تاخت و تاز گنده‌موجه‌ها 

همشهری آنلاین شنبه 08 شهریور 1404 - 19:35
چند روز پیش با یکی از عجیب‌ترین اتفاقات زندگیم مواجه شدم. همین اول بهتر است آخرش را بگویم: «شوکه شدم و شوک زده مانده‌ام.»

همشهری آنلاین_حامد فوقانی:ماجرا از این قرار بود که در یکی از بزرگراه‌های تهران، راننده جوان خودرویی لاکچری و شاسی بلند برای شماره‌بازی با راننده خانم خودرویی دیگر راه را تا حد زیادی بند آورده بود. بتبع صدای بوق خودروهای مانده در ترافیک ایجاد شده بلند شد. چند خودرو از مسیر باریکی که در لاین سمت چپ بزرگراه باز بود، از شَر این گره ترافیکی خودخواهانه خلاص شدند. من هم همان مسیر باریک را در پیش گرفتم اما اتفاق عجیب‌تر از همین لحظه رقم خورد. راننده خودرویی که جلوتر از من در حال عبور بود، دستش را به نشانه اعتراض حرکت آن پسر جوان و دختر خانم روی بوق گذاشت. به ناگاه خودرویی لاکچری دیگری که واقعا نمی‌دانم از کجا سر رسید، همان باریکه راه را هم عمود بر مسیر بست. پسر جوان با هیبتی درشت از ماشین شاسی بلند پیدا شد و شروع کرد به عربده‌کشی. گویی که به تریج قبایش برخورده بود که چرا به رفتار ناشایست او واکنش نشان داده‌اند. با مشت به کاپوت و شیشه ماشین جلویی (کوئیک) می‌کوبید و در حالی که الفاظ رکیک را فریاد می‌زد طرف من آمد. از قضا با وجود گرما آن روز برای عود نکردن سینوزیت، کولر نگرفته بودم و شیشه ماشینم پایین بود. جلو و جلوتر آمد و در برابر این جمله‌ام که «آقا لطفا وِل کن بذار بریم» مشتی را روانه صورتم کرد. سرم کمی گیج رفت و به خود که آمد رفیقش -همانی که دست آخر بزرگراه را کاملا بسته بود- را دیدم؛ در حالی که دست جوان بی‌ادب و از خود بیخود را می‌کشید و می‌گفت: «حاجی بیا بریم، دختره می‌پره‌ها!» و مسیر را باز کردند و سوار ماشین‌شان شدند.
خیلی سریع به خود آمدم و از مهلکه عربده‌کشی و هنجارشکنی چند نفر،‌ گذر کردم. اما آیا باید تنها به فرار می‌بودم یا حداقل‌ترین کاری که می‌توانستم انجام دهم برداشتن شماره پلاک و گرفتن یک‌عکس با موبایل از خودروی فردی بود که اینچنین ناامنی را به جامعه تزریق می‌کند. سعی کردم همین کار را انجام دهم اما واقعیت امر، ترس، شوکه شدن و لرزش دست اجازه نداد. در عوض او که سوار ماشین شده بود و سعی داشت با فشردن پدال و صدای گاز ماشین هیولایش دوباره قدرت‌نمایی کرده و رعب و وحشت ایجاد کند، فهمید قصدم چیست. به کنارم آمد و پنجره‌اش را پایین کشید و با نشان دادن چاقویی، تهدیدم کرد و بازهم فحش‌های لایق خودش را پشت هم ردیف کرد و در جواب درخواست من «بیا بغل» گاز داد و با سرعت دور شد.
شاید برخی بگویند که درخواستم احمقانه بوده و اتفاقا برای چند نفری که ماجرا را شرح دادم، همین را گفتند. اما باور کنید در آن لحظه آماده هر رخدادی بودم.
اکنون شوکه‌ام که چرا روزهای تعطیل یا شب‌ها بزرگره‌های تهران محل جولان خودروهای اغلب لاکچری و بچه پولدارها می‌شود. هرکدام‌شان از کنار یک‌ماشین عبور می‌کنند،‌ می‌تواند ترسی وحشتناک به جان بچه‌ها، خانم‌ها به‌خصوص خانم‌های باردار و سالمندان بیندازد. چرا برنامه‌ای جدی برای جلوگیری از تاخت و تاز آنها وجود ندارد؟ مگر نه اینکه پلیس راهور اعلام کرده بود با متخلفان به جد برخورد می‌کند و گواهینامه‌شان توقیف می‌شود. به نظر نگارنده که این دست راننده‌ها (بهتر است بگوییم تازه به دوران رسیده‌ها) در اولویت برخورد هستند. راستی! اصلا چرا باید کلمه «حاجی» لقلقه زبان عده‌ای شود برای اینکه خودشان را گنده‌موجه نشان دهند؟

منبع خبر "همشهری آنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.