به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، روز گذشته بخش نخست گفتوگوی تفصیلی «نورالدین آهی» مشاور رئیسجمهور در امور احزاب و تشکلها دیدگاههای خود پیرامون شرایط این روزهای ایران را بیان کرد و از مسیرهای پیشروی دولت وفاق و تلاشهای صورتگرفته برای تحقق بهترینهای برای ایران سربلند گفت. امروز سهشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ بخش دوم (و پایانی) این گفتوگو منتشر میشود که در ادامه میخوانید.
برخی افراد برداشتهای دیگری از پیام رهبر معظم انقلاب داشتند و تلاش کردند این دوقطبی را تشدید کنند. به نظر شما در چنین شرایطی، افرادی که تریبون در اختیار دارند، از جمله صداوسیما که شما نیز به آن اشاره کردید، چه وظیفهای دارند؟ چه اقداماتی باید انجام شود تا از انسجام داخلی و روند مذاکرات حمایت شود؟
منطق و اندیشه ما اگر از موشکهایمان بُرندهتر نباشد، دستکم همسنگ است
آهی: من در حوزه احزاب، تشکلها و سرمایه اجتماعی فعالیت میکنم و با بسیاری از احزاب، چه اصولگرا و چه اصلاحطلب، همچنین تشکلهای اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی، ورزشی و سایر گروههای سیاسی و مدنی، از جمله اصولگرایان، اصلاحطلبان، اعتدالگرایان، مستقلها و حتی کسانی که اساساً با ما همسو نیستند، ارتباط و گفتوگو داشتهام. در تمام این گفتوگوها، با قاطعیت میتوانم بگویم که از هیچکس نشنیدم که بگوید نباید مذاکره کنیم یا اینکه نمیتوانیم در مذاکرات از حقوق خود دفاع کنیم. برعکس، بسیاری از آنها معتقد بودند که منطق، قلم و اندیشه ما، اگر در بسیاری از موارد از موشکهای ما برندهتر نباشد، دستکم همسنگ آن است. ما هم به اقتدار نظامی نیاز داریم و هم به دیپلماسی و گفتوگو.
تاریخ نیز نشان داده است که با گفتوگو میتوان در بسیاری از عرصهها به موفقیت رسید.در پیام رهبر معظم انقلاب به صراحت تاکید شده که رئیسجمهور را قبول دارند، به عهد و تعهد او اعتماد دارند و باور دارند که پزشکیان برای ایران گام برمیدارد آنچه به صراحت در پیام رهبر معظم انقلاب آمده، این است که رئیسجمهور را قبول دارند، به عهد و تعهد ایشان اعتماد دارند و باور دارند که دکتر پزشکیان برای ایران گام برمیدارد. بنابراین باید این فضا را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم در این مقطع، اختلافها و شکافها افزایش پیدا کند؛ زیرا تنها در این صورت است که میتوانیم قدرت چانهزنی و قدرت مانور خود را در مذاکرات افزایش دهیم.
مردم و رهبری در کنار ما هستند و وقتی مردم و رهبری در کنار هم قرار دارند، میتوان موفق شد. تمام مسئولان امنیتی، لشکری و کشوری در این مسیر همراه شدهاند و یک وفاق حقیقی و همگرایی واقعی شکل گرفته است. کسانی که مخالف هستند نیز باید از این وضعیت درس بگیرند. من نمیگویم نقد نکنند؛ اتفاقاً نقد کنند، اما توهین نکنند.
اکثر جریانهای سیاسی، مسیر مذاکرات را صحیح میدانند
با نمایندگان یکی از احزاب گفتوگو میکردم. نکته جالبی مطرح کردند. میگفتند مخالفان مذاکرات هر هفته تجمع برگزار میکنند و شعار میدهند؛ آیا ممکن است به ما نیز مجوز بدهید تا به عنوان موافقان مذاکرات تجمعی برگزار کنیم؟ واقعاً خوب است که تیم مذاکرهکننده بداند چه میزان حمایت مردمی پشت سر خود دارد. جمع کثیری از اصولگرایان، اصلاحطلبان، مستقلها و حتی افرادی با گرایشهای ملی، مذهبی و سایر گرایشها، معتقدند مسئولان در مذاکرات مسیر صحیح و تأثیرگذاری را دنبال میکنند و باور دارند اگر همین مسیر ادامه پیدا کند و حمایت حداکثری از تیم مذاکرهکننده صورت گیرد، موفق خواهیم شد.
تفاهمنامه ایران-آمریکا پایان مسیر نیست؛ آغاز یک فرآیند پیچیده است
اگر به ترکیب تیم مذاکرهکننده نیز نگاه کنید؛ افراد با گرایشهای فکری گوناگون در آن حضور دارند. این همان حمایت نهادی است. معتقدم که با حضور دکتر قالیباف، دکتر عراقچی و دکتر همتی، میتوانیم به نتیجه برسیم و حتماً نیز به نتیجه خواهیم رسید. البته باید توجه داشت که این تفاهمنامه پایان مسیر نیست، بلکه آغاز یک فرآیند پیچیده است؛ فرآیندی که آغاز شده تا بتوانیم مطالبات حداکثری خود را تأمین کنیم.
اگر میخواهیم در راستای منافع ملی ایران به مطالبات حداکثری دست پیدا کنیم، باید تنشهای داخلی کاهش یابد و حمایت حداکثری از تیم مذاکرهکننده ادامه پیدا کند؛ حمایتی که خوشبختانه اکنون نیز وجود دارد. البته همواره عدهای اقلیت وجود دارند که مخالفت خواهند کرد و هر اندازه هم برای آنها توضیح داده شود، باز هم مخالفت خود را ادامه خواهند داد، ما آنها را میشنویم و میبینیم اما گامهای خود را در راستای تامین منافع ملی استوار برخواهیم داشت.
در خصوص تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، بسیاری از کارشناسان معتقدند که کفه ترازوی تعهدات آمریکا نسبت به ایران سنگینتر است؛ به این معنا که آمریکاییها باید تعهدات بیشتری را اجرا کنند. همین موضوع موجب شده است برخی احساس نگرانی کنند و بگویند شاید آمریکاییها در اجرای این تعهدات جدی نباشند. نظر شما چیست؟
قدرت ایران فقط موشکی نیست/ دشمن مقهور قدرت تفکر و اندیشه ایرانی شد
آهی: دشمن از مواجهه با قدرت ما شگفتزده شد و فهمید که جمهوری اسلامی از پشتوانه مردمی عظیمی برخوردار است؛ همچنین فهمید که مردم ایران چه تمدن بزرگی دارند. واقعیت این است که مردم ایران تمدنساز هستند و منشأ بسیاری از تمدنهای جهان، ایران بوده است. کافی است به نخبگان ایرانی در کشورهای مختلف، از جمله آمریکا، نگاه کنید؛ ببینید چه نقش بزرگی در شکلگیری و توسعه تمدن آن کشور ایفا کردهاند.
ملت ایران، ملت با عظمتی است، با چنین مردمی نمیتوان صرفاً با موشک و جنگ و ایجاد فشار برخورد کرد؛ به همین دلیل نیز طرف مقابل ناچار شد پای میز مذاکره بنشیند. البته ما نیز اهل جنگ نبودیم و نیستیم؛ ما اهل گفتوگو، مدارا و پذیرش تکثر هستیم. سیدمحمد خاتمی گفتوگوی تمدنها را مطرح کردند. آن روز شاید برخی این موضوع را صرفاً یک شعار میدانستند، اما امروز همان اندیشه به یکی از مؤلفههای قدرت ما تبدیل شده است. قدرت ایران تنها قدرت موشکی نیست؛ قدرت اندیشه، تفکر و منطق ما نیز بخش مهمی از قدرت ملی ماست و نباید آن را نادیده گرفت. به اعتقاد من، همین قدرت فکر، قدرت اصلی مردم بزرگ ایران است.
اکنون باید چه کنیم؟ باید بپذیریم که این مردم ایران بودند که در برابر آمریکا ایستادند. اگر میخواهیم کشور را بسازیم و آن جهاد اکبر را محقق کنیم، هیچیک از ما به تنهایی قادر به این کار نیستیم. دولت و حاکمیت نیز به تنهایی قادر به این کار نیست. ما باید از همه مردم ایران، از همه سلایق، همه اقوام و همه گرایشهای سیاسی استفاده کنیم. باید فرصت حضور و نقشآفرینی را برای همه جریانهای سیاسی فراهم کنیم و امکان بروز و ظهور را به مردم ایران بدهیم تا در تصمیمگیریها و تصمیمسازیها نقش داشته باشند.باید از ظرفیت همه سلایق، اقوام و گرایشهای سیاسی استفاده کنیم و فرصت حضور و نقشآفرینی را برای همه مردم ایران فراهم کنیم
مردم نباید احساس کنند که نقش تزئینی دارند و فقط در زمان انتخابات یا در برخی مقاطع خاص به آنان رجوع میشود؛ بلکه باید احساس کنند که در فرآیند تصمیمگیری و تصمیمسازی کشور نقش واقعی دارندمردم نباید احساس کنند که نقش تزئینی دارند و فقط در زمان انتخابات یا در برخی مقاطع خاص حضور دارند؛ بلکه باید احساس کنند که در فرآیند تصمیمگیری و تصمیمسازی کشور نقش واقعی دارند. آن زمان است که قدرت ملی ما چندین برابر خواهد شد. ما به یک پوستاندازی مدیریتی در کشور نیاز داریم. باید در بسیاری از حوزهها به مردم رجوع کنیم و بازگشت به مردم داشته باشیم. اینها درسهایی است که خود مردم در مقاطع مختلف به ما دادهاند.اگر به مردم بازنگردیم، مردم مسیر خود را تغییر خواهند داد گاهی اوقات مقاومت و حضور مردم را به نام خود مصادره میکنیم در حالی که این مردم بودند که آن را رقم زدند. اگر به مردم بازنگردیم، مردم مسیر خود را تغییر خواهند داد. مردم نباید احساس کنند که نقش تزئینی دارند و فقط در زمان انتخابات یا در برخی مقاطع خاص حضور دارند؛ بلکه باید احساس کنند که در فرآیند تصمیمگیری و تصمیمسازی کشور نقش واقعی دارند بنابراین، علاوه بر رجوع به مردم، باید صدای همه را نیز بشنویم. زمانی که میگوییم «ایران برای همه ایرانیان است»، باید این شعار را در عمل اثبات کنیم؛ همانگونه که دکتر پزشکیان به آن اعتقاد دارد و در بسیاری از موارد نیز آن را در عمل نشان داده است.
ما ساختار قدرتمندی داریم، لازم است بار دیگر قانون اساسی را با دقت بخوانیم و از همه ظرفیتهای آن استفاده کنیم. قانون اساسی ظرفیتهای بسیار بزرگی دارد و در بسیاری از موارد، رجوع به مردم را پیشبینی کرده است. باید یاد بگیریم که در برخی موضوعات به سمت همهپرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم برویم. قانون اساسی متعلق به مردم است و مردم صاحبان اصلی آن هستند.
نباید اجازه دهیم یک شبکه خارجی برای ما روایتسازی کند. ما باید قدر همه مردم ایران را بدانیم. حتی اگر گروهی با ما همنظر نیستند، باید برای آنها فرصت ایجاد کنیم تا جذب شوند. در دولت چهاردهم، هدف ما جذب حداکثری مردم است. این تفاهمنامه و مسیری که آقای دکتر پزشکیان آغاز کردهاند، دقیقاً در راستای همین جذب حداکثری است.
افرادی که امروز شعار میدهند، توهین میکنند، تهدید میکنند یا فحاشی میکنند، در واقع اقلیت کوچکی هستند؛ اما به احترام مردم ایران و وطن ایران، باید از این نوع نگاه عبور کنند و به جریان سیاسی تبدیل شوند که بتواند با مردم گفتوگو کند.
اگر بخواهید مصداق بیاورید؛ در سطح سیاسی و اجتماعی به چه تغییراتی نیاز داریم؟ همواره گفته میشود باید به مردم بها داد و به آنها میدان داد. البته دولت چهاردهم در برخی حوزهها، مانند موضوع اینترنت، نشان داده که خواستههای مردم را در اولویت قرار داده است. به صورت مشخص، چه تغییراتی را ضروری میدانید؟
باید مردم را در حوزههای مختلف تصمیمگیری و تصمیمسازی مشارکت دهیم. تشکلهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی باید شریک دولت باشند و نظرات و تجربیات آنها استفاده کنیم. اگر میخواهیم مردم نقش واقعی در تصمیمگیری و تصمیمسازی داشته باشند، باید دولت را کوچکتر کنیم. دولت در بسیاری از حوزهها بیش از اندازه بزرگ شده است. باید بخش خصوصی، تشکلهای سیاسی و نهادهای مدنی را وارد میدان کنیم.
همچنین باید شرایطی فراهم شود که جریانهای مختلف سیاسی بتوانند به صورت واقعی در انتخابات حضور پیدا کنند. مردم بارها ثابت کردهاند که در همه شرایط کنار کشور ایستادهاند. بنابراین لازم است نگاهها و سلیقهها را بازتر کنیم تا اقشار بیشتری بتوانند در انتخابات شرکت کنند. برای مثال، ممکن است فردی در اتاق بازرگانی حضور داشته باشد که از دانش و تجربه اقتصادی بسیار بالایی برخوردار است، اما صرفاً به دلیل برخی نگاههای سلیقهای یا ظاهری، امکان حضور در عرصههای مدیریتی را پیدا نکند. این نگاه باید اصلاح شود.
آقای پزشکیان مثال جالبی میزدند. میگفتند وقتی برای یک تیم فوتبال مربی انتخاب میکنیم، نگاه نمیکنیم که او مسلمان است یا خیر، نماز میخواند یا نه، یا سبک زندگی او چگونه است؛ بلکه نگاه میکنیم که آیا در آن حوزه تخصص دارد یا خیر؟ اگر میخواهیم اقتصاد کشور موفق باشد، باید افراد متخصص را فارغ از گرایشهای فکری و سلیقهای به کار بگیریم. باید این فضا را باز کنیم تا افراد با تیپها، نگرشها و سبکهای مختلف زندگی بتوانند وارد عرصه تصمیمگیری شوند.
اصلاحطلب و اصولگرا باید زیر چتر منافع ملی و ایران حرکت کنند
نباید تصور کنیم که همه باید مانند ما فکر و عمل کنند. چنین چیزی امکانپذیر نیست. باید فرصت برابر برای همه مردم ایران، که به ایران و منافع ملی اعتقاد دارند، فراهم کنیم تا در عرصههای سیاسی و اجتماعی حضور داشته باشند. اگر برای افراد مانع ایجاد کنیم، آنها را متوقف کنیم یا صرفاً بر اساس سلیقه انتخاب کنیم که چه کسی باشد و چه کسی نباشد، موفق نخواهیم شد. موفقیت زمانی حاصل میشود که به مردم رجوع کنیم و هر کسی را که مردم انتخاب کردند، به انتخاب آنها احترام بگذاریم.
بسیاری از این نخبگان زمانی در داخل کشور حضور داشتند، اما چون مانند ما فکر نمیکردند، مانند ما رفتار نمیکردند یا حتی مانند ما لباس نمیپوشیدند، تحملشان نکردیم و به هر کدام برچسبی زدیم. در نتیجه، آنها کشور را ترک کردند. بعد هم تصور کردیم که این افراد در خارج از کشور حتماً علیه ایران فعالیت خواهند کرد؛ در حالی که بسیاری از همین کنشگران سیاسی و اجتماعی، با وجود اختلافنظر با ما، در بزنگاههای حساس برای ایران و منافع ملی ایران ایستادند، بیانیه دادند و حمایت کردند. بنابراین، در بسیاری از موارد مشکل از ما بوده است؛ زیرا نتوانستیم آنها را درک کنیم، برایشان فضا ایجاد کنیم و شرایط حضورشان را فراهم سازیم.
گشایش سیاسی یعنی دیگر نباید سیاست را از دریچه سلیقههای شخصی ببینیم.نباید تصور کنیم چون اصلاحطلب هستیم، فقط اصلاحطلبان باید حضور داشته باشند یا چون اصولگرا هستیم، فقط اصولگرایان باید تأیید شوند نباید تصور کنیم چون اصلاحطلب هستیم، فقط اصلاحطلبان باید حضور داشته باشند یا چون اصولگرا هستیم، فقط اصولگرایان باید تأیید شوند. تمام گرایشهای فکری باید زیر چتر منافع ملی و ایران قرار بگیرند. زمانی که چنین فضایی شکل بگیرد، گشایش سیاسی نیز محقق خواهد شد.
در این میان، احزاب و جریانهای سیاسی نقش اساسی دارند و باید مطالبهگری کنند. امروز زمان مطالبهگری است. اکنون که مردم ایران ایستادگی کردهاند، احزاب اصولگرا و اصلاحطلب نیز اگر واقعاً به دنبال ساختن کشور هستند، باید وارد یک رقابت واقعی شوند و فضایی ایجاد کنند تا حتی کسانی که ما را قبول ندارند نیز بتوانند در این عرصه حضور پیدا کنند و خود را به مردم عرضه کنند. ما باید به مردم اعتماد کنیم. هر زمان که مردم را باور داشته باشیم، جهاد اکبر، یعنی ساختن ایران، محقق خواهد شد.
دولت وفاق در ابتدای کار، چشماندازی را برای چهار سال فعالیت خود ترسیم کرده بود. امروز، با توجه به شرایط کشور، وضعیت موجود را تا چه اندازه با آن چشمانداز اولیه منطبق میدانید؟
دولت چهاردهم در حوزه مدیریت اجرایی عملکرد قابل قبولی داشته است
آهی: دولت چهاردهم با وقوع دو جنگ و حوادث و بحرانهای مختلف، کشور را اداره کرد. به اعتقاد من، همین اداره کشور در این شرایط، یک شاهکار بود. جنگ ۱۲ روزه، حوادث متعدد و شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی را پشت سر گذاشتیم، اما کشور اداره شد. طبیعی است که چشمانداز ما این بود که در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و سایر بخشها بسیار فراتر از این پیش برویم، اما شرایط اجازه تحقق کامل آن برنامهها را نداد.
با این وجود، در همین شرایط سخت، دولت توانست کشور را حفظ کند و از نظر مدیریتی و اجرایی عملکرد قابل قبولی داشته باشد. البته باید بپذیریم که مشکلاتی مانند گرانی، بیکاری و سایر مسائل اقتصادی وجود دارد. بخش قابل توجهی از این مشکلات نیز ناشی از آثار جنگ است. امروز بسیاری از پتروشیمیها، صنایع فولاد و زیرساختهای کشور آسیب دیدهاند. با این حال، اگر عملکرد مدیران، بهویژه در وزارت نفت را بررسی کنید، خواهید دید که چگونه با وجود حملات به مخازن سوخت و زیرساختهای انرژی، اجازه ندادند مردم با بحران جدی مواجه شوند.
شاید فروش نفت با مشکلاتی روبهرو شد، اما کشور همچنان اداره شد و این نشان میدهد که دولت چهاردهم در حوزه مدیریت اجرایی عملکرد قابل قبولی داشته است. دکتر پزشکیان از ابتدا دورنمایی را مطرح کرده بود. آن وعدهها، صرفاً شعار نبود؛ ما بر مبنای همان شعار حرکت کردیم. با مردم صادق بودیم، زیرا مسائل مردم را مسائل خودمان میدانستیم. مردم محرم هستند و نامحرم نیستند. ما از جنس مردم هستیم.
صداقت با مردم، یکی از اصولی بود که بر آن تأکید داشتیم. دکتر پزشکیان تلاش کرده است شفافیت را ایجاد کند و موضوع «اتاق شیشهای» را نیز در همین راستا دنبال کردیم. البته اتفاقات مختلفی رخ داده است، اما اگر بپرسید آیا به آن چشماندازی که در ابتدای دولت در نظر داشتیم، به طور کامل رسیدیم، پاسخ این است که خیر؛ شرایط اجازه نداد. با این حال، ما اعتقاد داریم اگر همین مسیری که در حال حرکت در آن هستیم با موفقیت ادامه پیدا کند، آیندهای بسیار درخشان برای ایران خواهیم داشت. این آینده متعلق به مردم ایران خواهد بود.












