آمریکا در حال بازاندیشی نسبت به این اتحاد است.
چرا حمایت افکار عمومی در حال کاهش است؟
۱. تصاویر و واقعیتهای جنگ غزه
تحولات سال ۲۰۲۳ و بمبارانهای سنگین اسرائیل علیه غزه، نقطه عطفی بود. انتشار گسترده تصاویر کودکان کشتهشده، بیمارستانهای ویران، و مردمی که در جستجوی آب و غذا بودند، افکار عمومی آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داد. برخلاف گذشته که رسانههای جریان اصلی روایت اسرائیل را تکرار میکردند، این بار شبکههای اجتماعی صدای فلسطینیان را مستقیماً به خانههای آمریکاییها رساندند.
۲. تغییر نسل و ارزشها
نسل جوان آمریکا (به ویژه متولدان دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰) نگرشی متفاوت نسبت به نسل والدینشان دارند. آنها با ارزشهای حقوق بشر، عدالت اجتماعی و مخالفت با نژادپرستی رشد کردهاند. طبیعی است که وقتی رفتار اسرائیل را در غزه و کرانه باختری میبینند، آن را مشابه تبعیض نژادی و استعمار قلمداد کنند. بسیاری از دانشجویان آمریکایی اکنون شعار میدهند: «فلسطین همان جُرج فلوید خاورمیانه است».
۳. تضاد با مشکلات داخلی آمریکا
در حالی که میلیونها آمریکایی با بحرانهای اقتصادی، بدهیهای دانشجویی، و کمبود خدمات درمانی مواجهاند، ارسال میلیاردها دلار کمک به اسرائیل برای آنها غیرقابل توجیه است. شعار «اول آمریکا» که حتی توسط ترامپ هم مطرح شد، امروز به سلاحی علیه حمایت بیقید و شرط از اسرائیل تبدیل شده است.
۴. افول قدرت لابیها
هرچند لابی آیپک همچنان قدرتمند است، اما در مقابل آن گروهها و جنبشهای ضدجنگ و مدافع حقوق فلسطین قدرت بیشتری یافتهاند. جنبش BDS (تحریم اسرائیل) در دانشگاهها و اتحادیههای کارگری آمریکا نفوذ پیدا کرده و این روند موجب شکاف در فضای سیاسی داخلی شده است.
مرور نمونههای گذشته: افت و خیز حمایت مردمی
این نخستین بار نیست که افکار عمومی آمریکا در برابر اقدامات اسرائیل موضع منفی میگیرد.
• جنگ ۱۹۸۲ لبنان: زمانی که اسرائیل به لبنان حمله کرد و کشتار صبرا و شتیلا رخ داد، اعتراضات گستردهای در آمریکا شکل گرفت. بسیاری برای نخستین بار خشونت عریان اسرائیل را دیدند.
• انتفاضه دوم (۲۰۰۰–۲۰۰۵): تصاویر کودکان فلسطینی در برابر تانکهای اسرائیلی موجی از همدردی ایجاد کرد. حمایت مردمی کاهش یافت، هرچند دولت آمریکا همچنان در کنار تلآویو باقی ماند.
• جنگ غزه ۲۰۱۴: حملات گسترده اسرائیل و کشته شدن بیش از دو هزار فلسطینی، به ویژه کودکان، باعث شد بسیاری از دانشگاههای آمریکا قطعنامههای نمادین در محکومیت اسرائیل تصویب کنند.
اما تفاوت امروز با گذشته در شدت و گستردگی مخالفتهاست. اکنون اکثریت آمریکاییها نهتنها با افزایش کمکها مخالفاند، بلکه در برخی نظرسنجیها حتی پایان کامل این حمایت را خواستار شدهاند.
پیامدهای این تغییر برای روابط آمریکا و اسرائیل
۱. فشار بر کاخ سفید
هر رئیسجمهوری در آمریکا ناگزیر است میان فشار لابیهای سیاسی و حساسیت افکار عمومی تعادل برقرار کند. جو بایدن به رغم حمایت بیقید و شرط از اسرائیل، به شدت تحت فشار جناح مترقی حزب دموکرات قرار گرفته است. بسیاری از نمایندگان جوانتر کنگره آشکارا از قطع کمک نظامی سخن میگویند؛ موضوعی که تا چند سال پیش غیرقابل تصور بود.
۲. تأثیر بر انتخابات آینده
در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، مسئله فلسطین و اسرائیل به یکی از موضوعات حساس بدل شد. ترامپ، هرچند حامی سرسخت اسرائیل است، اما با شعار «جنگهای بیپایان را پایان میدهیم» تلاش دارد از نارضایتی مردم بهرهبرداری کند. در مقابل، بخشی از رأیدهندگان جوان و مسلمان آمریکا تهدید کردهاند که اگر بایدن همچنان به حمایت کورکورانه از اسرائیل ادامه دهد، در انتخابات شرکت نخواهند کرد.
۳. تغییر در روابط بینالملل
کاهش حمایت مردمی در آمریکا میتواند به تدریج دست دولتهای اروپایی را نیز باز کند تا فاصله بیشتری با اسرائیل بگیرند. همین حالا هم برخی کشورهای اروپایی مانند اسپانیا و ایرلند مواضع تندی علیه تلآویو اتخاذ کردهاند. اگر واشنگتن نتواند حمایت داخلی را حفظ کند، اسرائیل در سطح جهانی بیش از پیش منزوی خواهد شد.
شکاف نسلی و آینده اتحاد
یکی از مهمترین نکات در این تغییر، شکاف عمیق نسلی در ایالات متحده است. نظرسنجیها نشان میدهند که بیش از ۷۰ درصد جوانان آمریکایی زیر ۳۰ سال نگاه منفی به اقدامات اسرائیل دارند، در حالی که در میان نسلهای قدیمیتر این رقم بسیار کمتر است. این یعنی در بلندمدت، فضای سیاسی آمریکا نیز تحت تأثیر این تغییر قرار خواهد گرفت.
کاهش بیسابقه حمایت آمریکاییها از اتحاد با اسرائیل صرفاً یک تحول گذرا نیست، بلکه نشانهای از تغییرات عمیق در ساختار فکری جامعه آمریکاست. مردمی که سالها تحت بمباران تبلیغات رسانهای قرار داشتند، امروز با قدرت شبکههای اجتماعی و با تکیه بر ارزشهای حقوق بشری، روایت متفاوتی از فلسطین و اسرائیل دریافت میکنند.
این تغییر به معنای پایان فوری اتحاد آمریکا و اسرائیل نیست؛ چرا که همچنان منافع استراتژیک، لابیهای قدرتمند و قراردادهای تسلیحاتی در کار است. اما برای نخستین بار در دهههای اخیر، افکار عمومی به مانعی جدی در برابر سیاستمداران آمریکایی تبدیل شده است.
اگر روند کنونی ادامه یابد، ممکن است در آینده نهچندان دور شاهد تغییرات ملموس در سیاست خارجی واشنگتن باشیم. از سوی دیگر، اسرائیل که همواره حمایت بیقید و شرط آمریکا را پشتوانه خود میدانست، باید آماده دوران تازهای شود که در آن دیگر نمیتواند با اتکا به افکار عمومی آمریکا، سیاستهای توسعهطلبانهاش را توجیه کند.