بلک فرایدی کلاغی/ این سایت‌ها مردم را مسخره کرده‌اند

عصر ایران یکشنبه 09 آذر 1404 - 10:46
پارتنر کلاغ: من حالیم نمی‌شه. امشب بلک فرایدیه. این سایته هم گفته که قراره یدونه ۱۷ پرومکس نارنجی رو بده یک میلیون. من از ساعت ۱۱ نشستم‌پاش و هی دارم رفرش می‌کنم. این هی داره من رو مسخره می‌کنه. 

امیر جدیدی

روزنامه هم میهن

ساعت از ۱۲ شب گذشته است. دو زبان‌بسته که چه عرض شود، این دو سیاه مزاحم. شروع به بال زدن‌های پشت هم کرده‌اند. کلاغ پشت هم غارغار می‌کند و پارتنرش باد توی پرهایش انداخته و چنان روبه‌روی هم ایستاده‌اند که هر لحظه بیم آن می‌رود چشم همدیگر را از کاسه در بیاورند. 

مرد: چه مرگتون شده. خجالت بکشید، بچه همسایه از خواب بیدار می‌شه نصف شبی. 

پارتنر کلاغ: مردک بی‌عرضه. یک سال تمام به من قول الکی داد. آخه این حق من نیست آقای… راستی ببخشید من اسم شما رو نمی‌دونم. 

مرد: امیر هستم خانم. حالا بفرمایید. آرامش خودتون رو حفظ کنید و ادامه بدید. حتم دارم که حق با حضرتعالی باشه. 

کلاغ: خاک بر سر سست عنصرت کنن. به جای اینکه اول داستان رو بشنوی طرف این رو می‌گیری؟ 

امیر: بابا جان خواستم فضا آروم بشه. حالا یک کدومتون آروم و شمرده بگه قضیه چیه؟ خوبیت نداره نصف شبی. مردم چی می‌گن؟ 

پارتنر کلاغ: بذار مردم بفهمن که من چقدر بدبختم. یک سال آزگاره قراره آقا یک موبایل برای من بدبخت بی‌کس بخره. خدا می‌دونه که کل این شهر رو از نیاورون تا شابدوالعظیم بال بال زدم و ذره ذره جمع کردم. اول ماجرا فکر می‌کردم بالا شهر که مردم وضعشون خوبه راحت‌تر می‌شه پول پیدا کرد. حتی یه مدت اینقدر دور برج بابک زنجانی چرخیدم که نگهبان برج بهم شک کرده بود که نکنه ریگی به کفشم باشه. خلاصه سرت رو درد نیارم داداش. از یه جایی به بعد فهمیدم از این پولدارا آبی گرم نمی‌شه. 

همین که از دهان پارتنر کلاغ کلمه «داداش» بیرون آمد مرد دلش لرزید. 

مرد: نوکرتم آبجی نمی‌خواد ادامه بدی، تا آخر خط رو گرفتم. پول‌ها رو دادی به این نکبت اینم خورده و یه آبم روش. 

کلاغ: بابا جان چرا زود قضاوت می‌کنی؟ مگه من چه کسی رو غیر از این دارم. خدا شاهده تقصیر من نیست. من که درست سرم نمی‌شه. خودش رفته بود تو یکی از این سایت‌ها یک گوشی انتخاب کرده. پول جمع کردن هم برای ما مث شماها نیست که. هزار تا بالا و پایین داره. ما باید پول‌ها رو جمع کنیم و بدیم به یه شمر ذی‌الجوشنی که یه شماره کارت و ccv و تاریخ انقضا به ما بده. بعد هم موقع خرید هزار بار باید به مردک زنگ بزنیم که رمز دوم رو بخونه. حالا همه اینها به کنار قیمت این گوشیه تا همین امروز هزار بار بالا رفته. خاک بر سر من که شرمنده این زن شدم. 

پارتنر کلاغ با شنیدن حرف‌های کلاغ کمی آرام می‌شود و زیر لب می‌گوید خدا نکنه آقا. 

مرد: حالا این گوشی که می‌گید چی هست؟ 

پارتنر کلاغ: آیفون ۱۷ پرومکس. 

مرد: بله… آبجی این گوشی هنوز برا آدمیزاد هم قفله. 

پارتنر کلاغ: من حالیم نمی‌شه. امشب بلک فرایدیه. این سایته هم گفته که قراره یدونه ۱۷ پرومکس نارنجی رو بده یک میلیون. من از ساعت ۱۱ نشستم‌پاش و هی دارم رفرش می‌کنم. این هی داره من رو مسخره می‌کنه. 

کلاغ: رفرش کن تا صبح دولتت بدمد. آخه دختر اینا گنجشک رو به جای قناری می‌دن دست خلق‌الله بعد بیان ۲۳۰ میلیون رو بدن ۱ میلیون. بلانسبت مگه خر مخشون رو گاز گرفته. 

ساعت از ۳ نیمه شب گذشته و هر کدام یک گوشه خانه ولو شده‌اند و پارتنر کلاغ مدام دکمه رفرش لپ‌تاپ را فشار می‌دهد؛ که ناگهان غارغارش گوش فلک را کر می‌کند. 

پارتنر کلاغ: رمز دوم رو بگیررررررررررر

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.