به گزارش ورزش سه، بعضی دردها آدم را نمیکشند اما تا چند دقیقه فقط دوست داری بنشینی و به هیچ چیز فکر نکنی. مثل همان لحظهای که انگشت کوچک پا با تمام قدرت به گوشه میز برخورد میکند. استخوانی نمیشکند، اتفاق مرگباری هم نیفتاده اما مغز برای چند ثانیه از کار میافتد. فقط درد است که در تمام بدن میدود.
گل مردود شجاع خلیلزاده هم چیزی شبیه همین بود؛ نه فقط برای خودش، برای میلیونها ایرانی.
همه چیز فقط چند سانتیمتر فاصله داشت. چند سانتیمتر میان یک آفساید و جاودانگی. میان یک مدافع باتجربه و مردی که قرار بود مهمترین گل تاریخ فوتبال ایران در جام جهانی را به نام خود ثبت کند.
این گل، فقط یک گل نبود. بلیت صعود ایران به مرحله حذفی جام جهانی بود. گلی که میتوانست بالاتر از گل حمید استیلی به آمریکا، بالاتر از ضربه خداداد عزیزی به استرالیا و حتی مهمتر از هر لحظه دیگری در تاریخ شصتساله حضور ایران در جام جهانی قرار بگیرد.
ما اما آن لحظه را زندگی کردیم.
در شلوغی عجیب اینترنت، زمانی که میلیونها نفر برای وصل شدن به پخش آنلاین تقلا میکردند، ناگهان صدای شادی از طبقه پایین یک مؤسسه آموزشی بلند شد. کسی نمیدانست چه اتفاقی افتاده است. ایران گل زده؟ مصر؟ چند ثانیه بعد تصویر بالا آمد: شجاع خلیلزاده با پیراهنی که از تن بیرون آورده بود، در حال دویدن. ایران ۲، مصر ۱.

چه انتخاب عجیبی برای قهرمان شدن.
بازیکنی که شاید یکی از جنجالیترین چهرههای فوتبال ایران باشد. همان کسی که هزاران بار زیر پستهای اینستاگرامیاش موافق و مخالف برایش نوشتهاند، همان لحظه کاری کرد که حتی مخالفانش هم از جا بپرند. آن چند ثانیه، دیگر کسی به پرسپولیس و تراکتور و استقلال فکر نمیکرد. هیچکس به مصاحبههای شجاع یا جنجالهایش کاری نداشت. همه فقط یک چیز میدیدند؛ ایران در آستانه تاریخیترین صعودش ایستاده است.
شجاع هم احتمالا همان چند ثانیه را زندگی کرده است.
شاید در ذهنش همه چیز تمام شده بود. شاید جملههای بعد از بازی را آماده کرده بود. شاید میخواست از سختی راه بگوید یا پاسخی به منتقدانش بدهد. شاید هم فقط میخواست سکوت کند و از قهرمان شدن لذت ببرد.
اما بعد، VAR رسید.چند سانتیمتر.همین.
آفساید اعلام شد و همه چیز در چند ثانیه فرو ریخت. نه فقط شادی ورزشگاه، بلکه رویایی که شاید تا آخر عمر از ذهن شجاع پاک نشود.
درد چنین لحظهای شبیه هنوز در تن این مدافع مستحکم تیم ملی است که شادی مفصلش، عینک زدن و به هم ریختن نیمکت تیم و کل ورزشگاه در یکی دو دقیقه، به سرعت برق و باد از مقابل چشمش گذشت و تمام شد. او حالا ناخودآگاه همان چند سانتیمتر را مرور خواهد کرد؛ اگر یک قدم عقبتر ایستاده بود، اگر پایش چند سانتیمتر عقبتر بود، اگر...

این افسوس شاید هرگز از بین نرود.
با این حال، حتی گل مردود هم گاهی در حافظه یک ملت زنده میماند. همانطور که شادی گل سعید عزتاللهی برابر اسپانیا هنوز از ذهن فوتبالدوستان ایرانی پاک نشده است. شادیهایی که تاریخ، چند ثانیه بعد پس گرفت اما خاطرهشان را نه.
شجاع خلیلزاده قهرمان تاریخ فوتبال ایران نشد. نه به خاطر یک اشتباه، نه به خاطر یک نمایش ضعیف، بلکه فقط به دلیل خروج دروازهبان مصر از گل و تبدیل شدن مدافع آخر مصر (کسی که آفساید را پر میکرد) به دروازهبان. قانون کمیابی که درهمجوشیاش با آن آفساید مویی بزرگترین لحظه زندگی طولانی حرفهای شجاع را ربود.
تو گل پیروزی را زده بودی، هزاران نفر را به آسمان فرستاده بودی، شادی گلات را کرده بودی. تو انتقامت را گرفته بودی. تو شجاع خلیلزاده، مورد دستبرد قرارگرفتهترین فوتبالیست ملی ما یک لحظه همه میخواستیم جای تو باشیم اما بعد از تصمیم داور، نه. تحملش کار ما نیست!