خبرآنلاین - رسول صَفرآهنگ: مذاکرات ایران و ایالات متحده که در سوئیس و با میانجیگری پاکستان و قطر برگزار شد، نه تنها در عرصه دیپلماسی رسمی، بلکه در میدان نبرد رسانهها نیز به یکی از حساس ترین رویدادهای سال ۲۰۲۶ تبدیل شد. تحلیل مضمون گزارش رسانههای آمریکایی در بازه زمانی انجام مذاکرات در سویس که شامل تحلیل و تفسیر این رویداد بوده، نشان میدهد که مضمون غالب این گزارش ها و تحلیل ها، تحت عنوان «پیشرفت مشروط و محدودیتها» دستهبندی شده اند.
بر اساس این چارچوب و از دیدگاه این رسانه ها، توافق سوئیس نه به عنوان یک پیروزی قاطع و نهایی، بلکه به عنوان گامی اولیه، ناکافی و نیازمند تضمینهای سختگیرانه توصیف شده است. این رسانهها با برجستهسازی چالشهای باقیمانده، زنده نگهداشتن گزینه نظامی و تأکید بر لزوم اعمال محدودیتهای قابل راستیآزمایی بر برنامه هستهای و موشکی ایران، تلاش کردهاند تا روایت «احتیاط استراتژیک» را تقویت کنند.
هدف اصلی این چارچوببندی رسانه ای، جلوگیری از پذیرش توافقی است که در دیدگاه آنها «ضعیف» تلقی میشود و همچنین ایجاد فشار بر دولت ترامپ برای سختگیری بیشتر در مراحل بعدی مذاکرات است. این رویکرد که ریشه در نگرانی از تکرار تجربه برجام دارد، به باور بسیاری از تحلیلگران محافظهکار آمریکایی، توافقی ناقص و فاقد تضمینهای کافی بود.
رسانه های امریکایی چه مضامینی را درباره توافق آتش بس دنبال کردند؟
در همین راستا روزنامه نیویورک تایمز در پوشش زنده خود با عنوان «بهروزرسانیهای زنده خاورمیانه نوشت «میانجیها پس از دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا به پیشرفت اشاره میکنند» که در بیست و دوم ژوئن منتشر شد، نوشت: «دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس بامداد دوشنبه با «پیشرفت قابل تحسین» به پایان رسید و حتی با وجود اینکه تنشها بر سر درگیریهای لبنان و سایر مسائل، تلاشها برای دستیابی به صلح پایدار را با مشکل مواجه کرده است»
این رسانه با استناد به بیانیه میانجیها (قطر و پاکستان) تأکید کرد که مذاکرات در «فضایی مثبت و سازنده» برگزار شده و «مکانیسمی برای گفتوگوهای فنی بیشتر» ایجاد شده است. با این حال، نیویورک تایمز بلافاصله هشدار داد که این بیانیه نشاندهنده توافقی بر سر «دشوارترین مسائل» از جمله «سرنوشت برنامه هستهای ایران» نیست و تنها به «نقشهراهی برای رسیدن به توافق نهایی در عرض ۶۰ روز» اشاره دارد.
این روزنامه همچنین به «تهدیدهای مجدد ترامپ علیه ایران» اشاره کرد و نوشت که رئیسجمهور آمریکا در مصاحبه با فاکس نیوز گفته که میتواند پس از دوره ۶۰ روزه «هر کاری که بخواهد» انجام دهد و به رئیسجمهور ایران درباره «حق غنیسازی» هشدار داده است. این تهدیدات، به گزارش نیویورک تایمز، باعث شد محمدباقر قالیباف، در شبکههای اجتماعی به آمریکا درباره اعلان تهدید هشدار دهد و تأکید کند که نیروهای مسلح ایران آماده پاسخگویی هستند.
همچنین خبرگزاری آناتولی در گزارشی، در نوزدهم ژوئن نوشت که وزارت خارجه سوئیس اعلام کرده است «مذاکرات ایران و آمریکا که قرار بود روز جمعه در بورگناشتوک برگزار شود، لغو شده است.» این خبرگزاری به نقل از بیانیه وزارت خارجه سوئیس نوشت: «مذاکرات برنامهریزیشده بین آمریکا، ایران، قطر و پاکستان به تعویق افتاده است. سوئیس همچنان برای تسهیل این مذاکرات آماده است.» این تعویق، ساعاتی پس از آن اعلام شد که کاخ سفید اعلام کرد جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به دلیل «جزئیات لجستیکی» به سوئیس سفر نخواهد کرد.
در همین حال، خبرگزاری داون نیز در گزارشی در بیست و نهم ژوئن با عنوان «مذاکرات سوئیس در هالهای از ابهام؛ حملات تلافیجویانه خاورمیانه را لرزاند» نوشت که «مذاکرات جاری بین ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به رویاروییهایشان، به نظر در هالهای از ابهام قرار دارد.» این رسانه با اشاره به حملات تلافیجویانه و هشدار تند ترامپ که گفته بود اگر حملات در تنگه هرمز ادامه یابد، آمریکا «مجبور خواهد شد کار را به صورت نظامی به پایان برساند»، فضای حاکم بر مذاکرات را بسیار شکننده توصیف کرد.
خبرگزاری داون همچنین به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت: «هیچکس انتظار نداشت این مذاکرات آسان باشد یا به سرعت به پایان برسد... موانع و مخالفان زیادی وجود دارد. جنبه امیدوارکننده این است که هر دو طرف تشخیص میدهند که جنگ راه حل نیست، به همین دلیل باید درگیر گفتوگو بمانند.»
این در حالی است که خبرگزاری اسپوتنیک به نقل از منابع خبری از تعویق مذاکرات فنی ایران و آمریکا در سوئیس خبر داد و اعلام کرد که مقامات ایرانی به دلیل «حملات اخیر» و «برآورده نشدن شرایط تفاهمنامه» در این مذاکرات شرکت نکردهاند.
رسانه های امریکایی با روایت سازی به دنبال چه مفاهیمی بودند؟
بررسی این روایتها نشان میدهد که رسانههای آمریکایی با تکرار کلیدواژههایی مانند «تعویق»، «چالش»، «تهدید» و «گزینه نظامی»، چارچوبی را ایجاد کردند که در آن پیشرفتهای حاصله به عنوان دستاوردی «شکننده» و «مشروط» جلوه داده میشود. این رویکرد، ریشه در دو نگرانی عمده دارد:
نخست، نگرانی از تکرار تجربه برجام که به باور بسیاری از تحلیلگران آمریکایی، توافقی بود که بدون تضمینهای کافی، تنها به خرید زمان برای برنامه هستهای ایران انجامید.
دوم، نیاز به حفظ فضای مانور برای اعمال فشار نظامی و دیپلماتیک بر ایران در صورت عدم حصول توافق نهایی است.
همچنین از منظر نظریه «چارچوببندی» در مطالعات رسانهای، این رسانهها با انتخاب گزینشی واقعیتها (مانند تعویق مذاکرات به دلیل اختلاف بر سر لبنان یا تشدید تنشها در منطقه) و برجستهسازی جنبههای منفی و چالشهای باقیمانده، روایت «احتیاط استراتژیک» را غالب کردند. این چارچوببندی، افکار عمومی آمریکا را برای پذیرش توافقی «قویتر» و «سختگیرانهتر» در مراحل بعدی مذاکرات آماده میسازد.
در مجموع روایت آمریکایی با تمرکز بر محدودیتها و چالشها، پیشرفت حاصله در سوئیس را «مشروط» و «ناکافی» نشان میدهد و گزینه نظامی را به عنوان اهرم فشار بر ایران زنده نگه میدارد. این رویکرد، نه تنها بیانگر منافع سیاسی این رسانهها و دولت آمریکاست، بلکه ابزاری قدرتمند برای تأثیرگذاری بر روند مذاکرات و تعیین مسیر توافق نهایی به شمار میآید که استمرار آن در آینده انتظار می رود.
مضمون پیروزی دیپلماتیک و رفع فشار در روایت رسانه های خاورمیانه ای
در سوی دیگر میدان نبرد روایتها، رسانههای عربی، تصویری متفاوت از مذاکرات سوئیس ترسیم کردند. تحلیل مضمون گزارشهای این رسانهها در بازه نوزدهم تا بیست و نهم ژوئن نشان میدهد که مضمون غالب آنها را میتوان تحت عنوان «پیروزی دیپلماتیک و رفع فشار» دستهبندی کرد. بر اساس این چارچوب، توافق سوئیس نه به عنوان یک مصالحه موقت یا گامی ناقص، بلکه به عنوان گامی مؤثر برای پایان دادن به جنگ و کاهش تنشهای منطقهای توصیف شده است.
گلف نیوز در پوشش زنده خود در بیستم ژوئن با عنوان «مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس لغو شد؛ اسرائیل و حزبالله بر سر آتشبس لبنان توافق کردند» به تحولات پیچیده منطقه پرداخت. این رسانه گزارش داد که «مذاکرات برنامهریزیشده در سوئیس به تعویق افتاده است» اما در عین حال از توافق آتشبس میان اسرائیل و حزبالله خبر داد که با میانجیگری قطر، آمریکا و ایران به دست آمده است.
همچنین گلفنیوز به نقل از یک دیپلمات عرب نوشت: «حزبالله و اسرائیل با میانجیگری قطر، آمریکا و ایران بر سر توقف خصومتها به توافق رسیدهاند» این رسانه همچنین گزارش داد که «تردد کشتیها در تنگه هرمز پس از توافق پایان جنگ، به بالاترین سطح در دو ماه اخیر رسیده است» و «۲۵ کشتی تجاری در روز پنجشنبه از این تنگه عبور کردهاند که بیش از سه برابر میانگین روزانه از اوایل مارس است»
گلفنیوز در ادامه به اظهارات سخنگوی وزارت خارجه ایران اشاره کرد که گفته بود «با توجه به امضای الکترونیکی متن تفاهمنامه در ۱۸ ژوئن، فوریتی برای برگزاری جلسه مذکور در سوئیس وجود ندارد، اما برنامهریزی برای برگزاری جلسه در روزهای آینده در حال انجام است. این در حالی است که خبرگزاری رسمی برناما در گزارشی در بیست و یکم ژوئن با عنوان «هیئتهای آمریکایی و ایرانی برای مذاکرات فنی وارد سوئیس شدند» نوشت که «هیئتهای آمریکایی و ایرانی روز یکشنبه برای مذاکرات فنی تحت تفاهمنامهای که برای پایان دادن به درگیریهای ماههای اخیر در غرب آسیا و بازگشایی تنگه هرمز امضا شده بود، وارد سوئیس شدند.» این خبرگزاری به نقل از منابع ایرانی گزارش داد که هیئت ایرانی به رهبری محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و عباس عراقچی، وزیر خارجه، وارد زوریخ شده است.
برناما همچنین به «جلسه اضطراری درباره درگیری بین اسرائیل و حزبالله لبنان» اشاره کرد که به دستور کار روز اول مذاکرات افزوده شده بود و به نقل از یک دیپلمات حاضر در مذاکرات نوشت که «انتظار میرود این موضوع اولین موردی باشد که توسط هیئتهای آمریکایی و ایرانی بررسی میشود»
در همین حال، خبرگزاری آناتولی در بیست و دوم ژوئن گزارش داد که «دور نخست مذاکرات چهارجانبه شامل ایران و ایالات متحده با میانجیگری قطر و پاکستان در سوئیس به پایان رسیده است.» این خبرگزاری به نقل از یک منبع آگاه از تیم مذاکرهکننده ایرانی نوشت که «دور اول مذاکرات پس از حدود ۸۰ دقیقه گفتوگو به حالت تعلیق درآمد تا هیئتهای شرکتکننده مشورتهای داخلی انجام دهند.» سوئیس اینفو هم به عنوان رسانهای مستقل، در گزارشی در بیست و پنجم ژوئن با اشاره به اعلام وزیر خارجه آمریکا مبنی بر برنامهریزی برای برگزاری جلسه کاری فنی در ۲۹ تا ۳۰ ژوئن، از اعلام نظر وزارت خارجه سوئیس در این باره خودداری کرد و نوشت که مقامات ایرانی بلافاصله خوشبینی آمریکایی را «کم رنگ» کردند.
روایت رسانه های خاورمیانه ای به دنبال چه مفاهیمی بودند؟
در یک سطح تحلیل، رسانههای عربی با برجستهسازی دستاوردهایی همچون توافق آتشبس در لبنان، افزایش تردد در تنگه هرمز و آغاز مذاکرات فنی، چارچوبی ایجاد کردند که در آن توافق سوئیس به عنوان گامی بزرگ به سوی ثبات منطقهای و کاهش فشار بر ایران جلوه داده میشود. این رویکرد، ریشه در چند ضرورت راهبردی دارد:
نخست، نیاز به ایجاد مشروعیت داخلی برای ادامه مسیر دیپلماتیک در شرایطی که بخشی از افکار عمومی نسبت به مذاکره با آمریکا بدبین هستند
دوم، افزایش فشار بر دولت آمریکا برای اجرای کامل تعهدات از طریق نشان دادن پایبندی ایران به توافق و هزینههای نقض آن
سوم، تقویت روحیه جبهه مقاومت در منطقه و نشان دادن اینکه راهبرد مقاومت، سرانجام به نتیجه رسیده است
مقایسه این روایت با روایت مقابل (آمریکایی) نشاندهنده شکاف عمیقی در درک و تفسیر یک رویداد واحد است. در حالی که نیویورک تایمز بر «چالشها» و «تهدیدها» تمرکز داشت، گلفنیوز بر «توافق آتشبس» و «افزایش تردد» تأکید میکرد. این تفاوت، نه تنها ناشی از جهتگیری سیاسی و منافع رسانههاست، بلکه به مخاطبان هدف و نیازهای راهبردی هر یک از این جبههها بازمیگردد.
چه آنکه روایت پیروزی دیپلماتیک و رفع فشار، با تکیه بر ارجاعات متعدد به بیانیههای رسمی میانجیها و برجستهسازی منافع اقتصادی و سیاسی توافق، توانست مشروعیت داخلی و منطقهای برای ادامه روند مذاکرات ایجاد کند و در عین حال، فشار بر دولت آمریکا برای اجرای کامل تعهدات را افزایش دهد.
مسئله لبنان و حزب الله چه جایگاهی در رسانه های بین المللی داشت؟
سومین مضمون اصلی که در تحلیل گزارشهای رسانههای بینالمللی در بازه نوزدهم تا بیست و نهم ژوئن به وضوح قابل شناسایی است، مضمون «تأثیر بر توازن منطقهای و مسئله لبنان» است. این مضمون نشان میدهد که مذاکرات سوئیس فراتر از مسئله هستهای و تحریمها، بر معادلات قدرت در خاورمیانه، بهویژه در جبهه لبنان و شمال فلسطین اشغالی، تأثیرات عمیقی داشته است.
گلف نیوز در پوشش زنده خود در بیستم ژوئن به طور مفصل به مسئله لبنان پرداخت و گزارش داد که «اسرائیل و حزبالله با میانجیگری قطر، آمریکا و ایران بر سر آتشبس توافق کردهاند» و این آتشبس قرار است از ساعت ۴ بعد از ظهر روز جمعه به وقت محلی اجرایی شود» با این حال، این رسانه بلافاصله به «نقض آتشبس» نیز اشاره کرد و نوشت که «رسانههای دولتی لبنان از حمله هوایی اسرائیل به جنوب این کشور، اندکی پس از اعلام توافق آتشبس، خبر دادند» و همچنین از «ادامه حملات توپخانهای در شهر نبطیه» گزارش کردند»
همچنین گلفنیوز به نقل از «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل نوشت که «نیروهای اسرائیلی تا زمانی که لازم باشد در لبنان باقی خواهند ماند» و «برای هرگونه حمله حزبالله هزینه سنگینی پرداخت خواهد شد.» در مقابل، حزبالله نیز اعلام کرد که «از خاک و مردم لبنان دفاع خواهد کرد» و اسرائیل را به نقض آتشبس متهم کرد.
سوئیس اینفو هم در گزارشی در بیستم ژوئن با اشاره به «خشونتهای تازه در لبنان» نوشت که «اوضاع در لبنان مذاکرات صلح را پیچیدهتر کرده است.» این رسانه به نقل از سخنگوی وزارت خارجه ایران نوشت که «ایران به توافق پایبند بوده، در حالی که آمریکا اولین بند توافق را نقض کرده است» و «تعهد به برقراری آتشبس در تمام جبههها - از جمله لبنان - محقق نشده است.»
خبرگزاری برناما نیز در بیست و یکم ژوئن گزارش داد که «جلسه اضطراری در مورد درگیری بین اسرائیل و حزبالله لبنان به دستور کار روز اول مذاکرات سوئیس اضافه شده است» و به نقل از یک دیپلمات نوشت که «انتظار میرود این موضوع اولین موردی باشد که توسط هیئتهای آمریکایی و ایرانی بررسی میشود.» این گزارش نشان میدهد که مسئله لبنان نه فقط یک موضوع حاشیهای، بلکه یکی از محورهای اصلی مذاکرات بوده است.
نیویورک تایمز نیز در پوشش خود از مذاکرات سوئیس، به «کارگروه کاهش تنش» به عنوان بخشی از تلاشها برای تضمین پایان عملیات نظامی در لبنان اشاره کرد و نوشت که «مذاکرهکنندگان ایرانی روز یکشنبه بر پایان جنگ در لبنان به عنوان شرطی برای ادامه گفتوگوها تأکید کرده بودند.» این روزنامه به نقل از «عباس عراقچی» وزیر خارجه کشورمان نوشت که «پیشرفت عمدهای» در مسئله لبنان حاصل شده است، اما «کارگروه کاهش تنش» به عنوان اولین آزمون عملکردی این توافق خواهد بود.
مضمون لبنان، قلب تپنده جنگ روایتها در پوشش رسانهای مذاکرات سوئیس بود. این مضمون نشان میدهد که چگونه یک مسئله واحد (وضعیت جنوب لبنان) میتواند توسط رسانههای مختلف به طور متفاوت چارچوببندی شود.
از یک سو، رسانههای غربی با برجستهسازی «نقض آتشبس»، «ادامه حملات» و «تهدیدات نتانیاهو»، تلاش کردند توافق را شکننده و ناپایدار جلوه دهند. از سوی دیگر، رسانههای عربی و ایرانی با تمرکز بر «توافق میانجیگری قطر، آمریکا و ایران» و «پیشرفت عمده در مسئله لبنان»، آن را به عنوان دستاوردی بزرگ برای ثبات منطقهای معرفی کردند.
اما در مجموع، مضمون لبنان در پوشش رسانهای مذاکرات سوئیس، نشاندهنده عمق شکافهای راهبردی میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بوده و مسئله لبنان به عنوان یکی از حساسترین پروندههای باقیمانده، میتواند تعیینکننده سرنوشت توافق نهایی باشد.
جنگ روایت ها میان رسانه های امریکایی و عربی چگونه بود؟
بررسی سهگانه مضمونی پوشش رسانههای بینالمللی از مذاکرات سوئیس، تصویر روشنی از «جنگ روایتها» به دست میدهد که در آن هر یک از بازیگران اصلی، تلاش کردهاند تا با چارچوببندی گزینشی واقعیتها، تفسیر مطلوب خود از رویداد را به عنوان روایت مسلط به افکار عمومی تحمیل کنند. رسانههای آمریکایی با روایت «پیشرفت مشروط و محدودیتها»، تلاش کردند توافق را ناکافی و شکننده جلوه دهند و گزینه نظامی را به عنوان اهرم فشار بر ایران زنده نگه دارند. این روایت، ریشه در نگرانی از تکرار تجربه برجام و نیاز به تضمین منافع امنیتی آمریکا و متحدانش دارد.
در مقابل، رسانههای همسو با کشورهای خاورمیانه، با روایت «پیروزی دیپلماتیک و رفع فشار»، توافق را به عنوان دستاوردی بزرگ برای محور مقاومت و شکست راهبرد آمریکا معرفی کردند. این روایت، با هدف ایجاد مشروعیت داخلی و منطقهای برای ادامه مسیر دیپلماتیک و افزایش فشار بر آمریکا برای اجرای تعهدات طراحی شده است. مضامین «تأثیر بر توازن منطقهای و مسئله لبنان»، نشاندهنده عمیقترین شکاف میان این دو جبهه روایی است. در حالی که یک طرف، لبنان را به عنوان چالش اصلی توافق میبیند، طرف دیگر آن را به عنوان پیروزی راهبردی مقاومت و زمینهساز تعادل جدید منطقهای معرفی میکند.
نتیجه نهایی اینکه، مذاکرات سوئیس اگرچه در سطح دیپلماسی رسمی به پیشرفتهایی دست یافت، اما در میدان نبرد رسانهها، جنگ روایتها با شدت تمام ادامه دارد و هر یک از طرفین تلاش میکنند تا تفسیر خود از توافق را به عنوان حقیقت مسلم به جامعه بینالمللی تحمیل کنند. این جنگ روایتها، نه تنها بر افکار عمومی و مشروعیت داخلی هر یک از بازیگران تأثیرگذار است، بلکه میتواند مسیر مذاکرات آتی و سرنوشت توافق نهایی را نیز تعیین کند.
توییتر نویسنده گزارش را اینجا (safarahang@) دنبال کنید
۲۱۳/۴۲









