حجت الاسلام سیداحمد میرعمادی در گفتگو با خبرنگار مهر، اظهار کرد: خداوند در ابتدای سوره کهف با تعبیر الحمدلله الذی انزل علی عبده الکتاب، نعمت نزول کتاب آسمانی را یادآور میشود و محور سخن را بر وحی الهی قرار میدهد.
وی افزود: در میان پنج سورهای که با جمله الحمدلله آغاز میشود، هر یک به جلوهای از نعمتهای بزرگ الهی اشاره دارد؛ در برخی از این سورهها موضوع آفرینش و نظام تکوین مطرح است، در سوره حمد سخن از ربوبیت و تربیت به میان میآید و در سوره کهف، محور اصلی، نزول کتاب تشریع و هدایت است.
وی بیان کرد: این تفاوت نشاندهنده اهمیت ویژه قرآن به عنوان کتاب هدایت در کنار کتاب آفرینش است.
این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه مقصود از الکتاب در این آیه قرآن کریم و منظور از عبد، پیامبر اکرم است، تصریح کرد: تأکید بر اینکه این کتاب بر بنده خدا نازل شده، برای نفی هرگونه شبهه درباره منشأ قرآن است و قرآن نه محصول اندیشه بشری و نه ساخته ذهن پیامبر است، بلکه ریشه در وحی الهی دارد و از سوی خداوند بر قلب پیامبر نازل شده است.
وی ادامه داد: آیات تحدی در قرآن کریم، دخالت غیر الهی در نزول این کتاب را بهصراحت نفی میکند و منکران را به آوردن سورهای همانند آن فرا میخواند و این دعوت به مقابله، نشاندهنده آن است که قرآن از منبعی فراتر از توان بشر سرچشمه گرفته و اعجاز آن در ابعاد مختلف، گواهی روشن بر الهی بودن آن است.
حجت الاسلام میرعمادی با اشاره به تعبیر عبد در این آیه گفت: خداوند از میان اوصاف متعدد پیامبر، عنوان عبودیت را برگزیده است و این انتخاب بیانگر آن است که بندگی خالصانه، سرچشمه همه کمالات انسانی است.
مفسر قرآن کریم ادامه داد: انسان در سایه عبودیت به مرتبهای میرسد که شایستگی دریافت وحی را پیدا میکند.
وی افزود: تقدم گواهی به عبودیت پیامبر بر رسالت آن حضرت در تشهد نماز نیز مؤید همین حقیقت است که رسیدن به مقام رسالت، در پرتو بندگی حاصل میشود.
حجت الاسلام میرعمادی گفت: همچنین در ماجرای معراج، خداوند با تعبیر اسری بعبده به عبودیت پیامبر اشاره میکند که نشان میدهد سیر در عوالم ملکوت نیز نتیجه بندگی خالصانه است.
این مفسر قرآن در بخش دیگری از سخنان خود به توصیف قرآن در ادامه آیه اشاره کرد و گفت: خداوند میفرماید و لم یجعل له عوجا، یعنی در این کتاب هیچگونه کجی و انحرافی قرار نداده است و واژه عوج در اینجا ناظر به انحرافهای غیرمحسوس، فکری و معنوی است و بیانگر آن است که قرآن از هرگونه ناسازگاری، تضاد و انحراف درونی مبراست.
وی توضیح داد: هماهنگی کامل آیات، انسجام مفهومی و نبود اختلاف در معارف قرآن، نشانه دیگری بر الهی بودن این کتاب است، چنانکه خود قرآن تصریح میکند اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوان در آن دیده میشد.
میرعمادی با اشاره به کاربرد ادبی واژه عوج اظهار داشت: قرار گرفتن این واژه به صورت نکره در سیاق نفی، دلالت بر عموم دارد و معنای آن این است که قرآن در همه ابعاد و از هر جهت، مستقیم و استوار است و هیچگونه انحرافی در آن راه ندارد.
وی در جمعبندی این بخش از تفسیر سوره کهف تاکید کرد: نزول قرآن، جلوهای از رحمت الهی و نتیجه عبودیت پیامبر اکرم است و ویژگی استقامت و عدم اعوجاج آن، نقش تعیینکنندهای در هدایت، تربیت و سعادت انسانها دارد.












