به گزارش مشرق، در هفتههای اخیر، آمریکا نیروهای بزرگی از نیروی هوایی، زمینی و دریایی را در خاورمیانه مستقر کرده است. برآورد میشود که این استقرار نظامی علیه ایران روزانه حدود ۳۰ میلیون دلار هزینه دارد؛ یعنی معادل بودجه یک شهر کوچک آمریکایی برای یک هفته. تجمع ناوهای هواپیمابر و جنگندهها، همراه با عملیات همزمان پنتاگون در مناطق دیگر، میلیاردها دلار برای واشنگتن هزینه داشته است.
روزنامه اقتصادی اسرائیلی کالکالیست برآورد کرده است که اگر این تحرکها به یک درگیری گسترده تبدیل شود، هزینههای مستقیم نظامی میتواند تا حدود ۱۰ میلیارد دلار برسد؛ یعنی معادل بودجه یک سال مدارس و بیمارستانهای یک ایالت متوسط آمریکا.
حتی عملیات محدود هوایی در گذشته (ژوئن) حدود ۶.۳۷ میلیارد دلار هزینه داشته است و اگر چنین عملیاتها برای دو هفته تا یک ماه ادامه یابد، هزینهها به راحتی از چند میلیارد تا بیش از ۱۰ میلیارد دلار تغییر میکند.
بر اساس گزارش مجله آمریکایی پولیتیکو، هزینه بسیج اخیر تنها در سال گذشته بین ۱.۶ تا ۲.۲ میلیارد دلار بوده و نیم میلیارد دلار در ماههای اخیر صرف نگهداری و انتقال نیروها شده است.
فقط نگهداری و اعزام گروه ناوهای هواپیمابر حدود یک میلیارد دلار در سال هزینه دارد و حضور ۱۷ ناو جنگی دیگر هزینهها را افزایش میدهد.
به گفته ایلین مکوسکر، هزینه سوخت، عبور از مسیرها، عملیات پرسنل و جابهجایی ناوها از دسامبر گذشته بین ۳۵۰ تا ۳۷۰ میلیون دلار بوده است؛ یعنی معادل بودجه یک شهر متوسط برای یک سال.
مؤسسه واتسون دانشگاه براون برآورد کرده است که مجموع هزینه فعالیتهای نظامی آمریکا در خاورمیانه از اکتبر ۲۰۲۳ تا پایان ۲۰۲۵ بین ۹.۶۵ تا ۱۲.۰۷ میلیارد دلار بوده و شامل نگهداری تجهیزات، لجستیک و عملیات علیه گروههای منطقهای میشود.
تحلیلگران هشدار میدهند که ادامه استقرار نیروهای پرهزینه باعث میشود بودجه بخشهای غیرنظامی، مانند آموزش، بهداشت و زیرساختها، کاهش یابد. دفتر بودجه کنگره آمریکا پیشبینی کرده است که در سال ۲۰۲۶ حدود یک تریلیون دلار تنها برای پرداخت بهره بدهی ۳۸.۵ تریلیون دلاری صرف خواهد شد. به همین دلیل، حتی عملیات نظامی محدود، فشار شدیدی بر اقتصاد آمریکا وارد میکند.
ایران، مقاوم در برابر فشارها
با وجود بسیج عظیم نظامی و هزینههای سنگین، ایران اما تاکنون در برابر فشارها تسلیم نشده و بر حق خود برای برخورداری از انرژی هستهای تاکید کرده است.
تحلیلگران تأکید میکنند که حتی حملات محدود هوایی میلیاردها دلار هزینه دارد و در صورت بروز درگیری گسترده، افزایش قیمت نفت و اختلال در مسیر تنگه هرمز، فشار اقتصادی جهانی و داخلی آمریکا بیشتر خواهد شد.
اثرات طولانیمدت بر نسلهای آینده
جالب اینجاست که هزینههای چنین تحرکات نظامی به شکل مستقیم از بودجه عمومی یا مالیاتهای جاری تأمین نمیشود، بلکه عمدتاً از طریق استقراض و بدهی پرداخت میشود. به این ترتیب، بار مالی عملیات نظامی به نسلهای آینده منتقل میشود.
گزارش نشریه تگزاس نشنال سکیوریتی ریویو نشان میدهد که از زمان ۱۱ سپتامبر، جنگهای آمریکا عمدتاً با بدهی و نه مالیات مستقیم تأمین مالی شدهاند. برخلاف جنگ جهانی دوم، زمانی که مالیاتها برای افراد پردرآمد تا ۹۴ درصد افزایش یافت، امروز هزینهها به آینده منتقل میشود و مردم فعلی تأثیر مستقیم کمتری میبینند، اما نسلهای بعد باید بهای آن را بپردازند.
تحرکات نظامی آمریکا علیه ایران نشان میدهد که حتی بسیج عظیم، میلیاردها دلار هزینه دارد، اما ایران همچنان ایستاده است و جنگ مستقیم برای آمریکا عملاً هزینهزا و پرریسک است. در واقع، به رغم منابع عظیم و تجهیزات پیشرفته، فشار اقتصادی و مالی تحمیل شده بر واشنگتن از هرگونه درگیری مستقیم بیشتر است و این فشارها تا سالها ادامه خواهند یافت.
آمریکا برای هر روز حضور نظامی در خلیج فارس تقریباً معادل بودجه یک شهر متوسط آمریکایی هزینه میکند، و حتی حملات محدود، میلیاردها دلار خرج بر اقتصاد تحمیل میکند، در حالی که ایران مقاوم مانده است.
با وجود بسیج عظیم نظامی در خاورمیانه، اقتصاد آمریکا با بار بدهی عمومی فوقالعاده بالا مواجه است که کارشناسان آن را یکی از ریسکهای اساسی ثبات مالی کشور میدانند. تا اوایل سال ۲۰۲۶، بدهی فدرال آمریکا تقریباً ۳۸.۵ تریلیون دلار است، یعنی به ازای هر شهروند بیش از ۱۱۲ هزار دلار سهم از بدهی وجود دارد و نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی به حدود ۱۰۰٪ رسیده است.
این شرایط باعث میشود بخش بزرگی از بودجه صرف پرداخت بهره بدهی شود و دولت فضای مالی محدودی برای هزینههای اضافی سنگین، از جمله عملیات نظامی گسترده، داشته باشد.
تحلیلگران معتقدند که حتی هزینههای محدود نظامی در خاورمیانه که روزانه میلیونها دلار خرج دارد، در کنار بدهی عظیم و کسری بودجه آمریکا، فشار مالی سنگینی بر اقتصاد کشور وارد میکند و ظرفیت واشنگتن برای ورود به یک جنگ مستقیم با ایران را به شدت محدود میکند به بیان دیگر، هزینههای بالقوه یک درگیری گسترده نه تنها میلیاردها دلار است، بلکه با بدهیهای فعلی آمریکا به معنای فشار بر نسلهای آینده و محدود شدن منابع برای اولویتهای داخلی است.












