به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «سقای آب و ادب» نوشته سیدمهدی شجاعی، با انتشار چاپ سیام از سوی نشر نیستان، بار دیگر در دسترس علاقهمندان به ادبیات عاشورایی قرار گرفت. این اثر پیش از این در مجموع ۳۰ نوبت چاپ، بیش از ۱۲۴ هزار نسخه منتشر شده است.
«سقای آب و ادب» روایتی داستانی از زندگی حضرت عباس بن علی(ع) است که نویسنده در آن، با ساختاری غیرخطی و رفتوبرگشتهای زمانی، ابعاد مختلف شخصیت علمدار کربلا را روایت میکند. کتاب در ۱۰ فصل تنظیم شده و هر فصل از زاویهای متفاوت، بخشی از ویژگیهای اخلاقی، جایگاه خانوادگی و نقش حضرت عباس(ع) در واقعه عاشورا را به تصویر میکشد.
فصلهای این کتاب با عنوانهایی برگرفته از شخصیتهای تأثیرگذار زندگی حضرت عباس(ع)، از جمله حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امالبنین(س)، امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) و حضرت سکینه(س) نامگذاری شدهاند. سه فصل دیگر نیز با عنوانهای «عباس مواسات»، «عباس ادب» و «عباس فرشتگان» به موضوعاتی چون وفاداری، ایثار و جایگاه معنوی ایشان اختصاص دارد.
سیدمهدی شجاعی درباره شیوه نگارش این اثر تأکید کرده است که روایت کتاب بر پایه منابع تاریخی و مستند شکل گرفته، اما در بخشهایی نیز از ظرفیتهای ادبی و تخیل هنری برای پرداخت داستانی و فضاسازی بهره برده است؛ بخشهایی که با هدف تقویت جنبههای روایی اثر و بیان ارادت نویسنده به شخصیت حضرت عباس(ع) نوشته شدهاند.
در بخشی از این کتاب، نویسنده با توصیف لحظات پیش از حرکت حضرت عباس(ع) به سوی شریعه فرات، صبر، اطاعت و خویشتنداری او را در برابر درخواست برای حضور در میدان نبرد به تصویر میکشد و این ویژگیها را از برجستهترین ابعاد شخصیت علمدار کربلا معرفی میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
همین یک مشک آب، تمام حیثیت دشمن را لگدمال کرده است. دشمن گمان میکند که جبهه حسین اکنون بسان محتضری است که با نوشیدن آب، حیات تازه میگیرد، از جا برمیخیزد و دمار از روزگارشان درمیآورد. به همین دلیل، همه لشگر خود را حلقه حلقه دور شریعه متمرکز کرده است. امّا ظاهر نخلستان، آرام و پیش روی عباس، خالی است.
ساعاتی پیش از این، وقتی عمده اصحاب حسین، به میدان رفته و به شهادت رسیدهاند، عباس به محضر حسین رسیده است، سر فرو افکنده است و اجازه میدان گرفته است: «دلم گرفته است آقا! سینهام تنگ شده است. قلبم دارد از شدت درد میترکد. همینطور ایستادهام و شهادت یارانمان را یک به یک تماشا میکنم. رخصت فرمایید لااقل به قدر گرفتن انتقام عزیزانمان از دشمن، بجنگم.»
از این تمنّای شهامتبنیان و تضرّع شجاعتنهان، اشک در چشمان حسین، حلقه زده است و بغض بر گلوی حسین، چنگ انداخته است.
حسین میداند که دشوارترین کار برای عباس، نجنگیدن است. بزرگترین شجاعت و مقاومت عباس، شهادت یاران را دیدن، دندان بر جگر فشردن و از جا نجنبیدن است.
حسین میداند که بزرگترین شهامت عباس، دست بر قبضه شمشیر فشردن و شمشیر را در غلاف نگه داشتن است.
حسین به روشنی میفهمد که برترین ظرفیت عباس، سکوت و تبعیت در اوج قدرت و توانمندی است، صبر و شکیبایی در نهایت اقتدار و کظم و خویشتنداری در عین صولت و شجاعت.
عباس اینک کوه آتشفشان خاموشی است که اگر اراده کند گدازههای خشمش تمام جبهه دشمن را میسوزاند و خاکستر میکند. و آنچه این آتشفشان را مهار کرده است، فقط ادب و اطاعت عباس است.
چاپ سیام «سقای آب و ادب» توسط نشر نیستان منتشر شده و در بازار کتاب در دسترس مخاطبان قرار دارد.












