خبرگزاری مهر -گروه سیاست؛ بیانیه ۲۶ مرداد جبهه اصلاحات با عنوان «آشتی ملی؛ فرصتی طلایی برای تغییر و بازگشت به مردم» واکنشهای بسیاری را در فضای سیاسی کشور برانگیخت.
حتی عدهای از احزاب اصلاحطلب از آن اعلام برائت کردند و برخی زمان طرح آن را نادرست دانستند، اما در مجموع واکنشهای بسیار تندی از سوی طیف راست را در پی داشت و برخی این بیانیه را خطرناک عنوان کردند. در حالی که اعضای رسمی و رایدهنده جبهه اصلاحات اغلب از این بیانیه حمایت کردهاند، طیفهای متنوعی از فعالان سیاسی، نمایندگان مجلس، نزدیکان دولت و روزنامهنگاران نیز با ادبیات مختلفی—از «سادهانگارانه» تا «خیانتی تاریخی» —به آن واکنش نشان دادهاند. برخی نیز تأکید کردهاند که نقدها باید با لحن ملتزمانه و مودبانهتر مطرح شوند. اما این بیانیه در شرایطی منتشر شد که کشور با چالشهای درونی و خارجی متعددی مواجه است.
این اقدام سیاسی اگرچه در ظاهر حرکتی امیدبخش برای بازسازی اعتماد عمومی به جریان اصلاحات به نظر میرسد، در عین حال با انتقاداتی جدی از درون همان جریان همراه بوده که ارزش بررسی دارد. واقعیت این است که جریان اصلاحطلب طی سالهای اخیر با ریزش شدید بدنه اجتماعی مواجه شده است. عملکرد دولتهای منتسب به این جریان و سکوت طولانی در برابر برخی ناکارآمدیها، سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان را به پایینترین سطح خود رسانده است. در چنین شرایطی، صدور یک بیانیه بدون پشتوانه اجتماعی، بیش از آنکه یک اقدام راهبردی باشد، به نظر میرسد اقدامی رسانهای برای حفظ موجودیت سیاسی است.
واکنش شخصیتهای اصلاحطلب
سعید نورمحمدی، سخنگوی حزب ندای ایرانیان، بیانیه را «دوگانهسازانه» خواند و هشدار داد: اصولاً حزب ندای ایرانیان با دادن چنین بیانیههایی از سوی جبهه اصلاحات مخالف است و در جلسات جبهه نیز به صدور آنها رأی منفی میدهد. ما معتقدیم با این مدل بیانیهها، نهتنها گرهی از مشکلات کشور باز نمیشود، بلکه به تنشها و دوگانهسازیهایی دامن میزند که نفع مردم و کشور در آن نیست.
محمد قوچانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، تأکید کرد که این بیانیه میتواند اجماع ملی لازم برای حمایت از دولت در مذاکرات بینالمللی را تضعیف کند. او هشدار داد: این مواضع نهتنها به دولت در مذاکرات خارجی آسیب میزند، بلکه میتواند همبستگی ملی و حمایت اصولگرایان و اصلاحطلبان از دولت را تضعیف کند. بیانیه اخیر جبهه اصلاحات نه تنها نتیجهای ندارد، بلکه دولت مسعود پزشکیان را در مذاکرات بینالمللی آسیبپذیر میکند و اجماع ملی علیه تهدیدات خارجی را تضعیف خواهد کرد.
عباس عبدی، فعال سیاسی و رسانهای اصلاحطلب نیز معتقد است: بیانیه اخیر جبهه اصلاحات ایران با وجود اشاره به بحرانهای اقتصادی و ضرورت بازسازی اعتماد ملی، نشاندهنده تناقض عمیق میان موقعیت واقعی اصلاحطلبان درونسیستم و مطالبات بلندپروازانه آنهاست که فاقد راهبرد تدریجی و سازوکار اجرایی مشخص است.
محمدرضا جلاییپور نقدی صریح داشت و تأکید کرد: مشکل و فول درشت بیانیه لحن غیراصلاحطلبانه و بیتوجهی و بیمسئولیتی به شرایط جنگی کشور و حرکتی بر ضد دولت توافقگرای پزشکیان است. ایران و جمهوری اسلامی در زمان صدور این بیانیه در وسط جنگ با نیرویی خبیث و خطرناک مثل اسرائیل است. برای عبور از پیچ این جنگ خطرناک هر کنشگر عاقلی میداند که راهش «همکاری» حاکمیت و دولت با نیروهای جامعه است. چرا بعد از حمله دو قدرت اتمی به ایران و در کنار تأکید بجا بر ضرورت ابتکار عمل دیپلماتیک و ذینفعسازی اقتصادی همسایگان و قدرتهای جهانی در رشد و امنیت ایران و افزایش رضایت عمومی و همبستگی ملی، در متن بیانیه تأکیدی بر ضرورت تقویت قوای نظامی و دفاعی ایران نمیشود؟ آیا تصویر نویسندگان از اقتضائات امنیت ملی ایران در این منطقه و جهان زیاده سادهانگارانه و عقبمانده از زمان نیست؟
جواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات دولت روحانی نیز در واکنش عنوان کرده بود: تعلیق داوطلبانه در برابر دولت فعلی آمریکا به معنای تسلیم است. چرا در این بیانیه به نقش دولت اشارهای نشده است. چرا مسئولیت تصمیمگیری دولت در حل این بحران نادیده گرفته شده است؟ دولت امروز از چارچوبهای فکری همسویی با بخشهایی از جامعه برخوردار است، اما تصمیمگیری نمیکند. دولت باید حرکت کند، نه اینکه منفعلانه تنها به امید کاهش فشار از خارج بنشیند یا امتیاز بیشتری بدهد.
زمانبندی اشتباه و اختلاف درونجریانی
پرسش جدی اینجاست که آیا این بیانیه میتواند در شرایط پیچیده کنونی گرهی از مشکلات کشور باز کند یا صرفاً تکرار همان شعارهای قدیمی و تجربههای ناکام گذشته است؟ نگاهی به متن بیانیه نشان میدهد که مفاهیمی همچون «بازگشت به قانون»، «تقویت جامعه مدنی» و «اصلاح ساختاری» بهصورت کلی مطرح شدهاند، اما هیچ مکانیزم اجرایی مشخصی ارائه نشده است. تجربه نشان داده که این قبیل شعارها بدون پشتوانه عملیاتی، نهتنها منجر به اصلاحات واقعی نمیشوند، بلکه سطح بیاعتمادی مردم به سیاستمداران را افزایش میدهند.
این بیانیه در شرایطی منتشر شده که کشور با چالشهای اقتصادی، فشارهای خارجی و ضرورت همگرایی برای عبور از مشکلات روبهرو است. در چنین فضایی، طرح بیانیهای که بیشتر بر اختلافات درونی و مرزبندیهای سیاسی تأکید دارد، میتواند زمینهساز تشدید شکاف سیاسی شود، نه گشایش در امور.
جالب آنکه این بیانیه نهتنها نتوانسته اجماع اصلاحطلبان را جلب کند، بلکه با مخالفت علنی برخی احزاب این جریان مواجه شده است. طبق گزارشها، تنها ۱۵ حزب اصلاحطلب با آن موافقت کردهاند و چند حزب شاخص همچون اعتماد ملی و کارگزاران سازندگی بهطور رسمی مخالفت خود را اعلام کردهاند. این اختلاف درونی نشان میدهد که حتی در اردوگاه اصلاحات نیز این بیانیه فاقد پشتوانه یکپارچه است.
بیانیه اخیر جبهه اصلاحات، با وجود سر و صدای رسانهای، عملاً فاقد ارزش اجرایی و ظرفیت عملیاتی مشخص بود؛ متنی که بیش از آنکه بتواند راهکاری واقعی برای برونرفت از وضعیت سیاسی موجود ارائه دهد، در حد یک موضعگیری نمادین باقی ماند. از همین رو بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازتاب گسترده این بیانیه در رسانهها نهتنها دستاوردی برای اصلاحطلبان به همراه نداشت، بلکه چه بسا موجب پررنگ شدن اختلافات درونی این جریان و دامن زدن به حاشیههایی شد که ضرورتی برای پرداختن به آنها وجود نداشت.