برترینها: محمد خاکپور در یادداشتی، واکنشهای متفاوت به حذف تیم ملی از جام جهانی را صرفاً یک اتفاق فوتبالی ندانست و نوشت فاصله میان مردم و تیم ملی، بیش از هر چیز به کاهش سرمایه اجتماعی و احساس بیاعتمادی بازمیگردد.

فوتبال فقط یک بازی نیست؛ یک پدیده اجتماعی است. شاید به همین دلیل است که مردم هیچوقت فقط نتیجه یک مسابقه را قضاوت نمیکنند، بلکه رابطهای را که میان یک تیم و جامعه شکل گرفته است نیز میسنجند.
این روزها، پس از حذف تیم فوتبال از جام جهانی، واکنشهای متفاوتی دیده میشود. در کنار ناراحتی عده ای از هواداران، بسیاری از مردم نیز از این نتیجه ابراز خوشحالی کردهاند. این اتفاق، پیش از آنکه یک مسئله فوتبالی باشد، یک پیام اجتماعی است؛ پیامی که نمیتوان آن را با تحلیل فنی، تاکتیک یا آمار مسابقات توضیح داد.
فوتبال زمانی زیباست که مردم احساس کنند تیم، بازتابی از خودشان است؛ شادیاش شادی آنهاست و رنجش رنج آنها. اما هرگاه این پیوند عاطفی سست شود، پیراهن دیگر بهتنهایی نمیتواند احساس تعلق ایجاد کند. اعتماد، مهمترین سرمایه یک تیم ملی است؛ سرمایهای که نه با بودجه ساخته میشود و نه با تبلیغات، بلکه با همدلی، صداقت و احساس همراهی با مردم شکل میگیرد.
در جامعهشناسی ورزش، تیم ملی تنها نماینده یک گروه ورزشی نیست؛ نمادی از یک ملت است. وقتی بخشی از جامعه احساس کند این نماد دیگر نماینده احساسات، دردها یا امیدهای او نیست، فاصلهای ایجاد میشود که نتیجهاش را نمیتوان فقط در جدول مسابقات دید؛ بلکه در واکنشهای مردم میتوان مشاهده کرد.
مردم ممکن است از یک شکست فوتبالی خوشحال نباشند؛ اما گاهی از فروریختن تصویری خوشحال میشوند که دیگر آن را واقعی نمیدانند. مردم میان «نمایش» و «واقعیت» تفاوت قائلاند. آنها شاید اشتباهات فنی را ببخشند، اما احساس دوری و بیاعتمادی را بهسادگی فراموش نمیکنند.
شاید مهمترین درس این جام جهانی، نه درباره فوتبال، بلکه درباره جامعه باشد: هیچ تیم ملی بدون سرمایه اجتماعی، واقعاً ملی نخواهد بود. پیراهن تیم ملی زمانی معنا پیدا میکند که مردم احساس کنند احترام، همدلی و مسئولیتپذیری نیز همراه آن پوشیده شده است.
فوتبال در نهایت با گل و امتیاز زنده نمیماند؛ با قلب مردم زنده میماند. و قلب مردم را نمیتوان با نمایش به دست آورد؛ فقط با صداقت میتوان حفظ کرد.
