به گزاش خبرآنلاین، در آستانه برگزاری مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی، مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران در گفتوگو با ایسنا به بیان خاطراتی از این دیدارها و نیز توصیهها و رهنمودهای ایشان در حوزه مدیریت شهری، حفظ آثار دفاع مقدس و توسعه فضای سبز پرداخت.
چمران با اشاره به یکی از خاطرات خود با رهبر شهید درباره بوستان ولایت، گفت: یکی از زیباترین خاطرات مربوط به بوستان ولایت است که پیشتر با نام قلعهمرغی شناخته میشد. این زمین وسیع چند صد هکتاری با توصیههای ایشان به یک بوستان بزرگ تبدیل شد. در حال حاضر نیز در حال بررسی این موضوع هستیم که در صورت موافقت خانواده و دفتر حفظ آثار آقا، این بوستان به نام ایشان نامگذاری شود؛ چرا که این اراضی وسیع چندصد هکتاری، بنا به توصیه ایشان، به یک بوستان بزرگ و گسترده تبدیل شده است.
وی افزود: قرار بود در آن محل یک هایپرمارکت ساخته شود، اما ایشان تأکید کردند که تمام محدوده به فضای سبز و پارک تبدیل شود و از اینگونه ساختوسازها در بوستان انجام نشود. همچنین تأکید کردند که بخشی از فضای سبز آن تا موعد مشخصی آماده شود که شهردار وقت آقای قالیباف این قول رو داد و پذیرفت و این کار رو هم انجام داد.
رئیس شورای شهر تهران با بیان اینکه توجه ایشان به فضای سبز و درختکاری بسیار ویژه بود، گفت: تقریباً در هر دیداری که خدمتشان میرسیدیم، این موضوع را مطرح و پیگیری میکردند. حتی یک بار در بازدیدی از منطقه دارآباد، نسبت به تبدیل زمینهای بلااستفاده به فضای سبز تأکید کردند که همان دستور نیز به سرعت اجرایی شد.
وی ادامه داد: در چند نوبت نیز همراه ایشان در برنامه کوه صبحهای جمعه در مسیر کلکچال حضور داشتیم. مردم و حتی دختران و پسرانی که از نظر ظاهری هم جالب نبودن به آقا سلام میدادند و آقا با محبت خاص خود پاسخ میدادند.
خاطرات چمران از رهبری و برادر شهیدش از اولین روزهای انقلاب و جنگ
چمران در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خاطرات رهبر شهید در ابتدای انقلاب، گفت: در روزهای مبارزات انقلاب، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری و شهید آیتالله بهشتی نقش مهمی در قرائت و تبیین بیانیههای راهپیماییها داشتند. نخستین همکاری من با ایشان در «کمیته استقبال از امام» شکل گرفت؛ کمیتهای که برای برنامهریزی مراسم ورود حضرت امام خمینی(ره) تشکیل شده بود. به پیشنهاد مرحوم آیتالله طالقانی به این کمیته پیوستم و در آنجا در کنار دوستانی چون شهید رجایی فعالیت کردم. کمیته استقبال بخشهای مختلفی مانند تبلیغات، نظامی، خبرنگاران و تدارکات داشت.
چمران اضافه کرد: من فعالیت در کمیته تبلیغات را انتخاب کردم و در کنار آن با کمیته نظامی نیز همکاری داشتم. مسئولیت بخش نظامی با آقای رفیقدوست بود و امیر سرتیپ رحیمی نیز در آن حضور داشت. ریاست کمیته تبلیغات بر عهده مقام معظم رهبری بود و من نیز به عنوان یکی از اعضا در برنامهریزی مسیر حرکت حضرت امام، نحوه استقبال و هماهنگیهای اجرایی مشارکت داشتم. با توجه به تخصصم در مهندسی، مسیر حرکت امام را روی نقشه طراحی کردیم و هر بخش از مسیر به مسئولان مشخصی سپرده شد تا نظم مراسم حفظ شود.
وی افزود: در روز ورود حضرت امام در فرودگاه مهرآباد حضور داشتم و مسئولیت هماهنگی خبرنگاران داخلی نیز بر عهده من بود. از همان زمان، جلسات مستمر ما با مقام معظم رهبری آغاز شد و این ارتباط در ادامه مسیر انقلاب نیز ادامه یافت.
چمران ادامه داد: پس از استقرار انقلاب و بازگشت شهید مصطفی چمران به ایران، او حدود دو ماه بعد به عنوان معاون نخستوزیر در امور انقلاب منصوب شد و من نیز از همان ابتدا در کنار او قرار گرفتم. چون سالها خارج از کشور بود، در امور مختلف همراهش بودم و حتی در خانه ما ساکن شد. در آن زمان، قرار بود مسئولان نظامی با بررسی این معاونت انتخاب شوند. به همین منظور، شورایی متشکل از نخستوزیر، شهید آیتالله بهشتی، مقام معظم رهبری، آیتالله هاشمی رفسنجانی، آیتالله موسوی اردبیلی و آیتالله مهدوی کنی تشکیل شد تا درباره فرماندهان نظامی تصمیمگیری کند. دکتر چمران افراد را معرفی میکرد و احکام از سوی نخستوزیر صادر میشد.
وی افزود: جلسات این شورا معمولاً هفتهای یک یا دو بار در دفتر دکتر چمران برگزار میشد و مقام معظم رهبری نیز به طور مستمر در آن حضور داشتند. من نیز در جلسات حاضر بودم؛ گاهی یادداشتبرداری میکردم و گاهی نکاتی را به دکتر چمران یادآوری میکردم. دبیر جلسات نیز دکتر تقی ابتکار بود. در آن دوران ارتباط نزدیکی با حضرت آقا داشتم و گاهی ایشان برخی نکات یا تذکرات را از طریق من به دکتر چمران منتقل میکردند. این همکاری تا آغاز ماجرای پاوه ادامه یافت.
شبهای خاطرهگویی در حسینیه امام
رییس شورای شهر تهران سپس به خاطرهای از شبهای خاطرهگویی در حسینیه امام اشاره کرد و گفت: در یکی از این برنامهها، مقام معظم رهبری خاطره نخستین شب حضور خود در اهواز را نقل کردند. ایشان فرمودند پیش از اعزام به جبهه، همراه شهید چمران خدمت امام خمینی(ره) رسیدند. دکتر چمران با ترسیم سه دایره روی کاغذ، وضعیت جبهه را توضیح داد؛ یکی مربوط به آبادان و خرمشهر، دیگری اهواز و سومی کل خوزستان که دشمن در تلاش بود آن را از ایران جدا کند. به همین دلیل تأکید داشت که باید هرچه سریعتر به اهواز رفت.
وی افزود: مقام معظم رهبری ابتدا معتقد بودند حضور در مناطق شمالی خوزستان و سازماندهی نیروهای محلی میتواند مؤثر باشد، اما دکتر چمران با اشاره به پیشروی دشمن تا نزدیکی اهواز، اصرار داشت که دفاع از این شهر در اولویت است. امام خمینی(ره) نیز با اعزام آنان موافقت کردند و فردای آن روز با یک هواپیمای C-۱۳۰ راهی اهواز شدند.
چمران ادامه داد: پس از ورود به اهواز، آقای غرضی، استاندار وقت خوزستان، به استقبال آنان آمد و محل استقرار نیروها در دانشگاه جندیشاپور اهواز بود. حدود ۶۰ نفر همراه شهید چمران و چند نفر نیز همراه مقام معظم رهبری بودند. از همان شب، دکتر چمران دستور داد هر مقدار سلاح، مهمات و نیروی آماده در تهران وجود دارد، به اهواز منتقل شود و ما نیز این کار را انجام دادیم.
وی گفت: در نخستین روزهای جنگ، شهید چمران پیشنهاد کرد شبانه برای شکار تانکهای دشمن اقدام شود. مقام معظم رهبری نیز لباس رزم پوشیدند و همراه نیروها به منطقه رفتند، اما به دلیل تاریکی و کمبود امکانات، در آن شب موفقیتی حاصل نشد. البته شب بعد، نیروهای ایرانی موفق شدند یکی از تانکهای دشمن را منهدم کنند. از آن زمان، همکاری و همراهی شهید چمران و مقام معظم رهبری در جبهه بسیار نزدیکتر شد و تقریباً هر روز در کنار یکدیگر بودند، در حالی که من بیشتر مسئولیت انتقال نیرو، تجهیزات و تدارکات میان تهران و جبهه را بر عهده داشتم.
وی افزود: برای تأمین سلاح و تجهیزات، با نامههای امضا شده از سوی شهید چمران یا از طرف ایشان به ارتش مراجعه میکردیم و پس از دریافت امکانات، آنها را به جبهه منتقل میکردیم. خودروهای موجود نیز برای انتقال نیروها به اهواز مورد استفاده قرار میگرفت. در همان روزها، عملیاتهای متعددی انجام شد که هر یک بخشی از تاریخ دفاع مقدس را رقم زد.
چمران با اشاره به شیوه فرماندهی شهید چمران گفت: او معتقد بود باید هر شب به دشمن حمله کرد تا فرصت استراحت و آمادگی برای عملیات روز بعد را نداشته باشد. در آن زمان ارتش عراق با یگانهای کامل وارد جنگ شده بود، اما امکانات نیروهای ایرانی بسیار محدود بود و تنها بخشی از لشکر ۹۲ زرهی در خط مقدم حضور داشت که بارها زیر آتش دشمن قرار میگرفت.
وی ادامه داد: در یکی از عملیاتهای شبانه، شهید چمران و تعدادی از نیروها از مسیر یک کانال آب خود را به مواضع دشمن رساندند و پس از اجرای عملیات، هنگام بازگشت متوجه شدند دشمن مسیر را زیر نظر گرفته است. آنان ساعتها در منطقه باقی ماندند و همه در دانشگاه نگران سرنوشتشان بودند. سرانجام با ابتکاری جالب، از نی برای تنفس در زیر آب استفاده کردند و در حالی که بدنشان زیر آب پنهان بود، از مقابل کمین دشمن عبور کرده و سالم به نیروهای خودی رسیدند.
وی گفت: هنگامی که دکتر چمران به دانشگاه بازگشت، مقام معظم رهبری با نگرانی و محبت از او استقبال کردند و از وی خواستند دیگر خود را تا این اندازه در معرض خطر قرار ندهد، زیرا همه را نگران کرده بود. پس از آن، ماجرای مهم آزادسازی سوسنگرد آغاز شد؛ عملیاتی که به یکی از مهمترین حوادث آن روزهای جنگ تبدیل شد.
چمران ادامه داد: در آن زمان، یکی از تیپهای زرهی لشکر ۹۲ از دزفول مأمور شده بود تا برای بازگشایی محور آبادان ـ ماهشهر به جنوب اعزام شود. شهید چمران پیشنهاد کرد این تیپ پیش از حرکت، در عملیات آزادسازی سوسنگرد شرکت کند؛ زیرا این شهر در محاصره بود و آزادسازی آن اهمیت فراوانی داشت. اما فرماندهان ارتش و مسئولان نظامی با این پیشنهاد موافق نبودند و معتقد بودند این یگان توان انجام مأموریت دیگری را ندارد. با وجود موافقت فرمانده لشکر، تصمیم نهایی در اختیار فرمانده نیروی زمینی بود و اجرای طرح متوقف ماند.
وی افزود: در این شرایط، مقام معظم رهبری نامهای خطاب به فرمانده لشکر نوشتند و یادآور شدند که برای اجرای این مأموریت تعهد داده شده است. شهید چمران نیز در ذیل همان نامه، متنی سرشار از دغدغه و احساس نوشت و هشدار داد که نیروهای سوسنگرد در حال قتلعام هستند و نباید بیش از این تعلل شود. حتی تأکید کرد که در صورت اجرا نشدن مأموریت، موضوع را به مراجع قضایی ارجاع خواهد داد. نیمهشب نامه به فرمانده لشکر رسید و تا صبح، شهید چمران و مقام معظم رهبری پیگیر نتیجه آن بودند.
وی ادامه داد: همزمان موضوع به حضرت امام(ره) منتقل شد و ایشان همان شب دستور دادند تیپ زرهی فوراً به سوسنگرد اعزام شود. دستور بلافاصله اجرا شد و فردای آن روز عملیات آغاز و سوسنگرد آزاد شد. در جریان این عملیات، شهید چمران از دو ناحیه به شدت مجروح شد، اما نقش مهمی در موفقیت عملیات ایفا کرد. مقام معظم رهبری نیز در منطقه حضور داشتند و از نزدیک وقایع را دنبال میکردند.
چمران گفت: پس از انتقال دکتر چمران به بیمارستان، رسانههای عراقی شایعه کرده بودند که او شهید یا اسیر شده است. برای خنثی کردن این شایعات، گروه صدا و سیما به بیمارستان آمد و با وجود جراحات شدید، شهید چمران مقابل دوربین حاضر شد و مصاحبهای انجام داد که بعدها بارها از رسانه ملی پخش شد.
وی افزود: در آن مصاحبه، شهید چمران پیروزی عملیات را به امام خمینی(ره) تبریک گفت، بر تقویت سپاه پاسداران تأکید کرد و خطاب به صدام اظهار داشت: «این عملیات، شب تاسوعای ما بود؛ عاشورای ما در پیش است.» پس از پایان مصاحبه، شهید فلاحی، سرهنگ قاسمی، آقای غرضی و جمعی از همراهان به عیادت او آمدند. با وجود جراحات، دکتر چمران همچنان بر ادامه عملیات اصرار داشت و میگفت باید در روز عاشورا پیشروی را ادامه دهیم.
وی ادامه داد: هرچند امکانات لازم برای اجرای این طرح فراهم نشد، اما شهید چمران معتقد بود پس از سوسنگرد باید ارتفاعات اللهاکبر و سپس بستان آزاد شوند. او بعدها با همان پای مجروح در عملیات آزادسازی ارتفاعات اللهاکبر حضور یافت، اما پیش از آزادسازی بستان به شهادت رسید.
چمران خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری بارها از نامههای آن روزها و شجاعت شهید چمران در ماجرای سوسنگرد یاد کردهاند. پس از این عملیات، شدت جراحات باعث شد شهید چمران تنها یک شب در بیمارستان بماند و برای حفظ امنیت، او را به منزل یکی از دوستان در اهواز منتقل کردیم. چند روز بعد نیز با وجود شرایط جسمی نامناسب، دوباره به ستاد جنگهای نامنظم بازگشت.
وی با بیان اینکه پس از بازگشت شهید چمران به ستاد جنگهای نامنظم، مقام معظم رهبری شبها به دیدار ایشان میآمدند، گفت: ساعتها درباره وضعیت جبهه، برنامههای عملیاتی و مسائل مختلف گفتوگو میکردند. البته صحبتهای آنان تنها به جنگ محدود نبود و مباحث فرهنگی، هنری و فکری نیز بخش مهمی از این دیدارها را تشکیل میداد.
چمران ادامه داد: روزی مقام معظم رهبری با کتابی وارد اتاق دکتر چمران شدند. وقتی به کتاب نگاه کردم، دیدم عنوان آن «تاریخ هنر» است. در آن شرایط جنگی، مطالعه چنین کتابی برایم جالب بود. دکتر چمران که خود در زمینههایی مانند خوشنویسی، نقاشی، مجسمهسازی و هنرهای مختلف صاحب ذوق و مهارت بود، از ایشان پرسید آیا به هنر علاقه دارند و آقا نیز پاسخ مثبت دادند. سپس گفتوگوی مفصلی درباره هنر، فرهنگ و مسائل فکری میان آن دو شکل گرفت. من نیز به دلیل تحصیل در رشته معماری، در این بحثها شرکت میکردم؛ چرا که در دانشکده هنرهای زیبا، علاوه بر مباحث فنی، در زمینههایی مانند نقاشی، مجسمهسازی و گرافیک نیز آموزش دیده بودیم.
۴۷۴۷












