وداعی در قاب اشک و سکوت؛ روایت یک روز از مصلی تهران

ایرنا شنبه 13 تیر 1405 - 18:15
تهران- ایرنا- گاهی روایت یک رویداد، نه از تریبون‌ها و برنامه‌های رسمی، بلکه از ساعت‌هایی آغاز می‌شود که شهر هنوز بیدار نشده است. از نیمه‌شب، خیابان‌های منتهی به محل برگزاری مراسم به‌تدریج شاهد حضور مردمی بود که از نقاط مختلف خود را رسانده بودند. با طلوع خورشید، بر شمار حاضران افزوده شد و تا نیمروز، هم‌زمان با افزایش دمای هوا، روند حضور و برگزاری مراسم بدون وقفه ادامه یافت.

به گزارش روز شنبه ایرنا، تهران هنوز از خواب برنخواسته بود که مسیرهای منتهی به مصلای امام خمینی(ره) آرام‌آرام رنگ دیگری به خود گرفت. از خیابان‌های اطراف، گروه‌گروه مردمی به سوی مصلی حرکت می‌کردند؛ برخی با چهره‌هایی غمگین، برخی با قرآن در دست، عده‌ای با پرچم سه‌رنگ ایران و تصاویری از رهبر شهید انقلاب. مقصد همه یکی بود؛ آخرین وداع.

در ورودی‌های مصلی، سکوت بیش از هر صدایی به چشم می‌آمد. سکوتی که تنها با نوای تلاوت قرآن، ذکر صلوات و مرثیه‌سرایی شکسته می‌شد. صف‌های طولانی عزاداران، تصویری از مردمی را شکل داده بود که ساعت‌ها ایستادن را به جان خریده بودند تا تنها برای لحظاتی برابر پیکر رهبر شهید انقلاب ادای احترام کنند.

وداعی در قاب اشک و سکوت؛ روایت یک روز از مصلی تهران

نگاه‌ها، بیش از آنکه به اطراف باشد، به تابوتی دوخته شده بود که در میان انبوه گل‌ها و پرچم جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. بسیاری از حاضران زیر لب دعا می‌خواندند؛ برخی اشک می‌ریختند و برخی دیگر تنها با چشمانی خیره، گویی خاطرات سال‌های طولانی را مرور می‌کردند.

لنز دوربین‌ها، قاب‌هایی متفاوت از این وداع تاریخی ثبت کرد؛ مادری که کودک خردسالش را بر دوش گرفته بود تا او نیز شاهد این لحظه باشد، پیرمردی که با عصا و گام‌هایی آرام خود را به صف عزاداران رسانده بود، جوانانی که بی‌صدا اشک می‌ریختند و خانواده‌هایی که در کنار یکدیگر، اندوه مشترک خود را زندگی می‌کردند.

وداعی در قاب اشک و سکوت؛ روایت یک روز از مصلی تهران

فضای داخلی مصلی سراسر سیاه‌پوش بود. پارچه‌نوشته‌های عزا، پرچم‌های برافراشته و نور ملایم شبستان، حال و هوایی متفاوت به مراسم بخشیده بود. هر گوشه‌ای، گروهی در حال قرائت قرآن یا زمزمه دعا بودند و صدای تلاوت، همچون رشته‌ای نامرئی، جمعیت را به هم پیوند می‌داد.

در میان جمعیت، نیروهای امدادی، انتظامی و خادمان مراسم بی‌وقفه در رفت‌وآمد بودند. برخی بطری‌های آب میان عزاداران توزیع می‌کردند، برخی سالمندان را برای عبور از میان جمعیت همراهی می‌کردند و گروهی دیگر تلاش داشتند نظم مراسم را حفظ کنند. حضور آنان، بی‌آنکه در کانون توجه باشد، بخشی از روایت این روز بود.

در قاب‌های منتشرشده، چهره‌هایی دیده می‌شد که هر یک به شیوه خود سوگ را روایت می‌کردند؛ دستانی که برای دعا بالا رفته بود، اشک‌هایی که بی‌صدا بر گونه‌ها جاری می‌شد، نگاه‌هایی که بر پیکر رهبر شهید خیره مانده بود و لب‌هایی که با ذکر و صلوات همراهی می‌کرد.

وداعی در قاب اشک و سکوت؛ روایت یک روز از مصلی تهران

با گذشت ساعت‌ها، نه از شمار جمعیت کاسته شد و نه از شوق مردمی که از شهرها و استان‌های مختلف خود را به تهران رسانده بودند. موج عزاداران همچنان به مصلی وارد می‌شد و صف وداع ادامه داشت؛ گویی هیچ‌کس نمی‌خواست این آخرین دیدار را از دست بدهد.

تصاویر امروز، تنها ثبت چند قاب خبری نبود؛ روایتی بود از اجتماع مردمی که در فضایی آمیخته با اندوه، احترام و سکوت، برای وداع با رهبر شهید انقلاب گرد هم آمدند. هر عکس، داستانی مستقل داشت و در کنار دیگر تصاویر، روایت یک روز ماندگار را کامل می‌کرد؛ روزی که در حافظه تصویری این سرزمین، با چهره‌های اشکبار، دستان رو به دعا و صفوف فشرده عزاداران به یاد سپرده خواهد شد.

وداعی در قاب اشک و سکوت؛ روایت یک روز از مصلی تهران

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.