به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، ترازنامه آبی تهران در سال جاری نشاندهنده یک گسست عمیق میان نیازهای انباشته و ذخایر موجود است. در حالی که زیستبوم شهری و صنعتی تهران برای گذران یک سال آبی متعادل به حداقل ۸۰۰ میلیون مترمکعب آب از منابع سطحی وابسته است، شروع سال آبی با ذخیره نگرانکننده ۲۵۰ میلیون مترمکعبی، بیانگر کسری ساختاری است که حتی در قیاس با میانگین سالهای خشکسالی (۵۰۰ میلیون مترمکعب) نیز افتی ۵۰ درصدی را تجربه میکند. این شکاف عمیق، مدیریت منابع آب را از فاز برنامهریزی برای توسعه به فاز مدیریت بحران و تقسیم فقر آبی سوق داده است.
کاهش ۳۰ درصدی بارشها در استان تهران و توزیع نامتوازن آن در استانهای همجوار نظیر البرز، قم و مرکزی، تنها یک پدیده اقلیمی نیست، بلکه محرکی برای تشدید تنشهای اجتماعی در مناطق پیرامونی دریاچه نمک محسوب میشود. این وضعیت نشاندهنده آن است که مدلهای پیشبینی هواشناسی و مدیریت منابع آب با واقعیت سختگیرانه تغییر اقلیم روبرو شدهاند که در آن، الگوهای سنتی بارش دیگر قادر به تغذیه سفرههای زیرزمینی و مخازن سدها نیستند.
تحلیل وضعیت مخازن نشاندهنده یک ناهمگونی معنادار در ذخایر است. سد امیرکبیر با ۱۱۸ میلیون مترمکعب ذخیره و ۶۶ درصد پرشدگی، اگرچه نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد ۶۰ درصدی را نشان میدهد، اما این عدد در ابعاد کلان تامین آب تهران، تنها یک مسکن موقت برای جبهه غربی پایتخت تلقی میشود. در نقطه مقابل، وضعیت سد لار به عنوان یکی از استراتژیکترین منابع، به مرحله هشدار رسیده است. موجودی ۷۳ میلیون مترمکعبی و پرشدگی ناچیز ۸ درصدی این سد، به معنای خروج عملیاتی بخش بزرگی از ظرفیت انتقال آب از جبهه شمال شرقی است. افت ۱۰ درصدی نسبت به سال گذشته در این سد، نشاندهنده فرسایش هیدرولوژیکی است که بازسازی آن در کوتاهمدت غیرممکن به نظر میرسد.
سد لتیان با پرشدگی ۸۹ درصدی و ذخیره ۶۷ میلیون مترمکعبی، در ظاهر وضعیت مطلوبی دارد، اما حجم کوچک مخزن آن در مقایسه با نیاز مصرفی شهر، اجازه مانور گسترده را به مدیریت شهری نمیدهد. بحرانیترین نقطه در شرق تهران، سد ماملو است که با پرشدگی تنها ۱۶ درصد و ذخیره ۳۹ میلیون مترمکعبی، امنیت آبی مناطق پاییندست و صنایع مستقر در این حوزه را با تهدید جدی روبرو کرده است. حتی سد طالقان که با ۲۰۰ میلیون مترمکعب ذخیره، بزرگترین تکیهگاه فعلی محسوب میشود، با افت ۱۳ درصدی نسبت به سال قبل مواجه شده که نشان میدهد مخازن استراتژیک نیز در حال تخلیه تدریجی و مداوم هستند.
وضعیت فعلی سدها فراتر از یک چالش مهندسی، به یک بنبست اجتماعی تبدیل شده است. کاهش سطح تراز آب در سدهایی نظیر طالقان و ماملو، مستقیماً بر کیفیت زندگی حاشیهنشینان و بهرهبرداران بخش کشاورزی اثر گذاشته و پتانسیل بروز منازعات محلی بر سر حقآبهها را افزایش میدهد. ناتوانی در تأمین ۸۰۰ میلیون مترمکعب آب مورد نیاز، پایتخت را به سمت بهرهبرداری بیش از حد از منابع زیرزمینی سوق داده که نتیجه قهری آن، فرونشست زمین و تخریب زیرساختهای شهری خواهد بود.
این گزارش تأکید میکند که سیاستگذاریهای فعلی باید از تمرکز صرف بر مدیریت عرضه و نگاه سازهای به سدها، به سمت مدیریت تقاضا و بازچرخانی آب در بخشهای صنعتی و خدماتی تغییر جهت دهد. تداوم روند فعلی و اتکا به مخازنی که تنها ۸ تا ۱۶ درصد ظرفیت آنها پر است، تابآوری اجتماعی شهر را در برابر تنشهای آبی به شدت کاهش داده و ضرورت بازنگری در الگوی استقرار جمعیت و صنایع در حوضه آبریز تهران را بیش از هر زمان دیگری آشکار میسازد. پایتخت اکنون در وضعیتی قرار دارد که هر لیتر آب نه یک کالا، بلکه یک مؤلفه امنیتی و اجتماعی تعیینکننده برای بقای پایدار محسوب میشود.