به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: در نگاه نخست، همه چیز رسمی و شیک بود، پرچمها در پسزمینه، دستدادنها در برابر دوربینها و لبخندهای دیپلماتیک اما پشت این نمایش، حقیقتی تلخ دفن شد و بخشی از خاک اوکراین که روزی بهعنوان «خط قرمز» معرفی میشد، حالا به آرامی و بیسروصدا به خاک سپرده شد! میز مذاکره، گورستانی بود که بر آن، سرزمینها دفن شدند و هیچکس در این مراسم، سخن از پیروزی نگفت. هیچ شعاری برای بازگرداندن آنچه از دست رفته، سر داده نشد. رهبران اروپایی شبیه احمقها و ذلیلهایی بودند که بهاجبار در تشییع حاضرند، گویی آمده بودند تا نه آیندهای نو، که خاکی تازه بر گور یک کشور بریزند!
نگاههایشان نه نشانی از امید داشت و نه حتی از خشم، تنها سکوتی که در مراسمهای وداع به چشم میخورد. آنچه بر دوش رهبران قرار داشت، تابوتی از خاک و خون بود. تابوتی که بهظاهر، کسی جرئت نکرد از آن سخن بگوید، اما همه میدانستند درونش چیست. سرزمینهایی که به امید «امنیت تضمینی» وعده داده شده بودند، اما حالا بهعنوان بهای معامله، در سکوت رها شدهاند. اوکراین در این آیین، نه کشوری زنده، بلکه پیکری نیمهجان بود که با رسمهای دیپلماتیک دفن شد! واژههایی چون «تضمین امنیتی»، «راهحل سیاسی» و «گامهای مثبت» چیزی جز فاتحههای شیکشدهای نبودند که بر سر «مزار اوکراین»! خوانده شد. هر جمله، همچون دعایی کوتاه بود اما دعایی که نه برای زنده شدن، بلکه برای آرام گرفتن در خاک تکرار میشد. دیپلماسی در این نشست، لباس روحانی مراسم تدفین را پوشید.
ترامپ در این مراسم، نه بهعنوان ناجی بلکه بهعنوان مجری آیین تدفین ظاهر شد. او با سخنانش عملاً بر تابوت اوکراین خاک ریخت! وقتی آنها را گفت، یعنی نیازی به تلاش برای زنده ماندن هم دیده نمیشود. نقش آمریکا در این میان، چیزی بیش از یک همراه خاموش نبود، آمریکا خود را صاحب مجلس نشان داد، اما در واقع صاحب قبرستان بود! جایی که تصمیم گرفت بر پیکر نیمهجان اوکراین سنگی تازه بگذارد. این بار نه با توپ و تانک، که با امضا و لبخند. رهبران اروپایی، وقتی از «آیندهای روشن» سخن گفتند، در حقیقت سنگ قبر را بر خاک نهاده بودند. این سنگ قبر همان وعدههای رسمی بود. وعدههایی که بهظاهر محکماند، اما در عمل تنها نشانه پایاناند.
نقشه اوکراین، در این نشست به تابلوی یادبود تبدیل شد، تابلویی که نشان میدهد در این خاک، روزی کشوری با مرزهای کامل زیسته است. این مراسم، پایان یک رویا بود، رویای حفظ تمامیّت ارضی، رویای تکیه بر غرب، رویای حمایت بیقیدوشرط. همه اینها در برابر چشم دوربینها دفن شد و عجیب آنکه رسانهها، در پوشش خود، مانند آگهیهای ترحیم عمل کردند. کوتاه، خشک، بیروح و تنها با تأکید بر اینکه «مراسم «خاک»سپاری بهخوبی برگزار شد»!








