بسیاری از صاحب نظران معتقدند که ربایش نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا در قرن بیست و یکم، جلوهای عینی از بیاعتنایی به حقوق و هنجارهای بین المللی است که در نوع خود حامل پیام های نگران کنندهای برای سیاست بین الملل است.
اینکه منطق زور و رویه های گانگستری جایگزین قانون و حقوق بین الملل شود، می تواند جهانی مملو از هرچ و مرج و آشوب بسازد که در آن همه ضرر می کنند. این مساله حتی مورد نقد بسیاری از چهره های سیاسی و رسانهای در آمریکا نیز بوده است.
دولت آمریکا مدعی شده که نیکلاس مادورو در روند قاچاق مواد مخدر به خاک آمریکا دست دارد و واشنگتن می خواهد با این موضوع مقابله کند! این در حالی است که مدتی قبل دونالد ترامپ با استقاده از اختیارات ریاست جمهوری آمریکا، فرمان عفو رئیس جمهور سابق هندوراس که رهبری یکی از کارتلهای مشهور مواد مخدر با محوریت صادرات مواد افیونی به آمریکا را برعهده داشت، صادر کرد.
در عین حال، بسیاری از صاحبنظران در طی ماه های گذشته بارها و بارها گفته اند که شواهد مختلف نشان از آن دارند که بخش عمده ترانزیت مواد مخدر از آمریکای لاتین به آمریکا از طریق کشورهایی نظیر اکوادور و کلمبیا و نه ونزوئلا صورت میگیرد. مسائلی که قرار گرفتن آن ها کنار هم اعتراف اخیر کامالا هریس در مورد اینکه هدف اصلی از ربایش رئیس جمهور ونزوئلا تسلط بر منابع انرژی این کشور بوده را تایید می کند.
نکته دوم اینکه اگر دولت آمریکا واقعا اراده برخورد با خاطیان و مجرمان را دارد، باید از آن پرسید با چه منطقی در طی تحولات دو ساله اخیر در غرب آسیا، همه نوع همراهی و همکاری را با رژیم اشغالگر قدس به عنوان یک رژیم جنایتکار که اقدام به نسل کشی در نوار غزه کرده انجام داده است؟ رژیم سیاسی که دیوان لاهه حکم بازداشت بین المللی سران ارشد آن را به دلیل جنایاتشان صادر کرده است؟ رژیم سیاسی که اکنون در زمره منفورترین رژیم های سیاسی در جهان به دلیل رویکردهای ضدانسانی خود است. مسائلی از این دست همه و همه نشان میدهند که اقدام دولت آمریکا در ربایش رئیس جمهور ونزوئلا، حتی از سادهترین اصول منطقی و اقناعی نیز عاری است.