به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: کاخ سفید، وزارت خارجه آمریکا و حتی هالیوود، با صدای بلند از «ارزشهای جهانی» میگویند و در عین حال، پشت درهای بسته، دقیقترین نقشههای حمله، تحریم، ترور و دخالت را طراحی میکنند. پشت این نقاب براق، چیزی نهفته است که باید آن را «پوپولیسم حقوق بشر آمریکایی» نامید. نمایشی سیاسی برای مشروعیتبخشی به اقدامات غیرقانونی، غیراخلاقی و کاملا نژادپرستانهای که هر روز در جهان قربانی میگیرند. حقوق بشر آمریکایی، مفهومی است دوگانه، گزینشی و کاملا ابزاری. آنچه آمریکا از حقوق بشر میگوید، نه حاصل باور عمیق به انسانگرایی، بلکه برآمده از نیاز تبلیغاتی برای حفظ برتری تمدنی و ژئوپلتیک در جهان معاصر است.
همانگونه که امام خمینی (ره) فرمودند: «حقوق بشر آمریکایی یعنی لگد زدن به بشریت زیر شعار دفاع از انسان». حقوق بشر در قاموس آمریکاییها یعنی بمباران بیمارستانهای افغانستان به اسم مبارزه با تروریسم، حمایت بیوقفه از اسرائیل در حالیکه کودکان غزه زیر آوار میمیرند، تحریم دارویی ایران و ونزوئلا با ادعای مجازات رژیمهای سرکوبگر، سکوت مطلق در برابر اعدام شیخ نمر یا سلاخی شیخ زکزاکی و حبس او در نیجریه، اشک تمساح برای دختر اوکراینی، اما بیتفاوتی به دختر یمنی، بحرینی، لبنانی یا افغانی. پوپولیسم یعنی استفاده ابزاری از درد مردم.
پوپولیسم، در سادهترین تعریف، یعنی بازی با احساسات مردم برای رسیدن به قدرت یا حفظ آن. آمریکا دقیقا از حقوق بشر به همین شیوه استفاده میکند. با ایجاد دوگانههای جعلی، انگشت گذاشتن بر زخمهای واقعی، بزرگنمایی دردهای مطلوب و سانسور مطلق جنایات همپیمانانش. حقوق بشر برای آمریکا، نه اصولی جهانشمول، بلکه چماقی برای دشمنان و نُقل و نباتی برای دوستان است. به عنوان مثال در عربستان، زنان اجازه رانندگی پیدا میکنند، آمریکا جشن حقوق بشر میگیرد، اما کسی نمیپرسد چرا فعالان زن هنوز در سلولهای انفرادیاند. در ایران، یک اغتشاشگر به جرم قتل محاکمه میشود، ناگهان تمام دموکراسی آمریکایی به جوش میآید!
در فلسطین، چندین هزار کودک شهید میشوند و واشنگتن فقط میگوید: اسرائیل حق دفاع از خود دارد! این یعنی پوپولیسم حقوق بشر. یعنی استفاده سیاسی از رنج و خون برای مهندسی افکار عمومی جهان. در عصر بحران مشروعیت نظام سرمایهداری، لیبرالها به شدت به یک ابزار برای فریب افکار جهانی نیاز دارند. چیزی که بتواند چهره زشت فقر، نژادپرستی، خشونت پلیس، دخالت نظامی و بردگی مدرن را با بزک رسانهای بپوشاند.
حقوق بشر، با دروغهایی چون آزادی، برابری، رسانه آزاد، انتخابات دموکراتیک و جامعه مدنی، تبدیل به همان ماسک نجات شد. کافی است نگاهی کنیم به وضعیت سیاهپوستان در آمریکا، گوانتانامو و ابوغریب، تجاوز نظامی به عراق و لیبی، فروش میلیاردی سلاح به عربستان برای کشتار مردم یمن، نقش مستقیم در ترور سردار شهید، حاج قاسم سلیمانی (رضواناللهتعالیعلیه) و... کافی است نگاهی کنیم به اینها تا بفهمیم که این حقوق بشر، نه انسانی است، نه بشری، بلکه یک پروژه ژئوپلتیکی است. اما پوپولیسم با امضای حقوق بشر آمریکایی، چگونه عمل میکند؟
۱. تولید هیجانهای رسانهای هدفمند: با تولید تصاویر دردناک، روایتهای سانتیمانتال و بازنشر کنترلشده اخبار، افکار عمومی جهانی را تحریک میکنند تا فشار بر دولت هدف افزایش یابد.
۲. تحریم بهعنوان ابزار اخلاقینمایی: میگویند: ما برای دفاع از حقوق مردم ایران، تحریم میکنیم! اما همین مردم، به خاطر آن تحریمها، دارو ندارند، غذا ندارند، آینده ندارند.
۳. دوگانهسازی مردم ـ حاکمیت: با ساخت دوقطبی دروغین میان مردم و حاکمیت، تلاش میکنند شورشسازی و فروپاشی اجتماعی را با نقاب حمایت از مردم انجام دهند.
۴. مقابله با مقاومت از مسیر مهربانی دروغین: وقتی نتوانند با جنگ مستقیم مقاومت را شکست دهند، سعی میکنند با ابزارهای حقوق بشری، چهره نیروهای مقاومت را تخریب کرده و مردم را علیهشان تحریک کنند.
در برابر این نمای دروغین، جمهوری اسلامی ایران باید مدل مستقلی از حقوق بشر اسلامی ـ ایرانی را تعریف، تبیین و ترویج کند. مدلی که انسان را خلیفه خدا بداند، نه ابزار اقتصاد و لذت. مدلی که با ظلم در هر نقطهای از جهان دشمن باشد، نه فقط آنجا که منافعش اقتضا میکند. مدلی که کرامت را نهتنها در رأیگیری، بلکه در عدالت، معیشت، آموزش و خانواده تأمین کند و... . تنها در این صورت است که میتوان پرده از این شعبده خطرناک حقوق بشر آمریکایی برداشت.
کوتاه سخن اینکه میان نجسهای سیاسی همچون بایدن، ترامپ، اوباما و دیگران تفاوتی نیست. فرقی نمیکند چه کسی در کاخ سفید باشد، چپ یا راست، دموکرات یا جمهوریخواه. حقوق بشر آمریکایی، پوپولیسمی ساختاری است، نه فردی. ساختاری که خون میریزد و اشک میریزد! میکُشد و نمایشنامه مینویسد! ما نباید فریب اشک تمساح بایدن یا سلفی حقوق بشری اوباما یا توئیت فریبکارانه ترامپ را بخوریم. آمریکا تا زمانیکه بویی از انسانیت نبرده، هیچ مشروعیتی در سخن گفتن از حقوق بشر ندارد.










