به گزارش رکنا، در روز ۱۲ اسفند ۱۴۰۲، کیوان محمودی، نوجوانی اهل مهر و موسیقی، در پی ایست تنفسی در خواب دچار مرگ مغزی شد و پس از چند روز تلاش تیم پزشکی، خبر تلخ مرگ مغزی او در تاریخ ۲۲ اسفند تأیید شد.
مادر کیوان، خانم ترانه عبداللهی، در گفتوگویی با رسانهها، لحظات واپسین زندگی پسرش را روایت کرده است. او میگوید: «آن شب از مهمانی برگشتیم، حالش خوب بود و خوشحال میخندید. همیشه عادت داشت قبل از خواب قصه یا لالایی گوش بدهد. اما آن شب بهطور استثنایی خواست که برایش آیتالکرسی بگذاریم و کنار او بمانیم. وقتی برگشتم، دیدم لبهایش کبود شده. تلاش کردیم احیا کنیم و سریع با اورژانس تماس گرفتیم. در بیمارستان وقتی لحظهای به هوش آمد، فقط لبخندی زد و برای همیشه چشمانش را بست.»
خانم عبداللهی ادامه میدهد: «وقتی دکترها اعلام کردند زنگ خطر به صدا درآمده، خودم پیشنهاد اهدای عضو را دادم، چون مادرم هم قبلاً در لیست پیوند قرار داشت و میدانستم این کار یعنی ادامه زندگی برای دیگران.»
او در حالیکه اشک و ایمان را در کلامش درهم آمیخته، میگوید: «پسرم همیشه میگفت خدا خیلی بزرگ است و دست ما کوچک؛ با دست کوچک نمیشود با خدا جنگید. ما سرنوشت را پذیرفتیم و هیچوقت نگفتیم چرا. او رفت، اما با اهدای اعضایش، زندگی چند انسان دیگر ادامه پیدا کرد.»
این مادر داغدار، در پایان خطاب به دیگر خانوادهها میگوید: «بخشیدن زیباست. اینکه بدانی عزیزت در قالب نفس دیگران زنده است، قشنگ است. وقتی میبخشی، عزیزت تکثیر میشود.»