
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، به مناسبت سالگرد شهادت آیتالله رئیسی، آقای محمد مخبر در برنامه گفتگوی ویژه خبری، ویژگیهای شخصیتی و حکمرانی این شهید و مسائل منطقهای را بیان کرد.
مقدمه: ایام مقارن با شهادت شهدای خدمت و رئیس جمهور شهید حضرت آیتالله رئیسی است که درود و رحمت خداوند بر ایشان و یاران ایشان.
مخبر: درود میفرستیم بر روح امامان انقلاب، شهدای عزیز نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت داریم برای رهبری معظم انقلاب اسلامی؛ حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظهالله)
روزهای بسیار سختی است به لحاظ مسائل عاطفی و این که عزیزانی که از دست دادیم. شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، موضوع عادی نیست و اصلاً قابل تحمل هم نیست. بعد شهدای گرانقدری که در بخش نظامی، فرماندهان بسیار ارزشمندی که از دست دادیم، مردم عزیزی که از دست دادیم، بهخصوص آن فاجعه بسیار بسیار جانکاهی که درباره مدرسه شجره طیبه؛ ۱۶۸ دانشآموز معصوم را از دست دادیم؛ اینها چیزهایی نیست که قابل تحمل باشد. امیدواریم خداوند خودش جبران کند و حتماً هم جبران خواهد کرد.
شیوه حکمرانی امام و رهبری چه بود که وقتی با بزرگترین و انحصاریترین ابرقدرت دنیا که در مسائل نظامی، اقتصادی و نفوذ بر مجامع بینالمللی رتبه اول را دارد و هر چه بخواهد از سازمان ملل، شورای امنیت و حقوق بشر در میآورد، با این قدرت درگیر میشویم و اینگونه افتخارآمیز جلو میرویم و او به استیصال رسیده است. رژیم صهیونی که اصلاً موقعیتی ندارد. این رژیم نیابتی از دیگری دارد. نکته دیگری که باید بحث آن را مطرح کرد، این است، علت اینکه مقام معظم رهبری تا این حد از شهید رئیسی تجلیل میکند، چیست؟
بعضی وقتها بعضیها میگویند ایران جزو کشورهایی بوده که هیچ وقت شکست نخورده. اتفاقاً تا قبل از جمهوری اسلامی، هر وقت ایران با هر جا درگیر شده، شکست خورده است. در جریان با روسها ما هم بخش زیادی از کشور را از دست دادیم، هم غرامت دادیم و هم وضعیت قرارداد ترکمانچای که لکه ننگی است بر دوران قاجار. یا جنگ جهانی اول که ایران در آن اعلام بیطرفی کرد. به رغم این که ایران اعلام بیطرفی کرد، کشور اشغال شد. بین ۸ تا ۱۰ میلیون ایرانی از گرسنگی و بیماری از بین رفتند و مسائل بعد از آن. یا در جریان جنگ جهانی دوم؛ ارتشی که رضا شاه درست کرده بود که افتخار هم میکرد؛ در جریان متفقین و اشغال کشور، ظرف چند ساعت، تمام پادگانهای ما تخلیه و همه لشکرهای ما پاشیده شد. به شکلی که سربازان در خیابان میرفتند و تفنگهای خود را میفروختند که هزینه سفر به شهرشان را پیدا کنند. حالا چه شد که از این کشوری که این سابقه تاریخی را داشت، نظامی سامان گرفت که امروز با مقتدرترین ابرقدرت دنیا درگیر شده و آن را به استیصال کشیده است. این موضوعی است که باید در حکمرانی امام و استمرار آن که بیشتر اتفاقات هم در زمان حضرت آقا بوده، باید تحلیل شود.
در ۳۷ سال یا به معنای دیگر ۴۷ سال، امام و رهبری این کشور را در همه مؤلفههای حکمرانی به نقطهای رساندند که تابآوری آن به شکلی شد که هیچ قدرتی نمیتوانست در مقابل جمهوری اسلامی ایران موفقیتی پیدا کند. امروز شما میبینید حادثههای مختلفی اتفاق افتاده؛ بمباران شده، جاهای مختلف ما زده شده، فرماندهان بزرگی شهید شدهاند، اما هیچ خللی در اداره کشور بهوجود نیامده. حالا گرانی و ... سر جای خود بحث دیگری است. به نظرم نباید همه این اتفاقات و ضعفها را به حساب داخل بگذاریم. بخش زیادی متأثر از همین کارهایی است که این ابرقدرتها در مقابل ما انجام میدهند. الان این کشور به این نقطه رسیده که همه دنیا افتادند دنبال این که این مسأله حل و تمام شود. علت آن تدبیر رهبری است. ایشان در آخرین سخنرانیهایشان گفتند اگر ما امروز دوباره درگیر شویم، جنگ منطقهای خواهد شد. حالا بعد از این که ادامه پیدا کرد، جنگ جهانی شد. یعنی دیگر اینطور نیست که فقط این چند کشور دور و اطراف ما متأثر از این جنگ شوند. امروز در بحث غذا، انرژی و بحثهای مختلف؛ همه کشورهای دنیا گرفتار و متأثر شدهاند.
جایی به نام تنگه هرمز داریم، سالها همه خدمتها را به دنیا میدادیم، اینها ما را تحریم و امکانات را از ما دریغ میکردند. با همه این امکانات و مسائلی که داشتیم، از این موقعیت استفاده نمیکردیم. وقتی جایی دست شما است که با یک تصمیم دو تا سه ساعته میتوانید کل جوامع دنیا را متأثر کنید. بسیار مطلب مهمی است. یعنی این نعمت خدادادی جغرافیای سیاسی کشور، بزرگترین امکان قدرت را برای شما ایجاد کرده است. این حکمرانی استفاده نمیشد، بعد حضرت آقا این را وسط آورد و به این صورت درآورد. از کشوری که آن وضعیت را داشت، کشوری را ساماندهی کرد که تابآوری آن به شکلی شد که همه دشمنان قبول کردند این ابرقدرتی است که نمیشود به راحتی با آن درگیر شد و آن را از پا انداخت.
سؤال: الآن هم در موازنه، تابآوری است.
مخبر: نقش مردم در این تابآوری را باید منحصر بهفرد بدانیم. یعنی امام پیش از سال ۴۲ هم بود. از ۴۲ تا ۵۷ هم بود،اما هیچ کاری نتوانست کند. یعنی تا زمانی که مردم را نتوانست به صحنه بیاورد و مردم را محور عملیات قرار دهد، هیچ اتفاقی نتوانست بیفتد. میگفت مردم باید مواضع خودشان را اعلام کنند و با این مواضعی که اعلام میکنند، دشمن را از پا در بیاورند. در جنگ هم همین کار را کرد. اول جنگ، سپاه که شکل نگرفتهبود، ارتش تقریباً پاشیده شده بود، به علت این که سران آن برکنار شده بودند یا مسائل دیگری که برای آنها پیش آمده بود، بعد قدرتی که کل ابرقدرتها پشت سر آن بودند، همه امکانات و تجهیزات نظامی هم در اختیار آن بود، این با ما درگیر شد. باز در جریان جنگ تحمیلی، این مردم بودند که ریختند در جبههها و دشمن را به نقطهای رساندند صدام گفته بود، واقعاً حماسه و جریان و نهضتی برای دفاع از کشور ایجاد شد.
یکی از هنرهای امام و رهبری؛ این بود که دفاع را ملی کردند. دفاع به یک دسته و جریان خاص و به یک ارتش خاص منحصر نمیشد. اساساً دفاع را در کشور، ملی کردند. همچنان که الآن هم همین نکته بهوقوع است. مردم، نقش کلیدی دارند. اگر مردم این روزها و شبها در خیابان نبودند، ما این موفقیتها را حتماً نداشتیم. حضور مردم، پیامی به دشمن داد که هر تلاشی برای اینکه این کشور را از پا دربیاورد، ابتر دانست و خودش به این جمعبندی رسید. در جنگ ۱۲ روزه آمریکا این را احساس کرد. آمریکا تقاضای آتشبس کرد. ایران که تقاضا نکرد. همه دشمنان با هم جمع شدند، آن حملهها را انجام دادند. در انتها آنها بودند که گفتند ما آتشبس را اعمال کنیم. الآن هم همینطور؛ در جنگ ۴۰ روزه نیز همان شد.
سؤال: حضور مردم را مرهون همان نظام حکمرانی میدانید؟
مخبر: این حرف سنگینی است. حضرت امیرالمؤمنین (ع) اگر این مردم با این ویژگیها را داشت، ۲۵ سال خانهنشین نمیشد. حضرت امام حسن (ع) اگر این مردم را داشت؛ جانماز از زیر پایش نمیکشیدند. نظام باید قدر این مردم را بداند که سرمایه بینظیری هستند. یعنی شما نظیری برای این سرمایه مردمی نمیتوانی تعریف کنی. نه نیروهای نظامی ما، نه ساختار سیاسی ما؛ هیچکدام. اینها وقتی موضوعیت پیدا میکند که مردم باشند. خود مردم هم باید قدر خود را بدانند. این هم مطلب مهمی است. خداوند، نعمتی در مقطعی از تاریخ نصیب آنان کرده که بتوانند چنین نقشی را که ماندگار در تاریخ است، ایفا کنند. این هم موضوع مهمی است و قرنها میماند.
سؤال: قرنها و سالهای بعد درباره این مردم قضاوت خواهند کرد؟
مخبر: نکتهای که مطرح میشود، این است که در چارچوب ذهنی رهبری، شهید رئیسی چه نقشی داشت که این همه از او تجلیل کرد؟ اگر بگوییم مثلاً دینداری آقای رئیسی است که همینطور هم بود. توسل آقای رئیسی است که همینطور هم بود. یعنی آقای رئیسی، یک ویژگیهای شخصی و یک ویژگیهای حقوقی داشت. ویژگیهای شخصی او، تعبدش بود، شهید رئیسی جزو افرادی بود که هر چه هم کار او سنگین میشد و اشتغال او بالا میرفت، وظیفههای دینی و عبادی خود را سر سوزنی خدشهدار نمیکرد. یعنی نماز شب شهید رئیسی، نوافل او، قرائت قرآن او، دعاهای کمیل، توسل و ندبه او. آدم فکر میکند که اگر آقای رئیسی بیکار بود و هیچ مسئولیتی هم نداشت، این حجم از عبادت چقدر میشد؟ یادم است در یکی از سفرهای او ساعت، دو تا دو و نیم شب رسید، فاصلهای بین رسیدن تا نماز صبح نبود، نماز شب خود را در پاویون فرودگاه خواند. اول نماز شب خود را خواند، سپس نماز صبح خود را خواند و بعد به منزل رفت.
این خبر در حال تکمیل است...