بحث بر سر اینکه کدام کشور «قوی ترین ارتش جهان» را در اختیار دارد، همیشه یکی از داغترین و بحثبرانگیزترین موضوعات در محافل سیاسی، نظامی و حتی گفتگوهای روزمره بوده است. در دنیای پرتنش امروز، سه نام بیش از همه میدرخشند: ایالات متحده آمریکا، فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین.
اما سنجش قدرت نظامی در قرن بیست و یکم دیگر صرفاً با شمارش تعداد سربازان یا تانکها ممکن نیست. فناوری، بودجه، توان هستهای، نفوذ ژئوپلیتیک و تجربه میدانی، همگی در کفه ترازو قرار میگیرند.
به گزارش چطور، در این مقاله قصد داریم با نگاهی بیطرفانه و مبتنی بر دادههای معتبر جهانی (مانند شاخص Global Firepower و گزارشهای مؤسسات استراتژیک)، قدرت نظامی این سه غول جهانی را تحلیل کنیم تا ببینیم کدامیک شایسته عنوان قویترین است.
قبل از ورود به مقایسه، باید بدانیم چه چیزی یک ارتش را قدرتمند میسازد. تحلیلگران نظامی معمولاً ترکیبی از عوامل زیر را در نظر میگیرند:
حال بیایید وضعیت سه مدعی اصلی را بررسی کنیم.
برای دههها، ایالات متحده در صدر جداول رتبهبندی قدرت نظامی قرار داشته است و دلایل محکمی برای این جایگاه وجود دارد.
نقاط قوت کلیدی:
چالشها: هزینه بالای نگهداری این ارتش عظیم و پراکندگی نیروها در سراسر جهان میتواند در یک جنگ متمرکز طولانیمدت چالشبرانگیز باشد.
روسیه، به عنوان وارث اصلی اتحاد جماهیر شوروی، همچنان یک ابرقدرت نظامی مهیب، به ویژه در زمینه قدرت سخت و بازدارندگی هستهای است.
نقاط قوت کلیدی:
چالشها: جنگ اوکراین چالشهایی را در زمینه لجستیک (پشتیبانی)، فرماندهی و مدرنیزاسیون تجهیزات قدیمیتر روسیه آشکار کرد. همچنین، اقتصاد روسیه توانایی رقابت با بودجه نظامی آمریکا یا چین را در درازمدت ندارد.
چین سریعترین رشد نظامی در تاریخ معاصر را تجربه میکند. هدف پکن واضح است: تبدیل شدن به قدرت برتر نظامی جهان تا اواسط قرن جاری.
نقاط قوت کلیدی:
چالشها: ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) دهههاست که تجربه جنگی بزرگ و واقعی نداشته است. همچنین، در زمینه فناوری موتورهای جت و تعداد کلاهکهای هستهای هنوز فاصله قابل توجهی با آمریکا و روسیه دارد (هرچند به سرعت در حال کم کردن این فاصله است).

*توجه: ارقام تخمینی و بر اساس آخرین دادههای منابع باز (مانند Global Firepower) هستند. قدرت واقعی ترکیبی از کمیت، کیفیت و تجربه است.
در قرن بیست و یکم، دیگر تنها صدای شلیک توپها تعیینکننده برنده میدان نیست. مفاهیمی وارد عرصه نظامی شدهاند که میتوانند برتری عددی تانکها و سربازان را در چند دقیقه بیاثر کنند. در این میان، سه غول نظامی جهان رقابت سنگینی در حوزههای زیر دارند:
دیگر نیازی نیست همیشه یک خلبان پشت فرمان جنگنده باشد. هوش مصنوعی اکنون در هدایت موشکهای نقطهزن، تحلیل دادههای ماهوارهای و حتی مدیریت سیستمهای پدافندی نقش اول را ایفا میکند.
پهپادهای انتحاری: جنگهای اخیر نشان داد که چطور پهپادهای ارزانقیمت میتوانند پیشرفتهترین تانکهای چند میلیون دلاری را نابود کنند. چین و آمریکا در حال حاضر روی «ریزشرب پهپادها» (Drone Swarms) کار میکنند؛ صدها پهپاد که به صورت دستهجمعی و هوشمند به یک هدف حمله میکنند.
امروزه میتوان بدون شلیک یک گلوله، زیرساختهای یک کشور (برق، گاز، شبکه بانکی) را فلج کرد.
این موشکها با سرعتی بیش از ۵ برابر سرعت صوت حرکت میکنند و مسیر آنها غیرقابل پیشبینی است.
در حال حاضر، روسیه و چین در عملیاتی کردن این موشکها (مانند موشک کینژال روسیه) گامهای بلندی برداشتهاند که به آنها اجازه میدهد از سد پیشرفتهترین سپرهای موشکی آمریکا عبور کنند.
هر کشوری که کنترل فضا را در دست داشته باشد، چشمِ بینای میدان جنگ را در اختیار دارد. سیستمهای GPS برای هدایت موشکها و ارتباطات نظامی حیاتی هستند. توسعه سلاحهای ضدماهواره توسط چین و آمریکا، نشاندهنده این است که جنگ بعدی ممکن است از خارج از جو زمین آغاز شود.
نکته کلیدی: در جنگهای نوین، «اطلاعات» و «سرعت پردازش» جایگزین «تعداد نیرو» شده است. ارتش برتر کسی است که سریعتر ببیند، سریعتر تحلیل کند و سریعتر واکنش نشان دهد.
