چقدر سرده نگاهت چرا نوری دیگه رد نمیشه از ابر نگاهت
چقدر سرده نگاهت اگه زوری میشه من بخوابم قبر کنارت
گفتی میرم و برمیگردم بگو الان کجایی
میدونم جات دیگه اونجا امنه با این که از من جدایی
دل من آینه مات نگاته دل تو سنگه چرا
حال روزم تیره و تار زندگیم رنگ چشات
در و دیوار بی روح خونمون لنگ صداته
نگفتم رد گلوله نمیاد به رنگ لباست
صداتم میکنم هنوز خوابیا
الان وقتش نی کنی از این بازیا
پاشو مهمونا رسیدن ماشین دم دره
شروع نمیشه هیچی اگه نباشیا
از آسمون میباره هی اشک شوق
فرشته ها نمیتونن بازی کنن نقشتو
نمیای بد به چشم نمیشه رو موهای خیست دست بکشم
گردآوری: بخش فرهنگ و هنر بیتوته