گونه منقرضشده هومو نالدی درطول دهه گذشته به یکی از بحثبرانگیزترین کشفیات در مطالعات انسانتباران تبدیل شده است. فسیلهای این گونه که در سامانه غار رایزینگ استار در آفریقای جنوبی کشف شدهاند، نهتنها به دلیل موقعیت غیرمعمول محل دفن یا تجمعشان، بلکه به دلیل ویژگیهای زیستی و رفتاری احتمالیشان، توجه گستردهای را به خود جلب کردهاند.
به گزارش زومیت، اکنون تحلیلی جدید از بقایای گونه منقرضشده هومو نالدی نشان میدهد تمام ۲۳ فرد شناختهشده از این انسانتبار باستانی، احتمالاً ماده بودهاند. این نتیجه بر پایه بررسی پروتئینهای بسیار قدیمی موجود در مینای دندان به دست آمده و از نظر علمی یکی از غیرمعمولترین الگوهای زیستی مشاهدهشده در میان فسیلهای انسانتباران محسوب میشود.
فسیلها نخستین بار در سال ۲۰۱۳ در سامانه غار رایزینگ استار در آفریقای جنوبی کشف شدند که مجموعهای از گذرگاههای بسیار باریک، عمیق و پیچیده با دسترسی دشوار به بخشهای داخلی حتی برای غارنوردان حرفهای است.
از همان زمان، یکی از بزرگترین پرسشها این بود که چگونه تعداد زیادی از اجساد این گونه به چنین مکانهای دور از دسترسی راه یافتهاند. برخی پژوهشگران معتقد بودند این وضعیت ممکن است نتیجه فرآیندهای طبیعی باشد، اما گروهی دیگر احتمال دخالت رفتاری را مطرح کردند.
در سالهای بعد، دیدگاه بحثبرانگیزی توسط لی برگر، استاد دانشگاه ویتواترسرند مطرح شد. برگر میگوید هومو نالدی ممکن است اجساد مردگان خود را عمداً به درون این غارها منتقل کرده باشد.
این فرضیه حتی فراتر رفت و پیشنهاد شد که این گونه شاید نوعی رفتار آیینی ابتدایی داشته است؛ از جمله قراردادن اجساد در حفرههای کمعمق یا استفاده از منابع نور برای حرکت در تاریکی. بااینحال، بسیاری از این تفسیرها از همان ابتدا با تردید جدی در جامعه علمی مواجه شدند و هنوز نیز اجماعی درباره آن وجود ندارد.
به گزارش نیوساینتیست، در مطالعه تازه، پژوهشگران با استفاده از روشهای پیشرفته زیستمولکولی موفق شدند پروتئینهای باقیمانده در مینای دندان فسیلها را استخراج و تحلیل کنند. این پروتئینها که بهطور غیرمستقیم از اطلاعات ژنتیکی منشأ میگیرند، امکان تعیین جنسیت افراد را فراهم میکنند. در انسانها، پروتئینی به نام آملوژنین میتواند نشانهای از کروموزوم X یا Y باشد؛ به این معنا که وجود تنها سیگنال X معمولاً به ماده بودن و وجود هر دو سیگنال به نر بودن اشاره دارد.
نتایج بهدستآمده بسیار غیرمنتظره بود. در میان ۲۳ نمونه شناختهشده، برای ۲۰ فرد امکان استخراج دادههای قابل اتکا وجود داشت و در هیچیک از آنها نشانهای از سیگنال مرتبط با کروموزوم Y دیده نشد. به بیان دیگر، تمام نمونههای قابل تحلیل بهطور قابل توجهی ماده به نظر میرسند. این نتیجه در ابتدا حتی برای خود پژوهشگران نیز باورنکردنی بود و باعث شد آزمایشها چندین بار تکرار شوند، اما نتایج در همه موارد یکسان باقی ماند.
یافتهها پرسشهای مهمی را درباره جمعیت واقعی هومو نالدی مطرح کرده است. یکی از احتمالها این است که فرآیندهای شیمیایی در طول صدها هزار سال باعث تخریب انتخابی برخی پروتئینها شده باشد، اما شواهد پیشین نشان میدهد این نوع پروتئینها میتوانند در شرایط مناسب برای مدت بسیار طولانی حفظ شوند.
احتمال دیگر، وجود ویژگی ژنتیکی نادر در جمعیت هومو نالدی است که موجب حذف یا عدم بیان ژن مرتبط با کروموزوم Y شده باشد، اما چنین پدیدهای در انسانهای امروزی بسیار نادر است و نمیتواند الگوی دیدهشده را بهراحتی توضیح دهد.
برخی پژوهشگران این احتمال را مطرح کردهاند که شاید آنچه در غار یافت شده، بازتاب یک انتخاب رفتاری باشد نه نمونهای تصادفی از کل جمعیت؛ بدین معنا که ممکن است اجساد زنان بهطور عمدی به این مکان منتقل شده یا این بخش از غار تنها محل استفاده یک زیرگروه خاص از جامعه هومو نالدی بوده باشد.
درمقابل، گروهی دیگر معتقدند که فسیلها ممکن است حاصل شرایط زیستمحیطی یا محدودیتهای حرکتی باشند. برای مثال شاید دسترسی به بخشهای عمیق غار برای افراد بزرگتر دشوارتر بوده و همین امر باعث شده الگوی جنسیتی نامتعادلی شکل بگیرد.
برخی پژوهشگران این احتمال را مطرح کردهاند که شاید آنچه در غار یافت شده، بازتاب یک انتخاب رفتاری باشد نه نمونهای تصادفی از کل جمعیت
با وجود تفسیرهای مختلف، یک نکته همچنان محل بحث باقی مانده است: حتی در میان نمونههای نابالغ نیز چنین الگوی غالبی دیده میشود و این موضوع توضیحات صرفاً جمعیتی را پیچیدهتر میکند. به همین دلیل، برخی پژوهشگران تأکید دارند که هنوز نمیتوان با قطعیت درباره ماهیت این مجموعه فسیلی نتیجهگیری کرد و باید احتمالهای مختلف، از خطاهای روششناختی گرفته تا رفتارهای اجتماعی ناشناخته، همچنان بررسی شوند.
درنهایت، مطالعه بیش از آنکه پاسخ روشنی ارائه دهد، مجموعهای از پرسشهای تازه درباره یکی از مرموزترین انسانتباران شناختهشده ایجاد کرده است؛ پرسشهایی درباره ساختار اجتماعی، رفتار با مردگان و حتی تفاوتهای احتمالی میان نرها و مادههای این گونه که هنوز هیچ تصویر روشنی از آن در دست نیست.
پژوهش در ژورنال Cell منتشر شده است.