گروه جامعه ایرنا - ساعت ۶ بامداد شنبه مراسم وداع با رهبر شهید باقی آغاز می شود، اما اطراف مصلی تهران از همین امشب حال و هوای صبح را دارد، صبحی که هنوز نرسیده، اما انتظارش در چهره مردم، در رفت و آمد خادمان و در نور موکبهایی که یکی پس از دیگری روشن شدهاند، دیده میشود.
آسمان اطراف مصلی جمعه شب رنگ دیگری داشت، نسیم شبانه در میان پرچمهای برافراشته میپیچد و خیابانهایی که امروز میزبان سیل عاشقان خواهند بود، آرام آرام آماده استقبال از مهمانان رهبر شهید میشوند.
انگار تهران جمعه شب کمتر میخوابد تا شنبه باشکوهتر از همیشه، بدرقهای تاریخی را رقم بزند، در گوشه و کنار مسیرهای منتهی به مصلی، تکیهها و موکبها آخرین آمادهسازیها را انجام میدهند.
دیگهای نذری برپاست، استکانها ردیف شده اند و خادمان با روی گشاده خود را برای پذیرایی از مردمی آماده میکنند که از ساعتهای ابتدایی بامداد راهی این مراسم خواهند شد.
در میان این شور خدمت، غرفههای مختلف نیز برپا شدهاند. هلال احمر با نیروهای امدادی خود آماده خدمترسانی است، تانکرهای آبرسانی در نقاط مختلف مستقر شدهاند و موکبهایی همچون «نباء عظیم»، «فدائیان ولایت» و حسینیه دارالمؤمنین، بیوقفه در حال تدارک امکانات برای عزاداران هستند.
در کنار همه این صحنهها، غرفه مادر و کودک تصویری متفاوت از این شب را روایت میکند، جایی که قرار است کودکان با مداد رنگیهایشان نقاشی بکشند و مادرانی که فرزند خردسال همراه دارند، لحظاتی را به استراحت بگذرانند، گویی در دل این اندوه بزرگ نیز برای آرامش کوچکترین مهمانان مراسم، فکری شده است.
در بخشهای فرهنگی نیز یاد و نام شهیدان زنده نگه داشته شده است، از شهدای جنگ اخیر و شهدای نیروی مقاومت گرفته تا شهدای مدرسه «شجره طیبه» میناب که روایت مظلومیت دانشآموزان شهید را برای حاضران بازگو میکند.
هر ساعتی که می گذرد بر شمار مردمی که خود را به اطراف مصلی میرسانند افزوده میشود، بعضی آمدهاند تا از همین امشب در کنار محل برگزاری مراسم بمانند و برخی دیگر تنها میخواهند پیش از آغاز وداع، سهمی از این شب متفاوت داشته باشند، شبی که تهران در آن نه فقط یک شهر، بلکه خانهای بزرگ برای میزبانی از عاشقان رهبر شهید شده است.
در این میان تعداد زیادی نیسان آبی به چشم می خورد که سراسر خیابان بهشتی پارک شده اند رانندگان بر روی تاج خودرو خوابیدهاند تا خود را برای خدمت رسانی به عاشقان رهبر شهید آماده کنند، به یکی از رانندگان که هنوز بیدار است و رفت و آمدها را نظاره می کند نزدیک شدم ، پرسیدم قرار است این خودروها فردا چه خدمتی ارائه دهند او که به نظر خسته اما آماده برای هر خدمتی بود گفت: اینها تانکرهای آبرسانی است روز هوا خیلی گرم است و مردم تشنه می شوند ما آماده هستیم تا آب خنک به آنها برسانیم.
در یکی دیگر از کوچه های منتهی به مصلی که نشانی از جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه بر سینه دارد هم دو پاکبان را دیدم که آرام آرام پیش می رفتند، از آنها خواستم تا اجازه دهند عکس بگیرم هر دو ایستادند، عکس را گرفتم، پرسیدم چند ساعت است که مشغول هستید؟ گفتند از بعدازظهر در حال نظافت خیابان ها هستیم، امشب خواب نداریم، بیداریم تا عاشقان رهبر شهیدمان پایشان را در مکانی تمیز بگذارند.
در میان هیاهوی آمادهسازیها، تصویری کوچک اما ماندگار چشم را میگیرد، شیلنگ آبی که از دل یک خانه تا حاشیه خیابان امتداد یافته و چند شیر آب بر روی آن نصب شده تا بیهیچ چشم داشتی، تشنگی رهگذران را برطرف و آنها را سیراب کند، انگار صاحب آن خانه خواسته است بگوید وقتی پای بدرقه رهبر شهید در میان است، حتی آب خانه هم باید نذر راه عاشقان شود.
همین چند شیر آب، روایتگر مهماننوازی مردمی است که میخواهند هرچه دارند، سهم زائران وداع کنند، گویی صاحبخانه، در خانهاش را به روی هزاران مهمان رهبر شهید گشوده و سادهترین داشتهاش را با دلهای بیشمار قسمت کرده است.
وقتی چشم می چرخانی خیل جمعیتی را می بینی که با چشمانی تر به سوی مصلی می روند، امشب این خیابان ها میزبان مردمی است که از هر نسل و با هر پوششی آمده اند، انگار قرار مهمی دارند، پیرمردی که با عصایش عاشقانه قدم بر می دارد، نوجوانی که پرچمی بر دوش دارد، مادری که دست کودکش را گرفته و در کنارش مادر دیگری کالسکه طفل خردسالش را به پیش می برد، تفاوت ها در این مسیر رنگ باخته اند و همه با دلتنگی راهی یک مقصد شده اند، دل هایی که برای وداع آمده اند و قدم هایی که بی اختیار به سوی مصلی کشیده می شوند، برای بدرقه رهبر شهید.
هنوز چند ساعت تا آغاز مراسم وداع باقی مانده است، اما تهران از امشب سوگوارانه بیدار مانده است، چراغ موکبها خاموش نمیشود، خادمان همچنان در رفت و آمدند و قدمهای مردمی که لحظه به لحظه به مصلی نزدیکتر میشوند، خبر از صبحی میدهد که در حافظه این سرزمین ماندگار خواهد شد، فردا خورشید بر شهری طلوع میکند که برای بدرقه رهبر شهید، یکپارچه به احترام ایستاده است.
این خیابان ها امشب روایتگر مردمی هستند که آمدهاند تا پیش از طلوع آفتاب، سهمی از وداع را با خود داشته باشند، تصویر امشب و فردا شب با آن موکبهای روشن، دستان خدمتگزار، اشکهای بیصدا و قدمهایی که عاشقانه به سوی مصلی میروند، برای همیشه در حافظه تهران و تاریخ این سرزمین باقی خواهد ماند.















