برنامه هستهای ایران طی دو دهه گذشته نهتنها یک پروژه فنی، بلکه یک مسئله عمیقاً امنیتی، هویتی و ژئوپلیتیکی بوده است. مذاکرات هستهای، صرفنظر از نتیجه نهایی آنها، صرفاً یکی از ایستگاههای این مسیر به شمار میآیند. پرسش کلیدی در دوره پسامذاکرات این است که «امنیت» برنامه اتمی ایران چگونه تعریف میشود، چه تهدیدهایی متوجه آن خواهد بود و ایران چه گزینههایی برای مدیریت این تهدیدها در اختیار دارد.
در این چارچوب، آینده امنیتی برنامه اتمی ایران را باید در چهار سطح بههمپیوسته بررسی کرد: امنیت داخلی و فنی، امنیت حقوقی و نهادی، امنیت منطقهای، و امنیت بینالمللی.
امنیت فنی و داخلی: از تأسیسات تا سرمایه انسانی
یکی از مهمترین درسهای تجربه گذشته این است که امنیت برنامه هستهای صرفاً به حفاظت فیزیکی از تأسیسات محدود نمیشود. حملات سایبری، خرابکاریهای صنعتی، و ترور دانشمندان نشان داد که تهدیدها بهطور فزایندهای «هوشمند» و چندلایه شدهاند. در دوره پسامذاکرات، حتی در صورت کاهش فشارهای دیپلماتیک، این نوع تهدیدها بهطور کامل از بین نخواهند رفت.
امنیت آینده برنامه اتمی ایران وابسته به سه عامل کلیدی است:
نخست، بومیسازی حداکثری دانش و تجهیزات حساس؛ دوم، بازطراحی ساختارهای حفاظتی در برابر نفوذ اطلاعاتی و سایبری؛ و سوم، بازتعریف مفهوم «سرمایه انسانی راهبردی». حفاظت از دانشمندان، مهندسان و زنجیره دانشی برنامه هستهای بهاندازه حفاظت از سایتهای فیزیکی اهمیت دارد.
در این سطح، ایران احتمالاً به سمت «امنیت بازدارنده پنهان» حرکت خواهد کرد؛ یعنی ایجاد توان فنی بالا بدون لزوماً نمایش عمومی همه ظرفیتها.
امنیت حقوقی و نهادی: تعامل پرتنش با نهادهای بینالمللی
در سطح نهادی، نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنان تعیینکننده خواهد بود. حتی در صورت دستیابی به توافق یا تفاهم جدید، رابطه ایران و آژانس احتمالاً رابطهای مبتنی بر بیاعتمادی مدیریتشده باقی میماند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که گزارشهای فنی آژانس بهسرعت میتوانند به ابزار فشار سیاسی تبدیل شوند.
در دوره پسامذاکرات، امنیت برنامه اتمی ایران مستلزم ایجاد توازن میان شفافیت کنترلشده و حفظ اسرار راهبردی است. شفافیت بیش از حد میتواند آسیبپذیری ایجاد کند و شفافیت کمتر از حد نیز به بازتولید اجماع فشار منجر شود.
از منظر حقوقی، ایران تلاش خواهد کرد پرونده هستهای را از یک مسئله امنیتی در شورای حکام و نهادهای بالادستی، به یک موضوع فنی و عادیشده منتقل کند؛ مسیری که با مقاومت بازیگران مخالف مواجه خواهد شد.
امنیت منطقهای: بازدارندگی در برابر رقابت هستهای
برنامه اتمی ایران در خلأ منطقهای عمل نمیکند. خاورمیانه در حال ورود به مرحلهای از رقابتهای راهبردی جدید است که در آن «توان هستهای بالقوه» به یک مؤلفه پرستیژ و بازدارندگی تبدیل شده است. کشورهای منطقه، بهویژه در حوزه خلیج فارس، تحولات برنامه هستهای ایران را بهدقت رصد میکنند.
در این میان، نقش اسرائیل بهعنوان بازیگری که برنامه هستهای ایران را تهدیدی وجودی تلقی میکند، همچنان محوری خواهد بود. حتی در صورت کاهش تنشهای دیپلماتیک ایران با غرب، تقابل امنیتی ایران و اسرائیل در حوزه سایه (حملات سایبری، عملیات اطلاعاتی و جنگ نامتقارن) ادامه خواهد یافت.
امنیت آینده برنامه اتمی ایران در این سطح، بیش از آنکه به توافقهای رسمی وابسته باشد، به توان بازدارندگی چندبعدی ایران در منطقه گره خورده است؛ بازدارندگیای که هستهای، موشکی و ژئوپلیتیکی را بهصورت همزمان در بر میگیرد.
امنیت بینالمللی: نظم جهانی در حال گذار
در سطح بینالمللی، برنامه اتمی ایران تحت تأثیر تحول در نظم جهانی قرار دارد. کاهش انسجام غرب، رقابت قدرتهای بزرگ و افول هژمونی یکجانبه، فضای مانور بیشتری برای ایران ایجاد کرده است. روابط ایران با روسیه و چین در این چارچوب اهمیت مضاعف یافته است؛ نه بهعنوان حامیان بیقیدوشرط، بلکه بهعنوان موازنهگرانی در برابر فشار غرب.
در مقابل، ایالات متحده آمریکا همچنان برنامه هستهای ایران را در چارچوب امنیت بینالمللی و عدم اشاعه تعریف میکند. حتی در صورت توافق، واشنگتن تلاش خواهد کرد قابلیت «بازگشتپذیری فشار» را حفظ کند.
از این منظر، امنیت برنامه اتمی ایران در پسامذاکرات بیش از هر زمان دیگری وابسته به توان ایران در بازی چندجانبه و مدیریت شکافهای قدرتهای بزرگ خواهد بود.
در نهایت، آینده امنیتی برنامه اتمی ایران را نباید بهصورت یک وضعیت پایدار یا نهایی در نظر گرفت. امنیت این برنامه یک «فرآیند پویا» است که بهطور مداوم تحت تأثیر تحولات فنی، سیاسی و ژئوپلیتیکی بازتعریف میشود.
۳۱۰۳۱۰











