فرارو- تفاهم اولیه و اخیر میان تهران و واشنگتن که با امضای روسای جمهور دو کشور به نوعی یک «آتشبس سیاسی» تلقی میشود، امیدها را برای عبور از چهار دهه تنش و مدیریت بحرانهای منطقهای زنده کرده است. در همین چارچوب، محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی، در گفتوگویی تحلیلی به بررسی دستاوردهای این تفاهم، چشمانداز مذاکرات ۶۰ روزه پیشرو و الزامات موفقیت تیم دیپلماسی ایران برای دستیابی به یک توافق اقتصادی ملموس پرداخته است.
به گزارش فرارو به نقل از اعتماد، در شرایطی که بیش از چهار دهه از تنش و بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن میگذرد، هر تحول دیپلماتیک به سرعت به کانون توجه سیاست خارجی ایران و معادلات خاورمیانه تبدیل میشود. روابط ایران و امریکا نه یک اختلاف محدود، بلکه یکی از پیچیدهترین منازعات سیاسی معاصر است که در آن عوامل ژئوپلیتیک، امنیتی، اقتصادی و ایدئولوژیک همزمان نقشآفرینی میکنند.
از این منظر، تفاهم اولیه اخیر میان ایران و امریکا صرفا یک رخداد دیپلماتیک روزمره نیست؛ بلکه میتواند بر توازن قدرت منطقهای، چشمانداز اقتصاد ایران و مسیر نظم بینالملل اثرگذار باشد. این تفاهم که به عنوان نوعی آتشبس سیاسی شناخته میشود، هرچند به معنای پایان اختلافات عمیق ساختاری نیست، اما نشانهای روشن از تغییر شیوه مدیریت تنشها به شمار میرود. در واقع، آنچه در این مقطع شکل گرفته، تلاشی برای مهار بحران و گشودن مسیر گفتوگو برای رسیدن به یک رقابت کنترلشده و تعامل محدود است.
ناظران سیاسی این تحولات را با دو رویکرد متفاوت ارزیابی میکنند. گروهی با نگاه محتاطانه، آن را تاکتیکی موقت برای مدیریت بحران میدانند و معتقدند شکافهای ساختاری با چند توافق محدود پر نمیشود. در مقابل، گروهی دیگر این روند را گامی تدریجی برای تنشزدایی و بسترسازی برای تغییرات مهم اقتصادی و سیاسی میخوانند. از آنجا که اقتصاد ایران تحت تأثیر مستقیم تحریمها قرار دارد، افکار عمومی و فعالان بازار نیز با حساسیت بالایی پیامدهای این گشایشهای احتمالی را دنبال میکنند.
اکنون، آغاز دور تازهای از گفتوگوها با افق زمانی ۶۰ روزه، مرحلهای تعیینکننده است. این زمان مشخص خواهد کرد که آیا طرفین ارادهای برای حرکت به سمت توافقی گستردهتر و پایدارتر دارند یا خیر. محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و عضو شورای اطلاعرسانی دولت، در این گفتوگو به بررسی ابعاد این تفاهم، فرصتها و محدودیتهای پیشرو پرداخته است.
دور نخست تفاهم ایران و امریکا با امضای ترامپ و پزشکیان رسما منعقد شد. شما این تفاهم را چطور ارزیابی میکنید و به نظر شما ایران چه دستاوردهایی کسب کرده است؟
تفاهم بر سر این آتشبس صرفا یک رویداد سیاسی مقطعی نیست، بلکه مواجهه با یکی از پیچیدهترین منازعات عصر حاضر است. این یادداشت تفاهم که به امضای روسای جمهور دو کشور رسیده، فارغ از ابعاد نظامی و امنیتی، پیامهایی عمیق برای آینده منطقه و اقتصاد جهانی دارد. در عرصه سیاست، برخی توافقها پایان یک بحران و برخی دیگر آغاز مسیری تازه برای مدیریت آن هستند. به نظر میرسد تفاهم اخیر از نوع دوم است؛ چرا که نه ایران از اصول راهبردی خود دست کشیده و نه امریکا از تمامی اهدافش عبور کرده است. این گام، تلاشی برای جلوگیری از تشدید تنش و باز کردن پنجرهای به سوی گفتوگوهای گستردهتر است.
آیا فکر میکنید با یک توافق جامع احتمالی، میتوان به درک مشترکی با امریکا رسید؟
بیش از چهار دهه اختلاف و بیاعتمادی، شکافی عمیق ایجاد کرده که با یک توافق موقت کاملا ترمیم نمیشود. با این حال، اگر اراده سیاسی در هر دو طرف وجود داشته باشد، میتوان انتظار داشت روابط از مرحله تقابل مستقیم به ترک تخاصم و آغاز رقابت مدیریتشده بینجامد. تحلیلگران مستقل معتقدند نخستین دستاورد مهم ایران در این منازعه طولانی، تثبیت جایگاه برنامه هستهای صلحآمیز کشور است. در گذشته اصل این برنامه محل مناقشه بود، اما امروز مذاکرات روی سطح فعالیتها و چارچوب نظارتها متمرکز است. دستاورد دوم، کاهش خطر رویارویی مستقیم و مدیریت تنشهای امنیتی است که خود یک موفقیت سیاسی محسوب میشود.
بخش عمدهای از نیاز ایران به مذاکره، به حوزه اقتصاد و تجارت برمیگردد. چه دورنمایی در این زمینه متصور هستید؟
در حوزه اقتصادی، هر میزان که فشارهای تحریمی کاهش یابد و دسترسی به منابع ارزی تسهیل شود، دستاوردی عملی است. حتی اگر این گشایشها با انتظارات ایدهآل اقتصاد ایران فاصله داشته باشد، نمیتوان تأثیر آنها را بر ثبات بازار و کاهش عدماطمینان نادیده گرفت. تداوم گفتوگوها نشان میدهد قدرتهای جهانی ناگزیر به تعامل با تهران هستند که این خود یک سرمایه دیپلماتیک است. با این حال، قضاوت نهایی منوط به نتایجی است که منجر به ترک مخاصمه پایدار و رفع موثر تحریمها شود.
با توجه به آغاز مذاکرات ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق جامعتر، دورنمای این گفتوگوها و الزامات موفقیت تیم ایرانی چیست؟
برای این دوره ۶۰ روزه دو احتمال مطرح است. احتمال اول که منطقیتر است، دستیابی به توافقی محدود و مرحلهای است؛ توافقی که بدون ورود به تمام اختلافات تاریخی، بر اقدامات متقابل و قابل اجرا تمرکز کند تا زمینه برای گفتوگوهای بعدی فراهم شود. احتمال دوم این است که مذاکرات بدون توافق نهایی به پایان برسد و صرفا ابزاری برای جلوگیری از تبدیل اختلافات به بحران لاینحل باقی بماند. البته با توجه به یأس کامل امریکا از پروژه براندازی نظام حداقل در ۱۰ سال آینده، سناریوی بحران حاد از دستور کار واشنگتن خارج است. برای افزایش شانس موفقیت، تیم دیپلماسی باید چهار محور اساسی را مدنظر قرار دهد: