محمدعلی حسننیا در گفتوگو با ایسنا در خصوص قابلیتهای اجرای توافق میان دولت لبنان و رژیم صهیونیستی با میانجیگری آمریکا و مدیریت مارک روبیو، وزیر خارجه آمریکا اظهار کرد: این توافق مخالفان جدی در درون لبنان دارد؛ چه در میان مسیحیان که آن را عملی نمیدانند و چه در میان شیعیان که کاملاً آن را رد میکنند. سنیها و حتی دروزیها که اقلیت مهمی هستند هم بر این نظرند. از سوی دیگر، این توافق بر مبنای توازن برقرار نشده و بر اساس یک نگاه بالا به پایین و غیرمتوازن است.
وی با بیان اینکه چنین توافقی راه به جایی نمیبرد، اضافه کرد: توافق از نظر فنی نیز کاملاً دچار نقص جدی است. اسرائیلیها قبول نکردهاند که از مرزهای لبنان و مناطق اشغالی عقبنشینی کنند و آن را منوط به خلع سلاح حزبالله دانستهاند. این خلع سلاح، به طور آزمایشی بر گردن ارتش است و ارتش نیز عملاً میگوید این موضوع نشدنی است، زیرا نه توان آن را دارد و نه مشروعیتش را.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا با اشاره به میزان استقلال عمل دولت لبنان در این توافق، اظهار کرد: دولت لبنان استقلالی از خود ندارد، اما میخواهد نشان دهد که مستقل است. اگر دولت لبنان استقلالی داشت، زمانی که آمریکاییها میگفتند مرزهای هوایی، زمینی و دریایی خود را ببندید، کاملاً اطاعت نمیکرد. یا در حوزه پولی و مالی، وقتی دستور به تحریم داده میشد، کاملاً این کار را انجام نمیداد. آنها کارهای خطرناکی همچون تروریستی اعلام کردن گروه حزبالله و شاخه نظامیاش را پیش بردند که نشان میدهد که این اقدامات در راستای خواستههای آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
حسننیا افزود: توماس باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، به راحتی گفت که این مرزهایی که بین سوریه و لبنان هست را قبول نداریم و چقدر خوب میشد اگر لبنان به آن سوریه بزرگ بازمیگشت. یا ترامپ گفت که من میخواهم موضوع لبنان را به «احمد الاشرع» بسپارم تا او تکلیفش را روشن کند. اینها همگی نشان میدهد که دولت لبنان هیچ استقلالی ندارد. اما در داخل برای اینکه بخواهد کارهای آمریکا و رژیم را پیش ببرد میگوید مستقل است، تصمیم دارد دولت واحد تشکیل دهد و سلاح باید در ید دولت باشد.
وی با اشاره به ضعف شدید ارتش لبنان، بیان کرد: اساساً ارتش لبنان نمیتواند با پهپاد، موشک و سلاحهای سنگین کار کند. زمانی هم که گفته میشود آمریکا ۵۰ میلیون دلار برای کمک به ارتش میدهد، به معنای این نیست که به آنها در جهت راهبرد دفاع ملی سلاح داده شود، بلکه آمریکا میخواهد سلاحهایی مانند تانک نفربر به ارتش لبنان بدهد تا برای دفع شورشهای داخلی و مقابله با مردم استفاده کند.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا با اشاره به اینکه این توافق نهتنها به خروج نیروهای صهیونیستی از لبنان منجر نمیشود بلکه بهانهای برای ماندن آنهاست، اظهار کرد: یکی از شروط توافق، خلع سلاح حزبالله است ولی ارتش نه توان این کار را دارد و نه میخواهد این کار را انجام دهد. در این چند روز گذشته، دو تن از مقامات امنیتی ارتش تحریم شدند. آقای سلیمان فرنجیه، رئیس جریان المرده هم تحریم شد. لذا ارتش لبنان و دستگاه امنیتی آن میفهمد در عین اینکه نمیخواهد، نمیتواند دست به خلع سلاح حزبالله بزند. چون این تنها سلاحی است که در مقابل رژیم وجود دارد و گرفتن این سلاح به خلع سلاح کامل لبنان میانجامد.
حسننیا با بیان اینکه سلاح حزبالله تنها روزنه مقابله با رژیم صهیونیستی است، اضافه کرد: همین مقاومت ارتش به تحریم بخشی از این جریان منجر شد و سفر آقای هیکل، فرمانده ارتش به واشنگتن به تعویق افتاد. به نظر من نمیشود با چنین توافقی به صلح دست یافت. نمیشود سرباز صهیونیستی به تمام منطقه حمله کند، خواستههای امنیتی و نظامی خود را تحمیل کند، معادلات امنیتی و نظامی را تغییر دهد و بازدارندگی خود را ایجاد کند و سپس بگوییم به صلح منتهی شد.
وی با بیان اینکه موضوع لبنان بخشی از موضوع بزرگ منطقه است، گفت: نمیتوان لبنان، غزه، عراق و یمن را از موضوع ایران جدا دانست. همانطور که نمیتوان مسئله امنیت سوریه را از امنیت لبنان جدا کرد. این یک موضوع درهمتنیده در منطقه است. بنابراین تا زمانی که نتانیاهو سر کار باشد و تا زمانی که راهبرد «حکمرانی بر اساس جنگ و تنش» و تغییر معادلات از طریق جنگ، تنش و ترور ادامه داشته باشد، به نظر من صلحی اتفاق نخواهد افتاد.
این تحلیلگر مسائل غرب آسیا با اشاره به واکنش حزبالله به چنین توافقی، گفت: حزب الله چند معیار دارد؛ اول، مخالفت رسمی و سیاسی، دوم، مخالفت رسانهای و ایجاد جنگ روانی علیه دولت، سوم، ندادن سلاح به دولت، چهارم، اعتراضات خیابانی علیه دولت و کسانی که دچار میل خلع سلاح هستند و پنجم که میتواند بسیار خطرناک باشد، درگیریهای داخلی است که حزبالله به دلایل مختلف نمیخواهد به آن وارد شود.
انتهای پیام












