عصر ایران؛ سمیرا فرخ منش- نیکول گراجوسکی ( Nicole Grajewski)، پژوهشگر برنامه سیاست هستهای در اندیشکده کارنگی و همچنین پژوهشگر همکار در مرکز علوم و امور بینالملل بلفر دانشکده هاروارد کندی در مقاله ای به مکانیسم ماشه پرداخته است و راه جلوگیری از یک بحران هسته ای دیگر را ورود آمریکا به این عرصه دانسته است. (بیاشاره به این که خود آمریکا با خروج از برجام شروع کرد و احتمالا به این معنی که اروپا را کاملا کنار بگذارد و خود طرف حساب ایران شود).
برگردان مقاله این نویسنده که بر روی سیاستهای روسیه و ایران، منازعه در رژیم عدم اشاعه و بازدارندگی هستهای تخقیق می کند و 28 اوت 2025 منتشر شده از این قرار است:
زمان در حال سپری شدن است تا از وقوع یک بحران هستهای تازه با ایران جلوگیری شود.
خطر کاملاً روشن است:
اگر مکانیسم ماشه تصویب شود، ایران میتواند با خروج از پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای (NPT) یا توقف همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) واکنش نشان دهد. اقدامی که بحران را تشدید کرده و خطر رویارویی نظامی را افزایش میدهد. از سوی دیگر، اگر بند مکانیسم ماشه در «روز خاتمه» منقضی شود بدون آنکه تحریمها دوباره اعمال شوند، شورای امنیت آخرین ابزار قابل استفاده خود برای مجازات ایران به خاطر نقض تعهدات هستهای را از دست خواهد داد. از نظر تئوری، امکان بازگرداندن تحریمها در آینده وجود دارد، اما تنها با اجماع اعضای دائم که با توجه به همراستایی مسکو و پکن با تهران، عملاً غیرممکن است.
ایالات متحده باید ابتکار عمل را به دست گیرد و هم متحدان اروپایی خود و هم ایران را تحت فشار قرار دهد تا مهلت مکانیسم ماشه تمدید شود. برای عملی کردن این مسیر، ایران نیاز دارد تا دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای بررسی ذخایر اورانیوم غنیشده خود را بازگرداند، در حالی که ایالات متحده و شرکایش باید تضمینهای قابل اعتماد ارائه کنند. مهمترین آن، ممنوعیت موقت اقدام نظامی مشروط بر پایبندی ایران است. انجام این کار تنها برای حفظ اهرم فشار نیست بلکه به جلوگیری از چرخه تصاعد بحران، حفظ امکان دیپلماسی مجدد و محافظت از اعتبار رژیم منع گسترش تسلیحات هستهای کمک خواهد کرد.
ایران و حامیان آن
ایران با قدرتی برابر پاسخ داده است. تهران استدلال کرده که E3 با عدم تحقق منافع اقتصادی وعده داده شده در توافق، پس از خروج ایالات متحده در سال ۲۰۱۸، مرتکب نقض JCPOA شده است. در نامهای به سازمان ملل در ماه ژوئیه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اروپاییها را متهم کرد که عملاً با حمایت یا تسامح نسبت به اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل، نقش خود بهعنوان شرکتکننده در JCPOA را کنار گذاشتهاند. وی مدعی شد که هر تلاشی برای بازگرداندن قطعنامههای پایانیافته شورای امنیت «باطل و بیاعتبار» خواهد بود. در مصاحبهای در اوت، او همچنین هشدار داد که اگر E3 مکانیسم ماشه را فعال کند، «نقش خود در مسیر هستهای ایران را از دست خواهد داد و ما مطابق آن واکنش نشان خواهیم داد.» یکی از اقداماتی که مقامات ایرانی بارها به آن اشاره کردهاند، خروج از پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای (NPT) است که اساس نظارت بر برنامه هستهای ایران را عملاً خاتمه میدهد.
تهدید تهران به خروج از NPT ممکن است یک بلوف باشد، یا حداقل عملیاتی کمتری از آنچه به نظر میرسد داشته باشد. ایران از فوریه ۲۰۲۱ دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را به شدت محدود کرده و پس از مناقشه ژوئن ۲۰۲۵ این محدودیتها شدیدتر نیز شده است، بنابراین خروج رسمی از NPT ممکن است تغییر چشمگیری در واقعیت میدانی ایجاد نکند. با این حال، پیامدهای سیاسی آن بسیار بزرگ خواهد بود. خروج ایران از NPT احتمالاً هر فرآیند دیپلماتیک باقیمانده را فرو میپاشد و خواستها در غرب و اسرائیل برای اقدام نظامی جهت جلوگیری از توسعه تسلیحات هستهای توسط ایران را تشدید میکند. رهبران ایرانی قطعاً این خطرات را درک میکنند، اما تمایل آنها به مطرح کردن این تهدید نشان میدهد که میزان اهمیت موضوع چقدر بالا رفته است.
مسکو و پکن این استدلال را تقویت کردهاند. دیپلماتهای روسیه معتقدند که E3 مراحل حل اختلاف JCPOA را با حسن نیت دنبال نکرده و ادعای آنها برای فعال کردن ماشه را بیاعتبار کرده است. با وجود تلاش برای بیاعتبار کردن مکانیسم ماشه، روسیه همچنین یک قطعنامه متقابل ارائه کرد که مفاد ماشه را تمدید میکرد اما بدون اینکه تهران ملزم به رعایت شروط E3 باشد. با حمایت چین، این قطعنامه به نظر میرسد تلاشی از سوی روسیه برای نمایش خود به عنوان یک بازیگر سازنده باشد در حالی که اتهام هرگونه تشدید بحران را مستقیماً متوجه اروپا میکند. اگر E3 چنین قطعنامهای را رد کنند (که تقریباً مطمئناً خواهند کرد) مسکو میتواند ادعا کند که به دنبال سازش بوده اما اروپا مواجهه را تحمیل کرده است.
برای ایران، اهمیت مکانیسم ماشه بیشتر سیاسی است تا اقتصادی. بیشتر تجارت با ایران از قبل توسط تحریمهای آمریکا مسدود شده و احتمالاً روسیه یا چین نیز تبعیت نخواهند کرد. با این حال، از نظر نمادین و قانونی، تحریمهای سازمان ملل نشان میدهند که برنامه هستهای تهران تنها یک مسئله دوجانبه با واشنگتن نیست بلکه تهدیدی با اهمیت جهانی است. اقدامات ماشه همچنین همه کشورهای عضو سازمان ملل را ملزم میکند و چارچوب قانونی جهانی برای منزوی کردن ایران ایجاد میکند. همانطور که به قول ریچارد نپیو، مذاکرهکننده سابق آمریکایی، این محدودیتها حتی روسیه و چین را وادار میکند «متقاعد کردن دیگر کشورها برای نادیده گرفتن آنها سختتر شود.»
سیاست ایالات متحده
از زمان جنگ ژوئن، واشنگتن ظاهراً بهطور فزایندهای منفعل به نظر میرسد و اجازه داده اروپاییها پیشقدم شوند، در حالی که خود بر مهار تمرکز کرده است. اما ایالات متحده نباید منفعل بماند، زیرا دینامیک فعلی احتمالاً موقعیت استراتژیک آن را بدتر میکند.
با فعال شدن مکانیسم ماشه، خطر واکنش تلافیجویانه ایران وجود دارد که میتواند از کنترل خارج شود. برعکس، اگر E3 اجازه میداد مکانیسم ماشه منقضی شود، روسیه و چین آزاد میشدند تا هرگونه تحریم آینده را مسدود کنند و در عین حال پیشرفتهای هستهای ایران را بهطور تدریجی عادی کنند.
مسیر جایگزین (تمدید ماشه) به سه طریق به منافع ایالات متحده خدمت میکند: حفظ اهرم فشار چندجانبه در شورای امنیت، کاهش خطر خروج ایران از NPT، و تثبیت پرونده هستهای به اندازه کافی برای ایجاد فضای محدود دیپلماسی. در حالی که E3 تمدید شش ماهه را به بازگرداندن دسترسی کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و حسابرسی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران مشروط کردهاند، این پیشنهاد به جای آن بر سقفهای تدریجی غنیسازی تمرکز دارد که با کاهش سطح غنیسازی در ازای تضمینهای امنیتی همراه است.
در طی مدت سی روزه پیش از رأیگیری، ایالات متحده باید دوباره تعامل مستقیم با ایران را از سر بگیرد. حتی مذاکرات اولیه میتواند به تهران نشان دهد که واشنگتن تمدید را بهعنوان تله نمیبیند بلکه آن را فرصتی میداند. برای اینکه تمدید ماشه قابل اعتماد باشد، ایران باید اقدامات معنیداری با آژانس انجام دهد، از جمله اجازه دسترسی مجدد بازرسان و در نهایت ارائه توضیح درباره ذخایر اورانیوم غنیشده تأییدنشده. در مقابل، واشنگتن میتواند تضمین مشروطی ارائه دهد مبنی بر اینکه در دوره تمدید، از حمایت یا مشارکت در حملات نظامی بیشتر به تأسیسات هستهای ایران خودداری خواهد کرد، مشروط بر همکاری ایران با آژانس و پایبندی به قطعنامه. چنین تضمینی نشان میدهد که هدف از تمدید، تثبیت وضعیت است نه خرید زمان برای اقدام نظامی بیشتر.
اگر ایران باور کند که ایالات متحده آماده حمایت از مذاکرات تحت این شرایط است، ممکن است تمایل بیشتری به پذیرش تمدید مکانیسم ماشه داشته باشد. اروپا به تنهایی نمیتواند این تضمین را ارائه دهد و تنها واشنگتن قادر به انجام آن است. و اگر ایالات متحده پیشقدم شود تا نیت خود را به ایران اثبات کند، روسیه و چین ممکن است تمایل بیشتری داشته باشند که از رأیگیری صرفنظر کنند به جای اینکه آن را وتو کنند.
ادامه سیاست ایالات متحده و فشار زمانی
دولت ایالات متحده باید با متحدان اروپایی خود بهطور نزدیک همکاری کند تا یک پیشنهاد تمدید یکپارچه در شورای امنیت ارائه دهد و همزمان فعالانه پیشنویس قطعنامه را شکل دهد. نقطه شروع باید تأکید روشن بر نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهعنوان پایه هر محدودیتی بر فعالیتهای هستهای ایران در طول شش ماه تمدید باشد. برای اجتناب از بنبست فعلی (جایی که خواستههای ایالات متحده برای غنیسازی صفر ممکن است باعث وتوی روسیه یا چین شود) قطعنامه باید پارامترهای واقعی و قابل اجرا ارائه دهد.
یکی از گزینهها (که مکمل اما متفاوت از موضع E3 است) میتواند معرفی سقفهای تدریجی غنیسازی باشد تا روند کاهش تدریجی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را هدایت کند. برای مثال، سطح غنیسازی میتواند در ماه اول حدود ۶۰ درصد محدود شود، تا ماه سوم به ۲۰ درصد کاهش یابد و در پایان ماه ششم به محدودیت JCPOA یعنی ۳.۶۷ درصد بازگردد. برای جلب نظر ایران، قطعنامه میتواند شامل بندهایی باشد که به صراحت اقدام نظامی، مطابق با ماده ۲(۴) منشور سازمان ملل، علیه تأسیسات هستهای ایران را در دوره تمدید ممنوع کند، مشروط بر اینکه ایران معیارهای تأیید را رعایت کند. این ممنوعیت از نظر قانونی برای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل الزامآور خواهد بود و به ایران تضمین امنیتی لازم برای پذیرش اقدامات شفافیت معنادار را ارائه میدهد.
تمدید مکانیسم ماشه به معنای عقبنشینی ایالات متحده از اولویت دیرینهاش برای غنیسازی صفر نیست. بلکه نشاندهنده درکی است که اصرار بر خواستههای حداکثری در شرایط کنونی دیپلماسی را مسدود خواهد کرد. یک تمدید زمانبندیشده نه به معنای چشمپوشی از اصل، بلکه برای ایجاد فضای سیاسی جهت پیگیری آن از طریق مذاکره است. همچنین میتوان از پنجره مکانیسم ماشه برای احیای بحثها درباره یک کنسرسیوم منطقهای چرخه سوخت استفاده کرد، ایدهای که پیش از جنگ دوازده روزه مطرح شده بود. چنین چارچوبی، مبتنی بر نظارت بینالمللی، میتواند دسترسی ایران به فناوری هستهای صلحآمیز را فراهم کند، در عین حال نگرانیهای مربوط به اشاعه را برطرف کرده و گفتوگوی گستردهتری درباره محدودیتهای هستهای منطقهای باز کند.
فشار زمانی
با توجه به اینکه اقدام نظامی خطرات قابل توجهی برای تشدید بحران دارد، ایالات متحده باید تلاشها برای تمدید مکانیسم ماشه به مدت شش ماه را رهبری کند.
بسیاری در ایالات متحده و اسرائیل چشمانداز دیپلماسی را نادیده میگیرند. با این حال، اقدام نظامی تنها راهحلهای موقتی با هزینه استراتژیک بسیار بالا ارائه میدهد. حملات اسرائیل و آمریکا میتوانند توان هستهای ایران را به تأخیر بیندازند، اما آن را از بین نمیبرند و تقریباً تضمین میکنند که ایران از نظارت بینالمللی خارج شده و بهطور مخفیانه به سمت توسعه تسلیحات پیش برود. حملات ژوئن این دینامیک را به وضوح نشان داد: فشار نظامی به جای محدود کردن برنامه ایران، تهران را وادار کرد دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بیشتر محدود کند. اکنون واشنگتن کمتر از یک ماه فرصت دارد تا از وقوع توفان قریبالوقوع جلوگیری کند.