در تمام سالهایی که فوتبال دوستان خواهان حضور مربیان خارجی و مسلح به علم روز فوتبال در راس تیم ملی و تیمهای بزرگ باشگاهی بودند، مربیان وطنی برای از دست ندادن جایگاه و اقتدار خود با این روند مخالف و همواره ادعا داشتند ما هیچ چیز از خارجیها کم نداریم. هر مربی خارجی که به تیم ملی یا استقلال و پرسپولیس آمد، توسط این طیف از منتقدان زده شد.
در راس مربیان داخلی در این دو دهه، امیر قلعه نویی حضور داشته که دوست و دشمن، او را بزرگ مربیان فوتبال ایران میدانند و از او حرف شنوی دارند. قلعه نویی در لیگ و فدراسیون، بزرگتر و راهنما و مشاور برای تیمها، مدیران و مربیان است. پس کاملا طبیعی است که او لیدر منتقدان و مخالفان مربی خارجی در فوتبال ایران بدانیم.
وقتی امیر قلعه نویی جانشین کارلوس کیروش شد، مثل نوبت اول حضورش در تیم ملی لشکری از همراه با خود آورد. اما مغز متفکر او کسی بود که در فوتبال ایران کسی نامش را نشنیده بود. این دستیار اول و اصلی امیر قلعه نویی خیلی زود در مصاحبههای تلویزیونی با به کار بردن اصطلاحات فوتبال روز برای خود جایگاهی دست و پا کرد.
البته سعید الهویی با این اصطلاحات و ادعاها منتقدان دانه درشتی هم پیدا کرد، در راس آنها خداداد عزیزی که در آخرین نمونه، وقتی الهویی از مکزیک روی خط یک برنامه ویژه جام جهانی آمد و از داشتن پلن a، b، c تا f و g برای تیم ملی حرف زد، واکنش خداداد و حرفهای او حسابی وایرال شد!
در همین ارتباط: خداداد از صحبتهای مربی تیم ملی شاخ درآورد!/ عزیزی جلوی خودش را گرفت و منفجر نشد +عکس
حالا که کار تیم ملی در جام جهانی به پایان رسیده وقت مرور ادعاهای امیر قلعه نویی و دستیارانش است. آنهایی که یک عمر مدعی بودند ما به علم روز به اندازه مربیان خارجی مسلط هستیم و برای تک تک لحظات هر بازی و تمام بازیهای تورنمنت برنامه داریم. آنها که طرفدارانشان ناکامی تیم و نرفتن به مرحله بعدی را به پای بدشانسی یا حتی نیروهای ماورایی میاندازند و ابایی ندارند که دیگران را به هرچیزی -حتی تبانی- متهم کنند.
اما ببینید در عمل، هیچ کدام از وعدههای قلعه نویی و الهویی اجرایی نشد. از قول صعود -آن هم برای دو سه مرحله- تا جوانگرایی و داشتن پلنهای مختلف برای لحظات بازی، ما حتی مشکل سه ساله ضعف دفاعی را هم نتوانستیم حل کنیم! برابر نیوزلند از تنها مهره موثر حریف غافل ماندیم و برابر بلژیک ۱۰ نفره، فقط خوشحال بودیم که با درخشش بیرو نباختیم! مقابل مصر هم، همه چیز به احساسات بازیکنان در دقایق پایانی و وقت های تلف شده ختم شد.
اما با موشکافی دقیقتر، ریشههای مشکلات بزرگتری نمایان میشود. روزی که امیر قلعه نویی با یک بیانیهای احساسی لیست ۳۰ نفره را برای بردن به جام جهانی معرفی و ادعا کرد شبها تا صبح خوابش نبرده تا مبادا حقی ناحق شود، شهریار مغانلو هیچ جایی در این فهرست نداشت. قلعه نوعی تیم را به ترکیه برد و از آنجا دستور احضار شهریار را از امارات داد!
کسانی که در بازی با مالی شانس حضور در تیم کنار زمین را داشتند، از ناراحتی آشکار علیپور و حسینزاده صحبت میکردند. آنها که در تمام ماههای اخیر در برنامههای قلعه نویی جایگاهی ثابت داشتند اما ناگهان دو روز قبل از پرواز تیم، شهریار دعوت شد و در آن بازی فیکس به عنوان زوج طارمی به میدان رفت!
در جام جهانی دیدیم شهریار مغانلو هر سه بازی به میدان رفت، در حالی که به علیپور فقط یک بازی و با حسینزاده دو بازی به عنوان جانشین فرصت داده شد. سوال اینجاست که پس آن همه برنامهریزی و تمرین که حاصلش انتخاب گلزنان پرسپولیس و تراکتور برای تکمیل کار طارمی در نوک حمله بود، چه شد و کجا رفت؟
و از آن مهمتر، شهریار که در اردوهای سالهای پیشین حضور داشت، اگر خوب بود چرا در فهرست ۳۰ نفره نبود و اگر بد، چطور به عنوان ناجی دعوت و ناگهان به ترکیب اضافه شد!؟ از انتخاب دنیس درگاهی و آن همه زحمت و تلاش برای تغییر نام او و صدور پاسپورت ایرانی، فقط به این دلیل که بتواند به تیم ملی کمک کند، حرف نزنیم بهتر است!
در یک بازی پشت درهای بسته او ۴۵ دقیقه به میدان آمده و صدای ناکارشناسان را هم درآورد، چه رسد به اینکاره ها و نمیتوان گفت تمام کسانی که گفتند او اصلاً در سطح تیم ملی نیست، مغرض و معاند یا دشمن بودند!
اگر این بازیکن -یا روزبه چشمی- مصدوم بودند و نمی توانستند بازی کنند، چرا ایشان را به جام جهانی بردید و جای جوانان را به انها دادید؟ جوانانی که میتوانستند حتی با تماشای این تورنومنت، تجربه گران کسب کرده و در جام ملتها به کمک تیم بیایند! اگر هم درگاهی سالم بود ولی در حد تیم ملی نبود که ترسیدید او را به میدان بفرستید، دیگر وا مصیبتا!!
اصلاً چه شد که این بازیکن ناگهان در آستانه جام جهانی به تیم ملی دعوت و حالا حضور در این تورنومنت را در کارنامه دارد؟ البته که میدانیم در اروپا حضور در جام جهانی چه تاثیری روی قیمت قرارداد بازیکنان میگذارد! یا روزبه چشمی که سخنگوی فدراسیون رسماً در تهران اعلام کرد جام جهانی را از دست داده و شهریار مغانلو جایگزین او در لیست شد، اما در کمال تعجب به جام جهانی رفت و هر سه بازی روی نیمکت نشست! روزبه که مثل رامین و حاج صفی در پروژه جوانگرایی ژنرال حذف شده بود!
در کل میتوان گفت اعلام قلعه نوعی و الهویی که تیم ملی کلی برنامه دارد، بزرگترین جوک قرن بود! چرا که در عمل آنها روی کسانی ۳ سال کار کرده و حساب میکردند که اصلاً در سه بازی تیم ملی در جام جهانی یا نبودند، یا کاری نکردند! و در عوض آن کسی که اصلاً دعوت نشده و کسی روی او حساب نمیکرد، شب پرواز به اردوی تیم ملی ملحق و در هر سه بازی جام جهانی به میدان رفت!
نام این اتفاق را هرچه بگذاریم، مسئولان این تصمیمات که همان اعضای کادر فنی تیم ملی و شخص قلعه نویی و الهویی باشند، حق ندارند از داشتن برنامه حرف بزنند چرا که در عمل ثابت کردهاند کاملاً دل به قضا و قدر سپرده و با سبک هرچه پیش آید خوش آید، مربیگری کردهاند!
بیشتر بخوانید: قلعهنویی همه یک میلیون دلار پاداشش را قبل از جام گرفت/ حمایت عجیب از یک کادر فنی ناکام!











