
به گزارش خبرگزاری صداوسیما، فیلم سینمایی «سولو در برابر مولو»، در گونه ماجراجویی، درام و تاریخی محصول روسیه در سال ۲۰۲۵ قرار است از شبکه امید پخش شود.
این فیلم درباره راهزنی افسانهای بهنام سُلووی است که با فریبی زیرکانه، قهرمان واقعی ایلیا موروومتس را شکست میدهد و جای او را در تاریخ میگیرد. او با اکسیر جاودانگی تا زمان حال زنده میماند و در نقش مدیر یک شرکت فناوری، نقشهای شیطانی برای بازگرداندن خدای تاریکی طرح میکند. یک پروفسور با کمک پسرانش ایلیا را از دل یخ بیدار میکند، اما جانش را از دست میدهد. در نهایت دو پسر ایلیا را برای نبردی روباتیک آماده میکنند و سلووی را شکست میدهند.
فیلم سینمایی «سولو در برابر مولو»، با ترکیب افسانههای قدیمی روسی با عناصری، چون رباتهای مبارز در مبارزات اکشن،تجربهای تازه و سرگرمکننده ارائه میکند که هم ریشههای تاریخی و فرهنگی این کشور را به نمایش میگذارد و هم مخاطب امروزی را مجذوب میکند. فیلم، داستان پسرانی را روایت میکند که باید پس از مرگ پدر، نه تنها با دشمنی باستانی مبارزه کنند، بلکه مسئولیت حفظ میراث و نام خانوادگی را نیز بر عهده بگیرند، که این، به عمق درام اثر میافزاید. نبردهای رباتیک و صحنههای مبارزه، که تلفیقی از فناوری و تخیل است، به فیلم جلوهای هیجانانگیز و بصری میدهد و آن را به بیش از یک ماجرای تاریخی صرف ارتقا میدهد. فیلم با استفاده از شخصیتهایی، چون ایلیا موروِمِتس و سولو، نهتنها برای مخاطب روسی، بلکه برای تماشاگران بینالمللی نیز یک دروازه جذاب به اساطیر و افسانههای قومی میسازد. در این فیلم، بازیگران حرفهای کشور روسیه، بازیهای قابل قبول و تاثیرگذاری ارائه میدهند که از عوامل جذابیت فیلم برای تماشاگر است.
فیلم سینمایی «چشمه جوانی»، در گونه اکشن، ماجراجویی و فانتزی محصول آمریکا و انگلستان در سال ۲۰۲۵ قرار است از شبکه سه پخش شود.
فیلم «چشمه جوانی»، داستان لوک پردو را روایت میکند، ماجراجویی ماهر و زیرک که پس از مرگ پدر باستانشناسش، تصمیم میگیرد راه او را ادامه داده و به دنبال گنجینههای افسانهای برود. لوک شیفتهی افسانهی «چشمهی جوانی» است و برخلاف دیگران، باور دارد این چشمه واقعاً وجود دارد. در این مسیر، سرمایهگذار ماجراجوی ثروتمندی به نام اوون کارور از او حمایت میکند. اوون ادعا میکند به سرطان مبتلاست و میخواهد با یافتن چشمه و رفتن به درون آب حیاتبخش آن جانش را نجات دهد.
فیلم سینمایی «چشمه جوانی» با تمرکز بر رابطه لوک و پدر باستانشناسش، بر این نکته تأکید میکند که میراث واقعی، طلا و گنج نیست، بلکه دانش و آرمانهایی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. تصمیم لوک برای ادامه دادن راه پدر، نمادی از احترام به ریشهها و هویت خانوادگی است. فیلم به تلاش پرامید برای رسیدن به هدف مشروع تاکید دارد. محتوای اثر به مخاطب یادآوری میکند که دنیا هنوز پر از رازهای کشفنشده است و روحیه ماجراجویی چیزی است که به زندگی معنا و طراوت میبخشد. فیلم در زیر متن خود این پیام را ارائه میکند که کیفیت زندگی از کمیت آن بسیار مهمتر است.

فیلم سینمایی «وقت نمایش»، در گونه اﮐﺸﻦ، ﺟﻨﺎﯾﯽ، درام و ﻣﻬﯿﺞ محصول ژاپن در سال ۲۰۲۵ قرار است از شبکه یک پخش شود.
این فیلم درباره مجری مشهور سابق تلویزیون است که به کار در رادیو تنزل یافته، پس از یک تماس تهدیدآمیز که به انفجار واقعی منجر میشود، این حادثه را فرصتی برای بازگشت به تلویزیون میبیند و درگیر مذاکرهی زندهی پرخطر با بمبگذاری میشود که قصد افشای فسادی را دارد که خود مجری در آن دست داشته است.
یکی از مهمترین نکات محتوایی فیلم «وقت نمایش»، نمایش نیمهی تاریک رسانه در کشور ژاپن است. شخصیت مجری در این فیلم به جای تلاش خالصانه برای نجات جان مردم، انفجار را به چشم یک نردبان برای بازگشت به شهرت میبیند. فیلم با این رویکرد، مخاطب را به فکر وامیدارد که امروزه چگونه تراژدیهای انسانی در جهان اول به کالاهای تجاری و ابزار کسب رتبه تبدیل شدهاند. در این فیلم مرز میان قهرمان و ضدقهرمان جابهجا میشود. بمبگذار (که معمولاً شرور است) به دنبال افشای فساد است و مجری (که ظاهر موجهی دارد) خود بخشی از فساد بوده است. این ظاهرسازی و پنهان کاری در داستان فیلم، باعث تعمیق قضاوتهای مخاطب میشود.
فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه ولعِ دیده شدن میتواند وجدان یک انسان را فلج کند. شخصیت اصلی حاضر است در یک بازی مرگبار شرکت کند تا دوباره در مرکز توجه قرار بگیرد. این محتوا هشداری جدی درباره زوال اخلاقی انسان در مسیر کسب قدرت و محبوبیت است. از آنجا که هدف بمبگذار افشای فساد است، فیلم به لایههای زیرین نهادهای قدرتمند (سیاسی یا رسانهای) در کشور ژاپن نفوذ میکند. این ویژگی محتوایی به مخاطب یادآوری میکند که شفافیت تنها راه جلوگیری از فجایع بزرگتر است و پنهانکاری مانند زخمی است که در نهایت به عفونت و انفجار منجر میشود. فیلم در نهایت از رسانهها در کشورهای جهان اول و یا با فرهنگ غربی میخواهد که به جای جنجالآفرینی، به وظیفه اصلی خود یعنی جستجوی حقیقت و خدمت به مردم بازگردند. پایانبندی فیلم (با توجه به رسوایی مجری) تأکیدی است بر این که هیچ مصلحتی بالاتر از صداقت با مخاطب در رسانه نیست.