پروانه کُبره: برخلاف پیشبینی اکثر کارشناسان که گمان میکردند بورس تهران کانال 2.4میلیون واحد را دستکم در این مقطع حفظ خواهد کرد، اما این اتفاق رخ نداد. معاملات هفته دوم شهریورماه با از دست رفتن کانال 2.4میلیونی کلید خورد و شاخص کل با عقبنشینی 1.45درصدی(معادل 35هزار واحد) در نهایت به کانال دومیلیون و 395هزار واحد رضایت داد. بازار سرمایه روزهای ریزشی را میگذراند و از قله اردیبهشت تاکنون، 9 کانال حساس و سرنوشتساز را از دست داده است. این وضعیت در حالی است که شاخص این بازار در 28 اردیبهشتماه تا سطح 3میلیون و 252 هزار واحد نیز پیشروی کرده بود. اما بعد از تشدید ریسکهای سیاسی مجددا راه رفته را بازگشت. شاخص کل سال 1404 را در کانال دومیلیون و 710 هزار واحد آغاز کرد اما اینک با ریزش روز گذشته نماگر این بازار به 5 آذر 1403 بازگشته و نوسانات جدی را از سر میگذراند؛ به طوری که از ابتدای سال تاکنون شاخص کل حدود 12درصد کاهش ارتفاع را ثبت کرده است.
کارشناسان بازار سرمایه معتقدند؛ حرکت پرفرازوفرود دماسنج بورس از زمان مخاطرات نظامی پیرامون پرونده هستهای کشور و تردید سهامداران نسبت به تعطیلی دوباره بازار شدت گرفت و بیشتر سرمایهگذاران انگیزه خود را برای ورود به بازار سهام از دست دادند. از ابتدای سال هم بازارهای دارایی بهخصوص بازار سرمایه با سیلی از اتفاقات گوناگون مواجه بودهاند. به طوریکه رفتوبرگشت ریسکها، سرخوردگی بورسبازان را رقم زده است. نزدیک شدن بورس به سطوح روانی مهم حکایت از آن دارد که در صورت حمایت نشدن از تقاضا در بازار سهام طی روزهای آینده، ممکن است شاهد شدت گرفتن عرضه و درنهایت کاهش بیشتر شاخص به محدودههای پایینتر باشیم. با وجود پتانسیلهای مناسب بنیادی، به نظر میرسد هم گروههای بزرگ و هم گروههای کوچک با بیشترین فروش حقیقی مواجه هستند. دلایل این موضوع را به طور مشخص میتوان در وابستگی قابلتوجه بازار سهام به شرایط متغیرهای اثرگذار بر این بازار واکاوی کرد.
بازدهی بورس از ابتدای سال به حدود منفی 12 درصد رسیده است. عقبگرد 12درصدی شاخص کل در حالی رقم خورده که در 23 فروردین و پس از خوشبینیهایی که نسبت به آغاز مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا به وجود آمده بود؛ شاخص کل تا 28 اردیبهشت با رشد 20 درصدی همراه شده بود. اما پس از جنگ تحمیلی 12 روزه علیه کشورمان، بورس وارد فاز جدیدی از اصلاح و ریزش شد و به عقب بازگشت. به بیانی ساده میتوان مسیر بازارها از ابتدای سال را به دو بخش تقسیم کرد. از ابتدای سال تا پایان اردیبهشت، همسو با خوشبینیهای مذاکراتی، بورس با رشد همراه شد اما بازار ارز، طلا و سکه کاهش قیمتها را تجربه کردند. اما پس از آن، روند بازارهای دارایی معکوس و قیمتها در بازار ارز، طلا و سکه با رشد همراه شدند و بورس عقبنشینی از قله را کلید زد. از سویی ارزش کل بازار سرمایه در پایان معاملات روز گذشته به 8 هزار و 244 همت رسید و با احتساب دلار 103هزار تومانی در بازار آزاد، نماگر ارزش دلاری بازار رقم 82میلیارد دلار را نشان میدهد. در روزهای اخیر ارزش دلاری بازار در کف 6 ساله خود قرار گرفته است. آخرین باری که ارزش دلاری بازار ارقام کمتر از مقدار کنونی را تجربه کرده بود؛ به تیرماه سال 98 بازمیگردد. با وجود عرضه اولیه بیش از 100 شرکت بورسی و فرابورسی در این مدت، بازگشت ارزش دلاری بازار به مقادیر 6 سال قبل نشان میدهد بازار سهام اوضاع مطلوبی ندارد.
بررسی رفتار معاملهگران نشان میدهد بازیگران خرد بازار با دورنمای مبهمی که در پیشرو دارند، در ماههای اخیر بیشتر تمایل داشتند فروشنده باشند. بررسیهای آماری نیز نشان میدهد بعد از آتشبس و بازگشایی مجدد بازار(یعنی 67 روز گذشته) بیش از 53 همت پول حقیقی از بازار خارج شده است. این وضعیت به روشنی از هراس سهامداران در سمت خرید حکایت میکند، این در حالی است که ورود اسکناس آمریکایی به فاز جدید نوسانات افزایشی نیز به نوبه خود موجب شده تا احتیاط بیشتری را از سوی معاملهگران بازار سهام مشاهده کنیم. قرار گرفتن نرخ دلار آزاد به بالای سطح 103 هزار تومان موجی از ابهام را در میان سرمایهگذاران به راه انداخته است. کما اینکه با جولان دلار آزاد در سطوح بیش از 103هزار تومان، دوباره مباحث مرتبط با رانت ارزی به موضوع اصلی محافل اقتصادی بدل شده است.
از آنجا که قیمت اسکناس آمریکایی در بازار توافقی، در پشت مرز 70هزار تومان تثبیت شده، اختلاف قیمتی دو بازار، نزدیک به 50درصد است. از سویی برخی از تحلیلگران میگویند؛ این موضوع هرچند به نفع بازار سرمایه و تولید نیست، اما پتانسیل آن را ایجاد کرده، تا با کاهش این اختلاف در میانمدت بورس تهران نیز به رونق بازگردد. بهخصوص آنکه با کاهش شکاف قیمتی مذکور، صنایع کوچک بازار به حاشیه سودی بهتر از آنچه هست، خواهند رسید. در حال حاضر یکی از محرکهای اصلی بورس تهران، افزایش نرخ دلار است. بازار به قدری ارزنده است که تنها عبور قیمت اسکناس آمریکایی از مرز 70هزار تومان میتواند مسیر فعلی شاخصهای سهامی را تغییر دهد. این سناریو در حالی مطرح میشود که عدهای دیگر از کارشناسان تعدد ریسکهای سیاسی و اقتصادی را مانع بزرگی در جهت همنوایی بورس با دلار میپندارند.
شاخص بورس، طی نخستین روز هفته و در پی پیشروی ریسکهای سیاسی، وارد کانال 2.3میلیون واحد شد. بررسیها حکایت از آن دارد که آخرین بار نماگر بورسی، در 5 آذر 1403، در این کانال قرار داشت و پس از آن، خیز بلندی برداشت. شاخص کل در حالی به کف 9ماهه خود رسیده که همچنان از لحاظ فنی در حمایت مهمی قرار دارد. هرچند به عقیده کارشناسان بورسی به واسطه رشد قیمت دلار، انتظار آن وجود دارد که قیمت سهام از منظر اسمی رشد کند، اما سناریوی دیگری نیز وجود دارد. در صورت غلبه هیجانات منفی در بازار انتظار میرود شاخص کل، به کف کانال صعودی بلندمدت، رسیده و از آنجا واکنش نشان دهد. حمایتی که در محدوده 2میلیون و 150هزار واحد تا 2میلیون و 200هزار واحد قرار دارد. اگرچه بعید است شاخص کل کف مذکور را از دست بدهد. حتی به نظر میرسد رشد قیمت دلار، افزایش انتظارات تورمی و ارزندگی بالای بازار، بازی را به نفع بورس تغییر دهد و شرایط تغییر فاز بازار سهام را فراهم کند.
در جریان معاملات روز شنبه هر سه نماگر بازار سهام متاثر از ابهامات کنونی در مسیر نزولی حرکت کردند. شاخص کل تالار شیشهای در انتهای معاملات روز شنبه با ثبت کاهش 1.45درصد معادل 35هزار واحد ضمن وداع با کانال 2.4میلیونی در نهایت کار خود را در سطح دومیلیون و 395هزار واحد به پایان رساند تا به کف 9 ماهه خود برسد. کمااینکه با از دست رفتن این مرز مهم، شاخص کل از قله امسال نهمین کانال خود را نیز از دست داد. نماگر هموزن نیز با افت 0.93درصدی همراه شد و به سطح 753هزار واحد کاهش یافت.
ارزش معاملات خرد به رقم 4 هزار و 710میلیارد تومان رسید که نسبت به روز چهارشنبه افزایش 24 درصدی را نشان میدهد. اما در این روز حقیقیها متفاوتتر از روزهای قبل رفتار کردند و شاهد ورود پول 327میلیارد تومانی بازیگران خرد بازار بودیم. در روز گذشته، صندوقهای قابل معامله بورسی برخلاف روند کلی بازار با اقبال حقیقیها روبهرو شدند. به این ترتیب صندوقهای سهامی در صدر جدول ورود و خروج پول حقیقی جای گرفتند. این صندوقها با ورود پول 568میلیارد تومانی نخستین جایگاه جدول تراز پول حقیقی را از آن خود کردند. پس از صندوقهای سهامی، صندوقهای طلا و سکه در روز جاری بیشترین میزان ورود پول حقیقی را به ثبت رساندند.
اهرمیها نیز از همان ابتدای معاملات خوش درخشیدند. صندوقهای اهرمی در معاملات روز گذشته با ورود پول 443میلیارد تومانی سومین جایگاه جدول تراز پول حقیقی را از آن خود کردند. از میان گروههای فعال بازار سهام، صنعت استخراج کانههای فلزی برای دومین روز متوالی بیشترین میزان ورود پول از سوی حقیقیها را تجربه کرد. این صنعت با ورود پول 11میلیارد تومانی حقیقیها همراه شد. پس از آن گروههای بیمه و همچنین سلامت و مددکاری با ورود پول بیش از 7میلیارد تومان رتبههای دوم و سوم جدول را از آن خود کردند.
بهرغم جو مثبت رفتار سهامداران حقیقی با صندوقهای بورسی، عمده گروههای اثرگذار بازار سهام در معاملات روز شنبه تحتتاثیر کاهش نماگرهای بورسی با خروج پول از سوی حقیقیها مواجه شدند. در راس آنها سیمانیها قرار داشتند که با خروج پول 64میلیارد تومان بیشترین میزان فروش حقیقی را تجربه کردند. پس از آن نمادهای پالایشی با خروج 36میلیارد تومان در جایگاه دوم جدول قرار گرفتند. محصولات شیمیایی، بانکیها و همچنین گروه فلزات اساسی هریک با متوسط خروج پول 17میلیارد تومان در رتبههای سوم تا پنجم جدول خروج پول جای گرفتند.
بازار سرمایه در روزهای اخیر شرایط مطلوبی را تجربه نمیکند. اما این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد؟ در همین رابطه علیرضا خانمحمدی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» اظهار کرد: معمولا وقتی در مورد بازار سرمایه و ریسکهای موجود صحبت میشود، واکنشهایی از سوی فعالان بازار شکل میگیرد که بخشی ناشی از زیانهای آنهاست و بخشی نیز به دلیل نگاه متعصبانهای است که بعضی فعالان به بازار دارند و معتقدند بازار سرمایه تحت هر شرایطی ارزنده است. با نگاهی به گزارشهای ماهانه فصلی بازار سرمایه میتوان دریافت که گزارشهای خوب و بد فراوان هستند و طبیعتا سرمایهگذار باید با تحلیل و بررسی دقیق، شرکتها را ارزیابی کند.
به گفته این کارشناس، خرید سهام یک شرکت بر اساس مبانی بنیادی، نیازمند توانایی تحلیل و پیشبینی آینده آن شرکت است. زیرا افزایش فروش در بسیاری از موارد، رشد سودآوری به همراه ندارد. بالا رفتن بهای تمامشده، ناترازی انرژی، افزایش هزینههای تامین مالی و در کنار آن سیاستهای ناصحیح، بسیاری از شرکتهای بزرگ بهویژه در صنایع فولادی و ساختمانی را با کاهش سودآوری یا حتی زیاندهی مواجه کرده است. در نتیجه، بازار این مسائل را در قیمتگذاری لحاظ میکند.
خانمحمدی با بیان اینکه شرکتهای صادراتمحور همچنان با مشکل فروش ارز حاصل از صادرات به قیمت واقعی روبهرو هستند، افزود: این فاصله به بیش از ۴۰ درصد رسیده است. همچنین بازدهی اوراق در سطح بالایی قرار دارد؛ هرچند ممکن است برای سرمایهگذاران خرد جذاب نباشد، اما باید توجه داشت بازیگران اصلی بازار سرمایه عمدتا شرکتها و نهادهای حقوقی هستند و دولت نیز مستقیم یا غیرمستقیم نقش پررنگی در بازار دارد. این مجموعه عوامل باعث شده چشمانداز مثبتی در بازار شکل نگیرد و همچنان شاهد نبود حمایت واقعی از تولید، تغییر سیاستها یا تغییر رویهها باشیم.
او در ادامه گفت: بازار سرمایه اکنون بیش از هر زمان دیگری منتظر اقدام عملی از سوی سازمان بورس، دولت، شرکتها و نهادهای حقوقی است. اما نمیتوان برای همیشه در انتظار این تغییرات ماند. اگر سهامی که در اختیار داریم بر اساس شرایط و چالشهای کنونی توانایی سودآوری ندارد، حتی اگر در زیان باشیم، باید دارایی خود را بازنگری کنیم؛ یا سهام بهتری خریداری کنیم یا از ابزارهای مشتقه برای پوشش ریسک استفاده کنیم. اختیار فروش، ابزارهای مشتقه در سمت خرید و سایر استراتژیهای موجود میتواند در چنین شرایطی به سرمایهگذاران کمک کند. در واقع، نباید صرفا با اتکا به مطالبات بر حق خود یا انتظار کمک بیرونی، منفعل بمانیم.
به گفته این کارشناس، در حوزه ریسکهای بیرونی نیز وضعیت مشابه است. خروج سرمایه به سمت داراییهایی مانند طلا و دلار ادامه دارد. البته این حرکت نباید صرفا از روی هیجان باشد. طبیعی است که مردم به دنبال حفظ ارزش دارایی و قدرت خرید خود باشند، اما باید در نظر داشت رشد بازارهای موازی برخلاف بازار سرمایه، بدون محدودیتهایی همچون دامنه نوسان و حجم مبنا رخ میدهد و همین امر سبب شده بسیاری از فعالان بدون توجه به ریسکها، به هر قیمتی خریدار باشند. با این حال، نباید فراموش کنیم که بسیاری از سهام موجود در بازار سرمایه امروز در سطوح ارزنده قرار دارند. درحالیکه چشمانداز برخی شرکتها مبهم است، برخی دیگر از تورم منتفع میشوند و حتی در شرایط بحرانی نیز میتوانند سودآوری خود را حفظ کنند.
برای مثال، شرکتهای فعال در حوزه فروشگاههای زنجیرهای یا صنایع غذایی توانایی ادامه تولید و کسب بازده برای سهامداران خود را دارند. بنابراین، نمیتوان همه سهام را یکسان فروخت یا خرید. این کارشناس در پایان تاکید کرد: مهم این است که سرمایهگذار بر اساس استراتژی مشخص تصمیم بگیرد، بدون تعصب و بدون رفتارهای هیجانی. در واقع سهامدار باید پرتفوی خود را متناسب با شرایط واقعی بازار بچیند و انتظارات غیرواقعی از عوامل بیرونی نداشته باشد. اگر قرار بود اتفاقی مثبت صرفا با وعدهها یا اخبار بیفتد، تا امروز رخ داده بود. تا زمانی که به صورت عملی و عینی شاهد تغییرات مثبت در سیاستهای بینالمللی یا در فضای بازار سرمایه نباشیم، نباید با خوشبینی یا بدبینی مفرط دست به معامله بزنیم.