شمال نیوز / دکتر هادی ابراهیمی کیاپی : جبهه مشترک آمریکا، اسرائیل و اروپا برای جبران ناکامی بزرگ و تاریخی در جنگ دوازدهروزه گسترده علیه ایران، در حال استفاده از تمامی پلنها هستند. این پلنها شامل عملیاتهای روانی، عملیاتهای حقوقی، فشارهای اقتصادی، مصافهای رسانهای و نیز تقابلهای دیپلماتیک برای به زانو نشاندن نظام مقدس جمهوری اسلامی و بالابردن دستهای تسلیم از سوی ایران است.!
اگرچه آنها ما را سمت تحمیل هزینههای سنگین بابت چنین مقاومتی سوق میدهند، اما در واقع جبهه مقابل ما به مراتب هزینههای سنگینتری را متحمل میشود. برای اثبات صحت این ادعا، کافی است که پرونده پرهزینه اما بینتیجه "داعشِ هفتتریلیون دلاری" و نیز هزینههای نجومی که از گذشته تا امروز هم برای بقای رژیم صهیونیستی و هم برای پیروزی آنها در جنگافروزیهای پایانناپذیرشان پرداخت شده، مورد بررسی مجدد قرار گیرد. این بررسی نشان خواهد داد که مقاومت مقتدر و مشخصاً «ایران قوی»، بهتنهایی به چه ابرقدرتی تبدیل شده است؛ قدرتی که هم تحریمهای فلجکننده اقتصادی را دور زده و با رویکرد مقاومتی به اقتصاد تولیدمحور و درونزای داخلی، راه نجات مییابد و هم در برابر جریانهای تروریستی با آن حجم از عملیاتها و خشونتها، اقتدار خود را به نمایش میگذارد.
همچنین ماندگارترین مقاومت و انتقام توأمان را در جنگ بیبدیل دوازدهروزه به نمایش گذاشته و بهجای بالابردن دستهای تسلیم در برابر دو ارتش قدرتمند اتمی آمریکا و اسرائیل و البته ناتو، شهرهای بزرگ اسرائیل را به تلّی از خاک و سرزمین ارواح مبدل میکند. این وضعیت، اسرائیلِ همیشه مدعی عملیات نظامی را به التماس دوگانه کمکگرفتن از آمریکا و برقراری آتشبس کشانده و بهت و ناباوری سراسر جبهه غربی و عبری را فرا گرفته است. دنیا نیز به پوشالیبودن هیمنه دروغین نظامی و دفاعیشان واقف شده و رؤیای غلط شکستناپذیری رژیم اشغالگر قدس برای همیشه پایان مییابد!
فتح قلّه با رهنمودهای ولایت
باورش سخت بود اما اتفاق افتاد. قله دروغینی که «ایران قوی» با موشکهای پیشرفته و پهپادهای تعیینکننده نیروهای مسلحش، با مردم قهرمان و بصیر و دلیرش و با رهبر مصلح و حکیمش فتح شد. حالا نه تنها اسرائیل، بلکه خود آمریکا هم در قالب پایگاهها، ابرپایگاهها، ناوها و همه امکاناتش، بازیچه گروههای مقاومت شده و با هدفگیری و رهگیری، نه تنها تهدید جدی منطقه نیست، بلکه نمیتواند امکان رهایی خود را از تهدیدهایی فراهم کند که مثل خوره به جانش افتادهاند!
طرح فراگیر خلع سلاح مقاومت در عراق و لبنان و مقابله بینتیجه با مقاومت یمن و حتی بمباران پیدرپی زیرساختهای ارتش سوریهای که فتح شده و متحد خود آنها شده، میزان این هراس را به سنجش درمیآورد!
اروپایی که در جریان تعیین سرنوشت و فرایند برقراری صلح آمریکایی به رهبری ترامپ، کاملاً تحقیر شده و اصلاً در محاسبات و مذاکرات دیده نشد و نتوانست یک کلمه بر کلمات ترامپ بیفزاید و حتی صف خفتبار سران اروپا در پشت دفتر کار ترامپ، نتوانست عزت بربادرفته را به آنها برگرداند، بر آن شد تا با طرح موضوع «اسنپبک» اعاده حیثیت کند و گدایی همراهی و شیرینکاریاش را با آمریکا به نمایش بگذارد. اصطلاحاً دست ترامپ را گرفته و بهزور هم که شده ثابت کند که هنوز به درد بخور است. در این میان، دیپلماسی التماسی وزارت خارجه به آنها کمک کرد تا چنین ژستی را ارائه دهند و آمریکاییها بابت نامه فعالسازی مکانیزم ماشه اروپا به شورای امنیت، از آنها تشکر کنند و بعد از مدتها روی خوش به آنها نشان دهند!
اسنپبک؛ بایدها و نبایدها
اسنپبک نه آنچنان مهم و ترسناک است که ایران قوی بخواهد قالب تهی کند و مثل بید از بادش به خود بلرزد، و نه آنقدر بیاهمیت است که بخواهیم برای عبور از آن بیبرنامه و بدون تِز دفاعی عمل کرده و بر آمادگیها و آرایش تقابلیمان نیفزاییم!
واقعاً معلوم نیست در پستوهای دیپلماسی ما، چه میگذرد که مقاماتش در مواضع رسانهای، مظهر اقتدارند، اما در توافقات پشت صحنه حتی مصوبات مجلس را دور زده و از یک طرف به بازرسان آژانس بینالمللی اتمی اجازه ورود داده و مصوبه مجلس را نقض میکنند. از طرفی پای میز مذاکره با اروپا مینشینند و یک بار دیگر، شبیه همان جنگ دوازدهروزه که وسط مذاکرات بر ما تحمیل شد، اینجا هم وسط مذاکرات شبیخون خورده و نامه فعالسازی اسنپبک به شورای امنیت زده میشود!
چرا همانطور که جبهه مقابل ما پلنهای متعدد را به اجرا میگذارند، ما برای مقابلهبهمثل، پلن دو و سه و غیره نداریم و عمدتاً به صدور بیانیهها و مصاحبهها دلخوش کردهایم؟ و بعد هم که آنها تهدیدهای خود را عملی میکنند، ما فقط میگوییم نامردی کرده و برخلاف قوانین و معاهدات و پروتکلهای جهانی عمل کردهاند و ما به رفتار غیرقانونی آنها پاسخ مقتضی را خواهیم داد!
اگر نیروهای مسلح و مشخصاً نیروی مقتدر هوافضای سپاه و فرماندهی مقتدر کل قوا و عملکرد طلایی در جنگ دوازدهروزه و لهشدن اسرائیل و حتی انتقام از آمریکا به تعداد موشکهایش نبود، الان ما در وزنکشیهای منطقهای و جهانی کجای کار بودیم؟!
چرا از اولین روز آتشبس تا امروز، جبهه دیپلماسی ما برای مذاکره با آمریکا و اروپا پیوسته اعلام آمادگی کرده و بارها البته آنها از موضع بالا تقاضای ما را پس زده و یا به تعویق انداختهاند؟!
ما نه به سراغ مسدود کردن تنگه هرمز رفتهایم، نه در موضوع کریدور زنگزور دیده شدیم و تازه به مردم هم خیال جمعی هم دادهایم و انگار نه انگار کلاه گشادی به سرمان گذاشتهاند. نه بحث خروج از NPT را پی گرفتهایم و نه سایر بازدارندهها را فعال کردهایم و بلکه برعکس؛ یکی بحث بازگشت سپاه به پادگانها را پیش کشیده و یکی پیشنهاد تعویض وزیر خارجه را بهخاطر یکی دو موضع رسانهای مطرح میکند و یکی هم دائم از نداریها و ناترازیها و بدبختیهای ما میگوید و بهزور هم که شده میخواهند به افکار عمومی القا کنند که همه راهها به روم ختم میشود و مقاومت به پایان خط رسیده و ما باید با مدل زلنسکی به بیگانگان باج و امتیاز دهیم تا بهطور کامل خورده نشویم!
وادادهها و خودباختههای زمان جنگ دوازدهروزه از پستوها و پناهگاهها بیرون آمده و بیخبر از اجماع بزرگ سیاسی مردم، جوگیر تحلیلهای بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال اسرائیلی شده و ترس ذاتی خود را به نام مردم و به کام بیگانگان رسانهای کرده و با مشاورههای غلط به برخی از مدیران تأثیرگذار، مواضع التماسی را در دستگاه دیپلماسی پیادهسازی میکنند!
غافل از آنکه جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران پیروز واقعی جنگ ۱۲ روزه بوده و «ایران قوی» موفق شد بالاترین تهدید آنها را که همان گزینه نظامی روی میز بوده، خنثی و بیاثر سازد. حالا ما هستیم که باید از موضع برتر با آنها حرف بزنیم، اما دریغ از سرایت مواضع و عملکرد مقتدرانه میدان به تصمیمات دیپلماسی ایران!
پشت صحنه و فرماندهی نهایی میدان برای ما روشن است، اما پشت صحنه دیپلماسی ما که روزی کلاه خسارتآفرین برجام را به کشور و مردم ما تحمیل کردهاند و امروز هم ما را درگیر اروپای تحقیرشده در قضیه اسنپبک کردهاند، برای ما مبهم است!
امیدوارم روزی نرسد که رهبر معظم انقلاب هم اماموار فریاد بزند که به والله من از روز اول راضی به فلان انتخاب، فلان مصوبه، فلان تصمیم، فلان مذاکره و فلان کار نبودهام اما نظر مصرانه آقایان را پذیرفتهام!
فقط یادمان باشد که فعالسازی مکانیزم ماشه، چیز جدیدی نیست و علیرغم تعلیق در شورای امنیت، آمریکا، قلدرانه همواره آن را به اجرا درآورده و هیچ کشوری جرئت نادیدهگرفتن تهدیدها و تحریمهای آمریکا را نداشته و ندارد و تنها تفاوتش، قانونیشدن همان تحریمهای گسترده خواهد بود!
بی گُدار به آب زدنهای غرقکننده!
در فراز پایانی به مقامات دستگاه دیپلماسی و سایر مقامات و رسانهها توصیه میکنم که اولاً بهاندازه ضرورت حرف زده و اظهار فضل کنند. ثانیاً به بازخورد بینالمللی حرفها و مواضع خود پیشاپیش اندیشیده و مثل علی مطهری که مواضع چند سال قبلش مورد سوءاستفاده ترامپ قرار گرفته، آچمز نشوند! ثالثاً از چیزی که نمیدانند و در گردونه جلسات و مذاکرات پشت پرده، بهخصوص مسائل امنیتی، اطلاع ندارند، بهعنوان فرد مطلع و یا مقام مسئول سخن نگویند! رابعاً دقمرگی و یا ذوقزدگی خود را فرافکنی نکرده و از زبان مردم حرف نزنند. خامساً به دشمن گرا نداده و اصطلاحاً خشابهای خالی دشمنان را پر و آنها را وارد محاسبات غلط نکرده تا با امیدهای کاذب، عملیاتهای نظامی دیگری را بر ما تحمیل کنند!
اتحاد مقدس؛ رمز پیروزی
از رسانه ملی انتظار میرود بر اساس رسالت مرجعیت رسانهای، همواره روایت اول را بر عهده گرفته و نگذارند عدهای توهمات خود را در افکار عمومی تزریق کرده و اعتماد و امید و روحیه و انگیزه و اتحاد مقدسی که امروز خداوند به مردم ما اعطا کرده، با میدانداری ناصالحان به تاراج برده شود.
مردم ما اقتدار ملی و نظامی ایران قوی را دوست دارند و ما هم باید قویترین مواضع را در قبال قویترین عملیاتهای بیگانگان و معاندان اتخاذ کرده و نگذاریم که عملیاتهای روانی آنها بر مردم ما مستولی شده و شکست نظامی خود را جبران مافات کنند!
یادمان باشد که رهبر معظم انقلاب، اجماع سیاسی اخیر ملت ایران را «اتحاد مقدس» نامگذاری کرده و بر حفظ و مداومت آن تأکید فرمودند و ما این واژه مقدس را منبعث از همان تفکر اقتدارآمیز عاشورایی و سیره مقاومتپذیر غیرت حسینی تلقی میکنیم و با مواضع مقتدرانه، باز هم شکست دیگری را به شکستهای سریالی گذشته و اخیر دشمنان میافزاییم.