به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: با پیشنهاد این طرح عدهای از مدافعان حقوق زنان، حقوق بانوان را در آستانه تضییع دیده و فریاد حقخواهی میزنند. مردان گویا از طرح پیشنهادی رضایت بیشتری دارند. چون در صورت تعدیل بیشتر قوانین مهریه، زحمت کمتری برای پیدا کردن درروهای قانونی متحمل میشوند.
تعارفها را که کنار بگذاریم، زیر پوست شهر خبرهایی است...
دیگر دوره مادرهای ما و ایثار و از خودگذشتگیهایی که مختص هم نسلانشان بود سرآمده.
در دوران دانشآموزی ما دیدن یک فرزند طلاق بسیار نادر بود. حال اما در هر کلاس درس شمار قابل توجهی از دانشآموزان فرزند طلاق و تکوالد هستند. این یعنی زنان دیگر مثل سابق حاضر به از خودگذشتگی به نفع حفظ بقای خانواده نیستند. البته مردان نیز مردان حامی پیشین نیستند. حال اینکه چنین هست یا نیست به کنار، برای وضعیت موجود و آنچه هست باید فکری کرد.
فرآیند ازدواج و طلاق در بسیاری موارد این گونه است:
- ازدواج با عشق و تمنای وافر،
- 300 تا 500 سکه برای نشان دادن این عشق،
- چند سال بعد زمزمههای جدایی
- چند سال بعد طلاق.
- فرزند یا فرزندانی 4 یا ۵ ساله درمیان...
- مرد به دنبال ازدواجی پختهتر و عقلانیتر
- زن در تکاپو برای ازدواج مجدد پیش از پایان بهار جوانی
- بچه بلاتکلیف
- ورود به فرآیند دادسرا و دادگاه
- اموال مرد با نگاهی محافظهکارانه پیش از جدی شدن روند شکایت به سرعت به نام شخص ثالث منتقل شده و احتمالا چند دست فروخته شده
- زن و وکیل جوانش در تکاپوی حکم جلب و احقاق حقوق...
- بچهای که نفقهاش ابزار تحقیرش شده و شباهتش به عمه واماندهاش بهانه تحقیر بیشتر و آسیبهای روانیاش...
بس کنید. پایان بدهید این سردرگمیها را که چیزی جز تباهی زندگی حداقل سه نفر را در پی ندارد، و ای بسا که همین سه نفر، سه نفرها جامعه آشفته امروز را ساختهاند.
جامعهای که به زعم جدیدترین اخبار روز، دختران دهه هشتادی آن با ازدواج با پسران دهه شصتی خلأ نبود پدرانشان، آسیبهای روانی فرزند طلاق بودنشان، و کم و کسریهای مالیشان را جبران میکنند و بیمحابا آمار 47 درصدیاش نیز منتشر میشود.
آیا در خانه ملت کسی نمیداند با این معضل ازدواج و طلاق ها چکار باید کرد؟
از ابتدا بررسی کنیم:
اول آنکه مهریه ازجه زمانی از هدیه بودن به باج و زورگیری تغییر موقعیت داد؟
مهریه در دهههای پیش از 70 به عنوان دنگی از خانه، زمین یا حتی حقابه، مقداری گرم طلا یا نقره تعیین میشد. یعنی از آنچه در ید و تملک خانواده مرد بود، سهمی به عنوان مهریه تعیین مینمودند و عرف و رسم چنین بود. از حدود ۲۵ سال قبل سکه ملاک مهریه شد و در رقابتهای زنانه این گونه نمود پیدا کرد که هر چه تعداد بالاتر، شأن و کلاس و ارزش دختر والاتر! و این افزایش تعداد آنقدری ادامه پیدا کرد تا عدد ریالی مهریه بیش از کل ارزش دارایی داماد و پدر و پدربزرگ داماد در زمان عقد شد.
اولین بار چه کسی تعداد سکه بالا، بیش از ارزش کل دارایی داماد را مبنای مهریه قرار داد؟ از کجا چنین نمایشی رنگ و بوی رسم و رسوم گرفت بیآنکه واقعا در گذشته رسم بوده باشد؟
دنبال مقصر برای اشتباهات گذشته گشتن بیفایده است و فضیلتی در پی نخواهد داشت.امروز را دریابیم.












