"نمیزیو اوسگورا سروانتس" معروف به "ال منچو"، رئیس قدرتمند کارتل نسل جدید "خالسکو" که در حوزه تجارت مواد مخدر فعالیت های گسترده ای داشت و جزو تحت تعقیب ترین افراد جهان بود، یکشنبه گذشته و در جریان عملیات ارتش مکزیک کشته شد. گفته شده عملیات کشته شدن ال منچو با حمایت اطلاعاتی آمریکا انجام شده است. بر اساس گزارشهای رسمی، المنچو ابتدا زخمی شده و سپس در حین انتقال هوایی به مکزیکوسیتی جان باخته است. از این رو، تتها اندکی پس از کشته شدن المنچو، شاهد حملات سنگین و گسترده اعضای کارتل های مواد مخدر به بخش های مختلف مکزیک و به طور خاص مناطق شهری این کشور بوده ایم. موضوعی که شرایط امنیتی در مکزیک را حاد و وخیم کرده و منجر به جنگ شهری میان نیروهای امنیتی مکزیک و اعضای کارتل های مواد مخدر در این کشور شده است. بسیاری از ناظران و تحلیلگران معتقدند که کشته شدن المنچو به عنوان فردی که رهبری یکی از مرگبارترین کارتل های مواد مخدر در نیمکره غربی را برعهده داشت اگرچه یک موفقیت امنیتی برای مکزیک به شمار می رود با این حال، نویددهنده مرحله ای پرمخاطره و پیچیده در معادلات داخلی این کشور نیز است.
کارتل خالسکو به رهبری ال منچو طی سالهای اخیر به بازیگری فراتر از یک شبکه قاچاق مواد مخدر تبدیل شده بود. این گروه نهتنها در تولید و قاچاق متامفتامین و فنتانیل نقش داشت، بلکه با ایجاد ساختارهای شبهنظامی، کنترل برخی مناطق شهری و روستایی را در دست گرفته بود. در برخی ایالتها، این کارتل عملا جایگزین اقتدار رسمی شده و نوعی "حاکمیت سایه" ایجاد کرده بود. به همین دلیل، مرگ رهبر آن صرفا حذف یک قاچاقچی نیست، بلکه ضربه به یک ساختار قدرت موازی است.
واکنش سریع نیروهای وابسته به کارتل ال منچو، که با حملات هماهنگ به چند شهر و ایجاد ناامنی گسترده همراه بود، نشان میدهد که این شبکه همچنان از انسجام عملیاتی برخوردار است. تجربه مکزیک در دو دهه گذشته نشان داده که راهبرد حذف روسای کارتل ها الزاما به فروپاشی آن ها منجر نمیشود. در بسیاری از موارد، این اقدام موجب چنددستگی داخلی، رقابتهای خونین جانشینی و افزایش خشونت در کوتاهمدت شده است. به بیان دیگر، خلا قدرت میتواند خطرناکتر از حضور یک رئیس تثبیتشده باشد.
نکته مهم دیگر، نقش همکاری اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا در این عملیات است. بحران مصرف فنتانیل در آمریکا، که به یک مساله اجتماعی و سیاسی جدی تبدیل شده، واشنگتن را به مداخله فعالتر در پرونده کارتلهای مکزیکی سوق داده است. این همکاری از یک سو بیانگر درهمتنیدگی امنیت دو کشور است و از سوی دیگر، حساسیتهایی درباره حاکمیت ملی مکزیک ایجاد میکند. دولت مکزیک ناگزیر است میان نیاز به همکاری خارجی و حفظ استقلال تصمیمگیری توازن برقرار کند.
از منظر کلانتر، تحولات اخیر میتواند توازن قدرت میان کارتلهای رقیب را بر هم بزند. در صورت تضعیف ساختار کارتل خالسکو، گروههای دیگر برای تصاحب مسیرهای قاچاق و مناطق نفوذ وارد رقابت خواهند شد. این رقابت معمولا با افزایش خشونت، جابهجایی اجباری جمعیت و فشار مضاعف بر نیروهای امنیتی مکزیک همراه است. بنابراین، پرسش اصلی این است که آیا دولت مکزیک توانایی مدیریت مرحله پس از حذف ال منچو را دارد یا خیر.
به طور کلی، کشته شدن ال منچو را نه پایان یک بحران، بلکه باید آغاز مرحلهای تازه دانست. اگر دولت مکزیک بتواند با تقویت نهادهای محلی، کاهش فساد و ایجاد فرصتهای اقتصادی پایدار، زمینه بازتولید کارتلها را محدود کند، این عملیات میتواند به نقطه عطفی مثبت تبدیل شود. در غیر این صورت، احتمال دارد خشونت وارد چرخهای جدید شود و نامهای تازهای جایگزین چهرههای حذفشده شوند. بیآنکه ریشههای بحران تغییر کرده باشد.