یکی از چالشهای جدی اقتصاد ایران، تورمهای مزمن و فشار روزافزون معیشتی بر خانوارهاست. بررسی ریشههای تاریخی این وضعیت و سیاستهایی که در دهههای گذشته اتخاذ شده، میتواند به درک دقیقتری از شرایط امروز کمک کند.
در همین راستا، سرویس اقتصادی تابناک گفتوگویی با محمود زرینماه، پژوهشگر و کارشناس مسائل اقتصادی، انجام داده است. زرینماه، پاشنه آشیل اقتصاد کلان ایران را «انرژی» میداند و معتقد است نرخهای یارانهای سوخت، در کنار مصرف بسیار بالا، به یکی از ریشههای اصلی ناترازی بودجه و تورم ساختاری تبدیل شده است.
ریشههای تاریخی تورم
سؤال: چرا اقتصاد ایران در دهههای اخیر با فشار تورمی مداوم مواجه بوده است؟ ریشه اصلی این مسئله کجاست؟
پاسخ: تورم در اقتصاد ایران سابقهای طولانی دارد و محدود به دوران پس از انقلاب نیست. اگر به آمارهای پیش از سال ۱۳۵۷ نگاه کنیم، متوجه میشویم که تورمهای بالا وجود داشته است. بهعنوان مثال، در بخش مسکن و زمین، طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ شاهد رشد حدود ۶۰۰ درصدی قیمتها بودیم؛ بنابراین تورم پدیدهای نیست که صرفاً بعد از انقلاب شکل گرفته باشد، اما پس از انقلاب نیز تداوم یافته است.
در سال ۱۳۵۹ جنگ آغاز شد و پیش از آن نیز ماجرای لانه جاسوسی و تبعات اقتصادی آن وجود داشت. دولت شهید رجایی برخوردی واقعبینانه با مسئله بودجه داشت. در دورهای که بنیصدر رئیسجمهور و شهید رجایی نخستوزیر بودند، کشور با کسری بودجه روبهرو شد. دولت وقت، علیرغم مخالفت رئیسجمهور، قیمت بنزین را از ۱۰ ریال به ۳۰ ریال افزایش داد. شهید رجایی صراحتاً اعلام کرد اگر این کار انجام نشود، اداره کشور ممکن نخواهد بود. پس از شهادت رجایی و باهنر، دولت بعدی این رویکرد را ادامه نداد. بنزین تا سال ۱۳۶۷ همان ۳۰ ریال باقی ماند. به اعتقاد من، داستان ناترازی، کسری بودجه و تورم دقیقاً از دهم آبان ۱۳۶۰ آغاز شد.
در دوران جنگ نیز با همین مسئله مواجه بودیم. سردار رضایی اخیراً اعلام کردهاند که کل ارزی که طی هشت سال دفاع مقدس وارد کشور شد، ۲۲ میلیارد دلار بود، اما دولت وقت حدود ۵۵ میلیارد دلار ارز ۷۰ ریالی (هفتتومانی) به مراکز تهیه و توزیع و تجار اختصاص داد. انتقادهای جدی وجود داشت که این ارز به دست مصرفکننده نهایی نمیرسد.
در روز پذیرش قطعنامه ۵۹۸، قیمت دلار در بازار حدود ۱۱۰ تومان بود، اما ارز دولتی همچنان ۷۰ ریال باقی مانده بود. این سیاست سرکوب نرخ ارز ادامه یافت. در دوران ریاستجمهوری آقای خاتمی، قیمت دلار تنها حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد افزایش یافت و در زمان تحویل دولت، نرخ دلار بین ۷۵۰ تا ۸۰۰ تومان بود. این سیاست، فنر نرخ ارز را فشرده نگه داشت و موجب خروج صدها میلیارد دلار سرمایه از کشور شد.
این وضعیت تا دولت نهم و دهم ادامه یافت. در آن دوره، دولت ناچار شد بخشی از این فنر ارزی را آزاد کند و نرخ ارز از حدود هزار تومان به ۳۵۰۰ و سپس ۴۰۰۰ تومان رسید. اگر امروز با کسری بودجه مزمن روبهرو هستیم، ریشه آن در حلنشدن همین مسائل اساسی است.
چالش های کلیدی در اقتصاد کلان
زرینماه در ادامه بهصورت تیتروار به چند نکته اساسی اشاره کرد:
انرژی، پاشنه آشیل اقتصاد ایران است. کسری بودجه حدود ۷ میلیارد دلار برآورد میشود، در حالی که ایران سالانه حدود ۱۲۰ میلیارد دلار انرژی مصرف میکند. مصرف انرژی با نرخ شبهرایگان برای هیچ اقتصادی قابل تحمل نیست. رهبر انقلاب نیز تأکید کردهاند که این میزان تورم غیرمنطقی است.
بازنشستگی: ایران پایینترین سن بازنشستگی در جهان را دارد.
خودرو: سیاست خودرویی کشور به معضلی جدی تبدیل شده است. تعرفههای بالا و بسته بودن بازار، وضعیت صنعت خودرو را بحرانی کرده است.
بنزین و سیاستهای قیمتی
سؤال: سیاست دولت چهاردهم در حوزه قیمت بنزین را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: در دولت آقای احمدینژاد، در آذر ۱۳۸۹ که دلار حدود هزار تومان بود، بنزین آزاد ۷۰۰ تومان و سهمیهای ۴۰۰ تومان تعیین شد؛ یعنی معادل ۷۰ و ۴۰ سنت. در سال ۱۳۹۰، با افزایش نرخ دلار، دولت لایحهای برای تعیین قیمت ۲۸۰۰ تومان ارائه داد تا نسبت دلاری حفظ شود، اما مجلس وقت آن را نپذیرفت.
از آن زمان تاکنون، بیش از ۲۲۰ میلیارد دلار به اقتصاد کشور آسیب وارد شده و مصرف بنزین بهشدت افزایش یافته است. مصرفی که باید حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیارد لیتر در سال میبود، اکنون به ۳۴ میلیارد لیتر رسیده است.
تثبیت قیمت بنزین و پیامدهای آن
سؤال: چرا قیمت بنزین از سال ۱۳۹۸ تا مدتها ثابت ماند؟
پاسخ: ترس تصمیمگیران باعث شد قیمت بنزین به مدت شش سال بدون تغییر باقی بماند. این در حالی است که دلار از ۱۲،۱۰۰ تومان در آبان ۱۳۹۸ به بیش از ۱۶۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴ رسید. کرایههای حملونقل بیش از ۱۲۰۰ درصد افزایش یافت، اما قیمت بنزین صفر درصد تغییر کرد. نتیجه این سیاست، کسری بودجه، چاپ پول و تورم شدید بود.
زرینماه تأکید میکند که اگر قیمت بنزین منطقی میشد، کسری بودجه ایجاد نمیشد و تورم کنونی شکل نمیگرفت. او به رئیسجمهور توصیه میکند از منطقیسازی قیمتها هراس نداشته باشد.
وی در ادامه به مصرف گاز اشاره میکند و میگوید مصرف گاز خانگی در ایران حدود ۵۰ برابر استاندارد منطقه است. به گفته او، وقتی قیمت انرژی تقریباً رایگان است، توصیه به صرفهجویی بیاثر خواهد بود. آژانس بینالمللی انرژی نیز اعلام کرده ایران تنها دولت مدرنی است که ابزار قیمتی برای کنترل مصرف ندارد.

مقایسه منطقهای و راهکار پیشنهادی
سؤال: قیمت بنزین در ایران در مقایسه با کشورهای همسایه چگونه است؟
پاسخ: ترکیه با جمعیتی مشابه ایران، تنها حدود ۸ درصد مصرف بنزین ایران را دارد، زیرا قیمت بنزین در آن کشور (ترکیه) لیتری حدود ۱۴۵ هزار تومان است. در روسیه نیز بنزین با قیمتی در حدود ۱۳۰ هزار تومان عرضه میشود. قیمت بسیار پایین بنزین در ایران باعث مصرف غیرمنطقی و استفاده گسترده از خودروهای تکسرنشین شده است.
زرینماه معتقد است دشمنان ایران تمایل دارند کشور در تله بنزین ارزان باقی بماند. به گفته او، تنها عاملی که در محاسبات مردم برای استفاده از خودرو لحاظ نمیشود، قیمت بنزین است، زیرا عملاً صفر تلقی میشود.
پیشنهاد اصلاحی
وی پیشنهاد میکند سهمیهها حفظ شود، اما قیمت بنزین بهصورت پلکانی افزایش یابد؛ برای مثال ۵ هزار، ۱۰ هزار و ۱۵ هزار تومان. به گفته او، قیمت ۱۵۰۰ تومان مضحک است. این الگو مشابه سیاست دولت نهم است که برای نخستینبار طی دههها، منجر به کاهش مصرف بنزین شد و مورد استقبال رهبر انقلاب نیز قرار گرفت.
تعداد بازدید : 0