به گزارش ایرنا، دنیای مدرن با همه امکانات و دستاوردهایش، نوعی خشکی و بیروحی را به زندگی انسان تحمیل کردهاست، تولید انبوه، یکسانسازی فضاها و تکرار الگوهای ساختمانی، بسیاری از شهرها را از هویت و شخصیت تهی کرده و خانهها را به واحدهایی مشابه و بینام بدل ساخته است، در برابر این وضعیت، میراث فرهنگی و معماری تاریخی، بویژه بافت قدیم بوشهر، یادآور جهانی است که در آن هر بنا روح، نام، روایت و نسبت خود را با انسان و محیط داشت.
بوشهر شهری است که اگر چند ساعت در کوچههای قدیمیاش قدم بزنی، پشت پنجرهای رنگی بایستی یا نسیم دریا را در گذرهای باریکش حس کنی، درمییابی که شهر تنها از سنگ و گچ و چوب ساخته نمیشود؛ شهر از حافظه، نسبت، مهربانی، مقاومت، صدا، نور، باد و انسان ساخته میشود، حفظ بافت تاریخی بوشهر، یعنی حفظ همین روح زنده شهری که هنوز میتواند برای آینده معماری جنوب ایران الهامبخش باشد.
در کوچههای چهارمحل قدیم بوشهر، هنوز میتوان رد این جهان را دید، در شنا شیرهای چوبی، پنجرههای رنگی، دیوارهای بلند، حیاطهای درونگرا، طاقها و گذرهایی که روزگاری نهتنها مسیر عبور، بلکه سایهساز، پناه، محل گفتوگو و بخشی از حافظه جمعی مردم بودند.
هرچند بخش عظیمی از این گنجینه با ارزش اکنون بدلایل مختلف فقط در قاب خاطرات و اسناد تاریخی میدرخشد، اما چهره و روح زخمی بناها و بخش باقی مانده از این بافت تاریخی بیانگر سرمایه تمدنی در معماری فرهنگی و اجتماعی و سازگاری و همنوایی میان انسان و اقلیم محل زندگی است.
گفت وگوی معماری و اقلیم
علی کولیوند، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه معماری، در گفتوگو با ایرنا، بافت تاریخی بوشهر را تنها مجموعهای از بناهای کهن نمیداند، بلکه آن را روایتی زنده از پیوند *انسان، اقلیم، دریا، امنیت، معیشت و حافظه جمعی معرفی میکند.
به گفته او، معماری تاریخی بوشهر حاصل درک عمیق مردم این بندر از شرایط سخت اقلیمی جنوب است؛ جایی که عناصری مانند شناشیر، ایوان، حیاط مرکزی، دیوارهای بلند، کوچههای باریک و پیچان، پنجرههای رنگی، سایه و جریان هوا صرفاً جنبه تزئینی نداشتند، بلکه هرکدام پاسخی زیستی، اقلیمی و حتی دفاعی به شرایط محیط بودند.
کولیوند معتقد است خانههای تاریخی بوشهر، از عمارت های دهدشتی، کازرونی، بهبهانی و دیگر بناهای شناختهشده این بافت، اگرچه در یک زبان معماری مشترک شکل گرفتهاند، اما هیچکدام تکرار صرف دیگری نیستند، هر خانه برای خانوادهای مشخص، شیوهای خاص از زندگی و موقعیتی معین ساخته شده و از همین رو، بخشی از حافظه اجتماعی و فرهنگی هویت شهری بوشهر به شمار میرود.
این پژوهشگر معماری، یکی از کلیدواژههای فهم معماری بوشهر را مقاومت و پایداری میداند، مقاومتی که هم در برابر اقلیم گرم و مرطوب جنوب معنا دارد و هم در نسبت با امنیت، تاریخ و زیست اجتماعی مردم منطقه است.
به باور او، معماری بوشهر نوعی دانش دوامآوری است، دانشی که در آن محدودیتها نه مانع، بلکه زمینهای برای خلاقیت بودهاند.
وی با انتقاد از بیهویتی بخشی از ساختوسازهای جدید در بوشهر تأکید میکند که یکی از خطاهای مهم، فروکاستن بافت تاریخی به بافت فرسوده است،در حالی که این بافت، سرمایه فرهنگی شهر و منبعی برای بازاندیشی در معماری امروز به شمار میرود.
صعود و سقوط بوشهر
اهمیت بافت تاریخی بوشهر تنها در زیبایی معماری آن خلاصه نمیشود؛ این بافت، سندی از تاریخ تجارت، سیاست و زندگی اجتماعی جنوب ایران است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه بوشهر در گفتوگو با ایرنا، با اشاره به پیشینه تاریخی این بندر میگوید: اگرچه برخی شواهد و روایتها، از جمله وجود رگههایی از معماری گوتیک، احتمال میدهد که لایههایی از بافت بوشهر به دوره صفویه و حتی حضور پرتغالیها در سدههای ۱۶ و ۱۷ میلادی بازگردد، اما سنگبنای اصلی و تثبیتشده بافت تاریخی بوشهر در دوره آلمذکور گذاشته شد.
به گفته عبدالکریم مشایخی، آلمذکور از حدود ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ میلادی بر بوشهر حکومت کردند و از زمان شیخ ناصر، روند عمران و آبادی شهر شتاب گرفت و در ادامه با انعقاد قراردادهای تجاری میان ایران و انگلیس و سپس تأسیس کنسولگری انگلیس در سال ۱۸۱۲ میلادی، بوشهر بهتدریج به مرکز مهم مبادلات دریایی و بازرگانی ایران تبدیل شد.
او توضیح میدهد که در پی این تحولات، تجار بزرگی از شهرهایی چون کازرون، تبریز، همدان و شیراز به بوشهر آمدند و حضور آنان، همراه با فعالیت بازرگانان ارمنی، یهودی، آلمانی و هلندی، نقشی مهم در رونق اقتصادی و گسترش کالبدی شهر داشت.
مشایخی، دوره قاجار را زمان اوج شکوفایی بافت تاریخی بوشهر میداند، دورهای که این بندر بهعنوان معتبرترین بندر تجاری ایران شناخته میشد و نمایندگیهای متعدد سیاسی و اقتصادی در آن فعال بودند.
به گفته او، رقابت میان خاندانهای بازرگان در این دوران، به ساخت عمارتهای بزرگ و شاخص انجامید، بهگونهای که بنابر برخی منابع، زمانی بیش از ۴۰۰ عمارت در بوشهر وجود داشت.
این عمارتها با استفاده از چوب ساج، شیشههای رنگی وارداتی، در و پنجرههای نفیس و طراحی سازگار با اقلیم، سیمای منحصربهفرد معماری بوشهر را شکل دادند؛ سیمایی که امروز بخشهایی از آن در چهارمحل قدیم بوشهر باقی مانده و بخشی دیگر، تنها در خاطرات مردم و اسناد تاریخی قابل جستوجو است.
مشایخی همچنین دوره پس از مظفرالدینشاه، جنگ جهانی اول و بویژه روی کار آمدن رضاشاه را آغاز افول جایگاه اقتصادی بوشهر میداند.
به گفته او، با انتقال محورهای اصلی اقتصاد و زیرساخت به خوزستان، از جمله توسعه راهآهن و پالایشگاه، بوشهر بتدریج موقعیت ممتاز خود را از دست داد و بسیاری از تجار از این بندر خارج شدند.
کوچهها سامانه تهویه هوا در بافت قدیم بوشهر
در بافت قدیم بوشهر، تاریخ تنها در کتابها و اسناد نیست، در گفتوگوی روزمره مردم نیز جریان دارد.
مرد کافهدار که مشتریها او را علی صدا میزنند، وقتی لوگوی ایرنا را دید، سفره دلش را باز کرد و با لهجه بوشهری گفت: از بافت قدیم بوشهر چه مانده؟ تا اون خونهها بودند ما نمیدونستیم گرمای تابستون چیه! باد از روی آب دریا میاومد، از توی کوچهها رد میشد و از شناشیر و پنجدریها میخزید توی خونه و خنک میشدیم.
او ادامه داد: نگران بیبرقی نبودیم. لباسهای خنک و نخی میپوشیدیم و خودمون هم به خنکتر شدنمون کمک میکردیم. یخچال نبود، کولر نبود، باد شمال میوزید چنان که نگو، ظهرهای جمعه هم یک قلیهماهی تند و تیز میزدیم و با همین هوا خواب میرفتیم.
این روایت کوتاه، شاید ساده به نظر برسد، اما در خود یکی از مهمترین ویژگیهای معماری بوشهر را آشکار میکند؛ معماریای که پیش از وابستگی به انرژی و تجهیزات مکانیکی، با باد، سایه، مصالح و سبک زندگی مردم کار میکرد.
بازگشت به معماری بومی با تخریب بناهای تاریخی
چند کوچه آنطرفتر، نزدیک ساختمان بنیاد ایرانشناسی، مرد نجاری سیگارش را روشن میکند و با نگاهی تلخ به دیوارهای بافت قدیم میگوید: دنبال چه میگردی؟ از معماری بوشهر چه مونده جز جسدش؟ یه مشت سنگ بوشهری که از خونههایی اومده که سالها مردم توشون خاطره داشتند، مثل همین خانه علوی که اولین چاپخانه جنوب کشور بوده و ما چقدر با این خانواده که همسایهمون بودند خاطره داشتیم.
روی سردر نجاری نوشته شده بود: نوح و پسران، در میان شلوغی مغازه، اشیای قدیمی و چوبی دیده میشد؛ وسایلی که شاید روزگاری بخشی از خانهای اعیانی، اتاق زنی بوشهری یا عمارت خانوادهای متمول بودهاند؛ اشیایی که حالا از خانه و روایت اصلی خود جدا شدهاند و در گوشهای از مغازه، بینام و بیصدا ماندهاند.
این تصویر، زخمی عمیقتر است، زخمی که نهفقط از فرسودگی طبیعی، بلکه از تخریب، جابهجایی مصالح و بیتوجهی به ارزش تاریخی بناها پدید آمدهاست.
یکی از معماران بوشهری که خود از تبار خانوادههای چهارمحل بوشهر است، در گفتوگو با ایرنا میگوید: کمکم تقاضای مشتریان و بسازبفروشها از نمای رومی و خانههای مینیمال، به سمت ساختمانهای سنتی میل پیدا کردهاست؛ اما بد ماجرا اینجاست که برای نما از سنگهای بوشهری یا همان لاشه خانههای بافت قدیم استفاده میکنند.
علی احمدی، ادامه میدهد: مردم متوجه نیستند خرید و فروش این سنگها، مهر تأییدی بر تخریب عمارتهای گرانبهایی است که هرگز کسی نمیتواند شبیه آنها را بسازد.
وی با اشاره به فشارهای زندگی جدید بر کالبد تاریخی بوشهر تأکید میکند: معماری بوشهری به دلیل کوچههای تنگ و مغایرت آن با زندگیهای امروزی، استفاده از وسایل نقلیه، نیاز به پارکینگ و مسائل مرتبط با آن، سالهاست از سر ناآگاهی مورد هجوم تخریبهای شبانه قرار گرفته است؛ زیرا میراث فرهنگی اجازه تخریب نمیدهد.
تخریب عمدی بافت تاریخی؛ برای ورود به زندگی مدرن
با وجود ارزشهای هویتی و معماری، زندگی در بافت تاریخی برای همه ساکنان آسان نبوده است.
یکی از اهالی محله بهبهانی بوشهر در گفتوگو با ایرنا میگوید: الان لولههای گاز به درِ منازل رسیده، اما روزگاری مردم برای آوردن کپسول گاز و کیسههای خرید تا در خانه مشکل داشتند، نه گاری و نه هیچ وسیله نقلیهای نمیتوانست در این کوچههای تنگ عبور کند، خدا نکند کسی پادرد و کمردرد هم میداشت.
این بانوی سالخورده ادامه میدهد: عاجز بودیم؛ میراث هم اجازه تخریب نمیداد، اما کاری هم برایمان نمیکردند، از فرهنگ غنی برخوردار بودیم، اما از نظر رفاه و معیشت در تنگنا قرار داشتیم.
او از تخریبهای ساختگی نیز سخن میگوید: خیلی از این خانهها با تلاش و صحنهسازی برخی مردم تخریب شد، شبها تا صبح زیر شالوده خانه آب رها میکردند و فرسودگی ساختگی درست میکردند تا خانه را زمین بزنند، چون میراث فرهنگی فقط وقتی خانه فرو میریخت، اجازه تخریب کامل و بازسازی میداد.
این روایت، وجه دیگری از مساله را نشان میدهد؛ اینکه حفاظت از بافت تاریخی، اگر با بهبود شرایط زندگی، خدمات شهری و حمایت واقعی از ساکنان همراه نباشد، به تعارض میان مردم و میراث تبدیل میشود.
تکلیف قانون، بازگشت آجر به آجر
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر، در گفتوگو با ایرنا با تأکید بر الزامات قانونی در حفاظت از بافت تاریخی میگوید: طبق قانون و مقررات، خانههایی که در بافت قدیم بوشهر تخریب میشوند، در زمان کنونی موظف هستند آجر به آجر را از همان مصالح سابق و وجب به وجب را طبق نقشه ساختمان بازسازی کنند.
نصرالله ابراهیمی با اشاره به تخریب خانه "یهودا" در محله بهبهانی بافت قدیم بوشهر که در فهرست آثار ملی ثبت شدهاست، میافزاید: این خانه بارها خراب و مرمت شده بود، اما دیگر امکان زندگی و استفاده از آن وجود نداشت.
وی تأکید میکند: نقشه تمامی خانههای قدیمی و ثبت ملیشده باقیمانده در چهارمحل بوشهر موجود است و اگر شخصی نسبت به تخریب غیرقانونی اقدام کند، علاوه بر متحمل شدن جریمه، موظف است نسبت به ساخت مجدد آن بر اساس همان نقشه و همان متریال اقدام کند.
ساکنان بافت، پاسبانان تاریخاند
شهردار بافت قدیم بوشهر، نیز در گفتوگو با ایرنا، به اقدامات انجامشده برای بهبود شرایط زندگی در چهارمحل قدیم اشاره میکند و میگوید: احداث فاضلاب و راهآبهای خروجی، تعبیه سنگفرش به جای آسفالت، لولهکشی گاز و بسیاری از اقدامات انجامشده در چهارمحل قدیم بوشهر، از مهمترین برنامههایی است که با هدف حفظ این میراث ارزشمند در سالهای اخیر انجام شدهاست.
قیصر محبی، تأکید کرد: امروز حفظ این میراث بر عهده تمام مردم است و این امر برای ساکنان آن مسئولیتی سترگ و مهم به شمار میرود؛ زیرا آنان در حقیقت پاسبانان تاریخ هستند.
حفظ بافت قدیم بوشهر؛ صیانت از گذشته برای رونق آینده
بافت تاریخی بوشهر امروز در نقطهای حساس ایستاده است، از یک سو، ارزش تاریخی، معماری و گردشگری آن بیش از گذشته شناخته شده و میل به بازگشت به معماری بومی در میان بخشی از جامعه دیده میشود؛ از سوی دیگر، فشار زندگی شهری، نیاز به رفاه، پارکینگ، دسترسی، خدمات، سرمایهگذاری و ساختوسازهای جدید، این بافت را با تهدیدهای جدی روبهرو کردهاست.
آنچه از مجموع گفتههای پژوهشگران، مسئولان و ساکنان محلی برمیآید، این است که حفاظت از بافت تاریخی بوشهر تنها با ممنوعیت، جریمه یا کنترل اداری ممکن نیست. این بافت برای ماندن، به روایت، آموزش، حمایت، خدمات شهری، مرمت اصولی و مشارکت واقعی مردم نیاز دارد.
معماری بوشهر نباید به تقلیدی سطحی از گذشته تبدیل شود، همانگونه که نباید زیر فشار الگوهای بیهویت مدرن از ریشههای خود جدا بماند، راه آینده، فهم حکمت معماری بومی است؛ توجه به اقلیم، مصالح، سایه، باد، حیاط، رنگ، چوب، دریا و انسان.



















